لشگرآرا در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴۴:
بیت نهم مصرع اول (چه سوی گنج کشیدش ز جمله خلق بریدش) صحیح آن " چو " می باشد.
ماخذ : دیوان شمس تبریزی - بدیع الزمان فروزانفر
عقل سرخ در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
وزنی زیبا و تند با قافیه میانی.طبق اطلاعات کسب شده فخرالدین عبدالصمد استاد شیخ بوده
مهربان در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
@سهیل قاسمی
با درود و عرض ادب، از پاسختان بسیار سپاسگزارم
آرش فضلی شمس آبادی در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۸۸:
اعنات در علم بدیع آن است که شاعر یا دبیر در سخن خود رعایت چیزی را التزام کند که آن ضروری و واجب نباشد، مثل آوردن سه باره «چشم» در هر مصراع در همین رباعی و یا نمونهی دیگری از سلمان ساوجی (کپی از گنجور):
چو چشمت هرگزم چشمی به چشمم در نمیآید
به چشمانت که چشمم را به جز چشمت نمیباید
چو چشمت چشم آن دارد که ریزد خون چشم من
اگر چشمت به چشمانم زند چشمی بیاساید
هر آن چشمی که میبیند به غیر چشم او چشمی
چو چشمش چشم تو بیند ز چشمش چشمه بگشاید
به سوی چشم من چشمی، بکن ای نور چشم منخ
که تا چشمم ز چشمانت به چشمانی بیاساید
به وعده چشم تو گفته: که چشمم را به چشم آرد
به چشمت هم شتابی کن که چشمم چشم میباید
چه دانی حال چشم من چو چشمت نیست در چشمم؟
که چشمم در غم چشمت چه خون از چشم پالاید
اگر چشمت به چشم آرد به چشم خویش سلمان را
خوشا چشمی که پیش چشم تو جانا به چشم آید
سلمان ساوجی
زهره نامدار در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۶:
صادق شیخ زاده ؛ در البوم مولا جان این غزل را خوانده است.
نادر.. در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:
دلارامِ نهان گشته ز غوغا،
همه رفتند و خلوت شد، برون آ!..
مریم در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۱۰:
در این بخش در بیتی نامۀ هفتخوان آمده، که براساس شاهنامه چاپ خالقی مطلق، چامۀ هفتخوان صحیح است
فرخ اشراقی در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱ - در پژوهش این کتاب:
آیا لغت "از" در مصرع دوم بیت
اگر چه در سخن کاب حیاتست
بود جایز هر آنچه از ممکنات است
اضافه نیست؟ به نظر میرسد وزن مصرع دوم به سبب وجود "از" خراب شده و وجود این لغت از نظر معنی هم لازم نیست.
فرید در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » بیات اصفهان:
شهر پر شکون قصر چلستون
پر شکون به معنای خوش یمن و مبارک
فاروق در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۶ - حکایت سلطان محمود و سیرت ایاز:
نگـــه در قفــا کــرد وی را بـــدیـــد
ز دیــدار او همچـو گـل بشکفید
بـدو گفـت کـای طُــرّهات پیـچ پیـچ
ز یغما چـه آوردهای؟ گفـت هیـچ
فاروق در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۶ - حکایت سلطان محمود و سیرت ایاز:
نگـــه در قفــا کــرد وی را بـــدیـــد
ز دیــدار او همچـو گـل بشکفید
بـدو گفـت کـای طُــرّهات پیـچ پیـچ
ز یغما چـه آوردهای؟ گفـت هیـچ
شهلا در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۱:
درود جناب بنازاده
هرکسی ازظن خود شدیارمن، وز درون من نجست اسرارمن
اردشیر در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۰۹:
با درود، بهتر میبود اگر مصراع آخر اینگونه نوشته میشد :
گزاری تا به کِی در انتظارُم
محمد صادق در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
این شعر رو مجتبی نیکام در مخالف سه گاه بسیار زیبا خوانده
بهنام در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:
ضمن تشکر از زحمات بعضی دوستان، با توجه به صراحت معنی این غزل، احساس میشه که ماله کشیه بسیار بیشتری نیاز هست.
کاظم در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
با درود، از جناب وارتان سپاسگذارم که به نکته دقیقی اشاره فرمودند حقیر تا پیش از این به این گمان بودم که لب از لبی صحیح است ولی با موشکافی استادانه ایشان موافقم که تعبیر لب بر لبی حالت قیدی دارد یعنی در حالت لب بر لبی چو چشم خروس داشتن، ابلهی است برداشتن...
و نیز از جناب آرش که به درستی به کنایه چشم خروس از جام باده اشاره کردند.
در پاسخ دیگر عزیز باید بگویم : سعدی شأنش اجل از شاهدبارگی و زن بارگی و این منکرات است که مواعظ سعدی جهانی را تربیت کرده است؛ در پس این سخنان رازآلود اما اسراری است صاحبدالان را.
و در پایان این نکته که بیایید اگر عاشق سعدی هستیم از هیچ سخنش ایراد نگیریم...
... در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۱ - در تعریض:
چه تعریض جالبی!!!
پس سر رشته در میان گم کرد...
بی سواد در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
حاج آقا
ممکن است این حاشیه را برای بی سوادانی چون من به فارسی ترجمه فرمایید؟؟
سپاس میگزارم.
کامبیز در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » ساقینامه:
با سلام
توضیحی در رابطه دوتا وتا
در سنت موسیقی ایران از عهد عتیق ساز های زخمه ای را به تعداد سیمهای انها نامگذاری میکردند تار ، دو تار ، سه تار که. این سنت در یونان نیز از ایرانیها گرفته در کتب انها ترجمه شده : مونو کرد(تار)٬ دیکردون(دوتار) تری گردون ( سه تار )
و کامل ترین ان ها طبق نظر کتب گذشتگان 3تار بوده است،
البته در طی زمان تعداد سیم ها تغییر در بعضی سازها تغییر کرده ولی نام های قدیم باقی مانده اند
بطور مثال تار اکنون در عمل سه تار است که البته شش تاری است که هر دو سیم با ها هم به یک صدا کوک میشوند
دوتار هنوز در خراسان وجود دارد
سه تار نیز سه تا تک تاری بوده که همین اواخر درویشی سیم باس ان را دوتیای کرده که قویتر صدا دهد و این سیم در نزد اهل به نام همین درویش نامیده میشود.
قابل ذکر است که از عهد باستان تا قرون وسطی فواصل موسیقی را بر روی تار (تک سیم ) محاسبه و پرده بندی میکردند که نت های موسیقی تعیین میشدند و در اصل شروع وپیدایش موسیقی بر روی تک تار بوده سازه ها ونغمات ودستگاها وجود خود را مدیون تک تار هستند
شاید حافظ که قطعا با موسیقی اشنا بوده (همانطور که در همین قسمت از شعر از کلمات فنی موسیقی استفاده کرده ) نظری به تکتار داشته
ریحان در ۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷: