عباس الاشعری در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
این همان جدال صورت پرستان و معنی گرایان است که شیخ سعدی می فرمایند
ولی اهل صورت کجا پی برند
که ارباب معنی به ملکی درند
با این تفاوت که روشن ضمیران گذشته ی ادب ما از سعدی و مولانا تا حافظ پیرو معنی بوده اند و رسالت خود را صورت زدایی از جامعه می دانستن ولی منورالفکران امروز ما صورت پرست و معاند عالم معنا.
اصلا نمی دانم مگر معنی رند بودن که آقایان منور الفکر جار می زنند این نیست که باطنی پاک داشته باشی اگر چه قضاوت عموم بر ظاهرت خلاف این را اثبات کند.خوب من نمی دانم کجای هوس رانی و شراب شرابخواری باطن پاک محسوب میمشود ولی اگر بگوییم که حافظ قلب آکنده از لطایف ربانی و معانی عرفانی داشته باطنی پلید است. اتفاقا اگرحافظ رند است پس قلبی منور و مالامال از حقایق بوده مانند استادانش سعدی،مولانا،سنایی و ... . و از می دوساله و معشوق چهاده ساله متنفربوده.آخر خواجه که واعظان را به خاطر انجام آن کار دیگر در خلوت نکوهش می کند چگونه خودش در شب تار دُر می سُفتد
نادر.. در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
کسی کو در وجود خویش ماندست
مده پندش که بندش استوار است..
nabavar در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
درود. دوست جان
این سخن چون درین عقل ناقص چون منی نگنجید ، بی درود ، گمان بر روفیای دروغین رفت
زنده باشید
رضا در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:
حُسن تو همیشه در فزون باد
رویت همه ساله لاله گون باد
دراین غزل زیبا وعاشقانه نیزهیچ اسمی ازمخاطب برده نشده است بهتراست به جای کاوش دراینکه مخاطب غزل چه کسیست ازحس وحال عاشقانگی غزل حظ ببریم وخاطرمان را بامضامین عاشقانه طراوتی دیگربخشیم.
حُسن:جاذبه، خوبی و زیبایی جمال
فزون باد: در حال بیشتر شدن هست.
معنی بیت: زیبائی ها وجاذبه های جمال توفزاینده هست لحظه ای متوقّف نمی شود وهمیشه درحال فزونیست. هرگلی فصلی دارد امّا گل رُخسارتو درتمام فصول باطراوت وشکوفاست. رنگ رخسارتو همچون تنور سرخ لاله، فروزنده وزیباست.
زخاکِ پای توداد آب ِروی لاله وگل
چوکِلکِ صُنع قلم زد به آبی وخاکی
اندر سر ما خیال عشقت
هرروز که باد درفزون باد
معنی بیت: ای معشوق لاله رُخ، مهرومحبّت واشتیاق تو دردل وجان ما ریشه کرده وهرروز وهردَم شوق دیدن روی ماه تودرحال فزونیست.الهی که هرروز وهرساعت فزاینده ترباد.
بیان ِشوق چه حاجت که سوز ِآتش دل توان شناخت زسوزی که درسخن باشد.
هر سرو که در چمن برآید
در خدمت قامتت نگون باد
برآید: بروید وسر ازخاک بیرون آرد. نگون: خمیده، سربه زیر
معنی بیت: توباآن قدوبالای دلکشی که داری همه راشیفته وشیدای خودکرده ای، هرسروی که درهردشت ودَمنی می روید به احترام قامت والای تو وبه منظورعرض ارادت وخدمت،کمرخَم کرده وتوراتعظیم می کند.
غلام نرگسِ ِجمّاش آن سَهی سروم
که ازشراب غرورش به کس نگاهی نیست.
چشمی که نه فتنه ی تو باشد
چون گوهراشک غرق خون باد
چشمی که نه فتنه ی توباشد: چشمی که درمعرض فتنه گر ی چشمان توقرارنگرفته وشیداومفتون تونشده باشد.
معنی بیت: فتنه ی چشمان تو جهانی رابرهم می زند. اگرهرچشمی که جاذبه وگیرایی ِچشمان تورادرک نکرده وشیفته وشیدانشده باشد،همانندِ قطره ی اشکی که به خون می آلاید خونین بادا.
