گنجور

حاشیه‌ها

مازیار در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترجیعات » ترجیع بند - ما گوشه نشینان خرابات الستیم:

ب نظر من واژه سد درست است ، سد واژه فارسی است و دلیلی ندارد که ب صورت ؛ صد ؛ نوشته شود

بلبل عاشق در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

این غزل را استاد شجریان در کنسرت چشمه نوش به همراه سه تار نوازی استاد لطفی در سه گاه خوانده اند. البته در آلبوم منتشر شده جای نشده است.

سبحان در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:

من فکر میکنم معنی ظاهری بیت معاشران گره از زلف یار بازکنید شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید ایگونه باشه.وقتی گره از زلف یار باز میشه زلف درازتر میشه و زلف یار هم مثل شب سیاهه حافظ میگه معاشران گره از زلف یار باز کنید و این موی یا شب خوش رو با باز کردن گره قصه اش رو دراز کنید چنانکه سعدی فرمود عمر من است زلف تو بو که دراز بینمش

Mahsa در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۵۰:

دوستتن میشه معنی بیت اولو بگین؟

بهزاد در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

درودهای بیکران حضرت مولانای گرانقدر شعر عالی و بینهایت زیبا و ترکیب محتوا و مضمون بسیار زیباتر

سیامک یوسفی در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

عشق راستین زمینی به دور از هوی و هوس نشانه ای از عشق آسمانی است. سعدی در عشق پاکباز است و از اینگونه عشق زمینی میگوید:
خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم ـ که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم
در چشم بامدادان به بهشت بر گشودن ـ نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشائی
زنده باشید

۷ در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۸:

که (مار) ترسد (راعی) سرش را بکوبد به سنگ
به:با

۷ در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۸:

که (مار) ترسد (چوپان) سرش را بکوبد به سنگ
به: با

میلاد در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲ - حکایت در این معنی:

با عرض سلام و خسته نباشید...
این شعر بسیار زیبا و تاثیر گذار هست...
ولی بنده تو کتاب بوستان خوندم، یه بیت دیگه هم داشت، و بیت آخر بود::
"تواضع کند هوشمند گزین،
نهد شاخ پر میوه سر بر زمین"
این بیت آخر بود!!!

پدرام در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

با سلام و صد درود حسین جان از جوابتان
بگمانم عقاب از ریشه عقوبت باشد .
هر چند هنوز با فهم بیت زیر مشکل دارم :
آن کس که دلی دارد آراسته معنی
گر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزد
برداشت من این است :
انسانی که از معنویت برخوردار است بین دنیا و آخرت یکی را انتخاب میکند .
این مفهوم نازل از استاد سخن بعید مینماید و ای بسا من در اشتباهم .
دوستان راهنمایی کنند .

روح اله دره شیری در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۲ - حکایت:

در بیت انتهایی کاروانی به معنی مسافر است.
شرط عقل و رای و شناخت نیست که مسافر بر گذر و راه منزل کند. اشاره به دل نبستن و فریفته دنیا نشدن

احمد در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۸:

معنی بیت دوم چی میشه ؟
مار برای این پای چوپان را نیش می زند که ... ؟

رویا آذرباش در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

سلام.... در اشعار مولانا چیزی جز زیبایی و عمق درک از هستی ، نمیشه دید... خدا به ما هم این دیدگاه رو بده تا جهان پر از زیبایی بشه.... و این شعر به صدای اسمانی استاد جانانم متصل بشه دیگه واقعا باید چشم بست و گوش جان کرد.... تنشون سلامت... محمدرضا شجریان

نوشاد رکنی در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۶ - چه شورها:

اجرای نسبتاً کاملی از این تصنیف توسط مهدی امامی در آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی، روایت فرید خردمند» به سرپرستی اجرای امیر شریفی انجام شده است.

علی علینوری در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۰ - ناله از تیره بختی خود و امتداد گرفتاری:

مصراع دومِ بیتِ بیست‌وششم، واژهٔ «ورانم» اشتباه تایپی‌ست.
درستش: «وَزّانَم».

علی در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

بیت خنک آن قماربازی ... یک مفهوم کلیه. با موارد حقیقی و انتزاعی مختلفی میتونه همخوانی داشته باشه. من جمله کربلا. که یکی از دوستان هم اشاره کردن چه طور. ولی اینم که بیایم بگیم این بیت مخصوصا به کربلا اشاره داره هم یقینا غلطه. چون بیت مفهوم کلی رو میرسونه و هیچ اشاره ی مستقیم یا غیر مستقیمی بهش نکردهه. به نظرم اون دوستمون که گفتن به توحید اشاره داره خیلی نظر بهتری دادن. البته نه لزوما توحید الهی.

