نیکومنش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
درود بیکران بر دوستان
چو نافه بر دلِ مِسکین من گِره مفکن
که عهد با سر زلف گره گشای تو بست
معنی:همانگونه که نمی توان با گره زدن کیسه نافه مانع از بویندگی نافه شد ای دلبر من با جفا کاری گره در کار من ایجاد نکن که دل من با زلف خوشبو و گره گشای تو قبلا هم پیمان شده و معامله کرده و عهد همیشگی بسته که دلارامی را همیشه از تو به یادگار داشته باشد
درود بر جویندگان و پویندگان راه راستی
نیکومنش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
درود بیکران بر دوستان
مرا و سرو چمن را به خاک ره نشاند
زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست
قصب:نوعی پارچه حریر و ابریشمی لطیف -نرگس قبا :تشبیه گشودگی جامه یار به جهت نمایاندن زیباییه به گل نرگس -نرگس قبای تو :وجود یار به لباس حریر وابریشمی چاکدار گشوده وچشم بازی تشبیه شده که باعث گشایش در احوال عاشق می شود-قصب بستن :بافتن لباس و جامه-زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست :کنایه از پا به هستی گذاشتن یار و به دنیا امدن
معنی بیت :از ان زمان که زمانه و فلک وجود تورا همچون قبای ابریشمی چاکدار و گشاده چون نرگس افرید از انجاکه گشاد کار من از زیباییهای نمایان از این پوشش توست همچون سرو چمن که مقیم در مسیر گل نرگس است من هم همچون خاک مقیم راه منزل و کاشانه تو هستم
درود بیکران بر جویندگان و پویندگان راستی
محسن حیدرزاده جزی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:
مصرع نخست بیت پایلنی نادرست تایپ شده است ظاهراً به این شکل صحیح است :
صورت حال خصم و خاقانی
محسن حیدرزاده جزی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
خواجو هم ، گویا بعد از سفر به اصفهان ، از باغ کاران یاد کرده است :
خواجوی کرمانی » غزلیات
راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود
در میان باغ کاران یا کنار زنده رود
باده در ساغر فکن ساقی که من رفتم بباد
رود را بر ساز کن مطرب که دل دادم برود
جام لعل و جامهٔ نیلی سیه روئی بود
خیز و خم بنمای تا خمری کنم دلق کبود
گر تو ناوک میزنی دور افکنم درع و سپر
ور تو خنجر میکشی یکسو نهم خفتان و خود
شاهد بربط زن از عشاق میسازد نوا
بلبل خوش نغمه از نوروز میگوید سرود
در چنین موسم که گل فرش طرب گسترده است
جامهٔ جان مرا گوئی ز غم شد تار و پود
آن شه خوبان زبردست و گدایان زیردست
او چو کیخسرو بلند افتاده و پیران فرود
میبرد جانم برمحراب ابرویش نماز
میفرستد چشم من بر خاک درگاهش درود
چون میان دجله خواجو را کجا بودی کنار
کز کنار او دمی خالی نیفتادی ز رود
محمد تقوی رفسنجانی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
پیشنهاد میشود نگارش ابیات بگونهای باشد که خواندن آن روانتر باشد:
مصرع اول بیت چهارم را باینصورت بنویسید:
سرشکِ گوشه گیران را چو دَریابند ، دُریابند
یا مصرع دوم بیت ششم:
ز فکرْ آنان که در تدبیر درماناند، درمانند
بنظر میرسد مصرع فوق که در بعضی نسخهها دو بار تکرار شده
صحیح نیست و شعر را آنگونه که جناب دکتر قمشهای هم فرمودهاند
از سلامت و هماهنگی لفظ و معنی دور کرده است.
