گنجور

حاشیه‌ها

علی عباس زلیخة در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

حِیْنَ صِرْتَ لِیْ مُفارِقاً صَنَما مُلْتَقَی لِمْ تَرَکْتَ بِیْ نَدَما
حَسْبِیَ الحَقُّ ما بَیْنَنا حَکَما هُوَ یَکْفی مِنَ الَّذی ظَلَما
أَجَلِیْ إنْ علی یَدَیْکَ أَتی قَدْ رَضیْتُ بِما جَری قَلَما
قُلْتُ فَنیْتُ عَنِ النَّفْسِ کالعَطَّار قالَ غَیْرَ وُجُوْدِ الحَقِّ عَدَما

محمد عسگری - وفا - در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:

با سلام و تشکر از کار سترگ شما خوبان، لطفا همانطور که پیش از من آقای جواد کاشی یا اور شده است، در سومین مصرع از آخر، لله درست است. المنه لله

برگ بی برگی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹۷:

متاسفانه استاد چاوشی عزیز بنه بنه را اشتباه خوانده اند که بنه اول به منظور بار و بنه است و دو بنه پشت سر هم با تلفظ آقای چاوشی کاملاً به این اثر صدمه زده .

برگ بی برگی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

توجه وستی که مرقوم فرمودند میر شکار نمیتونه منصوب به حضرت حق باشه را به این فرموده حافظ شیرین سخن جلب میکنم :
اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو
همچنین اگر به داستان شیر گرگ و روباه مولانا خوب توجه کنید شیر در ابتدای داستان همان شیر جنگل توصیف گردیده به خصوصیات شیر ولی در انتهای داستان شیر همان ذات اقدس باریتعالی است و این تغییر در اشعار حضرت مولانا رایج است .

مهدی مالکی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:

مضی فی غفلة عمری کذلک یذهب الباقی
بیاور جام می ها را بیاور ای أبا ساقی
شَرَبتُ مِن شراب العشق ، ساخت از سرّ کار آگه
نه صوفیّ و نه صافی ّ و نه مشّایی نه اشراقی

مجید در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

سینه به معنای آیینه بلور در فرهنگ دهخداست و با معنی بیت هم کاملا همخوانی دارد

عین. ح در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳:

سلام
وزن مصراع آخر اشکال دارد؛ احتمالا باید چنین باشد:
این خواسته‌ام بهر همین کاری را

nabavar در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۴ - در معنی شفقت بر حال رعیت:

آری
” بجای ده یک،پنج یک آمد جان برادر“
یکی از اوامر ”بزرگترین“ است

nabavar در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲۱ - حکایت حجاج یوسف:

گرامی هفت
ممنون از تفسیر شما
ولی خون ریختن مد نظر بوده ، چون آنکه نطع می گستراند بقیه کارهارا هم میداند ، از جمله ریگ ریختن ، شمشیر آماده کردن ، لباس مخصوص پوشیدن ، و ،،،

nabavar در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۸:

نصیر جان
جادهٔ پی‌سپر تسلیمم
هر چه آید به سرم می‌گذرد
در جاده ی تسلیم و رضا راه می سپُرم
زنده باشی

موعود در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۱:

هو 121
در نظر بازی ما بیخبران حیرانند ...

رضا در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:

کنون که می‌دَمد از بوستان نسیم بهشت
من و شرابِ فرح بخش و یار حورسرشت
می دَمد: می ‌وزد.
بوستان: جائی که سرشار ازعطروبوی دل انگیزاست،بستان، باغ
حور: زیباروی بهشتی
حور سرشت: کسی که فطرت پاک وذات زیبائی دارد.
احتمالاً موسم بهاراست وحافظ عزیز، با درکِ لطافت وصفای باغ وبوستان، به وَجد آمده وعواطف واحساساتِ درونی را درقالبِ این غزل زیبا وشورانگیز بیان نموده است.
معنی : اینک که(موسم بهاراست و) ازباغ وبوستان نسیم شورانگیزی یه لطافتِ نسیم بهشت می وَزد، من هم به اتّفاقّ یاری زیبارو که همانندِ حوریان بهشتیست باجامی شراب، ازاین نعمت استقبال می کنم وبه عیش ونوش می پردازم. بااین یارحورسرشت وجام شراب سعی می کنم فضا رابهشتی تربنمایم.
عاشق ورندم ومیخواره به آوازبلند
این همه مَنصب ازآن حورپریوَش دارم
گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز
که خیمه سایه ی ابراست و بزمگه لبِ کِشت
لافِ سلطنت: ادّعای پادشاهی کردن
خیمه: چادر، کنایه ازآسمان گنبدیست.
بزمگه: مجلس ِ عیش ونوش، بزمگاه
لبِ کشت: کنارکشتزار
معنی بیت: امروز که موسم بهاراست ونسیم بهشت مَشام فقیر وغنی را می نوازد، گدای تهیدست چرا نتواند ادّعای پادشاهی کند؟ زمین وزمان سرشار ازنعمتِ رایگان است هرکسی می تواند بادرکِ این زیبائیها خودرا خوشبخت وکامران ببیند، نیازی به دارایی وثروت ومکان نیست، چشمهارابایدشست جوردیگربایدنگاه کرد. ببین که سایه یِ ابر چگونه بسانِ خرگاهِ پادشاهان، خیمه ای خیال انگیز برافراشته نموده وکنارکشتزاران چه سان باشکوه وشورآفرین گسترده شده است.
ساقیا سایه ی ابراست وبهار ولبِ جوی
من نگویم چه کن اَراَهل دلی خود توبگوی
چمن حکایتِ اردیبهشت می‌گوید
نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بِهِشت
اردیبهشت: در اوستا، اَشَه وَهیشتَه و در پهلوی اُرت وَهیشت مرکّب از دو جزء است : اول اَرتَه به معنی درستی و راستی و پاکی و تقدس . دوم وهیشته صفت عالی از وِه به معنی به و خوبست.معنی ترکیبی این لغت به معنی مانند بهشت باشد چه ارد به معنی شبیه و مانند آمده است و چون این ماه وسط فصل بهار است و نباتات در غایت نشو و نما و گلها و ریاحین تمام شکفته و هوا در نهایت اعتدال ، بنابراین اردیبهشت خوانند.
بِهِشت: ازدست دادن
معنی بیت: دراین ماه اردیبهشت،باغ وچمن وصحرا، به راستی که تصویری ازبهشت را منعکس کرده و این پیام را بازگومی کند که هرکسی که نقد را(عیش ونوش دراین فضارا) به امیدِ عیش ونوش فردا(روزقیامت) ازدست دهد عاقل نیست.
درعیش نقدکوش که چون آبخورنماند
آدم بِهِشت روضه ی دارالسّلام را
به می عمارتِ دل کن که این جهانِ خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
عمارت : آبادانی ،بازسازی ونوسازی
برآن سراست: درسرقصد دارد
ازخاک ما بسازدخشت: یعنی سرانجام روزگار ماراخواهدکُشت وماتبدیل به خاک بی ارزش خواهیم شد که تنها به دردِ خشت درست کردن می خورد. روزگارقصد دارد ماراباشدّت تحقیر کند.6
معنی بیت: با پرداختن به عیش ونوش، سعی کن دلت رابازسازی کنی وبا شادی آبادش کنی، چراکه روزگار قصد دارد ازخاکِ جسم ما خشتهای بی ارزش بسازد وماراتحقیرکند. پس هشیارباش پیش ازآنکه روزگار قصدش راعملی کند تو دست بکارشو وتامی توانی به عیش ونوش بپرداز.
خیز ودرکاسه ی سرآب طربناک انداز
پیشترزانکه شود کاسه ی سرخاک آنداز
وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد
چوشمع ِصومعه افروزی ازچراغ کُنِشت
پرتو: فروغ ،روشنایی، بازتاب
چو: زمانی که
شمع: چراغ
صومعه: خانقاه صوفیان
افروزی: روشن کنی
کُنشت: آتشگاه زرتشتیان
درخوانش این بیت باید درنظرگرفته شود که "وفا مجوی زدشمن" یک جمله است و"پرتوی ندهد مربوط به مصرع بعدیست. بعضی ازشارحان به این نکته توجّه نکرده ومعناهای عجیب وغریب برداشت نموده اند! معناهایی که شارحان دیگری رامی طلبد تا آم معناها رامعنی وبرای عموم قابل فهم سازند!
معنی بیت: ازدشمن انتظاروفاداری وحمایت نداشته باش به همان دلیل که: زمانی که بخواهی چراغ صومعه را ازآتش زرتشتیان وام گرفته وروشن کنی مطمئن باش که نتیجه ی دلخواه نخواهی گرفت، اینچنین چراغی روشنایی نخواهدبخشید.چرا؟
چون صومعه باید خودش،منبع نور داشته باشد. چراغ و روغن وفتیله وآتش باید ازخودش باشد تا روشنایی تولید کند، روشن نگاهداشتنِ چراغ باآتش دیگران موقّتی خواهدبود کاری که صومعه داران می کنند!
سئوال دیگر اینکه مگرمی شود ازدشمن انتظار وفاداری داشت؟
باید دانست که حافظ دراینجا به صوفیان وصومعه داران طعنه می زند که شمازرتشتیان را دشمن می پندارید امّا چراغ صومعه ی خودرا به آتش آنها روشن می کنید! پس شما که چیزی ازخودتان ندارید هرگزتوفیقی حاصل نخواهیدکرد.این کارشما پرتوی درپی نخواهدداشت !
باید به فکرتهیّه ی منبع روشنایی باشید. باید همانند چشمه ای باشید که ازخودش آب داشته باشد. شما چشمه ای درست کرده اید که پیوسته به درون آن آب می ریزید تاپابرجا بماند! این چشمه دیر یازودخواهدخشکید.
زکُنج صومعه حافظ مجوی گوهرعشق
قدم برون نه اگرمیل جستجو داری
مکن به نامه سیاهی ملامتِ من ِ مست
که آگه است که تقدیربرسرش چه نوشت؟
نامه سیاهی: سیاه بودن ِکارنامه ی اعمال، کنایه از گناهکاربودن.
معنی بیت: ای صوفی،ای زاهد وای مدّعی، حافظ ِمست رابه گناهکاری، شرابخواری ورندی متّهم نکنید، سرزنشم نکنید که چرا چنین کردم وچرا چنان گفتم برای اینکه هیچ کس نمی داند که سرنوشت اوچگونه رقم خورده است. به هرکس دراین دنیا نقشی سپرده شده تا نقش خودرا بازی کند. نباید کسی را به بهانه ی اینکه نقشش مثبت است یامنفی سرزنش کرد. دنیا صحنه ی بازیگریست، خالق هستی تهیه کننده وکارگردان، وماهمه بازیگرانی هستیم که وظیفه داریم نقشمان را به نحواحسن بازی کنیم. هیچکس گناهکارنیست و نباید کسی مورد سرزنش وملامت قرارگیرد.
مکن دراین چمنم سرزنش به خودرویی
چنانکه پرورشم می دهند می رویم
قدم دریغ مَدار از جنازه ی حافظ
که گرچه غرق گناه است می‌رود به بهشت
جنازه: تابوت حامل جسد
معنی بیت: درادامه ی بیتِ قبلی، خطاب به واعظ وزاهد وعابد:
حافظ اگرچه گناهکاراست، رند وشرابخوار است، لیکن ازآنجاکه مردم آزاری نکرده،فضولی درکاردیگران نکرده، ریا وتزویرننموده ومیل به ناحق نشان نداده است به مددِلطف وعنایتِ بی نهایتِ دوست راهی بهشت می شود،بنابراین بدبین مباشید، به رحمتِ بی پایان خداوند ایمان داشته باشید ودر تشییع جنازه‌ ی حافظ شرکت کنید تابرای شمانیزازاین بدرقه ثوابی نصیب گردد چون حافظ درتمام عمرخود عاشق بوده، گناهکارهم که بوده باشد بی شک اهل بهشت است‌.
بهشت نصیب ماست ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکارانند.