دانیال در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ:

اساتید در مصرع "کدورت را فرامش کرده با آئینه آه اینجا" راجع به آئینه آه توضیح دهید لطفا...

دانیال در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ:

دوستان راجع به "موکب کیوان شکوه پادشاه" لطفا توضیح بدهید!
با توجه به اینکه دهخدا کیوان را یکی از بزرگان دربار بهرام معرفی کرده میتوان تعبیر نگهبان خوبی ها یا پاکی ها را نیز ازین لغت داشت... با این اوصاف نقش کیوان در ترکیب ذکر شده چیست؟!

رضا در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:

دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
معنی بیت: محبوب نازنین من دل مرا به نازوعشوه ربود لیکن روی نازخود راازمن پنهان کرد محض خاطر خداقضاوت کنید وبگوئید که کدام سنگدل چنین کاربی رحمانه ای می تواند باکسی انجام دهد!
دین ودل بردند وقصد جان کنند
الغیاث ازجورخوبان الغیاث
شبِ تنهاییم در قصدِ جان بود
خیالش لطف‌های بی‌کران کرد
معنی بیت: فشارغم و غصّه ی تنهایی آنقدر زیاد بود که گویی می خواست جان مرابگیرد لیکن خیال جانبخش محبوب می آمد وبا لطفهایش روح جانم را صفایی دیگرمی بخشید.
ای درد تواَم درمان دربسترناکامی
وی یادتواَم مونس درگوشه ی تنهایی
چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سرگران کرد
"نرگس" استعاره ازچشم معشوق است
معنی بیت: چرانباید همچون لاله خونین دل باشم چشمان معشوق نسبت به من بی توجّهی می کند وهیچ میل واشتیاقی برای دیدن من ندارد.
چشمت ازنازبه حافظ نکند میل آری
سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد
که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد
معنی بیت: غم دل باچه کسی گویم که طبیب ومحبوب من بااینکه می دید درد توانسوزی دارم وشدیداً ضعیف وناتوان شده ام بااینحال درصدد گرفتن جانم رامی کند وبه درمانم نمی کوشد.
به سامانم نمی پرسی نمی دانم چه سرداری
به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگردردم
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صُراحی گریه و بَربَط فغان کرد
صراحی:جام بزرگی که بدان شراب ریزند وازآن به پیمانه ها منتقل می کنند. صراحی به اشکال مختلف ساخته می شد. بعضی دارای گردنی بلندبودند وهنگام ریختن شراب صدای خاصی تولیدمی شدکه حافظ خوش ذوق آن رابه عنوان افغان وناله گرفته است.
بربط: از آلات موسیقی شبیهِ تار با کاسه‌ای بزرگ‌تر و دسته‌ای کوتاه‌تر است.
معنی بیت: همانندِشمع چنان درسوزوگدازم که جام شراب وبربط نیزازسردلسوزی به حال زار من،صراحی گریست وبربط ناله وافغان سرداد.
سوزدل بین که زپس آتش اشکم دل شمع
دوش برمن زسرمهرچو پروانه بسوخت
صبا گر چاره داری وقت وقت است
که دردِ اشتیاقم قصد جان کرد
معنی بیت: ای بادصبا که پیام آورمعشوق هستی اگرنوشدارویی(پیامی یا بویی ازیار) در دست داری همین حالا کارسازخواهدبود درد اشتیاق جانم رابر لب رسانده وقصد نابودی اَم رادارد.
یارب کی آن صبابوزد کزنسیم آن
گرددشمامه ی کرمش کارسازمن
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
معنی بیت: درجمع مهربانان که صمیمانه ازمهرورزی سخن می رانند من چگونه می توانم از نامهربانی وجوروجفای معشوق خود سخن برزبان آرم؟
زمهربانی جانان طمع مبُرحافظ
که نقش جورونشان ستم نخواهدماند
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابروکمان کرد
عدو: دشمن
تیر چشم: مژگان چشم ، اشاره و غمزه چشم
معنی بیت: حتّادشمن نیزباآن همه سنگدلی وکینه که داشت برجان حافظ آن ستم راروا نداشت که تیرغمزه وعشوه ی معشوق رواداشت.
یارب این بچه ی تُرکان چه دلیرند به خون
که به تیرمژه هرلحظه شکاری گیرند.

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴:

7539

۱
۳۰۷۸
۳۰۷۹
۳۰۸۰
۳۰۸۱
۳۰۸۲
۵۷۱۷