گنجور

حاشیه‌ها

 

من همان دم که دلم را به تو دادم دیدم، سر و جان و دل و دین رفت زدست… همین

ع.کبیر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴


سلام دوستان گنجوری
با عرض خسته نباشید

ببخشید من ادعایی در فهم شعر ندارم ولی حدس میزنم بیت چهارم ، مصرع اول به این صورت است:
گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل میزنی

هم از نظر معنا درست میشود و هم با مصرع بعدی تطبیق پیدا میکند

پوزش

مریم در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۷۷


در بیت دوم کلمه مستسقی صحیح است

Anonymous در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را وتهدید کنندگان را


بازم ببخشید ولی می تونید در مورد نعل و مخصوصا جرقه ای که از بر خورد نعل تولید میشه هم تحقیق کنید حتی تو قرآن هم ازش یاد شده و باز معنی نعل در آتش کردن یعنی بی قرار کردن

آرش در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ غزل ۵۴۲


ببخشید ولی صورت به معنی کیفیت و یا چگونگی هم معنی میده دلیل اینه و میتونید با دوبار کلیک روی واژه تو لغت نامه دهخدا هم ببینید

آرش در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ غزل ۵۴۲


با سلام
در آغاز با یک سوال سروع می کنم آیا ترجمه ‌ناپذیری فرهنگی واقعیت است یا نظریه و حدس گمان؟
جناب آقای ثروتیان تورک هستن و دکتری زبان فارسی دارن، پس تسلط لازم و کافی ایشون در زبان مبدا نیست در زبان مقصد است صرف تورک بودن دلیل منطقی تسلط بر زبان مادری نیست. در شعر نقش قالب و محتوی چیست؟ آیا قالب شعر مهمتر است یا محتوی شعر؟ عزیز من تورکم و با تمام احترام میگم محتوی نقشی تو متون ادبی نداره و این قالب و رفتار شناسی شعره که نقش اصلی رو ایفا میکنه
حال جناب آقای ثروتیان دقیقا دچار همین اشتباه شدند ایشون محتوی فرضی خودشونو با کلمات ادبی ترجمه فرض کردن در صورتی که قالب این اشعار ، روایت واقعیت است نه سرودن بر پایه فرضیات
عاشیق رستم سازین دیللندیرنده
« از بهر ساز رستم عاشق بیان ببین »
این مشتی از انبوه اشتباه معناییه وقتی یک فارس زبان میخونه درکش مستقیم بطرف شاهنامه میره در صورتی که عاشیق اینجا صفت نیست بلکه اسمه عاشیق حرفه رستمه نه صفت رستم عاشیق تو زبان و ادبیات فارسی وجود نداره قالب اشعار عاشیق ها مقامی و
yanikh kerem Solo saz
جزئی از ساز های اونا بوده بنظر من بی تعارف میگم این هنر نیست افتضاح ادبیه

آراز در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ منظومهٔ حیدر بابا


سدیدجان لطفا اگر اطلاعات نداری نگو چیزی که اشتباست !!! چونکه بحث مذهب بوده خیلی هم بوده عزیزدل برادر

محسن در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۶


با جناب اقای زراعتگر موافقم و خود من نیز باتعدادی از مصراع های دیگر غزلیات در نحوه درج زیاد موافق نیستم . اگر چه همه حاشیه نویسان تایید کننده باشند . در همین غزل ملاحظه فرمایید که معنی چقدر میتواند متفاوت شود .

مجید در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۷۱


من هم باعلی اصغر موافقم.زیرا اصطلاح خربنده برای بزرگان و نیکان استعمال میشود.و بایزید برای او رهایی از کبروغرور را از خدا می خواهد تا بنده حقیقی شود.

صادق خوشبخت در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳


شرم است که ایرانیان دروغ ها و رویاهای یونانیان را که مکتوب شده بی علت باور کردند وبه ستایش بیگانه ها پرداختند .آیا میدانید داستان تخیلی اسکندر چند سال بعد از اومکتوب شده؟ علت هم این است که ایرانیان باستان تاریخ را کمتر مینوشتند وبیشتر سینه به سینه نقل میکردند و حالا مجسمه آزادی فخر ملتی بی ریشه به فرزندان کوروش دهن کجی میکند دو کتاب باارزش برای آگاهی عزیزان معرفی می نمایم ۱ سفر جنگى اسکندرمقدونى دروغ تاریخ دکتر احمد حامی

۲قصه سکندر و دارا اصلان غفارى

مریدان حافظ در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ بخش ۲۷ - نشستن اسکندر بر جای دارا


ماجرای شاه و گدا حکایت عظیمی است که تجلی بی نظیر آن در عاشقی است… همین

ع.کبیر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۲۷


خب اگر نگران نباشیم چی؟
اون وقت اون هم دیگه نگاهش به ما نیست و ولمون می کنه؟
عجب!

علیرضا در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۵۸۵


هر کسی اندر جهان مجنون لیلایی شدند

Anonymous در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۴۷


متاسفانه متن سزشار از اغلاط املایی است !

حمید در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۲۸


می دانستید مصرع اول این شعر در دیوان یزید ابن
معاویه است .وحافظ این مصرع را تضمین کرده است

امیر حسین در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱


دوستان کسی میتونه مفهوم این بیت رو بگه؟

در غمت داغ پدر دیدم و چون در یتیم

اشک‌ریزان هوس دامن مادر کردم

در یتیم ینی چی؟

وحید در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی


معنی «روهای چو مه در دهن مور ببین» چی می شه؟

مسعود در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۳۷


معنی «بر رو و سر پویان شود» چی می شه؟

مسعود در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۳۰


محسن که می خونه حال و هوای شعر برای شنونده ملموس تر میشه.
ولی یکی از ابیات توی متن شعر شما نبود.

Anonymous در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۹:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۵۴


شب آمد برافروخت آتش چو کوه

همان شاه در گرد او با گروه

اینم آتش..البته اگر ربطی با باده داشته باشه

دنی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۸:۴۶ دربارهٔ بخش ۲


[صفحهٔ اول] … [۳۴۴۴] [۳۴۴۵] [۳۴۴۶] [۳۴۴۷] [۳۴۴۸] … [صفحهٔ آخر]