رضا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:
در بیت: جمال دختر رز نور چشم ماست مگر / که در نقاب زجاجی و پرده عنبیست؛ دوست همنام من مثل همیشه تفسیر زیبایی ارائه دادند. به نظرم یک معنی دیگر هم میشه از این بیت داشت. علاوه بر اشاره به انگور و چشم، به خود شراب هم اشاره میشه. نقاب زجاجی (زجاج به معنی شیشه) میتونه همون جام شراب باشه و پرده عنبی (عنبی به نوعی از مروارید هم گفته میشده) مروارید و جواهری که دور شیشه کار میشده و به شیشه زیبایی میداده. حافظ میگه مگر شراب نور چشم ماست که در شیشه ریخته شده و دورش با مروارید ازش محافظت میشه.این بیت از شاهکارهای حافظه. چشم، انگور و شراب به زیبایی و فقط در یک بیت توصیف شده اند.
هانیه سلیمی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۰:
به نظر میرسد این مصرع به لحاظ وزن اشکال داشته باشد :"که وجود چو کاهست پیش باد عدم"
تماشاگه راز در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:
معانی لغات غزل (205)
خاک ره:خاک راه ، به مانند خاک راه، پست وناچیز مانند خاک زیر پا.
حلقه: هر چیز مدور به شکل دایره اعم از ازآهن ونقره و فلزات دیگر ، طوق ، دایره مردم که به صورت مدور مجتمع شده باشندو نام طوق و گردنبد حیوانات.
حلقه در گوش:کنایه از فرمانبرداری و بندگی و چاکری.
همت خواه: غایت و کماتل آرزوهایت را در خواست کن.
خود بین: خودخواه مو مغرور ومتکبر.
ترک: تُرکنژاد ، کنایه از معشوق و محبوب .
لحد:خاک گور.
نگران:در حال نگریستن ، چشم انتظار، مردد و امیدوار ، مضطرب.
معانی ابیات غزل(205)
(1)تا آن زمان که از می و میخانه اثر ونشانه یی برجاست ، سر خاکسار ما به مانند خاک راه ، زیر پای پیر میکده جای خواهد داشت.
(2) از روز ازل حلقه ارادت وبندگی پیر میخانه را در گوش خود دارم . ما بر همان قول و قراری که از روز ازل نهاده ایم بر قرار و بر همان خواهیم بود.
(3) آنگاه که گذارت بر خاک آرامگاه ما فاقد کمال آرزوهایت را در خواست کن زیرا تربت ما زیارتگاه مردم آزاده جهان خواهد بود.
(4)ای زاهد پیش پا بین دست بردار که اسرار نهانی و راز افرینش از چشم من و تو پنهان است و همچنان پوشیده خواهد ماند .
(5) محبوب ترک نژادمن که به عاشق خود رحم ندارد ، امروز مست از خانه بیرون رفت تا ببینم که باز خونابه از دیده کدام عاشق بی قراری جاری می شود.
(6) شبی که به شوق دیدار تو سر بر خاک گور خود نهم تا بامداد روز قیامت چشمان بازم نگران باقی خواهند بود.
(7) اینگونه که بخت واقبال حافظ سر ناسازگاری دارد ( روز قیامت هم ) زلف معشوق من در دست دیگران خواهد افتاد.
شرح ابیات غزل(205)
وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان
بحر غزل: رمل مثمن مخبون اصلم مسبغ
*
می دانیم که در زمان حکومت شاه شجاع یک بار ، حکومت دست به دست شده وموجب قرار دادی که فیما بین شاه شجاع و برادرشمحمود منعقد می شود شاه شجاع شیراز را به شاه محمود واگذار و به سوی ابرکوه می رود. در مدت کوتاهی که شاه محمود بر شیراز مسلط گردید اوضاع چندان بر وفق مرام حافظ نبود و این شاعر با وفا و یکرنگ به صف طرفداران شاه محمود نپیوست و همچنان با شاه شجاع در رابطه و مکاتبه بود. این غزل در این زمان سروده شده و تعابیر و ایهامات آن گواهی بر این مدعا ست.
مطلع غزل بازگو کننده وفاداری و ثبات عقیده و تأکیدی است بر این که شاعر تا هر زمان که باشد در راه دوست دیرین وفاد ار باقی خواهد ماند. شاعر در بیت دوم می گوید من غلام حلقه به گوش پیر میخانه بوده و هستم و خواهم بود باید دانست این مصراع : برهمانیم که بودیم و همان خواهد بود را شاه شجاع در نامه یی که به برادرش شاه محمود می نویسد و تعهدی را که فیما بین آن دو بر قرار شده بار دیگر یادآور و خود نیز با آوردن این مصراع که به همام تبریزی منسوب است ( بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود) تجدید عهد می کند . این نامه و مکاتبه را حافظ مطمح نظر قرار داده و غزلی در همین وزن قافیه و ردیف ساخته و مصراع مورد نظر را نیز تضمین کرده و غزل را برای شاه شجاع می فرستد . در مورد انتساب این مصراع به همام جای تردید است . زیرا در دیوان همام تبریزی که به سعی مؤید ثابتی در سال 1333 شمسی چاپ شده غزلی به این ردیف و قافیه وجود ندارد اما بیتی از همام بدین صورت :
سالها سجده صاحب نظران خواهدبود هر زمینی که نشان کف پای تو بود
در غزلی موجود است و حافظ با تقدم و تأخر مصراعهای آن در غزل خود آورده است در 2 نسخه از نسخ خطی ، بیتی از غزل همام تبریزی را در غزل حافظ تداخل داده اند که کاری سهو واشتباه بوده وآن بیت غزل همام به این صورت آمده است:
( بر زمینی که نشان کف پای تو بود سالها سجده صاحب نظران خواهدبود )
شاعر در بیت پنجم این غزل اشاره یی به خروج شاه شجاع از شیراز کرده و با آوردن کلمه (امروز) چنین مستفاد می شود که تاریخ غزل احتمالاً همان روز دست به دست شدن حکومت میان دو برادر باشد و در بیت ششم ، حافظ مراتب نگرانی خود را از عاقبت کار شاه شجاع ابزار می دارد . مفاد ایهامی این بیت و بیت مقطع غزل دلیل بر خوف و رجای شاعر است به این معنا که خروج شاه شجاع از شیراز و تحویل حکومت به برادرش به معنای واقعی خروج او از سیاست و دست کشیدن از حکومت نبوده و این معنا را حافظ که دوست و محرم و کار گزار دربار شاه شجاع بوده به خوبی می دانسته که زیر این کاسه نیم کاسه یی است و با بی صبری منتظر بازگشت فاتحانه شاه شجاع بوده است چنانکه بعداً این اتفاق عملی گردید ، اما پیوسته حافظ دل نگران پایان کار بوده و بدین سبب مضامین بیت ششم و هفتم غزل را می سازد. نحوه تفکر حافظدر سرودن اکثر قریب به اتفاق غزلهایش به ویژه غزلهایی که باز گو کننده رویداد دهای سیاسی است چنین است که هر بیتی دارای تعبیری استاما امروزه چون به ریزه کاریهای تاریخ و تاریخی که غزل سروده شده کاملاً آگاهی نداریم نمی توانیم به خوبی به آنها پی ببریم به عنوان مثال در این غزل مشاهده می شود که حافظ در بیت چهارم ابتدا به ساکن روی سخن خود را به زاهد خود بین برگدانیده به او می گوید برو گمشو تو از رازها و سیاستهای پشت پرده سیاست خبری نداری و این توجه حافظ به زاهد خودبین به این دلیل است که متشرعین از نحوه شب زنده داریها و عیش ونوشهای شاه شجاع ناراضی بوده ودر تنگنا نهادن او و ترک سلطنت عامل مؤثری بودند و به همین دلیل شاعر بیتی از غزل را به صورت ذو وجهین و در کمال مهارت برای حمله به آنها اختصاص می دهد. در پایان مضمونی که حافظ
در بیت مقطع غزل خود به کار برده و به طنز از بخت خود شکایت و اختیار زلف معشوقه خود را به دست دیگران پیش بینی می کند از نظامی است:
آن سلسله زلف دلبران است وآن نیز به دست دیگران است
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
۷ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱:
فیلم مرگ پلنگ فریبز صالح در سال 68 با بازی فرخ حیدری،شهلا ریاحی و فرامرز قریبیان و تیتراژ پایانی با صدای حمید موگویی بی ربط به این بیت نیست
پیوند به وبگاه بیرونی
پیوند به وبگاه بیرونی
بعد از قیصر از بهترینها میباشد.
زهرا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:
به نظر بنده،با تعویض واژه سخن با سخی،در مفهوم کلی غزل،تفاوتی ایجاد نمیشود،اما با توجه به بیت بعدی،همان سخن ،صحیحتر به نظر میرسد
زهرا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:
به نظر بنده،با تعویض واژه سخن با سخی،در مفهوم کلی غزل،تفاوتی ایجاد نمیشود،اما با توجه به بین بعدی،همان سخن ،صحیحتر به نظر میرسد
۷ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱:
در اقلیم پارس (استان فارس) که تا به یاد دارم آشوب و هرج و مرج نبوده(اشاره به حمله مغول و ...)
ترس آن است آشوب به پا شود از این همه زیبایی که تو داری
(خود پارسی ها به جان هم بیفتند یا دیگرانی به قصد رسیدن به تو به اینجا لشرکشی کنند مثلا از ابرقو)
محسن ، ۲ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۱۳ - حکایت:
7 گرامی
شما درست تر معنا کردید
ممنونم
پدرام در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱:
با درود خدمت دوستان
لطفا معنای بیت :
در پارس که تا بودهست از ولوله آسودهست
بیم است که برخیزد از حسن تو غوغایی
سیامک در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران:
درود و عرض ادب
ضمن احترام ، بنظر من از دوستان شیفته ادبیات بیشتر توقع هست که در نوشتههای خود غلط املایی نداشته باشند.
باسپاس
۷ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۱۳ - حکایت:
بتا جور دشمن به دردش پوست
رفیقی که بر خود بیازرد دوست
بتا:بهل تا
بهل:بگذار از هلیدن و هشتن
بتا جور دشمن بدردش پوست
بگذار جور دشمن پوستش را بکند
رفیقی که بر خود بیازرد دوست
آن نارفیق دوست آزار را
دلسوز نارفیق مباش
به جای بتا،بسا هم آمده است
مجید نگاری در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:
حضور شهرداد گرامی ؛
شما واژه " گرفتن سر چشمه" را به صورت " داشتن مسئولیت بر چشمه " معنا کرده اید ، و این خلاف عرف ادبی و شعر فارسی می باشد ، به عنوان مثال سعدی بزرگ می فرماید :
" سر چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل"
در این بیت معنی واقعی " بستن چشمه " مشهود می باشد، شما هیچ کجا در ادبیات گسترده پارسی نمی توانید جمله و بیتی را پیدا کنید که در آن "گرفتن سر چشمه" بجز بستن و مسدود کردن آن معنی دهد ، پس بهتر است که ما به دنبال تغییر و تفسیر معنای واژه نرویم و فقط با تبدیل " اثر" در مصراع اول به " بجز" معنای آن را راحت و روان کنیم ، به این می گویند تصیح شعر که بسیار هم معمول می باشد و آن در مورد شاهنامه ، رباعیات خیام و غزلیات حافظ هم انجام شده است ، با سپاس یا علی
نیکومنش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
به نام دوست
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب
جمله میداند خدای حال گردان غم مخور
در عشق جان ودیعه جانان بوده و در نهایت هم جهت ارامش بایستی به جانان برسد حال،رقیب ،جانان و خدای حال گردان جهت پیوستگی معنایی و مفهومی می بایست در ارتباط با هم باشند
مفهوم بیت :جان من در دوری از معشوق (خداوند)در گداز و جوششی است که احوال مرا دگرگون کرده است ودر این میان لجاجت ها و سنگ اندازی های رقیب (ابلیس قسم خورده ملعون) که سوگند خورده اجازه ندهد
هیچ کس به سر منزل مقصود برسد مزاحمت های زیادی برای من ایجاد کرده ولی جای هیچ نگرانی نیست چراکه خداوند که به نیات درونی من آگاه است و می داند که من خالصانه عشق او را در سینه پرورانده ام مرا از این سردرگمی و جوشش درون نجات داده وبه وصال خویش خواهد رساند
همگی در پناه حق در راه راست باشیم
امیر دلیل در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
در بیت هشتم، بنظر می اید بجای "وصل" "هجر" با معنی تراست.
وفای یار با وصل او تفاوتی ندارد. اما اگر هجر را جانشین وصل کنیم، اینطور استفاده می شود: یا بیا (وفا) یا برو (هجر) یا مرگ رقیب.
نیکومنش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
به نام دوست
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
همانگونه که بهار آغاز و زنده شدن طبیعت می باشد و چون برای تداوم زندگی به عمر نیازمند هستیم عمر به بهار تشبیه شده است چرا که اگر بهاری نباشد طبیعت بی روح و بی هیجان خواهد بود واگر عمر نباشد زندگی و هیجانات آن نخواهد بود
اگر درگاه و استانه بهار عمر به سوی تخت چمن باز باشد (در نزد خداوند از نعمت باقی عمر بر خبردار باشی )مرغ خوش آلحانی مانند تو (انسان عاشق)از این درگاه عبور کرده و خود را به دامن گل پرور طبیعت خواهی رساند و در زیر سایه گل نغمه خوانی های خود را از سر خواهی گرفت
(یعنی روزگار هجران به سر آمده وبه وصال معشوق رسیده و در زیر سایه محبت معشوق روزگار خواهی گذراند)
در پناه حق باشیم
مهدیه در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
فکر کنید دل شکسته و غمگین و مغموم کتاب حافظ رو برمیداری و اشک ریزان بعد از خوندن فاتحه ای کتاب رو باز میکنی و این شعر زیبا میاد:
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد/ گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید...... خودتو به خدا میسپاری و ازش میخوای کمکت کنه.
چند روز بعد وقتی اوضاع کمی رو به راه میشه دوباره میری سراغ حافظ و یک بار دیگه کتاب رو باز میکنی و دقیقا همین صفحه میاد و تازه متوجه صفحه رو به روش هم میشی که میگه:
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن/وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
خدایا ممنونم ازت به خاطر بودنت و امیدم فقط به توست. خدایا کمکم کن
التماس دعا دوستان
علی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتیها » سپیده دم:
بهتر نیست ایجوری بگیم؟
برداشت نگار من نقاب از طرفی
علی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۸ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتیها » ماکو:
یا:
خیاط مَهی بود و به دستش . . .
علی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۵ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتیها » ماکو:
سلام
شعر زیبایی است.
شاید مشکل وزنی مصرع اول که دوستمان جناب عسکری اشاره کردند با تغییر جنسیت خیاط حل شود!:
خیاط زنی بود و به دستش ماکو
D:
رضا ساقی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴: