گنجور

حاشیه‌ها

ایرانی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶:

بنده در بعضی چاپ ها مصرع دوم بیت هفتم را بدین گونه خوانده ام که معنی بهتری هم دارد :
احوال گنج قارون کایام داد بر باد
با غنچه باز گویید تا زر نهان ندارد
با تشکر.

ایرانی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶:

این بیت زیبا نیز که تضمینی از غزل سعدی بزرگوار هست بعد از بیت چهارم در چاپ زنده یاد خانلری و چاپ دکتر سلیم نیساری وجود دارد : ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی * بی دوست زندگانی ذوقی چنان ندارد.

ایرانی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

در مصرع : ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم منظور سعدی بزرگوار از دردی کشی نهایت رندی و درد به معنی ته خمره شراب هست که ناخالصی دارد. الحق که سعدی شیرازی فرمانروای مسلم ملک سخن و استاد غزل می باشد و افتخار ما ایرانی هاست.

حمید در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۹:

ماننده پرگار و مریخ
وضعیت دختران شاغل و درسخوان ایران ما.

ستارک s.khoshnevis@yahoo.com در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳:

با سلام
معنای مصرع اول چیست؟
با سپاس

مجتبی فتاحی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

با سلام
دوستان عزیز یکی از ابیات این شعر حذف شده است.
بیت سوم به این شرح است:
نظری خواست که بیند به جهان صورت خویش
خیمه در آب و گِل مزرعه ی آدم زد

همایون در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶۸:

غزلی با بن مایه‌ای فلسفی که به صورت مطلع‌ای چارپاره مانند بیان می‌‌شود آمیخته با مضمونی عرفانی ژرف و زیبا چون گلی‌ مغرور در بهاران
جانی که خراباتی است محصول آن عمر بهاری می‌‌شود، همان طور که بهار گل‌های زیبا می‌‌آورد جان خراباتی هم که مستی می‌‌شناسد و مستی می‌‌کند چون باغ بانی‌ گل‌های معنی‌ می‌‌کارد و پرورش می‌‌دهد مانند این غزل که گلی‌ خوش رنگ و خوش بوی است و بی‌ نظیر
حال نوبت جان جهان است که پاسبان و نگهدار چنین جانی باشد و به سخن‌های زیبای او گوش فرا دهد، به باور جلال دین چشمی که خوب ببیند به گوش تبدیل می‌‌شود زیرا سخن را با گوش می‌‌توان شنید نه با چشمِ ولی چون سخن دارای زیبائی است و زیبائی نیازمند دیده شدن است پس همواره جلال دین چشمِ و گوش را با هم به کار می‌‌گیرد که از شگرد‌های ویژه اوست
سرّ من از ناله من دور نیست - لیک چشمِ گوش را آن نور نیست
نکته فلسفی‌ اینجاست که جان جهان که در مذاهب نام‌های مختلف دارد و تنها اوست که حرف می‌‌زند و انسان باید تنها گوش دهد و اطاعت کند اینجا مورد خطاب قرار می‌‌گیرد و به گوش کردن با تمام وجود فرا خوانده می‌‌شود
این تنها دل انسان عاشق است که در هستی‌ حرف می‌‌زند و معنی‌ می‌‌آفریند و با معنی‌‌ها گل‌های سخن را پرورش می‌‌دهد بدون انسان هستی‌ ساکت و خاموش است
و دیگر اینکه سخن انسان در هماهنگی هستی‌ نیز اثر می‌‌کند چون آواز تنبور می‌‌ماند که در دست هستی‌ است و هستی‌ آن را می‌‌نوازد زیرا دل انسان راه درازی را با هستی‌ همگام بوده است و غم‌ها و آرزو‌های زیادی را تجربه کرده است و از شکر و شیرینی‌ هستی‌ چشیده است که پیوند او با هستی‌ نیز همین شیرینی‌ است که جان انسان را چون لوزی شیرین کرده است

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۳:

با سپاس از همایون عزیز که به زیبایی هرچه تمامتر تصویر این دیدار بزرگ را
هرچه روشنتر و شفاف تر به ما نمایاندی .قابل توجه اساتیدی که اظهار میدارند
تصویر روشنی از دیدار مولانا و شمس در دست نیست .

رضا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:

بُتی دارم که گِرد گُل زسُنبل سایه بان دارد
بهارعارضش خطی به خونِ ارغوان دارد
بُتی دارم: معشوقه ای زمینی دارم
گِرد گل : رخسارمعشوق به"گل" تشبیه شده است، گِرداگردِ چهره
سُنبل: گل سنبل که برگهای دراز وبلند دارد وتداعی کننده ی زلف معشوق است که بررخسار اوسایه انداخته است.
عارض: صورت
بهارعارضش: رُخسار لطیف وباطراوتش
خطی به خونِ ارغوان دارد: ایهام دارد ودومعنی می توان برداشت نمود: 1- خط به معنای موهای لطیف ونورسته برگرداگردِصورت ودورلب، به رنگِ خونِ گل ارغوان( سرخ مایل به بنفش) است.2- جلوه ی بهارِروی تو،خط بطلانی بررونقِ بازارگلِ ارغوان کشیده است. "خط" می تواند کنایه از دست نوشته ای شاملِ دستورقتل وریخته شدنِ گلِ ارغوان بوده باشد.
معنی بیت: معشوقه ای دارم که گِرداگردِسیمای همچون گلِ او، سایبانی اززلف افتاده است. صورتش مانندِ بهارباطراوت است و موهای لطیفی که به رنگِ ارغوانی بردورلب و گرداگردِ صورتش سبزشده ، جاذبه ولطافتش راصد چندان نموده است. وبا درنظرگرفتن ایهام: جلوه ی بهارِرخسار معشوق، آنقدرجذّاب است که خطّ بطلانی برجلوه ی گل ارغوانی کشیده وخون آن راریخته است.
می نماید عکس مِی دررنگ ورروی مَهوشت
همچوبرگ ارغوان برصفحه ی نسرین غریب
غبارخط بپوشانید خورشید رخش یا رب
بقای جاودانش ده که حُسن جاودان دارد
غبارخط: موهای لطیفِ گرداگردِ صورت وپشت لب که درایّام نوجوانی وجوانی می روید.
معنی بیت: موهای لطیف وریزگرداگردصورت وپشت لبش، خورشید رخسارش راپوشانیده وجاذبه ی خاصّی بخشیده است. خدایا این غبارخطی که موقتاً روئیده راحفظ فرماوپایدارنگاهدارکه جاذبه وگیراییِ پایداری دارد. یارب این غبارخط که تاثیرزوال ناپذیردارد دایمی وجاودان باقی بماند تا همیشه برجذابیت معشوق فزونی بخشد.
حافظ همه چیزرادرحدّ اعلا وجاودان می خواهد وآرزو دارد چیزهایی که سببِ فزونیِ حُسن معشوق است نیزپایدار وجاودان باقی بمانند.
دلا دایم گدای کوی اوباش
به حُکم آنکه دولت جاودان بِه
چوعاشق می‌شدم گفتم که بُردم گوهرمقصود
ندانستم که این دریا چه موج ِخون فشان دارد
معنی بیت: زمانی که عاشق می شدم ودل به عشق می سپردم باخود می گفتم که چه آسان به گنج مقصوددسترسی پیداکردم وبه سرمنزل هدف رسیدم نمی دانستم که این دریا چه موجهای طوفانی وخون افشان (کُشنده) دارد!
تحصیلِ عشق ورندی آسان نمود اوّل
آخربسوخت جانم درکسبِ این فضایل
زچشمت جان نشاید بُرد کزهرسوکه می‌بینم
کمین ازگوشه‌ای کرده‌ست وتیراندر کمان دارد
زچشمت جان نشاید بُرد: از افسونِ چشمانت نمی توان سلامتی ِجان راتامین وحفظ کرد.
معنی بیت: ازافسون چشمانت نمی توان جانِ سالم بدربُرد چراکه به هرسوکه نگاه می کنم چشمان تورا می بینم که درگوشه ای کمین کرده وآماده ی تیراندازیست.
جان درازیّ توبادا که یقین می دانم
درکمان ناوکِ مژگانِ توبی چیزی نیست
چو دام طُرّه افشاند زگَردِ خاطرِ عشّاق
به غمّازصبا گوید که رازما نهان دارد؟
خاطر : خیال، آنچه که بردل می گذرد،خاطرات
غمّاز:فاش کننده ی راز، بسیارسخن چین
غمّازصبا: بادِصبای سخن چین وبرملاکننده ی رازامّا
معنی بیت: زمانی که(معشوق) حلقه های دام زلفِ خویش رامی گشاید وگرد وغبارخاطرات عشّاق رابه دست بادصبا می فرستد آیا احتمال دارد انتظار مارابرآورده سازد وبه بادصبا سفارش کند تا خاطرات مارا برملانسازد؟
توراصبا دومراآب دیده شد غمّاز
وگرنه عاشق ومعشوق رازدارانند
بیفشان جُرعه‌ای برخاک وحال اهل دل بشنو
که ازجمشید وکیخسرو فراوان داستان دارد
