گنجور

حاشیه‌ها

 

صورت درست این غزل به روایت زیر است:

حرم جویان دری را می پرستند
فقیهان دفتری را می پرستند

گروهی زشت خوی اند اهل دانش
که زیب و زیوری را می پرستند

مبر غیرت که که عشّاق مجازی
ز خود ناخوشتری را می پرستند

عجب دارم ز دین اهل عصیان
که دامان تری را می پرستند

از آن دعوی به شیخ و برهمن ماند
که هر یک داوری را می پرستند

برافکن پرده تا معلوم گردد
که یاران دیگری را می پرستند

ز اهل درد شو عرفی که این جمع
گرامی گوهری را می پرستند

پیرایه یغمایی در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۵:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۹


نادرست:
عرفی تشنه را ز من، مژده که گر نایستد
آب حیات از کف، خضر سراغ می خورد

درست:
عرفی تشنه را ز من، مژده که گر نایستد
آب حیات از لب ِ خضر سراغ می خورد

اگرچه واژه ی (کف) از نظر معنایی زیباتر است، اما در سه نسخه ای که من دارم (لب) نوشته شده و (لب ِ خضر) است ؛ با کسره ی اضافه ، نه ویرگول مکث

پیرایه یغمایی در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۵:۲۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۸


نادرست:
بی ادبی است موسی ام، ره بدهی به طور خود
کو لب شعله می گزد، شمع و چراغ می خورد

درست:
بی ادبی است موسی ام، ره مدهش به طور خود
کاو لب شعله می گزد، شمع و چراغ می خورد

پیرایه یغمایی در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۵:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۸


نادرست
از چمنی نمی برد، نعمت برگزیده را
آن که وظیفهٔ ثمر، از همه باغ می خورد

درست:
از چمنی نمی برد، میوه ی برگزیده ای
آن که وظیفه ی ثمر، از همه باغ می خورد

پیرایه یغمایی در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۵:۱۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۸


نادرست:

طوبی و خلد عافیت، می نخرم به مشت خس
زان که تذرو این چمن، طمعهٔ زاغ می خورد

درست:
طوبی ِ خلد عافیت، می نخرم به نیم جو
زان که تذرو این چمن، طمعه ی زاغ می خورد

من شخصا ً فکر می کنم به یقین بسیار کلمه ی (طوبی) هم باید (طوطی) باشد چرا که بعد از آن نام دو مرغ دیگر می آید و مقایسه ای میان آنهاست. اما در سه نسخه ای که در دست دارم(دو خطی و یک چاپی) هر سه واژه ی مورد نظر (طوبی) بود

پیرایه یغمایی در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۵:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۸


نادرست:
نمکسایی کن ای عشق از برای زخم بیدردان
که زخم با نمک سود از دیم شمشیر می آید

درست:
نمکسایی کن ای عشق از برای زخم بیدردان
که زخم ما نمک سود از دم شمشیر می آید

پیرایه یغمایی در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۷


نادرست:
شهنشاهی به ملک دلبری در ترکتاز آمد
… ز نور حسنش مهر و مه زیر می آید

درست:
شهنشاهی به ملک دلبری در ترکتاز آمد
که چتر نور حسن اش مهر و مه در زیر می آید

پیرایه یغمایی در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۷


نادرست:
هوس هم جوش عشق آمد، وه چه ظلم است این
که روباه مزور همعنان شیر می آیذ

درست:
خرد همدوش عشق آمدبه میدان ، وه چه ظلم است این
که روباه مزور همعنان شیر می آید

پیرایه یغمایی در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۷


نادرست:
ز بهر عافیت زانو نرنجانی که از گرمی
سر شوریده ی من عشق را زانو بسوزاند

درست:
ز مهر ای عافیت زانو نرنجانی که از گرمی
سر شوریده ی من عشق را زانو بسوزاند

پیرایه یغمایی در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۶


نادرست:
خوش آن محفل که از می گر سرایم رو بسوزاند
به هر جانب که غلتم داغ در پهلو بسوزاند
درست:
خوش آن محفل که از گرمی شرابم رو بسوزاند
به هر جانب که غلتم داغ دل پهلو بسوزاند

پیرایه یغمایی در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۶


نادرست:
بحر عشق است و به هر گام هزاران گرداب
این نه بحریست کزو کشته به ساحل برود

درست:
بحر عشق است و به هر گام هزاران گرداب
این نه بحری است که کشتی سوی ساحل برود

پیرایه یغمایی در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۵


نادرست:
ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
تا ابد کشته ی زار از پی قاتل برود
درست:
ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
تا ابد کشته ی دل از پی قاتل برود

پیرایه یغمایی در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۵


نادرست:
بگذر از دارالشفای عشق کز بهر علاج
هر نفس آید مسیح آن جا و بیمار آورد

درست:
مگذر از دارالشفای عشق کز بهر علاج
هر نفس آید مسیح آن جا و بیمار آورد

پیرایه یغمایی در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۴


نادرست:
بس که زخم غمزه خوردم زمین مشهدم
خرمن خنجر به جای بوته ی خار آورد

درست:
بس که تیر غمزه ات خوردم زمین مشهدم
خرمن خنجر به جای بوته ی خار آورد

و در جای دیگر (نیش غمزه) هم ثبت شده

پیرایه یغمایی در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۴


نادرست:
تا فریبد ابلهان را در متاع روی دوست
آسمان پیش از تو یوسف را به بازار آورد

درست :
تا فریبد ابلهان را از متاع روی دست
آسمان پیش از تو یوسف را به بازار آورد

متاع روی دست یا متاع سر ِ دست کنایه از متاع سهل و کم بهایی است که پیش از متاع گرانمایه و نفیس عرضه می شود

پیرایه یغمایی در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۴


بیتی دیگر از این شعر جا افتاده :
گفتم کـــه خــدا داد مــرادت بــه وصـالش

گفـــــتا که مــرادم به وصالش نه همین بود

سعید سلامات در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۰۵


kheyli bahali nezami,khoda rahmatet kone

امیر در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ بخش ۵۵ - آگاهی یافتن خسرو از عشق فرهاد


در یک نسخه چاپی قدیمی این شعر منسوب به حافظ آمده است ، بعلاوه یک بیت اضافه در آخر شعر که اینچنین است :
گفتم که ز حافظ به چه حجت شده ای دور / گفتا که همه وقت مرا داعیه این بود

سعید سلامات در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۰۵


با سلام به دوستان و اساتید گرامی
من هرچه به دنبال بیت معروف زیر میگردم آن را در شاهنامه نمی یابم. عزیزان میتوانند راهنمایی کنند که این بیت دقیقا در کدام قسمت شاهنامه پیدا میشود؟

بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

یاشار در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ بخش ۱۷


اصلاح بیت اول، مصراع اول: … شکرستانی

سیاوش در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۳۰


[صفحهٔ اول] … [۳۲۵۸] [۳۲۵۹] [۳۲۶۰] [۳۲۶۱] [۳۲۶۲] … [صفحهٔ آخر]