مجتبی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۱ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۹۱:
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
مجتبی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۵۹۷:
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
مجتبی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۳:
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
مجتبی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۶:
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
مجتبی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۷ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۶:
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
مجتبی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۵ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۴:
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
مجتبی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۴:
این شعر در بحر متقارب مثمن سالم هست نه محذوف
مجتبی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۲ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۷۸۲:
وزن شعر مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن هست
احسان در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۱:
در مصرع آخر نباید «بخوانند» باشه که با نگویند هماهنگ بشه؟
عبدالله در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
آقا رضا ی عزیز و گل
کارتون خیلی عالی هست و در گنجور در به در دنبال اطلاعات شما هستم؛ خدایتان حفظ کناد...
متاسفانه وبلاگتون هم درست نیست که اونجا راحت تر ازتون تشکر کنیم...
جزاکم الله
رضا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:
هرآنکوخاطرمجموع ویاری نازنین دارد
سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد
خاطرمجموع: خاطرآسوده وجمع
دولت: بخت واقبال
همدم : هم نفس ، معاشر، مصاحب .
معنی بیت: هرآنکس که خاطری آسود وآرام ومعشوقی دوست داشتنی دارد بداندکه سعادت، رستگاری وتوفیق نصیب اوشده وبخت واقبال نیک بااوهمراه وهمنشین است.
دراَزل هرکوبه فیض دولت ارزانی بُوَد
تاابدجام مُرادش همدم جانی بُوَد
حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است
کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد
این بیت نغز وپُرمایه،نکته ی بنیادی ِ وشالوده ی جهان بینیِ حافظانه هست. چراکه درنظرگاه متشرّعین عقل وشرع بایکدیگراتحادّی زوال ناپذیردارند یعنی می بینیم آنچه راکه شریعت روامی دارد بی تردید عقل نیز آن رامی پذیرد ومتقابلاًهرآنچه راکه عقل روامی دارد درشریعت نیزازجایگاه قابل قبولی برخوردار می گردد وهرگزاین دودر تقابل همدیگرقرارنمی گیرند.
امّا درمبحثِ عشق اینگونه نیست و عقل نه تنها دراین ولایت هیچکاره هست وجایگاه والایی ندارد بلکه گاه درتقابل بادرعشق نیزقرارمی گیرد. حافظ زمانی که راه خود رااز متشرّعینِ متعصّبِ یکسونگر جدا ساخت وطریق عشق راانتخاب نمود از همان زمان بودکه تصمیم گرفت ابتدا عقلِ مصلحت گرا را،با رَه توشه ای ازشراب ازشهرهستی به شهرنیستی روانه کند و برای همیشه ازشرّ وسوسه های آزارنده ی آن آسوده خاطرگردد. بااینکارنه تنها فاصله ی حافظ بامتشرّعین بیشتر وبیشترشد بلکه درست درنقطه ی مقابل آنها قرار گرفت ومابین این دوتفکّر، رزمگاهی به وسعت تاریخ پدیدارگردید ودوبینش ودونگره یکی ازنوع رندیِ حافظانه ودیگری تفکّر متعصّبینِ پیش پابین به نبرد با یکدیگرپرداختند.
حریم : پیرامون و گِرداگرد هرچیزی یاجایی، محدوده ی متعلّق به چیزی یاجایی، دراینجا موقعیّت،جایگاه، بارگاه
درگه: درگاه،آستان
درآستین داشتن : حاضروآماده داشتن
معنی بیت: مقام وجایگاهِ عشق بسیاروالاتر ازجایگاه عقل است هرکسی به این بارگاه دسترسی ندارد کسی می تواند وارد این حریم شود وبوسه برآن آستان بزندکه دست ازجان شُسته وهرلحظه آماده ی فداکاری وایثارجان بوده باشد.
