گنجور

حاشیه‌ها

 

با درود وسپاس فراوان
مصرع اول بیت دوم چنین است:
با کفر توان ملک نگه داشت ، ولی

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

نگین شکروی در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ بیدادگری


مصرع آخر باید سوال باشد و نه سال- ترتیب شعر چنین می گوید

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

جعفر در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۹


سلام. از زحمتی که برای فراهم آوردن این مجموعه کشیده اید قدردانی می کنم. امیدوارم روز به روز کامل تر و پربارتر شود. لطفا بیت ششم را تصحیح فرمایید به این ترتیب: “ماست” به ماه است، تبدیل شود.
ممنون

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

م.عبدالهی در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۹:۳۸ دربارهٔ غزل ۲۳۸


با درود وسپاس فراوان
مراد از “فیضی” ، شاعر و ادیب پارسی زبان هندی “فیضی دکنی ” است.

نگین شکروی در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ ستاره خندان


این شاعر توانا فارسی زبان دراین شعر خود بسیارواضع ساخته است .

احمد شکیب در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱


خوشا به حال جناب خیام.روحش شاد.واقعا دیدگان انسان را در مقابل حقایق بینا میکند.

حسام در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۸۷


این شعر زیبای پروین اعتصامی را زمانی که در کلاس سوم دبیرستان بودم (سال ۱۳۴۷) حفظ کردم و بقدری این شعر را دوست داشتم که گاهگاهی برای خودم باز خوانی میکردم ، امّا متاسفانه به مرور زمان قسمتهای زیادی از آن را فراموش کرده بودم . امروز پس از سالها این شعر را بطور کامل در سایت شما خواندم و لذت بردم

Anonymous در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۷:۴۵ دربارهٔ آشیان ویران


درمصرع اول بیت چهارم الف زایداست بنظر میرسد که (طلسم)بجای (اطلسط)درست باشد

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

مرشتانی در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۲۳


باز آمده ای کو که به ماگوید راز
هان بر سر این دوراهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز

قرمز آبی در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۱۱


در بیت اول سر زلفت صحیح است . با سپاس در پناه حضرت حق

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سعدی ملکی در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ بنفشهٔ سخنگوی


با تشکر در بیت سوم فکر میکنم در نسخه کتابخانه اینجانب (خویش ) نوشته شده و احیانا خویش صحیح باشد نه خویشتن . عزت زیاد اجرکم عندالله

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سعدی ملکی در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ شکوه ناتمام


“زان گلشن خود بادی بر چادر مریم زن” این مصرع به نظر من زیباترین و عفیفانه ترین اشاره است به آبستنی حضرت مریم مقدس (ع).

غلامرضا امامی در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۷۵


این داستان به نبردیازده رخ نامی است چون گودرز پهلوان با ده تن دیگر از جنگ آوران ایران. با پیران وده پهلوان توران نبرد تن به تن میکنند.

mossavi در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۶:۵۹ دربارهٔ داستان دوازده رخ


طعنه بر ما مزن ای دوست که خود معترفیم
دف زنان بر سر بازار به رسوایی خویش

محمودی در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰:۴۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴


به نظر میرسد در بیت دوم همین مصراع درست باشد
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی

پاسخ: با تشکر، با نسخهٔ چاپی به تصحیح شادروان فروغی تطبیق داده شد، فرمایش شما صحیح است. ضبط قدیمی را بازگرداندیم.

بیات در تاریخ ۸ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ غزل ۵۰۵


زاهد چه دهی پند مرا جامی ازین می؟ –>
زاهد چه دهی پند مرا؟ جامی ازین می،

پاسخ: با تشکر، علامتگذاری بیت تصحیح شد.

ح.ت. در تاریخ ۸ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۷


اگر دل دلبره دلبر کدومه وگر دلبر دله دل را چه نومه دل و دلبر بهم امیته وینم ندونم دل که و دلبر کدومه

شهباز در تاریخ ۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۳۴۴


مرغان بساتین را منقار بریدند
اوراق ریاحین را طومار دریدند
گاوان شکم خـواره به گلزار چریدند
گرگان ز پی یوسف بسیار دویدند
تا عاقبت او را سوی بازار کشیدند
اوخ به فروشنده دریغا ز خریدار

پاسخ: لطفاً اگر این بند متعلق به این مسمط است جای آن را مشخص کنید تا اضافه کنیم.

مجید هادیان در تاریخ ۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۲۶ دربارهٔ در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی


مهم نیست که شعر خیام عرفانی باشد یا نه
مهم اینست که شاعرانی همچون خیام و مولوی به صراحت و بدون هیچگونه تعارف حرف خود را میزنند و با این کار به ما هم یاد میدهند که صریح باشیم بعنوان مثال به این شعر خیام توجه کنید که با چه صراحتی بعضی از اعتقادات مارا به زیر سوال میبرد
یارب تو جمال آن مه مهر انگیز آراسته ای به سنبل و انبر نیز
پس حکم چنان کنی که در وی منگر این حکم چنان بود که کج دار و مریز

رضا در تاریخ ۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۲


دوست عزیز از اینکه این همه زحمت را متقبل شده اید از صمیم قلب سپاس گزارم
وبعد در این غزل که یکی از زیبا ترین غزلهای میرزا بیدل است مصرعه ها جای خودشون را عوض کرده یعنی از مرعه دوم بیت دوم الی اخر مثلا اصل بیت در دیوان چنین است:
در تبسم کم نشد زهر عتاب از نرگست/
کی به شورپسته ریزد تلخی از بادامها
ولی اینجا می بینید که در جای خود نیست و در معنی هم که دقت کنید متوجه می شوید. امید وارم که اصلاح بفرمایید.
موفق باشید

پاسخ: با تشکر، با مراجعه به اصل دیوان ترتیب مصرعها تصحیح شد.

رحیم الحامدی در تاریخ ۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۶


[صفحهٔ اول] … [۳۵۱۴] [۳۵۱۵] [۳۵۱۶] [۳۵۱۷] [۳۵۱۸] … [صفحهٔ آخر]