گنجور

حاشیه‌ها

 

ببین به عربی هم نثر یعنی پخش کردن و معنی معجزه اوری ندارد حالا که از رسته به عنوان نثر انتظار دارید من هم موافقم با ان

شیخ ابو البرکات در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۳


جناب یزدانی عزیزم من معتقدم مثانه هم باید مسانه شود چون به میس و میز به معنی إدرار است و نیز مستراح نیز از مسه راه است یعنی راهی که برای مسک کردن سپری می شود هم اکنون در بهبهان ادرار را مسک می گویند حالا طرفدار نداریم اما روزی اشکار می شود

امین کیخا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ غزل ۱


به نظر بنده خیلی هم رساست مگه کلمه ای که تا بحال نداشته ایم نباید هرگز داشته باشیم فقط چون نا اشناست

سارا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۳


جسارتا به نظر من استفاده از واژه رسته گفتن به جای نثر بسیار زیبا و نو است ولی کامل و رسا خیر

مینا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۳


برادر خوبم جناب امین بهتر بود به جای استفاده از واژه دانایان از کاربران استفاده میکردید یا هتا اگر مقصودتان کاربران خاص و ویژه بود از صاحب نظران بهره میجستید چرا که عزیزان در صورت ثبت نظر دانا انگاشته شده اند از طرف خود که این پسندیده نیست ..

مینا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۳


مصراع از دور خدایا می کرد اشتباه تایپی داره، لطفا اصلاح کنید.

پیام در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۳


جناب دانش جوی دکتری فارسی ،ایران چند بار نگارش عوض کرده است از شما بعید است انکار بفرمایید ، غلت نوشتن هیچ توجیهی ندارد مردم کوچه و بازار باید همان زبان روزانه و معمولی را بکار ببرند ولی خداوندان ادبیات پیوسته( نظم) و رسته(نثر) مانند همه جا ازاد ند در نگارش و افرینش انچه ناخوداگاه می اید، ویراست نو به نوی فارسی برای دانایان إلزامی است اگر شما نپذیرید چه کسی گردن بنهد ، أزادی در نگارش برای اصلاح را نمی شود خرده گرفت اگر عیبی است برای نبود همت همگانی برای تغییر نگارش است ، پرسشی دارم ایا برادران تاجیک ما باید همچنین به نگارش پارسی با خط سر لیک ادامه دهند؟ ایا تغییر خط انها به نگر شما باعث قطع ارتباط انها با گذشته شان است؟

امین کیخا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ غزل ۱


سد درست است ولی اصلاح ان نیاز به شجاعت دارد . غلط هم غلت است باید غلت نوشته شود ، غوطه از گود است باید غوته شود

امین کیخا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ غزل ۱


گردون حشمی ز پایهٔ زفعت اوست
زفعت، رفعت
ز ر
گردون حشمی ز پایهٔ رفعت اوست

علی کریمی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۷


ستاره عزیزم در قلب منی همیشه

ستاره در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ غزل ۱


اشفتگی دارد سنان در عربی ولی به لری سن و گن کردن یعنی قلع و قمع کردن جالب است از سن سنان درست شده و از گن احتمالا جنه که به معنی سپر است شاید هردو فارسی باشند ولی مطمئن نیستم

امین کیخا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۹:۰۳ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۵


شکنجیدن به معنی تنبیه کودک بوده است سر کلاس و شمس تبریزی انرا در مقالات اورده است و گفته ویرا بشکنجیدم و …

امین کیخا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۸:۵۵ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۴


رسته به معنی رهیده به کار رفته است وان یعنی رها و جدا از دیگران و پیوسته هم که اشکار است یعنی دوکلمه متضاد به حساب امده اند خیلی جالب است ، در متن شاهنامه پیوستن و در پیوستن به معنی نظم گفتن است و شعر سرودن توصیه میکنم بجای نثر بگوییم رسته گفتن و ان یعنی چیزی نوشتن که از قید وزن رسته است ، اگر دانایان موافقند نظرتان را بنوسید ، زهی شکر پارسی زهی سعدی خوش سخن و زهی شگون این سحر

امین کیخا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۸:۵۲ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۳


معلم دوم سکوت اخلاقی داشته که از مراحل سکوت سالکانه ست

مینا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۸:۵۰ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۴


طپنچه سیلی است و لطمه

مینا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۸:۴۸ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۴


وزن شعر اشتباه نوشته شده است، صحیح آن این است:
از صومعه رختم به خرابات برآرید
مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل

مژگان زرین نقش در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۸:۴۵ دربارهٔ غزل ۳۱


مقت را در قران به خشم دیده ام ترجمه کرده اند اما به ظاهر به معنی زشتی است و تنفر و انچه با طوی نوشته شده به معنی نرمشپذیر است در عربی و شاید با تا شدن فارسی پیوندی داشته باشد و بهر سوی باید طوطی باشد که به اشتباه نوشته شده است

امین کیخا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۸:۴۳ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۳


التمر یانع و الناطور غیر مانع یعنی
خرما رسیده است و نگهبان مانع نمی شود
و این شرایط یعنی دزدی قطعی ، اینجا ٢ لغت عربی سخت بکار رفته که به عربی روزانه نیست و سعدی استادی خودش را در عربی هم نشان داده است

امین کیخا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۸:۳۵ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۲


سنان گاهی به معنی شمشیر است و گاه سر نیزه

مینا در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۸:۳۱ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۵


امرد از الف بعلاوه مرد درست شده یعنی کسی که مرد نشده هنوز و ریدک هم می گویند به ان و عربی نیست و به قول سعدی مستعرب است و به قول کسی عربیده است، کتابی با متن زیبا به نام خسرو و ریدکان وجود دارد که عالمی لغت دارد

ادروک در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۸:۲۸ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۱


[صفحهٔ اول] … [۳۴۴۳] [۳۴۴۴] [۳۴۴۵] [۳۴۴۶] [۳۴۴۷] … [صفحهٔ آخر]