قیاس کردم وتدبیرعقل درره عشق
چوشبنمیست که بربَحرمی کشد رقمی
دهان تنگِ شیرینش مگر مُهر سلیمان است
که نقش خاتم لَعلش جهان زیر نگین دارد
دربعضی نسخه ها به مُهر مُلک ثبت شده که بنظردرست نیست. چراکه دهان یارمعمولاً به کوچکی وتنگی توصیف می شود نه گشادی! علاوه براین باتوجّه به معنای مصراع بعدی که اشاره به نگین انگشتری دارد حدس مارابه یقین نزدیکترمی سازد زیرا درآن روزگاران مُهرپادشاهان وبزرگان برروی نگین انگشتری(عقیق) حک می شد. لبهای سرخ ولعلگون نیز با عقیق تناسب دارد. گذشته ازاینهاحافظ درجای دیگرنیزچندین باردهان ولب وبوسه ی یار رابه مُهر تشبیه کرده است.
دردل ندهم رَه پس ازاین مِهربُتان را
مُهرلبِ اوبردراین خانه نهادیم.
خاتم: انگشتری
نقش خاتم لَعل اَش : نقش نگین انگشتری اش .
معنی بیت: دهان تنگِ معشوق مگر مُهرحضرت سلیمان است که اینچنین درعینِ کوچکی، نقشه ی کلّ جهان زیرنگین انگشتریِ اوست! یعنی همه ی جهان تشنه ی بوسه او وتحت فرمان اوست.
ازلعل توگریابم انگشتری زینهار
صدمُلکِ سلیمانم درزیرنگین باشد
لبِ لعل و خط مُشکین چو آنش هست و اینش هست
بنازم دلبرخود را که حُسن اَش آن و این دارد
لب لعل: لب آبدار وسرخ
خط مشکین : موهایی که گرداگردصورت وپشت لب می روید هم خوشبو ومعطّراَند وهم سیاه
احتمالاً درثبت این بیت نیزازسوی خطّاطان اشتباهی رخ داده است بنظرچنین می رسد که صورت درست اینگونه بوده باشد:
"لبِ لعل و خط مشکین چو این اَش هست و آن اَش نیست"
بدین دلیل که حافظ احتمالاً قصد داشته این نکته را برساند که دلبرانِ بسیاری هستند که لب لعل وخط مشکین دارند لیکن ("آن" به معنای جذابیّت وگیرایی) راندارند بنازم دلبر خودرا که هم این (لعل لب وخط مشکین) دارد هم آن( گیرایی وافسون وجاذبه)
شاهد آن نیست که مویی ومیانی دارد
بنده ی طلعتِ آن باش که "آنی" دارد
به خواری منگر ای مُنعم ضعیفان و نَحیفان را
که صَدر مجلس ِ عزّت گدای رهنشین دارد
خواری: به دیده ی تحقیر وحقارت
نَحیف: ضعیف ولاغر
مُنعم : کسی که ازنعمت فراوان برخورداراست.
گدای ره نشین: فقیری که خانه به دوش وراه نشین است.
عزّت: عظمت،بزرگواری، سرافرازی، کرامت
امّافقیرچگونه می تواند درصدر مجلس عزّت بوده باشد؟ درنظرگاه حافظ،فقیران وتُهیدستان (البته منظور درویشان ورندان وپاکبازان هستند ) بدان سبب که مناعت طبع حفظ کرده وآبروی فقروقناعت نمی فروشند همیشه عزیز ومحترم می باشند ودرمجلس عزّت برصدرتکیه می زنند.
معنی بیت: ای کسی که دارای ثروت ونعمت هستی به آنانکه فقیروضعیف خانه به دوش هستند به چشم حقارت نگاه مکن گدایان راه نشینی که تومی بینی ازدولت عشق،بهترین عشرت ها را درنداری وناتوانی می کنند ازسرفقر وافتخارگوشه ی تاج سلطنت می شکنند وبرصدر مجالس عزّت تکیه می زنند.
ازجاه عشق ودولتِ رندان پاکباز
پیوسته صدرمصطبه هابودمَسکن اَم
چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان
که دوران ناتوانیها بسی زیر زمین دارد
معنی بیت : هنگامی که ازنعمتِ زندگانی برخوردارهستی،سلامتی وتوانمندی راقدربدان وازآن مراقبت کن که این موهبت دیری نخواهدپائید وورق برگشت خواهدخورد.چرخ روزگاراوضاع راعوض خواهدکرد و همه ی توانمندان درزیرزمین عاجز وناتوان خواهندخفت.
وضع دوران بنگرساغرعشرت برگیر
که بهرحالتی این است بهین اوضاع
بلاگردان جان و تن دعای مُستمندان است
که بیند خیر از آن خرمن که ننگ از خوشه چین دارد؟
خوشه چین: فقیران ونیازمندانی که ،خوشه های اطرافِ خرمن را جمع آوری وباآنها رفع نیازمی کنند.
مستمندان: فقیران وتهیدستان را دریاب که دعاهای آنان اثربخش اند وقدرت آن رادارند که بلاها و مصیبت هاراخنثی کنند. آخرکسی که دل فقیرانِ خوشه چین رامی شکند و آنهاراباحقارت ازخود می راند، چگونه انتظاردارد از خرمن خویش(مال ودارایی خویش) خیروبرکت ببیند؟
دایم گُل این بُستان شاداب نمی ماند
دریاب فقیران را دروقتِ توانایی
صبا ازعشق من رمزی بگو با آن شهِ خوبان
که صد جمشید و کیخسرو غلام کمترین دارد
رمز: نشانه مخصوص ، دراینجا شرح مختصر
صبا: بادسحرگاهان که پیامرسان ورابط عاشق ومعشوق است.
جمشید وکیخسرو: هردو ازپادشاهان بنام ایران باستان که به شکوه وشوکت فراوان مشهور هستند.
معنی بیت: ای نسیم صبا، محض رضای خدا شرح حالی مختصراز عشق واشتیاق بی پایان من به آن معشوق بازگو. بدان معشوق که درجایگاهی بسیاردورازدسترس من نشسته وصدهانفر از پادشاهان بزرگی همچون جمشید وکیخسرو کمربندگی وغلامی اورابسته اند.
درچاهِ ذَقن چوحافظ ای جان
حُسن تودوصدغلام دارد
وگرگوید نمیخواهم چو حافظ عاشق ِ مُفلس
بگوییدش که سلطانی گدایی همنشین دارد
معنی بیت: درادامه ی بیتِ قبلی، واگر معشوق گفت که حافظ فقیر ومسکین است واوراانمی خواهم به معشوق بگوئید که بانظررحمت وعنایت به این موضوع نگاه کند و تصوّرکند که یک سلطان باشوکتی ازروی لطف وبزرگواری بایک گدای بی سروپا همنشین شده است.
ازعدالت نبود دورگرش پرسد حال
پادشاهی که به همسایه گدایی دارد.
نوید محقق در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲:
بسم الله الرحمن الرحیم
گویا اختلاف افتاده در بین دوستان در مورد این غزل!
من فکر می کنم اگر چه حافظ سودای احیای سلطنت ایرانی آل مظفر را در سر داشته و مستقیما نیز به شاه منصور اشاره می کند، نباید از چهار بیت آخر این غزل به سادگی گذشت. عرفانی که در این ابیات نهفته به وضوح به جیزی فراتر از اتفاقات تاریخی زمان حافظ اشاره دارد و همه هم می دانیم که لسان الغیب همیشه با اشارات مراد خود را بازگو می کند. به نظر می رسد هم آرزوی پیروزی برای شاه منصور و هم بیان غم انتظار مهدی موعود (عج) موضوع این غزل زیبا باشد.
و من الله توفیق
نوید محقق در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
بسم الله الرحمن الرحیم.
بسیار جای تاسف است که عده ای از روی جهل این غزل را مدحی برای حضرت محمد (ص) می دانند حال ان که اشارات مستقیم حافظ نظیر ذکر نام ابولفوارس گواهی است بر رد مدعی ایشان.
عده ای هم دوباره از روی نادانی واژه ی امی را به بی سواد برمیگردانند حال ان که امی منظور اهل مکه است، چرا که مکه ام القراست و اهل مکه را از همین روی امیین می خوانند.
برگ بی برگی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷۲:
گنج بلا نهایتی ، سکه کجاست گنج را ؟
صورت سکه گر کنی آن پی کار میکنی
تو نهایت بلا هستی در این گنج که می نمایی و هیچ سکه ای در این گنج وجود ندارد
اگر تو من های ما را بصورت سکه ارزشمند مینمایی این به منظور نیت اصلی
خودت میباشد که ما را از پرواز باز داری .
با سپاس از سایت منور گنجور
برگ بی برگی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷۲:
در اینجا روی سخن مولانا با من ذهنی یا شیطان یا هرچه که آن را بنامیم است
که برای هزاران سال در درون ما جا خوش کرده اما والا مقامانی چون مولانا
آن را مهار نموده ولی با این همه هشیارانه مراقب من ذهنی خود هست و
میفرماید؛ چشم خود را بسته ای و وانمود می کنی که خواب هستی اما
بخدا قسم این از دغل بازی توست و خواب نیستی بلکه با چشم باز مترصد
فرصت هستی. / تو وانمود میکنی که خوابی تا حریف خود را خام کنی و
پس از آنکه حریف بخواب رفت زر یا دارایی اش ( دارایی معنوی که با خرد
و تقوی بدست آورده) را از وی بدزدی . تو رشته هایی ظریف را
بصورت دام همیشگی بزای انسان که مرغ هست و باید پرواز کند تهیه
کرده ا ی تا انسان را در بند کرده و نگذاری پرواز کرده و به اصل خدایی
خویشتن وصل شود و این بند را گاهی نرم میکنی که بمحض اینکه انسان
خود را رها میبیند دوباره آن را با رشته ای دیگر محکم در بند میکنی و
مانع پرواز انسان میشوی . هر کدام از این رشته و بندها یکی از تعلقات
ما به دنیاست رشته ای مال و منال من، رشته ای پست و مقام من،
نژاد برتر من ، باور و اعتقاد من ،رشته ای جاه و مقام، رشته ای علم و دانش
، رشته ای پز فرزندان و رشته های بسیار زیاد دیگر که هر کدام از آنها
به تنهایی قادر خواهد بود انسان را از پرواز باز دارد . .....
جان و دل فقیر را ، خسته دل اسیر را
از صدقات حسن خود گنج نیاز میکنی
فقیر در اینجا کسی است که به دنیای مادی فقیر و حریصه و هر چه داشته
باشه چشم دلش سیر نخواهد شد و حتی خسته دلانی که خود را متعلق به
این جهان مادی نمیدونن در امان نیستند زیرا این من ذهنی از راه دیگری
وارد شده و رشته دیگری برای او در نظر گرفته است مثل تفاخر و دلبسته
شدن به القاب و عناوین مثل دکتر ، پروفسور ، شیخ و عارف ، استاد و
آیت الله و علامه ، همگی در معرض این خطر قرار دارند / و تو از
( به کنایه ) بخشش خوبی خود همه آنان را معدنی از نیاز و احتیاج قرار
میدهی آنکه اهل دنیا و مادیات است را با مادیات و آنکه اهل دنیا نیست را به
نحوی دیگر در بند میکنی و مانع پرواز شون میشوی.
پرده چرخ می دری جلوه ملک می کنی
تاج شهان همی بری ملک ایاز می کنی
از زندگی پرده دری میکنی و در زمین با زیبا نمایی به چشم خلق جلوه میکنی
و تاج سروری شاهان را برده و پادشاهان را در سطح غلام آنها پایین می آوری
( ایاز غلام سلطان محمود ) . وقتی پادشاهان که برگزیدگان میباشند و به
درجات بالا رسیدند در امان نیستند پس انسانهای ضعیف النفسی چون آین حقیر
تکلیفشان مشخص است و اینجاست که باید هر روز راهنمایی های بزرگانی
چون مولانا را آویزه گوش خود قرار دهیم و از حضرت دوست طلب استمداد کنیم .
موفق باشید و در پناه حق
علی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۴:
معلومه مولوی از گریه تا صبح خوابش نبرده. ایشالله این برای هیچ کسی پیش نیاد.
عمر شیردل در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹۳:
در بیت دوم ، مصرع دوم ، به جای آن من بودم... ، این من بودم...، صحیح تر است .
شهرام آرین در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱۵:
با سلام؛مصراع دوم بیت دوم از متنی است و شکل صحیح آن عبارت است از:
ابلی الهوی اسفا،یوم النوی بدنی و فرق الهجر بین الجفن و الوسن
ایرانی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » شاهد افلاکی:
ضمنا سیاوش شجریان این غزل زیبا را در برنامه موسیقی ایرانی در دستگاه سه گاه با همکاری همایون خرم و فرهنگ شریف به زیبایی اجرا کرده اند.
مجتبی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۶: