محمد جواد در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۷:
آقای گمنام 1 میشه لطف کنی دیگری پیشینه های بد خوانی استاد رو نام ببری؟؟
نادر.. در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴:
رهزن خود شد مقیم، تا که..
مهدی در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:
علت همه نا آرامی و اضطرابی که داری ، بخاطر تلاشیست که جهت کسب آرامش میکنی.
نا آرامی و بیقراریت رو که بپذیری ، آرامش خودش میاد.
رمز در پذیرش است!
موسی روستایی در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۶:
ای نهاده به سر اندر کله دعوی
جانت پنهان شده در قرطه نادانی
قرطه: معرب «گرته» به معنی پیراهن و چون در پهلوی «کورتک» بوده و در عربی به صورت «قرطق»
دیده می شود
بر سرت کلاه ادعای مسلمانی گذاشته ای اما جانت در لباس جهل و نادانی پنهان شده است
احسان در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷:
وقتی شنیدم عده ای روی مقبره خیام شراب ریختند و قبر او را با آب انگور شستشو دادم و عده ای هم کف زدند ، بسی خندیدم و از درون آهی کشیدم ... :)
بقول استاد الهی قمشه ای ، ادبیات دکان و بقالی نیست که اگه بگن : ماست ، منظور همون ماست باشه و اگه بگن دوغ ، منظور دوغ ...
شراب ...
حافظ : مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت ...
ناشناس در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸ - زمانه:
بیت دوم رو امروزه در این مفهوم و با تغییراتی در الفاظ چنین به کار می برن:
وقتی کسی به مال و حال و روز دیگری به چشم حسرت مینگره بهش میگن خیلیا همین اندازه تو رو هم ندارن
یا:
وقتی به جایی رسیدی ما رو هم از یاد نبر
۸ در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:
جناب ساقی،
این همه آوردید ، در هیچ نوشته زردشتی کهنه یا نو
دیده اید که موبدان را مغان خوانده باشند؟؟؟
کمال داودوند در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۶:
7785
شاخه نبات در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
درود بسیار به همه ،من از ادبیات و قواعد و معانی هیچ علمی ندارم وفقط برای اینکه ازدلتنگی رهایی پیداکنم تفالی زدم که این بیت باز شد و دیری هم نشد که جوابم گرفتم و این اتفاق همیشه برایم افتاده تمام معانی. ابیات وصف دلتنگی بوده .... #دلتنگی
ساقی در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:
جناب محسن خان جهت استحضارحضرتعالی، درمورد "مغ"درلغتنامه دهخدا می خوانیم:
مُغ: مؤبد زردشتی ، نزد نویسندگان قدیم از کلمه ی"مغ " پیشوای دینی زرتشتی اراده شده است. گبر آتش پرست باشد از ملت ابراهیم . (لغت فرس چ اقبال ص 224). آتش پرست را گویند. (فرهنگ جهانگیری ) (برهان ). آتش پرست و مغان جمع آن . (فرهنگ رشیدی ). طایفه ای از پارسیان را که پیرو زردشت اند. (انجمن آرا) (آنندراج ). مجوسی . (دهار) (منتهی الارب ). اوستائی «مگه » ، «موغو» ، پارسی باستان «مگو» ، پهلوی «مگو» . فردی از قبیله ٔ مغان و جمله ٔ آتش پرستان را مغ گفته اند. (مجمل التواریخ و القصص ص 420).
مغ را که سرخ رویی از آتش دمیدن است
فرداش نام چیست سیه روی آن جهان .
(از فرهنگ فارسی معین ) :
چو شب رفت و بر دشت پستی گرفت
هوا چون مغ آتش پرستی گرفت
و....
مغ /moq/
فرهنگ فارسی عمید
(اسم، صفت) [پهلوی: móg] [قدیمی] پیشوای مذهبی زردشتی؛ مرد روحانی زردشتی
و.... الی آخر
ارادت حافظ به حضرت زرتشت قابل انکارنیست به احتمال قریب به یقین منظور حافظ از"پیرمغان" حضرت زرتشت است اما این ارادت دلیل زرتشتی بودن یا گرایش داشتن حافظ به دین زرتشت نیست. ارادت او به سبب مترقیّانه بودن افکارجهانشمول، پاک وانسانی زرتشت است نه چیز دیگر. همانگونه که اندیشمندان بزرگی مثل نیچه ودیگران درمقابل افکارزرتشت سرفرومی آورند حافظ نیز ازاین منظر به آن انسان پاک اندیش وپاک کردار ارادت می ورزد.
به باغ تازه کن آئین دین زرتشتی
کنون که لاله برافروخت آتش نمرود
الله بنده در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را:
سلام و عرض ادب
نکاتی به رسم دوستی و احترام تقدیم میشود:
نکته اول: از جمادی مردن و به نما رسیدن و از نما مردن و به حیوان سرزدن و ... میتواند به معنی از بین رفتن وجه جمادی یا گیاهی یا حیوانی نباشد...
در واقع یک گیاه جماد هم هست و چیزی بیشتر
و حیوان، نمو کننده هست و چیزی بیشتر الی آخر
با این توصیف ما همزمان جماد گیاه حیوان انسان ... هستیم.
نکته دوم؛ با توجه به اشاره به آیه ی "انا لله و انا الیه راجعون"، در پایان این بخش از ابیات مولانا و اینکه ختم رشد را "در انا الیه راجعون" بیان کرده اند، پس به قرینه ی معنایی میتوان برداشت کرد که قبل از جمادی هم مرحله ای بوده که در "انا لله" مستتر است.