آن چشم به واسطه ی اینکه ازنعمتی عظیم محروم مانده ازاین غم وازاین حسرت، ایمن نخواهدبود وآرامش نخواهدداشت. چنین چشم بی ذوقی مستحق آن است که همچون گوهراشکی که به خون آلوده است غرق درخونِ دل باشد.
ازآن زمان که فتنه ی چشمت به من رسید
ایمن زفتنه ی آخرزمان شدم.
چشم تو ز بهر دلربایی
در کردن سِحر ذوفنون باد
ذوفنون: فوق متخصص،دارای فنون ومهارت فوق العاده،صاحب هنرهای زیاد
معنی بیت: چشمان تو درجلوه گری ودلسِتانیدن،صاحب چندین مهارت وهنراست هیچکس نمی تواند ازفریب وفتنه ی چشمان توبگریزد.
به یک کِرشمه که نرگس به خودفروشی کرد
فریبِ چشم توصدفتنه درجهان انداخت
هر جا که دلیست در غم تو
بی صبروقرارو بی سکون باد
معنی بیت: عاشقانت درهرجاکه هستند لبریزازشوق روی تو ،بیتاب ازغم دوریِ تو، ناشکیبا و بی قرارند.
قراروخواب زحافظ طمع مدارای دوست
قرارچیست ؟صبوری کدام؟ خواب کجا؟
قَدّ ِ همه دلبران عالم
پیش الفِ قَدَت چو نون باد
دربیت پیشین دیدیم هرسروی که درچمن قد می کشید درخدمتگزاری به محبوب دل حافظ به تعظیم وکُرنش،کمرخَم می کرد. حال دراین بیت:
قد وقامت همه ی دلبران ودلستانان جهان درقیاس باقدوبالای دلکش تو، بسان شکل ظاهری نون ِ خمیده با الفِ راست قامت است. آنهانیزبسان سروها درخدمتِ دلبرحافظ سرتعظیم فرودآورده اند.
طوبا زقامتِ تونیارد که دَم زند
زین قصّه بگذرم که سخن می شود بلند
هر دل که زعشق توست خالی
از حلقه ی وصل تو برون باد
معنی بیت: هرآن دلی که قابلیّتِ فهم حُسن تورانداشته وعاشق تونشده باشد ازنعمت گوارای وصالِ تو محروم هست.
دلی که عشق ومحبّت تورادرک نکرده باشد بی تردید ازلذّت ِ وصال نیزباز خواهدماند. اودلمُرده ای بیش نیست وجسد متحرکی درمیان زندگان است.
هرآنکسی که دراین حلقه نیست زنده به عشق
براو نمُرده به فتوای من نماز کنید
لعل توکه هست جان حافظ
دورازلب مردمان دون باد
لَعل:کنایه ازلب سرخ رنگ
دون: پست وپائین، فرومایه دراینجا به معنی نالایق ها وافرادپست وپلید
لب های سرخ وآبدار توکه حافظ ازآنها شراب زندگانی می نوشد وجانش بسته به آنها ست، الهی که ازدسترس مردمان نالایق دورتر ودورتر باد.
باده ی لعل لبش کزلب من دور مباد
راح روح ِ که وپیمان ده پیمانه ی کیست؟
هومن در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
با سلام دوستان.من نظر خودم رو می گم و می تونه اشتباه باشه.خداوند در انسان از روح خود دمیدوخداوند واحد است.انسان یک نفر است .شیطان یک نفر است.شیطان توهم تعدد در همان یک نفر است.و آن یک نفر این متن را می خواند.یک نفر شعر می گوید و همان یک نفر آن شعر را می خواند.میگه با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی.اما این مدعی کیست.این مدعی همان شیطان (تمثیل) است که هرگز این وحدت را نمی بیند.کلمات مدعی کافر دراز دست خود پرست سیاهی به شخص دیگری جز خودمان اشاره ندارد.می گوید عشق و مستی را از شیطان خود نهان بدارید تا بمیرد.شیطان یعنی نا آگاهی.این نا آگاهی همیشه همه جا هست و از همه چیز به نفع خویش استفاده می کند حتی از اسرار عشق.بیت اول نه اشاره به نوع رفتار با کسی بلکه راه رهایی عشق از خودپرستیت
ایرج آبشار در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » مرغ سحر (در دستگاه ماهور):
هنوز متوجه نشده ام چرا در این ترانه جای مرغ «زیره» مرغ «بیدل» گذاشته اند
safa در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱:
ممنون از سایت خوبتون
روفیا در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
حسین جان
این کسی داند که از بد روزگار بی یار با خزان دیدار کرده باشد...
محمود در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
درود بر محسن چاووشی که با اهنگ های خودش نسل جدید رو با اشعار کلاسیک آشنا کرده ،...
عده ای از دوستان از محسن چاووشی انتقاد میکن و فقط سبک سنتی موسیقی ابرانی رو مناسب این اشعار میدونن !! ازشون یک سوال دارم ؟ بنتظرتون با سبک آقای ناظری ، شجریان ، افتخاری ،... میشه به رقص آیی ؟؟؟؟
خدا شاهده اگه مولانا هم از آرامگاهش بیرون بیاد و بگه دمت گرم محسن چاووشی ، باز یه عده ایرانی هستن که میان و میگن نه اقا ! این محسن چاووشی شعر شما رو خراب کرده ، اصلا منظور شما به رقص آمدن و شادی طرب نبوده ، منظور شما این بوده که ما بشینیم پای منقل و زوزه بکشیم و به عمق شعر شما فکر کنیم ، محسن چاووشی چی میفهمه ؟!! این ماییم که شعر شما رو درک کردیم ، شما هم بهتره بری و دوباره بمیری و خیلی هم حرف نزنی :-ا
امیر اصلان در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:
امکانش هست یکی از اساتید غزل شماره قبل را با این بررسی بفرمایند ؟ به نظر این یکی ادبیات شخص دیگریست که از شماره قبلی تاثیر گرفته است (؟)
nabavar در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹:
همان عمر ابد درست می نماید
عمر ابد ی قید کثرت است و غلوّ
nabavar در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:
بی پای طواف آریم بیسر به سجود آییم
چون بیسر و پا کرد او این پا و سر ما را.
گویا بی سر و پای اول اشاره به نابسامانی ست .
بی سرو دستار
nabavar در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
{فداکاری چیزی شبیه روغن ریخته را نذر کردن است.}؟؟؟؟؟
ابداً ، ابدا
فداکاری و روغن ریخته؟
تفاوت از زمین تا آسمان است
ابراهیم اسماعیلی اراضی در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ عبدالواسع جبلی » گزیدهٔ اشعار » قصاید » مدح اثیرالدین امینالملک زینالدوله ابومنصور نصر بن علی:
گهی خونم بدان زلف دوتاه پر شکن ریز
در پایان مصراع، «ریزد» درست است.
آرش آذیش در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵۲:
جستجوها خاک شد اما درین صحرا نیافت
آنقدر میدان که هویی بالد از دیوانهای
با سلام و سپاس،
بجای ؛ آنقدر می دان . آنقدر میدان رسا ودرست است.
حسین در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:
هرگز غم این دو روز مرا یاد نگشت
روفیا در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
من و دل گر فدا شدیم چه باک
غرض اندر میان سلامت اوست.
آدم ها آماده جانفشانی و فداکاری هستند. موردش را هنوز پیدا نکرده اند!
فداکاری چیزی شبیه روغن ریخته را نذر کردن است.
جوانی و عمر و قدرت و ثروت همه خزان پذیرند. چه خوب تر که در راه عزیزی خزان کنند!
برگ بی برگی در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:
بی پای طواف آریم بی سر به سجود آییم
چون بی سر و پا کرد او این پا و سر ما را
به به .حیف از این ابیات نورانی که از چشم اساتید فن برای نگارش حاشیه و تفسیر پنهان مانده است .
فرشید در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۷:
با سلام در آخر مصرع دوم بیت دوم نیست صحیح می باشد لطفا تصحیح بفرمایید
روفیا در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶: