عمر شیردل در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴:
بیت ششم ، مصرع دوم ، چنین تصحیح شود :
یا مرا با خودببر...
شهرام در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
اولا" که طبق نظر کارشناسان و محققین در رابطه با مقایسه اشعار ذکر شده بنام موش و گربه با سایر اشعار زاکانی بنظر می آید که نویسنده شخص دیگری به غیر از زاکانی باشد که بهر صورت جای بحث بسیار داشته و از وقت و حوصله در این مقطع خارج است. بهر حال بنظر می آید که نویسنده این مقاله، خانم کیانا خزاعی اطلاعات چندانی نیز از شاهنامه فردوسی ندارد وگرنه هرگز داستان و سبک و تِم اشعار موش و گربه که در حقیقت شبیه یکی از سری کارتونهای "تام و جری" میباشد را با اثر عظیم حماسی حکیم طوس فردوسی بزرگ مقایسه نمی کرد تا جایی که ایشان گربه را به رستم پهلوان تشبیه میکند و بیژن را به پسربچه ای سرخورده که در راه عشق بچه گانه ای دل از کف وی برون شده!!! در جایی که ایشان میگوید؛ داستان بیژن و منیژه شاهنامه درباره منیژه دختر تی نیجر؟!!! یکی از شاهان با پسری همسال خود بیژن میباشد!!! آیا خانم خزائی مطمئن هستند که داستان عاشقانه بیژن و منیژه که اتفاقا" بر خلاف نظر ایشان خالی از هرگونه طنز میباشد را با فیلم هالیوودی موزیکال "داستان وست ساید" اشتباه نگرفته اند...در ضمن اضافه کردن حرف الف در انتهای هر مصراع از اشعار موش و گربه آن را واجد شرایط برای مقایسه با اشعار داستان بیژن و منیژه شاهنامه مقدس نمی کند. نقد و برسی آثار ادبی و فرهنگی به همین سادگی و با این درجه از سطحی نگری به هیچ نوع امکان پذیر نمی باشد. خانم خزایی بهتر است قبل از نوشتن هر مقاله بیشتر مطالعه و از هر لحاظ جوانب هر مبحث را در نظر بگیرند.
حمید در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد:
2- در بیت دهم، به دلیل معنا و زیبایی عوض شود
حمید در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد:
با سلام، در این شعر 2 نمونه از اشتباه تایپی می بینم.
1- در بیت دوم، مصراع اول "لنگ لگان" نوشته شده است و درست این است "لنگ لنگان"
2-
nabavar در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:
{ این برداشت شخصی خودم بوده و هست }
محمد حسین جان
امید که این برداشت را با مطالعه و تحقیق یافته باشی ،
که تاریخ چیز دیگری می گوید.
خوش باشی
روفیا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
درود
دور است سر آب از این بادیه هش دار
تا غول بیابان نفریبد به سرابت
هر چند اینجا غول بیابان یعنی بیابانی که چونان غول بزرگ و ترسناک و فریبکار است،
لیکن بنده دوست دارم خیال کنم بیابان در خود غول هایی مانند انواع و اقسام غول های افسانه سندباد جای داده است:
غول نفت، غول شن، غول باد...
چه می شود کرد، این فرم ها بخشی از کودکی مرا شکل داده اند و برایم نوستالژیک هستند.
خصوصا که به تازگی شنیدم در افسانه هایی آمده است که در قدیم مسافرانی که از کاروان بازمانده بودند، به دام غولی می افتادند که ابعادشان را اندازه می گرفت و اگر با اندازه استاندارد خودش نمی خواند سر و تهشان را می زد تا استاندارد شوند!
این طرز فکر غولان است، از آن بپرهیزید!
بگذریم، بابک جان هایی بودند که گویی هر دو در اسطوره شناسی خبره بودند. ایکاش درباره این افسانه نام و نشانی ما را می دادند.
یا دیگر دلبندان،
سپاسگزارم.
محمد حسین در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:
عزیز منبر کدومه. ای کاش منبریهای ما از این چیزا بلد بودن که اگر بودن الان وضع این نبود. اتفاقا این برداشت شخصی خودم بوده و هست. به سالیان دور هم بازمیگرده. حرف امروز و دیروزم نیست. کاملا شخصیه. و البته نزدیک. به قول خودش هر کسی از ظن خود شد یار من. چه بخواهیم چه نخواهیم سرریز از توحیده و البته به چنان واقعهای نزدیک
محمد حسین در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:
درود بر جملگی دوستان. نمیدانم چرا برخی علیه انتساب بیت «خنک آن قماربازی ...» به واقعه کربلا و شخص حسینابن علی، زاویه گرفتهاند. گیریم که برداشت شخصی باشد، به واقع که چه برداشت نزدیکیست. که را در تاریخ سراغ دارید که چنین در وادی عشق و توحید قماربازی کرده باشد؟ مگر جز این بود که هر چه داشت، داد و چیزی جز هوای قمار آخر که جانبازی خود بود برایش نماند. به هر حال خوشبرداشتی است و این بیت به توحید و شخص ایشان و جانبازی در ره عشقبازی با پروردگار بیش از هر چیز دیگری نزدیکتر مینمایاند.
محمد حسین غیاثی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:
سلام.استاد میفرمایند گرو بود سرم از ان بعد که میفرمایند همسر یعنی برای انتخاب همسر سرم گرو یاد تو بود و الا استاد دلش را در گرو محبت دنیوی نداشت در سایر ابیات به وضوح استاد جنس عشقش را بیان میکند وقتی سیزده میشود همه از شهر بیرون میایید یعنی همه منتظر زمان خاصی هستند الا من ,که هر وقت از شهر تعلقات شما بیرونم خطاب به منادی شعر یا سایر ابیات که تک به تک حکایت از عشقی خدایی دارد و میخواهد مخاطب را از اشتباه این تصور که شهریار هنوز پایبند یک محبت گذری دنیا مانده در بیاورد و سیر سمایی خود را به رخ منادی شعرش بکشد خدایش بیامرزد ,بو علی اوغلودی ازاده لرین مرد و مرادی
کمال داودوند در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:
دراین رباعی خرابات یه مفهوم میخانه تلافی میگردد
جمع این رباعی از 8973
بانوی انار در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:
این همه لطافت,این همهههه احساس,این همه عشششق مگه میتونه اشک آدمو درنیاره؟
آرش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت بلبل » حکایت درویشی که عاشق دختر پادشاه شد:
نان آوان مانده یعنی نانی که در مغازه نانوایی آویزان میکنند .یعنی نانی در دست داشت مثل نانوا که نان را آویزان میکند فقیر هم در دستش نانی داشت یا آن نان از نانهای آویزان شده مغازه نانوایی بود که معمولا چند روز مانده و غیر قابل استفاده
ارشیا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:
سلام. سایتون واقعا عالیه.
تو کتاب ادبیات ما برخی از ابیات تفاوت هایی جزئی داشتن، مثلا تو بیت
سوم به جای "کردار" از "آیین" و به جای "کام" از "نام" استفاده شده بود.
هم چنین در بیت پنجم به جای "به نیکی نرفتی" از "ز نیکی نبودی" استفاده شده بود.
مجتبی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:
به نظرم وزن شعر (مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن) است.
ایرج در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
در جواب بیداد عزیز
برای اطمینان بیشتر دوباره این همخوانی رو شنیدم،استاد اون مصرعی رو که فرمودین درست میخوانند
دامون در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲:
به نظر من این شعر یا غزل مانند بیشتر غزلیات شمس تبریز، زیر ساطور کاتبان مزدور رفته، نه اینکه فکر کنی دارم از حضرت مولانا یک امام زاده میسازم ،نه، این یک کلاغ و چهل کلاغ، عزیز، سینه به سینه به ما رسیده و نمیتوان به صادق بودن آن استنادی داشت؛ از این گذشته برای اصل بودنِ سند باید استنادها را دید، حتی معنی تحتُ الفضی این ابیات هم قابل افحام نیست، با اینکه یکساعت وقت گذاشتم و داخل لغتنامه ها را گشتم از محملات بلغور شده نه شمسی یافتم و نه خدایی، این غزل انقدر دست خورده گی دارد که با دلیل و ُبرحان و جا به جاکردن و یا مثبت منفی کردن کلماتش هم نمیتوان بویی از انگیزه نوشتنش استنشاق کرد، تمام!
دامون
مجتبی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸:
به نظرم وزن شعر (مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن) صحیح است، لطفاً بررسی و تصحیح شود.
Dimo در ۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:
بسیار زیبا راحت و مستقیم بیان کردند که :
آنهایی که واقعا در فضل و ادب به کمال رسیدند عمر خود را بر سر نشان دادن راه گذاشتند هم دریای بیکران علم بی انتها بود و هم توانایی های مردم به یک اندازه نبود درنتیجه سخن ژرف و عمیق شان افسانه انگاشته شد و...
حجازی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۰:
این رباعی در متون کهن و اصیل به نام شیخ روزبهان بقلی ثبت گردیده است. لذا نه از خیام است نه بوسعید بلکه از روزبهان بقلی شیرازی است.
شهرام در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه: