گنجور

حاشیه‌ها

نادر.. در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴۲:

شکار درک نیم من ورای ادراکم...

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » خیال‌انگیز:

✿ درحاشیه ی #زیبایی (2)
گردآوری : احمد آذرکمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▣ زشتی ، هر اندازه که پوشیده باشد خودش یک نوع زیبایی است . 『؟』
▣ گیرنده های زیبایی ما در طول زندگی تغییر خواهند کرد . 『؟』
▣ اگر یک شی ، کارایی و سودمندی داشته باشد زیباست . 『افلاطون 』
▣ زیباییِ محسوس ، در حقیقتِ زیبایی مشارکت دارد . 『 افلاطون 』
▣ زیبایی ، کیفیتی در خود اشیا نیست بلکه فقط احساسی است در ذهن کسی که به آن می اندیشد . 『؟』
▣ قرآن ، خدا را متصف به زیبایی نمی کند بلکه این موضوع در حدیثی آمده است . 『؟』
▣ این قوه ی خیال است که جمال را عاری از مادیت درک می کند . 『؟』
▣ تمام زیبایی ها ، مقدسات و کلا همه ی معانی بشری و حتی جهان می توانند در قالب های نو ، دوباره تعریف شوند و جهان را از تکرار خارج کنند . 『؟』
▣ زینب (س) بعد از آن وقایع که در کربلا اتفاق افتاد فرمود : «ما رایت الا جمیلا .»
▣ مهم ترین محرک عشق ، جمال است . 『؟』
▣ مواردی مثل این که آقای خاتمی چهره ی زیبایی دارد ، عبایش خوشگل است و ... نشانه ی نارضایتی و نقد دولت پیش از او بود . 『؟』
▣ در شعر سعدی« روی» با «خوی» هم قافیه شده . ما همواره از روی [زیبایی ظاهری و فنا پذیر ] به سمت خوی [زیبایی باطنی] می رویم . 『؟』
▣ زیبایی صدا با فن بیان فرق می کند . 『؟』

سید مهدی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۰:

ساز و آواز افشاری
استاد علیرضا افتخاری
کمانچه: استاد داود گنجه‌ای
هر که در آتش نرفت بی‌خبر از سوز ماست
سوخته داند که چیست پختن سودای خام
@ostad_alireza_eftekhari
@Khosousi

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » خیال‌انگیز:

✿ درحاشیه ی #زیبایی (1)
گردآوری : احمد آذرکمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▣ معنای زیبایی برای انسان مثل سن و سال او تغییر می کند . 『رساله فن خطابه』
▣ زیبایی برخی افراد با شخصیت آن ها ارتباط مستقیم دارد . 『؟』
▣ بعضی از مردها در مورد زنان محجبه ، رویا پردازی می کنند و فکر می کنند آن ها بی حجاب باید پری باشند . 『؟』
▣ برخی زن ها بنا به دلایل مختلف ، به صورت اغراق گونه ای همه ی زیبایی هایشان را در یک وجب صورت جبران می کنند . 『؟』
▣ انسان به تدریج و پله پله پیش می رود ولی زیبایی به یک باره خود را به او نشان می دهد . 『 افلاطون 』
▣ نَفْس های شما کار زشتی را در نظر شما زیبا کرد و آن را بیاراست . 『قرآن』
▣ اشعب دید که فرزندش به زنی زیبا خیره می نگرد . گفت پسرکم این گونه نگریستن او را باردار می کند . 『؟』
▣ پوشیدگی ، جمال و زیبایی را به جلال و هیبت نزدیک می کند . 『؟』
▣ رنگ ارغوانی ، کفنِ زیبایی است . 『از ترجمه های عبدالحسین هژیر』
▣ این نگاه عادت کرده ی ما است که دور زیبایی کادر می کشد . 『؟』

وحیده در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۵۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:

در حقیقت زن اینجا به معنی نفس است که سعدی بزرگ میفرمایند نفس یا من ذهنی را کنترل کن تا از خودت باز نمانی

آرمان در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵:

دوستان عزیز، منظور استاد بزرگوارمان مولوی بیان حقیقتی است که از أنظار ما پوشیده است. " هر چیز که در جستن آنی، آنی" به این مفهوم اشاره به دارد که همه ی ما چهر ه ای از وحدانیت مطلق او هستیم و این مسئله دقیقا بیانگر همان نظر و شعر " تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز"! و یا " ور بخود آیی به خدایی رسی"

هادی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

ممنون میشم کتابی به من معرفی کنید که اشعار حضرت حافظ رو معنی کرده باشه و در فهمیدن بیشتر اشعار کمک کنه

علی سهرابی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۹:

از جرم حضیض خاک تا اوج زحل
کردم همه مشکلات گیتی را حل
بیرون جستم ز بند هر مکر و حیل
هر بند گشوده شد مگر بند اجل

مهدی کاظمی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۲ - مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رسته:

دانایان به روشهای موثر گفته اند که برای میهمان شدن باید اشخاص نیکوکار را انتخاب کرد بر سفره شان نشست و از هرکسی احسانی را قبول نکرد ...مولانا به مخاطب میفرماید اما تو مرید و مهمان کسانی شدی که از فرو مایگی میخواهند از تو سوء استفاده کنند و به مقاصد خودشون برسند این ادمها خودشون از راه حقیقت گمراه هستند و نوری از ایشان تورا روشن نمیکنند و باعث تیرگی گمراهی تو نیز خواهند شد
بهر این گفتند دانایان بفن
میهمان محسنان باید شدن
تو مرید و میهمان آن کسی
کو ستاند حاصلت را از خسی
نیست چیره چون ترا چیره کند
نور ندهد مر ترا تیره کند
زیرا این دسته از افراد هنوز با نور وجود خوشون قرین و همسو نشدن پس چجوری کسی میتونه از نور اینان بهره مند شه؟ مثل کسیکه خودش بیماری آبریزش چشم داره (اعمش) و برای دیگران تجویز دارو میکنه مثلا پشم بمال در روی چشمت خوب میشه(بیت پنجم کلمه پشم بجای یشم صحیح میباشد)....در زندگی مان بسیار افرادی دیده ایم که مشکلی رو خودشون دارند و از رهایی ازش عاجزند و برای دیگران راهکار ارایه میدهند که باعث بدتر شدن اوضاع و احوالشون میشه
همچو اعمش کو کند داروی چشم
چه کشد در چشمها الا که پشم
برمیگردیم به داستان و زن به شوهرش میگه که وقتی حال و روز ما در فقر و تنگدستی اینجورییه مبادا که مهمانی هم به ما افتخار بده و از میزبانی ما برخوردار شه.. اگر قحطی ده ساله رو ندیدی چشماتو واکن و به چهره خودمون نگاه کن
حال ما اینست در فقر و عنا
هیچ مهمانی مبا مغرور ما
قحط ده سال ار ندیدی در صور
چشمها بگشا و اندر ما نگر
زن ادامه میده که ظاهر زندگی ما شبیه ادمهای داعیه داری میمونه که از درون تاریکند اما در زبان درخشنده و تابناکند (شعشعی)..این افراد بویی و اثری از خداوند ندارند اما دعوی بیشتری از حضرت ادم بوالبشر و پسرش شیث نبی را دارند
ظاهر ما چون درون مدعی
در دلش ظلمت زبانش شعشعی
از خدا بویی نه او را نه اثر
دعویش افزون ز شیث و بوالبشر
حتی شیطان هم ازین افراد خودش را مخفی کرده و روی بدیشان ننموده اما میگن که ما از نیکان ، صالحانی که جهان به برکت وجود ایشان برپاست(ابدال) هم بیشتر و افزون تریم .اینها حرف درویشان رو میدزدند و تکرار میکنند تا دیگران گمان کنند خودشون کسی هستند
دیو ننموده ورا هم نقش خویش
او همی‌گوید ز ابدالیم بیش
حرف درویشان بدزدیده بسی
تا گمان آید که هست او خود کسی
اینها حتی از سخنان بایزید ایراد میگیرند در صورتیکه حتی یزید ابن معاویه ملعون هم از وجود اینان ننگ داره
خرده گیرد در سخن بر بایزید
ننگ دارد از درون او یزید
هیچ نوایی از خوان الهی نبرده اند و خداوند عالم اندازه استخوانی هم جلوی ایشان نینداخته است ولی ادعا دارند که خوانی الهی گستردم و جانشین حقم و خلیفه زاده خداوند بر روی زمین هستم
بی‌نوا از نان و خوان آسمان
پیش او ننداخت حق یک استخوان
او ندا کرده که خوان بنهاده‌ام
نایب حقم خلیفه‌زاده‌ام
ندا سر میدهند که ای گمراهان راه معنوی و ای ساده دلان بیایید و ازین خوان بخششم سیر بخورید... هیچ را ...
بهمین منوال سالها با وعده فردا افراد رو اطراف خودشون جمع کردند و هنوز فردایی از راه نرسیده ...روی صحبت مولانا درینجا افرادی هستند که دم از عرفان وخداشناسی و کرامت میزنند که در جامعه امروز ماهم کم نیستند
الصلا ساده‌دلان پیچ پیچ
تا خورید از خوان جودم سیر هیچ
سالها بر وعدهٔ فردا کسان
گرد آن در گشته فردا نارسان

دیر زمانی لازمه تا درون افراد مشخص بشه که زیر تن این ادمها گنجی نهفته است یا محل مکر و فریب نفس همچون مار واژدهاست .. وقتی معلوم میشه این افراد هیچ چیزی ندارن که عمر طالبانشون تباه شده ولی اگاهی ازین موضوع دیگه سودی نداره
دیر باید تا که سر آدمی
آشکارا گردد از بیش و کمی
زیر دیوار بدن گنجست یا
خانهٔ مارست و مور و اژدها
چونک پیدا گشت کو چیزی نبود
عمر طالب رفت آگاهی چه سود

محمد صالحی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:

آفرین...آفرین
چه کرد بسطامی با دل من در این غزل...
من اول که غزل را شنیدم فقط و فقط فکر می کردم شعر برای خداوندگار احساس شیخ سعدی باشد...اوج احساس را نمایش میدهد بسطامی

هادی آزاد بخت در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۰۸:

باسلام نمیدانم چرا کلمه حضرت بجای محضر استفاده شده است
با کلمه محضر دوستان دوبیتی را ملاحظه فرمایند
جز وصل تو دل به هرچه بستم توبه
بی یاد تو هر جا که نشستم ،توبه
در محضر تو ،توبه شکستم صد بار
زین توبه که صد بار شکستم توبه

@sher_o_asal

جاوید مدرس اول رافض در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:

شرح غزل شماره 175 (حافظ)
****************
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
*****************
1- صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
***
صبا:نسیم ملایمی که صبح و غروب از جانب شمال شرقی می وزد .
تهنیت:خوشامد گویی ، شادباش ، تبریک ، مبارکباد.
ناز:آسایش ، تنعم، کامرانی .
نوش : آشامیدنی شیرین و گوارا .
***
معنی معمول=نسیم صبا برای گفتن شاد باش نزد پیر می فروش آمد. چرا که فصل بهار ، فصل شادی و شادمانی و عیش نوش فرا رسیده است.
*************************************
2- هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
***
مسیح نفس:به مانند نفس مسیح ، روحبخش ، عیسوی دم .
نافه:کیسه یی در زیر شکم آهو ی نر سرزمین ختن و تاتارستان که از آن مایعی معطر قهو های تیره خارج می شود به نام مشک موسوم است.
نافه گشای:بازکنند ه مخزن مشک ، پراکندن بوی خوش ، مشک بیز.
خروش : با صدای بلند خواندن ، با صدای بلند صحبت کردن .
جای دیگر گوید:
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عیسی دمی خدا بفرستاد و بر گرفت
***
معنی معمول=هوا به مانند نفس مسیحا روح بخش و بادسبب پراکنده شدن بوی خوش و در ختها سبز شده و مرغان به آواز ه خوانی افتاد اند .
*************************************
3- تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
***
خروش : با صدای بلند خواندن ، با صدای بلند صحبت کردن .
تنور لاله:( اضافه تشبیهی ) لاله به سب رنگ قرمز و حالت پیاله یی بودن آن به تنور تشبیه شده است.
بر فروخت:شعله ور ساخت .
غرق عرق گشت:از رشک در عرق شرم غرق شد.
گل به جوش آمد : در اصل جوشش وفور گل را میرساند
***
معنی معمول=نسیم بهاری چنان تنور لاله را شعله ور و سرخرنگ کرد که غنچه از شرم به عرق نشست و گل به هیجان و جنب و جوش افتاد .
*************************************
4-به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
***
نیوش: بگوش بگیر ، بشنو، بپذیر.
عشرت: شادمانی ، عیش ونوش .
هاتف: فرشته پیام آور ، اواز دهنده یی که خود او دیده نشود ، سروش غیبی .

***
معنی معمول=با گوش هوش این گفته را از من بپذیر و به شادمانی گرای که سحر گاهی این سخن از ندای فرشته یی به گوش من رسید .

*************************************
5- ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
***
تفرقه / مجموع =جمع و تفرقه دو اصطلاح متقابل عرفانی است
هجویری گوید :تفرقه مکاسب است و جمع مواهب یعنی مجاهدت و مشاهدت.
تفرقه: جدایی ، پراکندگی.
حافظ بارها به تفرقه و جمع اشاره کرده است بالفظ ( پریشانی و پریشان و مجموع و جمعیت )
تا شوی مجموع:تا جمعیت خاطر پیدا کنی.
اهرمن: دیو، شیطان.
سروش:فرشته.
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد/ دیو چو بیرون رود فرشته در آید

***
معنی معمول= فکرهای متفرقه وآرزوههای جور واجور رارها کن تا جمعیت خاطر و طمأنیه و حضور قلب پیدا کنی ، زیرا دیو چو بیرون رود فرشته در آید.(جاء الحق ذهق الباطل)
*************************************
6- ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
***
مرغ صبح:مرغ سحر، بلبل.
چه حالتست که گل در سحر نماید روی /چه آتشست که در مرغ صبحخوان گیرد.
سوسن آزاد :سوسن ده زبان ، گلی با 5 گلبرگ و 5 کاسبرگ همرنگ و سفید مشابه به زبان .
***
معنی معمول= نمی دانم که گل سوسن که از رنگ تعلق آزاد است از بلبل چه شنیده که با آنکه ده زبان دارد لب فرو بسته است.
*************************************
7- چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
***
نامحرم:ناآشنا ، غریبه.
مجلس انس:مجلس خصوصی ، انجمن دوستان یکدل . خر قه پوش:صوفی ریاکار و متظاهر .
***
معنی معمول= در انجمن دوستان یکرنگ ، جای آن نیست که نامحرمی حضور یابد . سر پیاله را بپوشان که سرو کله خرقه پوش ریا کار پیدا شد.
*************************************
8- ز خانقاه به میخانه می‌رود حافظ
مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد
***
زهد ریا: زهد ریایی ، تظاهر به پرهیزکاری.
مستی زهد: غرور وتکبر ناشی ا ریا کاری وتظاهر به پرهیزکاری .
***
معنی معمول=حافظ خانقاه را ترک گفته یه سوی میخانه می رود ، گویا از غرور مستی آفرین تظاهر به پرهیزکاری ، به هوش آمده است.
********************************
جاوید مدرس ( رافض)
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
این غزل در وصف بهار ، در هشت بیت سروده شده که چهار بیت اول آن در توصیف آب وهوای معتدل و نسیم روح بخش این فصل و چهار بیت نهایی آن در توصیه واندرز ، آمیخته به نکات عرفانی وارائه طریق صراط مستقیم اهل طریقت است که به ترتیب چنین است : 1- در بیت پنجم می فرماید اینقدر آرزوی خواسته های متفرقه خواهشهای جور واجور در دل مپروان تا جمعیت خاطر طمأنینه پیدا کنی . 2- به همان علت که سوسن با داشتن زبان ، وقتی حرف منطقی از بلبل شنید خاموش شد نصیحت را از دل و جان بپذیرد و این تمثیل به صورت غیر مستقیم ، به مخاطب ، روش قبول نصیحت را یاد می دهد . 4 با افراد غیر مستعّد و مقلّد و سطحی و متظاهر به دینداری نشست و برخاست مکن. 4- حافظ از خانقاه صوفیان متظاهر به میکده معرفت روی آورد . او از غرور ومستی تظاهر به دیانت دست کشیده و به هوش آمده و این اوست که دارد با تو این سخنها رادر میان می نهد .
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

احسان در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

بیسواد پنداشتن حضرت ختمی مرتبت عین بیسوادی است حضرت سواد خواندن و نوشتن داشته اند ولیکن بنابر مصالحی نمینوشتن خود جناب حافظ میگوید به مکتب نرفت و خط ننوشت نه اینکه خط نوشتن نمیداست

سلام در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:

اقای روزبه نعمت اللهی آهنگ پلاس

سلام در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:

روز به نعمت الهی . آهنگ پلاس

سیا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۵۴:

آن کاخ که جمشید در او جام گرفت آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
در رباعی دو تمثیل با یک نتیجه بکار رفته است:
1- عاقبت کاخ جمشید (مخروبه)
2- عاقبت بهرام گور (قبر)
که هر دو با نهایت عظمت عاقبت متلاشی شده و فروپاشیدند.

سید حسن در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲ - نعت پیغمبر اکرم (ص):

در پاسخ حاشیه شماره 10 عرض کنم که اشتباه تایپی هست و مصرع دوم باید باشه: بر چهار گهر قدم نهاده

مسعود شماعی زاده در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از دیگر مثنویها » پاره ۳:

این تک بیت در فیلم «شب‌های روشن» خوانده می‌شود.

نادری در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۶:

در جواب دوستی که این شعر را در وصف عاشورا دانسته اند باید گفت سعدی اهل تسنن بوده و ارتباط اشعارش به وقایع شیعی اشتباهاست. در بیت دوم، گمان نکنم امام حسین به خدا گفته باشه تو که قصد هلاک من داری، چون خدا اصولا قصد هلاک کسی را نداره و امام حسین به شمر هم احتمالا نمی گفته تو که قصد هلاکمو داری بیا تا یه نظر روی ماهتو ببینم. در مجموع هیچ علتی نداره که هر شعری از هر بزرگی را به حوادث تاریخ شیعه مربوط کنید. این یک شعر عاشقانه است و بس.

ایرانی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

ملک صمدیت را، چه سود و زیان دارد
گر حافظ قرآنی، یا عابد اصنامی
زهدت به چه کار آید، گر راندهٔ درگاهی؟
کفرت چه زیان دارد، گر نیک سرانجامی

۱
۳۱۱۰
۳۱۱۱
۳۱۱۲
۳۱۱۳
۳۱۱۴
۵۷۱۶