گنجور

حاشیه‌ها

ابن فردوس در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

مورد دیگر استفاده از برادر به عنوان مخاطب در این مصرع : محتاج جنگ نیست برادر نمی کنم.
جای دیگری در غزلیات حافظ استفاده شده یا همین یک مورد است؟

ابن فردوس در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

شیخم به طنز گفت به لحاظ معنایی غریب تر از مواردی است که اشاره شد.
خواندن شجریان دلیل بر درستی نمی تواند باشد.
به گمانم طعنه درست تر می آید و پیش تر از آن اصالت ابیات محذوف باید مورد دقت بیشتر قرار گیرد.

هادی در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

با اشعار مولانا پرواز میکنم خصوصا اونایی که مخاطبش شمس بوده
بسیار بسیار عالیه سایتتون

۷ در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱:

سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان سعدی
ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را؟
استسقا یا استسقاء: آب خواستن و گونه ای بیماری که بیمار عطش بسیار برای آب دارد و در فارسی به آن خشک آمار یا خشکامار گویند
در برابر خشکامار واژه گسنامار را داریم که گرسنگی شدید است.
دهخدا:خشک+آمار(آماز)
گسن+آمار(آماز)
شاید بخش دوم این دو واژه "مار" به معنای مادر و زادن است.

حسین فرزین در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۴:

چه بجای چو زیاد بکار رفته است لکن اینجا در نوشته ها " چو " آمده است . نیز معنای مندیل ، همان عمامه یا دستاری است که عموما توانگران و آبرومندان بر سر می نهاده اند .
درود و بدرود

فراهانی-م در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:

باسلام و احترام
بسم از هوا گرفتن.... بنظرم منظور شاعر خیلی بالاتر است و بیشتر این معنا به ذهنم متبادر میشود که:
هوسبازی از (سن)من گذشته زیرا که از (جوانی و) خامی به پختگی (در عشق) رسیده ام /همه چیز در اختیار توست و تو به من فرصت (عرصه ی جولان) نمیدهی .
به تو حاصلی ندارد... :فایده ای ندارد غمی که (از عشقت) هر روز بر من میگذرد را به تو بگویم زیرا یک شب بیخوابی نکشیده ای که برایت به اندازه ی سالی طول بکشد .
چه نشینی ای قیامت ...:چرا نشسته ای (ای آخر زیبایی) برخیز و قامت بلند بالایت را به نمایش بگذار تا ببینند در مقابل قامت تو سرو بوستان راست قد نیست.

... در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۵:

ممنونم از لطفتون

بچه ایرون در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

بسیار شکیبیده ایم ، دریغا ! مادر گیتی کس چون سعدی نزاده است
باز هم صبر میکنیم به یقین در راه است.
خواهد آمد ،به گلستانمان خواهد برد به بوستان
غزل عشق خواهد سرود
بختمان باز خواهد آمد
از در در خواهد آمد ، از خود به درمان خواهد کرد
بی خبرمان خواهد کرد
خویش باز خواهیم یافت
دل قوی میداریم
بر ما بسی کمان ملامت کشیده اند
ما نه آنیم که از دور فلک زبونی کشیم
مردی از خویش برون خواهد آمد
کاری خواهد کرد کارستان.
باد نوروز بر خواهد خاست
در باغچه گل افشان خواهد کرد.
........

Atessa در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷:

خوالیگران=آشپزها

Atessa در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷:

پهلو= پهلوان

Atessa در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷:

سبک نزد شاهش گشادند راه=
تند و تیز به نزد شاه رفتند.

Atessa در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷:

که بودند در پادشاهی نشان= که مقام و منصب در حد پادشاهی داشتند

Atessa در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷:

ایدر مایست= اینجا نایست.

Atessa در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷:

مردی دویست= دویست نفر

Atessa در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷:

روارو= همان " دور شید، کور شید" که در دربار ها برای آدمهای مهم می گفتند

کمال داودوند در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۲۱:

برای شفای بیماران تصادفی صلوات
بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 4523

داور در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

دوستان دست اندر کار این سایت لطفا راهنمایی کنید که آن نوشته ها در حال حاضر کجا رفتند آیا میتوان به آنها دست رسی داشت چون بعد از اتمام روی درج حاشیه کلیک کردم مثل همین نوشته که حال برای شما ارسال میکنم .

داور در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

ضمن خسته نباشید باید گفت که الحق که بانیان گنجور نام بسیار بامسمائی به این قسمت یعنی حاشیه بنویسید گذاشتند چون از این همه آنهم بیشتر برای یک مصرع واقعا حیر ت انگیز است و البته بودند آن دسته از دوستان که مطالب باید گفت داخله پر بار نوشته اند که آگاهی دهنده هستند و دستشان درد نکند بقول معرف حافظ با انگشت به ماه اشاره دارد و ما بر سر چگونگی دست اشاره دست چپ است یا دست راست است نه تنها اینجا حاشیه نوشتیم بلکه در تاریخ و سرنوشت بشریت نگاه کنی کمتر دستهای بسمت سوی ماه رفتند اکثرا بر سر دست اشاره چه جنگها و چه ویرانیه و چه سرنوشتها برباد رفته که این حکایت همچنان باقی است و اینطور که پیداست هنوز زمانها این روند ادامه خواهد داشت که این هم از قانونهای خود آگاهی است که به قول اقبال لاهوری : هست این میکده و دعوت عام است اینجا
قسمت باده به اندازه جام است اینجا
حرف آن راز که بیگانه صوت است هنوز
از لب جام چکیده است و کلام است اینجا
بهر روی حافظ در مصرع دوم " که عشق آسان نمود اول , ولی افتاد مشکلها " من میخواهم از تمام حافظ دوستان این سوال را بپرسم به نظر شما حافظ چند ساله بود این غزل را سروده ؟ آیا به اشراق یا روشن ضمیری رسیده بود یا نه ؟ چوت همگی تان هم آگاهید هم در زندگی تجربه کرده ایم که تنها دورانی این اتفاق یعنی عشق آسان رخ میدهد که تازه قدم از نوجوانی به جوانی انسان میگذارد ناگهان زود عاشق میشود و ناگهانی نیز تمام میشود به خاطر مشکلات بعدی که بوجود می آید اما همگی ما میدانیم وقتی این غزل را سروده حافظ در واقع به استناد خود همین شعر هفت مرحله عشق را دارد می گوید که تجربه کرده و باز به تجربه همگی ما میدانیم بعد از گذر به ستین بالا و درگیریهای . مشغله های زندگی دیگر عشق حتی بسیار مشکل هم رخ نمی دهد تا چه رسد به آسانی شروع شود پس آیا به این فکر نکرده اید که حافظ از کدامین عشق می گوید که همانند دوره جوانی رخ میدهد و بعد این مشکل ها چیست که مافتد و چرا؟ که تفسیر این خودش گفتگوها می طلبد تا اینجا در همین مصرع تمام میکنم تا بیت دوم بسیار شاهکار است و جز قدرت عشق کسی را یارای هنرمندی با واژه های که جاودانه زنده هستند و همیشه تازه تر همه تازها مرحله های طی طریق عشق را بسراید بقول مولانا گفت : عشق را از من مپرس از عشق پرس
ترجمانی منش محتاج نیست
عشق ابر در گوهر بار است ای پسر
عشق خود را ترجمان است ای پسر عشق السون برهمه .

احسان در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظاهر کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست:

یکی دیگر از شاهکارهای ادبیات پارسی
موافق و هم سوی با
ناگهان موجی ز بهر لامکان آمد پدید ، مولانا
ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟ ، حافظ
و
...
باشد تا ما هم برسیم به این درک و این شهود

۷ در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۹ - حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرت:

به نظرم دور نیست که جمهور و جمهوری ریشه در گروه و گروهی داشته باشد.
که جمهور در سایه همتش/ مقیمند و بر سفره نعمتش

۱
۳۴۱۸
۳۴۱۹
۳۴۲۰
۳۴۲۱
۳۴۲۲
۵۷۱۰