گنجور

حاشیه‌ها

پدرام در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:

معنای این مصرع چیست ؟
چون ماهی اوفتاده در شست

سعید در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۲۷:

اگربیشترتحقیق کردید وفهمیدیدکه متن آقای اسکان صحیح تراست ، لطف متن خود را که ناصحیح وغیرمتعارف است اصلاح نمایید. البته اگر به تحریر درست از فرهنگ ایرانی و شعر پارسی اعتقاد دارید. ازما گفتن بود.

علی شریفی در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

خیلی بهتر بود اگر ترجمه شعر ساده بیان میشد نه به صورت شعر . برای اینکه نه تنها ترجمه پر از اشتباه است بلکه معنی و مفهوم شعر رو از بین برده .
خواهش میکنم این ترجمه رو پاک کنید و معنی و مفهوم ساده شعر رو بگذارید نه به صورت نظم و قافیه دار.

موسوی در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:

درود بر دوستان شعر دوست ایرانی
سخی نام قدمگاه حضرت علی در مزار شریف افغانستان هست که خییلی سال است که اونجا زیارتگاه میباشد.
بنظدم سخی میتونه اشاره به اونجا باشه چون بلخ هم یکی از ولسوالی های مزار شریف میباشد.
با سپاس

نرگس در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:

کاش یکبار معنی کامل هر شعر را میگذاشتید، شاید همه فرصت کافی برای تامل و کنکاش نداشته باشند

کمال داودوند در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۶:

در این جا در مصرع اول چست به معنی چابک است
جمع این رباعی از 8466

همایون در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۲:

یک ویژگی‌ یار و عشق آیینه بودن است که بدو این آیینه انسان نمی تواند خود را ببیند، صورت را می‌‌توان در آیینه شیشه‌ای دید ولی درون و چهره واقعی نیازمند آیینه دیگری است زیرا جان انسان ثابت نیست و می‌‌تواند با معنی‌‌های نو و هم نشینی با یار بزرگتر و بزرگتر گردد و از خشکی به گلزار و از ترشی به نی‌ زار شکر مبدل شود

بهزاد در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

به به عالی فوق العاده زیبا فوق العاده دلنشین
بداهه ای تقدیم مولانای گرانقدر
یه حس گرم خاموشی
به روزهای بی آغوشی
یه حس ناب در راهه
به آغوش و هم آغوشی
یه حس تازه باما هست
به هرچه غم فراموشی
یه حوض دل پراز آبم
به جانم داده دل نوشی
به این حس شک نکن هرگز
دوست داشتن و مهرنوشی
باتقدیم ادب

بهزاد در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

درودهای بیکران جناب مولانای گرانقدر ، گاهی شعرهای حضرتعالیرو بنده مطالعه نموده و این تجزیه و تحلیل عالی در محتوا و مضمون شعر را ارج مینهم فوق العاده زیباست به مهر اگر مخاطب برای خود تحلیل کند وگرنه شعر چیزی نیست که دستمالی شود به هر حال ...

همایون در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۱:

شمس دریای معنی‌ است و هر بار معانی نو می‌‌آورده است و این خود معنی‌ ناز نیز هست که رسیدن به راز را با آمدن راز نویی همراه میکند و حق نیاز را پدید آورده است تا این بازی میان رازورزان و سروران و سر افرازان و گردن درازان و زرگران و مطربان و زیبایان و نازنینان و عشق ورزان و شکر فروشان به جریان درآید و معنی‌‌های تازه چون گوشوار‌های طلا نصیب آدمی سازد و جان او را بزرگ و بزرگ تر کند و کشتی جان را به دریائی از راز‌ها مبدل سازد

saeed در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:

گم شدم و گم شدم و گم شدم
خود چه شناسم که چه سان گم شدم

saeed در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:

اقا مهدی بار گران همون حرف حافظ هس
تآسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
حالا اینجا میگه بار امانت که به ما دادن چه سخت چه وحشت زا من مثل پرنده ای که مجذوب افتاب و روشنایی شده حقیقت یاب شده ذهن من تفکر کردم و فهمیدم من خیلی راحت با اون سنگینی و سختی کنار اومدم چون غرق شدم

saeed در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۸۳:

گر یکی از عشق برآرد خروش
بر سر آتش نه غریب است جوش
پیرهنی گر بدرد ز اشتیاق
دامن عفوش به گنه بربپوش
بوی گل آورد نسیم صبا
بلبل بیدل ننشیند خموش
مطرب اگر پرده از این ره زند
بازنیایند حریفان به هوش
ساقی اگر باده از این خم دهد
خرقه صوفی ببرد می فروش
زهر بیاور که ز اجزای من
بانگ برآید به ارادت که نوش
از تو نپرسند درازای شب
آن کس داند که نخفته‌ست دوش
حیف بود مردن بی عاشقی
تا نفسی داری و نفسی بکوش
سر که نه در راه عزیزان رود
بار گران است کشیدن به دوش
سعدی اگر خاک شود همچنان
ناله زاریدنش آید به گوش
هر که دلی دارد از انفاس او
می‌شنود تا به قیامت خروش

saeed در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۸۳:

این ابیات از سعدی هست

ربیعی در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » ساقی‌نامه:

لطفا بفرمایید دردی کش لجه کبریا منظر پیامبر است یا امام علی و آیه انما کجاست

۷ در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

آن کس که دلی دارد آراسته معنی: آن کسی که دلش به معنی آراسته و پاک است(دلداده راستین/کسی که به معنی واقعی عاشق است)

مجید میزازاده در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۳۸ - قاهره:

ناصر خسرو چون مسیر 20 روزه استانبول یا قسطنطنیه را طولانی می بیند. و قبلا هم گفته بود مایل به سفر با کشتی نیست چه برسد طولانی لذا از تنیس یا قبرس کنونی با کشتی بطرف مصر حرکت می کنند و وارد بند کوچکی بنام صالحیه می شوند که احتمالا به شهر کنونی پورت سعید مصر وصل شده باشد. و از پرت سعید تا قاهره دویست کیلومتر است.

مجید میزازاده در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۳۷ - رمله، عسقلان، طینه، تنیس:

ناصرخسرو از بیت المقدس به رمله رسیده و از آنجا به شهر عسقلان یا همان اشکلون کنونی در فلسطین اشغای می رسد پس از گشت و گزار در شهر از مسیر بیابان به بندر طینه یا احتمالا همان بندر کنونی مارینا می رسد. و با کشتی 20 روز طول می کشیده تا خود را به استانبول(قسطنطنیه) برساند لذا ترجیح می دهد با کشتی بطرف تنیس برود که احتمالا قبرس باید باشد که هزار سال پیش تحت حاکمیت مسلمانان مصر بوده است.

۲۱۴ در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

یا من دوا کن یا رها
این چه حزنیست
این چه جوریست
غمت بشکسته هر دوا را

۲۱۴ در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

این همه "را" که میگفتی
هیچ به راهی میگفتی
من که دایم سر زلف تو
به دنبال مهر بودم
یک "را" خدا را دعا میگفتی

۱
…
۳۱۷۳
۳۱۷۴
۳۱۷۵
۳۱۷۶
۳۱۷۷
…
۵۸۱۴