گنجور

حاشیه‌ها

بیگانه در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

سلام.
چه قدر شعر را بد و غلط نوشته و درج کرده اید.
این چه مدل نوشتن است
کلمات را کامل بنویسید
درست «ه» پایان قافیه را بگذارید و درست «است» ردیف را بنویسید. گشادست چیست دیگر. گشاده است. این دیگر باید در خوانش گشادست باشد نه در نوشتار. یعنی چنین چیز ابتدایی و بدیهی ای را گنجور هنوز نمی داند؟ بعد آن وقت از عوام، توقع درست نویسی داریم وقتی وضعیت املا در یک سایت ادبی این است؟ لا اقل یک ویراستار داشته باشید که نظارت بر صحیح بودن نوشتار داشته باشد. گنجور خیلی در نوشتار، غلط دارد و این، خیلی زشت است.
تمام.

حامد وحید در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۳۹:

به حاشیه قبل اضافه شود:
وجود ضمیر متصل (ت) در مصراع آخر موید موجود بودن ضمیر منفصل (تو) در مصراع سوم و ارجاع به آن در اصل شعر است.

حامد وحید در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۳۹:

در مصرع سوم:
بگزین تنگ دستی از این عالم
وزن مصرع را یا باید با احتساب نون ساکن بعد از حرف مد (بگزین) اعمال کرد که بر خلاف قاعده توزین است. اما در بعض اشعار عامیانه (شعر غیر رسمی) و بندرت در شعر رسمی بغلط اعمال می شود. یا اینکه لاجرم اصلاح شعر می تواند به این شکل باشد:
«بگزین تو تنگدستی از این عالم»

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷:

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
شاه شجاع در جنگی که با برادر خود کرد کار بر او سخت شد و ناچاربه مذاکره با برادرش شاه محمود شده قبول کرد که از شیرازخارج و به ابرقو برود و شیراز پس از 11 ماه محاصره به محمود سپرده شود . چنین شد و شاه شجاع که از جانب برادر اطمینان نداشت از ابرقو تصمیم به رفتن به سوی کرمان گرفت و در اسفند ماه 765 با سیصد سوار به سیرجان حرکت کردو پس از زد و خورد هایی کرمان را به تصرف در آورد و پس از مرتب کردن امور کرمان روبه شیراز آورد و به طرف سردسیر حرکت کرد ودر محلی به نام چهار گنبد ، برادر کوچکتر شاه یحیی ، شاه منصور به حضور عموی خود شرفیاب شده و کمر اطاعت اورا بست. مردم شیراز که از شاه محمود دلسرد شده بودند به استقبال شاه شجاع شتافتندکه باری از برادرش محمود به مراتب بی آزار تر بود . حافظ شیرازی که با شاه شجاع و شاه منصور هر دو سابقه دوستی داشت این غزل را پس از شنیدن خبر الحاق شاه منصور به شاه شجاع سروده است و با رسیدن این خبر خوش در این غزل می گوید ای شاه شجاع بیاکه ملائکه بهشتی تو را برای آرامش خاطر دل حافظ به شیراز بازگردانیده است و از قول او می گوید مسلم است که با عنایت دوست یعنی شاه منصور به سوی شیراز می آیم و در بیت مقطع با ایهام زیبایی می فرماید بیرق شاه منصور از اینکه به بارگاه شاه شجاع ملتجی شد سر به فلک می ساید.

بیگانه در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:

از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد!
هاهاهااااااااااااااااااا!....

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۹:

در این جا در مصرع سوم بسط به معنی گستردن معنی میدهد
جمع این رباعی از 7918

محمدزاده در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:

شعر های عراقی واقعا زیباست و اگر شعر دیگری از او می خواهید من گل باغ را پیشنهاد می کنم

۷ در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

پشمینه پوش تندخو فاعل است که به جای آن کیست می آید(شاید فرستاده صمد آقا) و مزه شراب را به کام تلخ تلخ میکند و شاعر از بخت بد خویش به بخت بلند عبدالصمد تونل میزند و کرم و وفاداری را بی واسطه در او می یابد.
کرم میتواند کیسه پول باشد.

محدث در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی:

نظر قبلی که به محاق رفت!
همچنین در سیاق مشرب مولانا یاد بیتی از شیخ محمدتقی نیشابوری معروف به ادیب دوم نیشابوری افتادم که می گوید:
عشق شیری است قوی پنجه و می گوید فاش:
هر که از جان بگذرد، بگذرد از بیشه ما

محدث در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی:

سلام علیکم
آن بیت معروف را این گونه هم دیده و شنیده ام:
عشق از اول سرکش و خونی بود
(یا: عشق ز اول....)
تا گریزد آن که بیرونی بود
شیخ الملک اورنگ که در سال 1324 ق مصادف با مشروطه شدن ایران زمین به همراه علامه ابن الشیخ مازندرانی از تهران عازم زیارت ارض اقدس است در سبزوار از کاروان جدا شده و صباحی چند در بیدخت مانده به نیت تشرف با لباس فقر! که البته منصرف می شود. از گفتگوهای میان وی و ملا سلطان علی گنابادی یکی سوال درباره حافظ و مولوی است و ملا سلطان در ترجیح مولوی بر حافظ، همین را عنوان می کند که انتهای مسیر سلوک حافظ طبق که عشق آسان نمود اول.... ابتدای سلوک مولوی است که: عشق از اول سرکش و خونی بود.
البته شواهد نقضی برای هر دو شاعر بزرگوار در دست است چنانکه برخی شواهد(سقیم یا صحیح) توسط بعضی از دوستان بیان شد،
و الله هو الهادی

امیر در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

در پس آینه طوطی صفتم داشته‌اند
آن چه استاد ازل گفت بگو می‌گویم
آیه ای در قرآن هست که می فرماید ان اتبع الا ما یوحی الی
که شعر خواجه دقیقا ترجمه فارسی این آیه است

۷ در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷:

آسته برو، آسته بیا که گربه شاخت نزنه
+
یارو یابو برش داشته
=
از ماست که بر ماست

۷ در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷:

نباشی بس ایمن به بازوی خویش
خورد گاو نادان ز پهلوی خویش
نادان به زور بازوی خود گرفتار آید درست چون گاو که از پرخوری کشته میشود.چون چاق تر از دیگر گاوان که باشد زودتر کارد بر گلویش. مینشیند.آدم نادان که زور و بازویی هم اگر داشته باشد(یا خیال کند که دارد) بیشتر با دیگران درگیر میشود و آخر سر کسی پیدا میشود که سر و ته او را یکی کند.
دشمن به دشمن آن نپسندد که بیخرد
با نفس خود کند به مراد و هوای خویش
از دست دیگران چه شکایت کند کسی
سیلی به دست خویش زند بر قفای خویش

شاهین در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

مصرع دوم از بیت سوم " نه نهانم نه بدیدم چه کنم کون و مکان را " واژه ی بدیدم غلط است و از مفهوم بر می آید که پدیدم صحیح آن باشد ، جناب دکتر سروش هم این چنین خوانده اند.

احمد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۵ - یک صفحه از تاریخ:

نفری چند که رفتند ز دولت به کنار

احمد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۵ - یک صفحه از تاریخ:

نفری چند برفتند ز دولت به کنار...

احمد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۹ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۵ - یک صفحه از تاریخ:

میشه گفت اینجوری درسته ...
چند تن رفت چو از صحنه ی دولت به کنار
باز بهتره

احمد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۵ - یک صفحه از تاریخ:

مشکل وزنی زیاد داره برای نمونه ...
چند تن رفتند از صحنهٔ دولت به کنار!!
از نظر وزنی اینه ..
_ ل _ _ ل ل _ _ ل ل _ _ ل ل _
ولی مصرع فوق این !؛
_ ل _ _ _ ل _ _ ل ل _ _ ل ل _

شایان در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:

اولین بار این شعر رو با صدای استاد افتخاری شنیدم و خیلی خوشم اومد و باعث شد که بیام سراغش و حفظش کنم ،،،عالیه این شعر و خوانندش❤️

۷ در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷:

کمان را به زه کرد و بگشاد بر
بر در اینجا بازو باشد.
کمان را چله کرد و بازو گشود و چنان استاد تیراندازی بود که مرغ را در هوا میزد
البته واژه زود حذف شده است.

۱
۳۰۴۰
۳۰۴۱
۳۰۴۲
۳۰۴۳
۳۰۴۴
۵۷۱۹