بنابراین ، غزل از هفت بیت درست شده که بیت 6 و 7آن باینصورت
است:
چو منصور از مراد، آنان که بردارند، بر دارند
زفکرْ آنان که در تدبیر درماناند، درمانند
(بردارند اول بمعنای برخوردارند است)
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
بدین درگاه حافظ را چو می خوانند میرانند
رضا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰:
آقای علیرضا قربانی عبارت " خورشید لقا" را بدون کسره خورشید به صورت یک صفت خوانده ان اما در آلبوم یادگار دوست، دکلمه کننده با کسره خورشید، تلفظ کرده که به نظر صحیح تر می رسد، نظر شما چیست؟
محسن حیدرزاده جزی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۵:
در بیت پنجم ، "در نمی یاری گذشت " درست به نظر می رسد .
nabavar در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۲:
نمی دانم چرا تمام حاشیه های این حقیر که پاسخ سؤالات دوستان است به باز بینی میرود
nabavar در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۲:
Dana Taha عزیز
پاسخ شما در دست باز بینی ست
nabavar در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۲:
Dana Taha عزیز
اگر اینطور بخوانیم معنی می دهد:
آن کس که از او صبر محال است و سکونم
بگذشت ، ده انگشت فروبرده به خونم
آنکه صبر و آرامش مرا گرفته ، در حالی که ده انگشت اش به خون من آغشته است ، از من گذشت و رفت
زنده باشی
کمال داودوند در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:
8233
معصومه در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
از آقای سید علی ساقی خیلی خیلی ممنونم به خاطر اینکه تمام شعر رو به زیبایی معنی کردن،وهمچنین ممنون از سایت خوبتون، ای کاش برای شعرهای دیگه ی حافظ هم معنی بذارین، برای کسانی مثل من که نمیتونیم درست معنی کنیم، خیلی مفیده
روفیا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۷ - در نصیحت فرزند خویش محمد:
اصل بد با تو چون شود معطی
آن نخواندی که اصل لا یخطی
بدگهر با کسی وفا نکند
اصل بد در خطا خطا نکند
بنده نیم بیت سوم را بدین صورت می خواندم :
ناکسی با کسی وفا نکند
حالا دیگر اصل بدی چون ترامپ یا هر بدسگال دیگری دایه دلسوزتر از مادر شده است!
نظامی اخطار می دهد :
مگر تو نمی دانی که اصل بد در خطا کاری خطا نمی کند،
اگر بدسگال با تو معطی شد و از در سخاوت درآمد حتی اگر نقد با تو حساب کرد باید بدانی که یک جای کار می لنگد.
باید بدانی که سرت را نشانه رفته است!
تو که خودت کسی هستی، به وفای ناکس دل بستی؟
ناکسی با کسی وفا نکند،
وفا نکند : به پایان نمی رساند!
مهرداد طباطبایی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
این شعر برای من خیلی خاطره انگیزه ،بعد از عشقی که خودم با دستای خودم باهاش بد کردم برام مرحم شده بود این شعر مخصوصا با دکلمه داریوش که این شعر رو خونده ،خلاصه گذشت و من بعد از چندین سال ک درگیر عشقش شدم ،هنوزم میام این شعر رو میخونم و نفس های عمیقی میکشم....
سام در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
خاطرم هست خبرنگاری از یکی از بزرگان سئوالی پرسید: " چه آرزویی دارید؟" پاسخ: " بروم به بهشت. آنزمان برای من این جواب،پاسخی سطح پایین بنظر آمد.ولی بعد از چندین سال فهمیدم که جوابی کامل بوده.کسی که به بهشت میرود یعنی موفق به جلب رضایت و خوشنودی خدای خود شده.حکیم سنایی هم رهیدن از آتش جهنم را رستگاری میداند که اگر آتش دوزخ بر من حرام شود یعنی در بارگاه او حرمت دارم
.""گفتیم : ای آتش بر ابراهیم سرد و سالم باش "" 69-انبیا
""سلام بر ابراهیم"" 109-صافات
الهام در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
مگه بیت دوم نمیشه دل دیوانه از ان شد که نصیحت نشنود؟؟؟؟؟؟؟ من هر جا دیدم همیین بوداااا
احسان در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
نیست بر لوح دلم جز الف قامت ( یار )
روزدار در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
"هر چه کردم، همه از دولت قرآن کردم" هم به دلایلی که در بالا اشاره شد و هم به دلایل زیر محل اشکال است و استدلال موافقین این مصراع قانع کننده نیست.
نخست اینکه در بیت های پیشین اشاره ای به
قربانی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۰۴ - در مذمت شعرا:
اشتباه می کنید. طیرگیها درست است، نه تیرگیها.
طیرگی همام طیره گی بوده و "طیره" یعنی خجالت و شرم.
سینا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰: