گنجور

حاشیه‌ها

محمد هادی حیدری در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۲:

برداشتم از این غزل بر مبنای اونچه که از مثنوی آموخته ام:
محصولی که ما انسانها برای خودمون تولید میکنیم جز تصاویر ذهنی چیز دیگری نیست و اساسا ما در مواجهه با هر چیز أعم از یک شی مادی مقابل روی مان و یا مفاهیم انتزاعی ، در اولین اقدام تصویری ازش در ذهن می سازیم.
از طرف دیگه صورت سازی ذهنی ما (که زیر عنوان فکر میشناسیمش) بلاتوقف در جریان خواه به اراده مون خواه بی اراده مون.
وقتی به اختیار تصویرسازی میکنیم ، گو اینکه هوشیاریم و زمانی که تصویر سازی بی اراده ما در جریانه ، گو اینکه مست و بی اختیاریم
اما در هر صورت هیچ یک از تصوراتی که ساخته ذهن ماست هیچ شباهتی با او نداره که لم یکن له کفوا احد. و لذا محکوم به نابودی ست.
سراینده بعد از اینکه مورد سوال قرار میده که آیا با هوشیاری من مشکل داری یا نه با هر چیز که من بسازم !؟ فورا به این معنا منتقل میشه که خود هستی من (اون واحد تجزیه ناپذیر من که جاندار است) و خودت گفتی که از روح توست در من دمیده شده ، که دقیقا نمیدونم چه نسبتی با ذات احدیتت داره ، اما چون بوی تو را داره ، پس به جان و روح میپردازم که تنها تکه ای از هستی ست که از جنس ماسوی الله نیست .
هر چند پیش چشمم خون ، مایع ست و تشابهی با خاک نداره ، اما من فریب این ظاهر سازی رو نمیخورم و چون تو گفتی که از خاک گل آدم رو بسرشتی ، پس خون من و ذره ذره اجزای بدنم رو همون خاک باور دارم نه غیر از اون. بیت آخر هم که با این توضیحات خودش واضحه.
بدرود

۷ در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:

تو بد مگوی و گر نیز خاطرت باشد.
"و" را باید جدا خواند نه به شکل O

ت/بد/م/گو=مفاعلن
ی/و/گر/نی=فعلاتن
ز/خا/ط/رت=مفاعلن
با/شد=فعلن

محمدزاده در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۶:

سلام مضمون عاشقانه داره.
اگر در فراق بود نمی توانست به او بگوید گفتی چه کسی در چه خیالی

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

مصرع دوم بیت هفتم به صورت زیر صحیح است.
که دانا ز گفتار او برخورد

۷ در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:

ترحم بر پلنگ تیزدندان
ستمکاری بود بر گوسپندان
نباید به بهانه نجات پلنگ جان گوسپندان را ندیده گرفت.
سعدی کسی نبوده که مانند ما گزافه گوید.میگوید پلنگ و نه پلنگان چرا که یک قلاده آن میتواند گوسپندان بسیاری را نابود کند.
آدم گیر این ابو زغنبود ها بیفتد ولی به این اداره و آن دستگاه نه

محمد رضا جواهرمنش در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۶:

سلام
شیخی به کسی گفت که هر دم مستی هر لحظه به دام دگری پیوستی
گفت ای شیخ هر انچه گویی هستم ایا تو چنان که مینمایی هستی؟

ساسان در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۶:

شیخی به کسی گفت که هر دم مستی هر لحظه به دام دگری بنشستی
گفت ای شیخ هر انچه گویی هستم ایا تو چنان که مینمایی هستی؟

بینام در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود » بخش ۵:

جهان بر براندیش تنگ آوریم
درست :جهان بر بداندیش تنگ آوریم

۷ در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:

چو من جا افتاد که چو من(ما) بسیارانند.
اینهایی که از دزد دفاع کنند انشاالله که گرفتارش شوند تا بفهمند.قصاص انسانی ترین قانون اسلام است.

۷ در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:

ه/زا/ر/سا=مفاعلن
ل/پ/سز/مر=فعلاتن
گ/شر/ب/ین=مفاعلن
بو/یی=فعلن
یک روز خورد و خسته از سر کار برگردی و ببینی دار و ندارت پخش و پلا!شناسنامه و دسته چک و مدارک و کتاب و لباس هر یک سویی
.در همه دیر مغان نیست عاشق شیدایی/خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
فردای آن روز از هشت تا چهارده درگیر بانک و گزارش دزدی باشی.
ساعت 14 با سختی یک چیزی بنویسی و همین که میخواهی دکمه ارسال را فشار دهی یک پیامک از حساب بانکی بیاید برق قطع و کامپیوتر خاموش شود.
بیزار بیزارم از کسانی که برای دزد دلسوزی میکنند و بر قصاص خرده میگیرند.
دزد روان آدم را نابود میکند و نه تنها جسم و مال.

محسن_۰۰۸۹ در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

چقدر زیباست این غزل ، چقدر فوق العاده
بیت آخرش رو انگار نه انگار سعدی قرن ها پیش گفته، با توجه به مفهوم پیام که امروزه با توجه به در دسترس بودن گوشی های موبایل، با زندگی روزمره مون گره خورده انگار سعدی همین دیروز این بیت رو گفته؛
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو

ن،ن در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:

حسین خان
نبیند روی من زردی به اقبال لب لعلش
بمیرد پیش من رستم چو از دستان من باشد
نظر شما را می پسندم با این توضیح که مولوی زردی روی خود را، رستم می بیند که بسیار استوار است ، اما با لعل لب یار شفا میابد ، و لب یار را، زال دستان ، که زردی روی ِ او را می کُشد و محو می کند.
تا نظر دوستان چه باشد.

روفیا در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۳ - سبب نظم کتاب:

آن شاخ ها خود را شاخ مجازی نیز می خوانند.
چه نام درست و به جایی!!

sunset در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۵:

به نام خدا
سلام
در مصرع اول از بیت آخر "سد فرسنگ" نوشته شده که با توجه به معنی بیت، ظاهرا باید "صد" نوشته بشود.
شعر خیلی خوبی هست؛ و یک دنیا حسرت عاشق را انتقال می ده.

سورنا در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:

فروغی سعدی را برای نسل نو و دنیای جدید زنده کرد .
شاید کلمه درست برای شعر آخر بینبویی باشد اا تلفظ این کلمه بسیار دور از ذهن است .
کاری نکنیم مردم از شعر سعدی دور شوند
من شعر را
هزار سال پس از مرگ او گرش بویی .
صحیح می دانم

روفیا در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:

این عبارت مفهوم قربانی کردن را در خود دارد.
عاشق با مشاهده و ادراک زیبایی چنان مست و شوریده می شود که می خواهد در آن محو و ذوب شود و از دست خودش خلاص شود و سراپا او شود.
مانند اینکه اگر شما خرگوش باشید و خوراک شیر شوید بخشی از وجود شیر خواهید شد. دیگر خرگوش نیستید بلکه شیر هستید. اگر پروانه در آتش رود دیگر پروانه نیست. آتش است. آتش نشانان حادثه پلاسکو آن دم که خود را به آتش سپردند عاشق و مست و شوریده بودند. ضمن این که کسی که در راه زنده نگاه داشتن راستی زیبایی نیکویی جان می سپرد نمی میرد بلکه بخشی از آن راستی و زیبایی و نیکویی ازلی می شود.
تو گویی آن راستی و زیبایی و نیکویی او را بلعیده است.

روفیا در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۳ - سبب نظم کتاب:

بانگ هدهد گر بیاموزد فتی
راز هدهد کو و پیغام صبا
گویا از به کار بردن عبارت راز هدهد می خواهد بگوید در هر آفریده ای از جهان رازی «چیزی شبیه ژنوم» یا فراتر وجود دارد که قابل تقلید و تکرار نیست و منحصر به آن موجود است. بانگ هدهد کجا و تقلید آن بانگ کجا!

روفیا در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۳ - سبب نظم کتاب:

سوم باب عشق است و مستی و شور
نه عشقی که بندند بر خود به زور
شگفتا که قرن ها پیش هم از این عشق های الکی مانند عشق های شاخ! های اینستاگرام بود. عشقی که فریاد می زند که آن را بسته اند بر خود به زور!
مولانا نیز الکی و راستین را بربسته و بررسته نام می نهد:
بربسته و بررسته غرقند در این رسته
تا با همگان باشد از عین ابد خنده
***
گر بخواهی ور نخواهی با چراغ
دیده گردد نقش باز و نقش زاغ
ورنه این زاغان دغل افروختند
بانگ بازان سپید آموختند
بانگ هدهد گر بیاموزد فتی
راز هدهد کو و پیغام سبا
بانگ بر رسته ز بر بسته بدان
تاج شاهان را ز تاج هدهدان
بررسته مانند اندامی است که خود به فرمان طبیعت روییده است و بربسته مانند اندام های پروتزی است که طی تقلید ناشیانه ای از طبیعت به خود بسته اند. شاید آن هم روزی به تکامل برسد!
کسی چه می داند؟

علی رحیمی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » چهار خطابه » خطابهٔ دوم:

بیت 12، مصرع دوم بین کلمات فاصله افتاده است، ر از ت جدا شده صحیح باید این باشد: " خشک و تر و ظاهر و باطن بسوخت"
مصرع اول بیت 23 هم به ظاهر باید این باشد:"گر چه ز جور خلفا سوختیم"
بیت 29 هم در مصرع دور ک و ز از هم جدا افتاده: " کز ..."

۱
۳۱۰۹
۳۱۱۰
۳۱۱۱
۳۱۱۲
۳۱۱۳
۵۷۲۶