"جمشید وکیخسرو" هردو از پادشاهان باستانی ایران هستند که دارای شوکت وشکوه فراوانی بودند لیکن درگذرزمان،قدرت،عظمت و شوکت آنها برباد فنارفته وتنهانامی ازآنها باقی مانده است.
معنی بیت: سعی کن هنگام باده گساری،به رسم میخواران جُرعه ای شراب به خاک بیفشانی تا ازاحوالات گذشتگان آگاهی یابی. خاک، داستانهای فراوانی مثل داستان جمشید، داستان کیخسرو و....دردل خود دارد که می تواند مایه ی عبرت باشد.
جمشیدجزحکایت جام ازجهان نبرد
زینهار دل مبند براسباب دنیوی
چودررویت بخندد گل مشو دردامش ای بلبل
که برگل اعتمادی نیست گرحُسن جهان دارد
معنی بیت: ای بلبل هنگامی که یک گل خندان می بینی فریب مخور ودل به عشق اومسپار هیچ اعتمادی بروفای گل نیست اگرچه یک دنیا زیبائی وجاذبه دارد.
نشان عهد ووفانیست درتبسّم گل
بنال بلبل بیدل که جای فریاد است.
خدارا دادِ من بِستان ازاو ای شَحنه ی مجلس
که مِی با دیگری خورده‌ست وبا من سرگران دارد
شَحنه ی مجلس: نگهبان،پاسبان، داروغه مجلس
سربامن گران دارد: با من سر سنگین است. سرسنگینی حالتیست که بعد ازمستی رخ می دهد.
معنی بیت: محض رضای خدا ای پاسبان وای حاکم مجلس،حق مرا ازاین محبوب بی وفا بگیرکه با دیگری میگساری کرده وبه عیش ونوش پرداخته، حال که خسته وبی رمق شده وازخواب خوش مستی بیدارشده بامن سرسنگینی می کند!.
چشمت ازنازبه حافظ نکندمیل آری
سرگرانی صفتِ نرگس ِ رعناباشد
به فِتراک اَرهمی‌بندی خدا را زود صیدم کن
که آفت‌هاست درتاخیروطالب رازیان دارد
فِتراک: تَرک بند ، جایی در پشت زین که شکاررا به آن می بستند.
آفت هاست در تأخیر: دردیر کردن زیانهاوخساراتها وجوددارد.
طالب:طلب کننده
حافظ آن صیدیست که عاشق صیاد خود است ودوست دارد هرچه زودتربه دست اوشکارشود! چراکه نیک می داند اگرشکارشود درفتراکِ زین اسب او بسته خواهدشد ودریک قدمی معشوق آرام خواهدگرفت.
معنی بیت: ای محبوب، اگرقراراست مراپس ازشکارکردن به فتراک ببندی پس تاخیر مکن هرچه زودتر مراشکارمکن که اینکارهم به نفع توست هم به نفع من! توبه شکاردست پیدامی کنی من نیزدرکنارتو (معشوق) آرام می گیرم. تاخیر وتعلّل برای هردوی ما زیان دارد.
عنان مپیچ که گرمی زنی به شمشیرم
سپرکنم سر ودستت ندارم ازفتراک
زسروِقدّ ِ دلجویت مکن محروم چشمم را
بدین سرچشمه‌اش بنشان که خوش آبی روان دارد
دلجو: دلخواه،پسندیده،شایسته
معنی بیت: چشمان مراازدیدن قد وبالای همچون سروِ دلخواهِ خودمحروم مکن چشمان من چشمه ایست که آب روان خوشی دارد سرو قدِ زیبای خودرا درکناراین چشمه بنشان.
چشمه ی چشم مرا ای گل خندان دریاب
که به امیدِ توخوش آب روانی دارد
زخوفِ هجرم ایمن کن اگرامیّد آن داری
که ازچشم بداندیشان خدایت درامان دارد
معنی بیت: مرادرپناهِ لطف وعنایتِ خویش قرارده و ازترس ووحشتِ هجران ودوری خلاص کن تا خداوندنیز توراموردِ لطف وعنایت خودقراردهد وازچشم بداندیشان وبدنظرها دراَمان نگاهدارد.
مرا امیدِ وصال توزنده می دارد
وگرنه هردمم ازهجرتوست بیم هلاک
چه عذر بختِ خود گویم که آن عیّارشهرآشوب
به تلخی کُشت حافظ را و شکّر دردهان دارد
عذر: بهانه
چه عذر بختِ خود گویم: به چه بهانه ای بگویم گناه ازبخت من است؟ یاچه بهانه ای برای بخت خودبتراشم؟
عیّار: تردست، تندرو، جلد، چابک، چالاک، غارتگر
شهر آشوب:کسی که نظام یک شهری را به هم می ریزد.
معنی بیت: آخرمن برای بخت خود چه بهانه ای بیا ورم وچگونه توجیه کنم که معشوقِ جفاکار و شهرآشوبِ من در حالیکه شیرین سخن و خوش بیان است ما رااز به تندخویی و تلخی کُشت؟
باکه این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کُشت مارا ودَم عیسی مریم بااوست

۷ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:

خوردن در شوشتری و دزفولی به شکل Xoardan تلفظ میشود که به شکل پهلوی آن بسیار نزدیک است.

۷ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:

تلفظ خوش و خوردن به شکل امروزی از زمان پیدا شدن قاجارها و تحت تاثیر زبان ترکی و شکل گیری تهران به عنوان پایتخت بوده است.از گاتهای زرتشت تا زمان جامی و حتی پس از آن هیچ جایی نمی بینید که این دو واژه به صورت خش و خردن خوانده نشوند چنانکه هنوز در بسیاری از استانها و در افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان میبینیم

لیلا همایون پور در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » سوزد مرا سازد مرا:

این شعر در برنامه شماره شصت آوای جاوید به گویندگی خانم پریسا وسه تار نوازی آقای حمیدرضا فرهنگ اجرا شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی

سامان در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۸۶:

به کامنت حمیدرضا توجه کنید

Mahsa در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶:

کش یعنی چی؟ من فکر میکنم مخفف( که اش) باشه. درسته؟

Mahsa در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۲:

معنای این رباعی چیه

Mahsa در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:

چرا قافیه مصرع اخر با بقیه قافیه ها مطابقت نداره؟ واژه خورد منظورمه

لیلا همایون پور در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
چشم عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیند
پای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید
سعدیا دیدن زیبا نه حرامست ولیکن
نظری گر بربایی دلت از کف برباید
این چهاربیت از این قسمت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:http://avayejavid.com/SazoAvaz/AvayeJavid_53.html

لیلا همایون پور در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » شاهد افلاکی:

این شعر در برنامه ی شماره چهل و نه آوای جاوید با صدای حمیدرضا فرهنگ و با همراه سه تار ایشان اجرا شده است،آدرس صفحه:http://avayejavid.com/SazoAvaz/AvayeJavid_49.html

Mahsa در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴:

منظورم بیت دومه

Mahsa در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴:

میشه تفسیرش رو بگین؟ من متوجه نمیشم

۱
۳۱۱۲
۳۱۱۳
۳۱۱۴
۳۱۱۵
۳۱۱۶
۵۷۱۶