نصیر در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۸:

با عرض ادب و احترام ! این شعر توسط احمد ظاهر خواننده نابغهء افغانستان حدود چهل سال پیش در قالب آهنگ درآمده است.
معنی یکی از بیت های این شعر زیبا را نمیدانم اگر لطف کنید برایم توضیح دهید، ممنون میشوم.
جادهء پی سپر تسلیمم

عبدالحسین سبحانپور در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

ترک شیرازی کیست؟جواب این سوال را فقط کسانی می دانند که قشقایی ها را می شناسند.

کورش در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

سلام دوستان گرامی. این آوراز همانطور که میدانید خیلی فبل تر توسظ علیرضا افتخاری در دستگاه شور آواز افشاری خوانده شده و بسیار دلنشین و زیباو روحنواز است. توصیث میگنم این اجرا را هم گوش کنید.
متشکرم

بهزاد عابدینی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

جناب شائق بسیار بسیار متشکرم بابت توضیحات و تفاسیر نابی که ارائه میکنید

محمدرضا در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

پیش او از درد همی نالیم ولیک
دردِ زو دلدارِ ما درمانِ ماست

اکبر خلیلی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

باسلام
به نظر می رسد در یک بیت مانده به آخر، واژه "بهر" باید "بحر" به معنی دریا نوشته می شد و دلیل و قرینه آن، واژه "در" به معنی مروارید است که در مصرع دوم و پرورده ی صدف است و جایگاه صدف هم دریا است.

بهرام در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » ترکیبات » انتقاد از انجمن همت:

در مصرع اول بیت ششم، «کشیان» باید «کآشیان» باشد.

کمال داودوند در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۳:

6642

۱
۳۱۷۲
۳۱۷۳
۳۱۷۴
۳۱۷۵
۳۱۷۶
۵۷۱۲