نکته سوم: در مراحل رشد انسانی یک مرحله پس از مردن از حیوانی معرفی شده است که رسیدن به رشد بشری است. این بشر حیوان هست و چیزی بیشتر. سپس این بشر پس از تکامل، بشر هست و چیزی بیشتر. مولانا این بشر و چیزی بیشتر را ملک معرفی میکند. بگمان نگارنده، رسیدن به مقام ملکوتی انسان مقصود مولاناست. (همچنان که ابلیس هم بنظر میرسد تا اینجای کار را آمده بوده است.) سپس آن را غایت نمیداند و تکاملی را معرفی میکند که انسانی ملکوتیست و چیزی بیشتر ... و این چیز بیشتر را عدم نامگذاری میکند و آن را با ارغنون شبیه میداند.
مولانا همچنان که در آغاز مثنوی به شیرینی خود را نی معرفی میکند، در اینجا هم پیامبر را ارغنونی خوش نوا معرفی میکند که فنا شده و وسیله ی هنرنمایی هنرمند هستی شده است. دقت بفرمایید که جمله ی "انا لله و انا الیه راجعون" بلحاظ ساختار زبانی از زبان پیامبر بیان شده است که حاوی دو راز است که ما همگی از الله ایم و ما همگی به سوی او رهسپاریم. پس این عدم شدن و در واقع از میانه برخاستن من ما در برابر الله غایت این تکامل معرفی شده...
نکته چهارم: با توجه به توضیحات بالا گامهای مرگ (که به باور مولانا عین زندگیست) اینچنبن معرفی شده است
یک: از الله به جمادی
دو: از جمادی به نامی
سه: از نما به حیوان
چهار: از حیوان به بشر
پنج: از بشر به آدم ملکوتی
شش: از آدم ملکوتی به فناشده یا عدم یا ارغنون.
چه بسا این شش مرحله یا شش روز آفرینش باشد.
اینجا سخن به غایت فراوان است.
نکته پنجم: رشد و تکامل ظاهری انسان با رشد و تکامل باطنی انسان از یکدیگر جدا نیست.
اینکه عزیزانی به مولانا خرده گرفته اند که حالا کی رفته و کی دیده؛ مولانا با ادب و احترام و با بیانی شیرین و پارسی میگوید که من تماشا کردم و دیدم که اینچنین است. اینکه عارف محصول تماشای خود را برای ما تعریف میکند از سر دوستی و احترام است. تو خواه از سخنش پند گیر خواه ملال. بیان عارف بیانی بر اساس مشاهده و از سر صدق و ایمان است.
نکته ششم: خوب است هنگام استفاده از سخن و کلام بزرگان عیب جو نباشیم. عیب جویی ما را از بهرمندی از کلام بزرگان محروم میکند. اگر به فرض بخشی از کلام نقصانی دارد نظر پاک و خطاپوش داشته باشیم. واژه واژگون و دارای محدودیت است و اگر برای طبع آزمایی هم که شده تصمیم بگیریم صد بیت پر معنی و اسراری بگوییم آنگاه مولانا را بهتر درک خواهیم کرد و بجای عیب جویی قدر سخنش را بیشتر خواهیم دانست.
دوستتان دارم
م. حسابی در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:
باسلام و عرض خداقوت
بیت "چون گذشت آن مجلس و خوان کرم/دست او بگرفت و برد اندر حرم" مربوط به قبل از بیت "قصه رنجور و رنجوری بخواند ..." حذف گردیده است.
درموارد زیر بین متن ابیات با خوانش ابیات تناقض وجود دارد که لازم است همسان سازی گردد.
"خود غریبی در جهان چون شمس نیست ..."
"گفت مکشوف و برهنه بی غلول..."
"گفتم ار عریان شود او در عیان..."
باتشکر فراوان
پدرام در ۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
بیشک سحر انگیزترین اجرای این غزل زیبا با زخمه تار علی اکبر خان شهنازی و آواز نکیسا در دستگاه شور است که در سال 1297 ضبط شده است .
بنده hashemimasoud۶۸@yahoo.com در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
چرا این غزل در کلیات فروغی نیست؟
رضا در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:
دوسنان دمتان گرم. زمانی که با خوردن باده از خود بیخود شوم به درون فکر کنم و نه به دنیای دگر.
من باده پرستم چو پرستارم اوست
این باده به از دشمن و نادانی دوست
در خلوت خود می بخورم دور ز جمع
رندان نتوان طعنه زنند کو مست صبوست
دم خوش گذرد چون عارف و بنده یکیست
آنجاست که یکسان بود آن دشمن و دوست
بیتاب شو از جور زمانه با نوشیدن می
من هیچ ندانم که بهشت هست بر اوست
م. حسابی در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:
لطفا این حاشیه شماره 31 مربوط به اینجانب نیز پاک شود. باتشکر
م. حسابی در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:
لطفا حاشیه نوشته شده
ضمن عذرخواهی از کاربر محترم ح.م.رهگشا نطر به عیر مرتبط بودن حاشیه نوشته شده و مضمون غالب اقتصادی موضوع بر مضامین ادبی لطفا به جز مطالب ادبی درج شده سایر مطالب در صورت امکان حذف گردد. مجددا از خانم/اقای رهگشا عذرخواهی میکنم.
باتشکر
مهدی منصور در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:
فنای عاشق در معشوق با زیباترین حالت مجالست واژه ها. تصویر سازی حضرت حافظ چون همیشه در منتهای تصور. ما پارسی زبانان چه مایه خوشوقتیم که عذوبت و سلاست و طراوت و لطافت و ملاحت کلام حافط را داریم. حضرت استاد شجریان هم این غزل را البته با روایتی اندک متفاوت از نسخه مورد استناد گنجور در مایه ابوعطا اجرا کرده اند و به زعم حقیر مطبوعی شعر را دوچندان نموده اند.
نادر.. در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷۸:
به شهد جذبه من آب جفا بیامیزم..
پوریا در ۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۲: