noooooshin در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۰:
میشه لطفا کسی شعرها رو کمتر تفسیر کنه و بیشتر معنیشو به زبون فارسی مدرن بنویسه مرسی اه
تماشاگه راز در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:
نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند
خوانش اول - (جبری) :
حکیم به غیر نسبت مکن که رنج و راحت را خدا میدهد ما باید تسلیم باشیم
خوانش دوم - (اختیاری) :
حکیم به خدا نسبت مکن که رنج و راحت را خدا میدهد . خدا به ما اختیار داده که سرنوشت خود را خود بسازیم
العاقل یکفیه بالاشاره
۷ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱:
مست در بیت دوم به معنی زار .و نزار است مانند مستمند
اگر شاخ بد خیزد از بیخ نیک
تو با شاخ تندی میاغاز ریک
به جای ریک باید ویک باشد که یعنی وای بر تو
گر از بفگند فر و نام پدر
تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
گر او بفکند فر و نام پدر
کرا گم شود راه آموزگار
سزد گر جفا بیند از روزگار
چندین چراغ دارد و بیراهه میرود
بگذار تا بیفند و بیند سزای خویش
سعدی
همان تازی اسپان آگنده یال
به گیتی ندانست کس را همال
تازی یعنی تازنده و در برابر آن یابو میباشد که باری است.
اگر در خورم بندگی شاه را
گشاید بر تخت او راه را
گشایید باید باشد
بگفتا که رامشگری بر درست
ابا بربط و نغز رامشگرست
نوشتن بربت به شکل بربط نشان نادانی است.
رضا ساقی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱:
درآ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که درتن مُرده روان در آیـد باز
زبان حالِ عاشقی منتظرو دیده به در دوخته هست که ازشدّت اشتیاقِ دیدار،جانش برلب رسیده وآرزومندِ دیدارمعشوق است.
خطاب به محبوب است:
ای دوست،لطف ومرحمتی کن و به خانهام بیا ! به دیدارم بیا ! تا این دل عاشقِ دل آزرده، دوباره نیرو وانرژی گیرد، طبیبانه بر بالینم بیا ،درفراقِ تومبدّل به جسمی بی جان شده ام بیاتا تنِ بیجانم دوباره جان بگیرد.
معشوق درادبیاتِ ما همچون دمِ عیسی که به مردگان جانی دوباره می بخشد،به عاشقانی که جانشان درآتشِ غمِ فراق سوخته،زندگیِ دوباره می بخشد.
زدست شاهد نازک عذارعیسی دم
شراب نوش ورها کن حدیثِ عاد وثمود
امّابعضی اوقات،معشوقِ حافظ دراحیای مردگان،دست برترداشته وازاونیزماهرتراست.
ازروان بخشی عیسی نزنم دم هرگز
زانکه درروح فزایی چولبت ماهرنیست
بیاکه فُرقت توچشم من چنان دربست
که فـتح باب وصالت مگر گـشاید باز
که : حرف تعلیل ، زیرا که
فُرقت : دوری ، جدایی
فتح : گشودن ، بازکردن
فتح باب : در را گشودن ، کاری را آغاز کردن
مگر : شاید ، در اینجا : حتماً
"چشم من چنان در بست" یعنی چشمانم را کور کرد .همانگونه که چشمان یعقوب در فراقِ یوسف بسته شد.
معنی بیت : دوری وهجرانِ تو چشمانم را چنان کور کرده، که فقط آمدنِ تو ووصالِ تو می تواند بینایی رابه چشمانم بازگرداند !اگر ازروی لطف وعنایت در به روی من بگشایی،ازشوق وصال تو چشمانم گشوده خواهدشد.
تنها گشایش وصال تو (آغاز وصال تو) چشمم را دوباره بینا و روشن میکند .
هرکس که گفت خاکِ درِدوست توتیاست
گو این سخن معاینه درچشم ماببین
غمی که چون سِـپهِ زنگ مُـلکِ دل بگرفت
زخیلِ شادیِ رُوم ِ رُخـت زُدایــد باز
سپه :سپاه ، لشکر
زنگ : زنگبار ، حبشه ، سرزمین سیاهپوستان
مُـلک : پادشاهی ، فرمانروایی ،سرزمین دل،هستی وکلیّتِ دل
خیل : گلّه ی اسب ، گروه ، لشکر
روم : آسیای صغیر ،ترکیه ، ، بیزانس ، سرزمین سفیدپوستان
روم رُخ : سفیدی رخسار دوست به سرزمین سفیدپوستان تشبیه شده است.
زداید : پاک کند.
در ادبیات ما "روم" و "زنگ" را به اعتبار سفیدی و سیاهی در مفاهیم "روشنایی و تاریکی" یا "روز و شب" به کار بردهاند.دراین زمینه ضرب المثل هم داریم:" یا رومیِ رومی یا زنگی زنگی"
در اینجا "روم" و "زنگ" "غم" "شادی"آرایه یِ "تضاد" ایجادکرده اند.
معنی بیت : غم و اندوهی که همانندِ انبوهِ لشکر قهّار سیاهان ،بر سرزمینِ دل من تاختند وتحتِ اشغال ِ خوددرآوردند،ماندگار نخواهندبود بی تردید درپرتوِ سفیدیِ رخسارِتابان توزدوده وپاکسازی ونابودخواهندشد. وقتی عیدِ وصال تو فرارسد، لشکری ازشادی، عظیم ترازسپاهِ زنگی، تشکیل میشود وفرمانرواییِ دل را ازاشغالِ سپاهِ غم بازپس می گیرد. جان دوباره به جسم بازمی گردد وچشمان من بیناییِ خویش رابازمی یابد.
تاپیش بخت باز رَوم تهنیت کنان
کومژده ای زمقدم عید وصال تو
به پیش آینهی دل هـرآنچه میدارم
بجز خیال جـمالت نـمـینمایـد باز
آینهی دل : دل به آینه تشبیه شده است.
خیال : نقش ،تصویر
نمودن : نشان دادن
معنی بیت : هر چیزی راکه در مقابل آئینهام قرار میدهم چیزی جز عکس چهرهی زیبای تو نشان نمیدهد . در دل من تنها یک تصویر نقش بسته آن هم چهرهی زیبای توست.
اندر دل ودیده ی عاشق جز نقش رخسارمعشوق چیزدیگری نیست.
دارم عجب زنقش ِ خیالش که چون نرفت
ازدیده ام که دَم به دَمش کارشست وشوست
بدانمثلکه "شب آبستن است" روز از تو
ستاره میشمرم تاکه شب چه زاید باز
این بیت درنگاه اوّل بسیاردشوارفهم ونامفهوم بنظرمی رسد. گویی که "روزازتو" درجای خودننشسته ویادراصل واژه ای دیگر بوده وبه خطاثبت شده است.
ازهمین روبعضی از شارحان محترم درشرح این بیت، به معنای موردنظر شاعرنرسیده وبه ناچار معناهای بی ربط وخارج ازموضوع برداشت کرده اند. بعضی نیز بکلّی خیال خودرا راحت کرده وبا دستکاری درمتن غزل، (دورازتو) راجایگزین (روزازتو) درمصرع اوّل نموده وبه آسانی معنی دلخواه وساده تری برداشت کرده اند! غافل ازاینکه بااین دستکاری ما به کلّی از منظوراصلی حافظ دورترمی شویم ودرنتیجه نکته ی ظریف وحافظانه ای که دردل این بیت نهفته واتفاقاً لطف وزیبایی شعرنیزبه همان نکته مرتبط هست ازبین می رود.
معنی بیت: ای محبوب، برپایه ی همان مَثل که گویند "شب آبستن است تاسحرچه زاید" (روزمن) نیزبه همان سیاق به واسطه ی اینکه همواره تودرافکار وآرزوهای من هستی ازتوآبستن شده است.
حال که روز ِ بارورشده ی من به شب رسیده وسحرگاهان خواهدزائید من ستاره می شمارم و باازبین بردن لحظاتِ التهاب، در انتظاربسرمی برم تا ببینم چه خواهدزایید؟ نمی دانم چه حوادثی درپیش رو دارم آیااتفاق مبارکی رقم خواهدخورد یانه؟ آیا آفتاب ِ روزِ مُراد من طلوع خواهد کرد ؟
من این مُرادببینم به خودکه نیم شبی
به جای اشگ روان درکنارمن باشی؟
روزوشب خوابم نمی آیدبه چشم غم پرست
بس که دربیماری هجر توگریانم چوشمع
معنی بیت: ازبس که درهجران تو همانند شمعی درسوزوگدازم وپیوسته اشک می ریزم نه روزمی توانم بخواب نه شب.
قرار وخواب زحافظ طمع مدارای دوست
قرارچیست صبوری کدام وخواب کجا؟
بـیـا کـه بلبل مـطـبـوع خـاطـرِ حـافظ
به بوی گلـبُـن وصل تو میسُراید باز
مطبوع : پسندیده
خاطر : طبع و قریحه
بـو : ایهام دارد : 1- عطر و بو 2- امید وآرزو
گلبُن : بوتهی گل
گلبن وصل : وصال به بوته ی گل تشبیه شده است.
باتوجّه به اینکه بلبل به غزلخوانی شهرت دارد حافظ به زیبایی طبع شعری خودرابه بلبل تشبیه کرده است.
معنی بیت : ای محبوب بیا ورُخ بنما که بلبلِ طبع حافظ به امید دسترسی به گل ِوصال تو یا به شوق عطروبوی گل وصال تو دوباره غزلخوانی راشروع کرده است .
واله وشیداست دایم همچوبلبل درقفس
طوطی طبع اَم زعشق شکّر وبادام دوست
علی حاجی بلند در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۶ - در حسب حال و انجام روزگار:
سلام
بیت دوم فرامش صحیح است.
ناهید در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:
@رضا
زیبا و کامل
سپاس فراوان
مجید در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:
در بیت پیش از پایان، اشتباه تایپی موجب تغییر معنایی شده است.
ایوب آگاه در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۵ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲:
در مصرع اول بیت سوم حرف "که" افتاده و "هر جا که حبیبست بپهلوی رقیبست" صحیح است
ممد در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۸:
محسن چاوشی
پیوند به وبگاه بیرونی
بهنام در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۵:
عرض ادب
بگذارید بگویم دوستتان دارم اساتید خیلی ممنون . چقدر همدردی هاتان زیبا بود. آیا روزی خواهد رسید که برای مرگ شادی کنیم؟ با آنکه معلم الحالم در مواجه با آن!
صف میتواند معنای قرآن هم دهد هم نام سوره ایست هم ریتم و ردیف و صفوف آن از جانب مطرب است.
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵۱:
این گونه بد دهانی ها و بی شرمی ها ، لکه ی ننگی ست بر پیشانی مولوی با آن همه عظمت و حکمت.
رضا صدر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
وعده کردی که شوی مست و دو بوسم بدهی
M.J.Emadi در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۸ - خیز و به خاک تشنهای بادهٔ زندگی فشان:
این شعر واقعا یک شعر عرفانی است اشاره به اینکه نفس انسان و وابستگی و عادت کردن به چیزی یا کسی باعث می شود که ما از چیز های دیگر غافل شویم.
این شعر در کتاب انسان شناسی و خود شناسی عملی . نوشته ی استاد شهریار بهار آمده است.
پسند در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۸ - معراج پیغمبر:
شعر نظامی شاهکار است . پر است از تلمیحات قرآنی و حدیث و اصطلاحات نجوم
ایرج در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
ابوعطای استاد لطفی و شجریان این غزل هوش از سر هر انسانی میبره
تماشاگه راز در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:
شرح بیت اول در بیت زیر از حافظ :
نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
تماشاگه راز در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:
شرح حافظ با حافظ
شرح بیت اول در بیت زیر از حافظ :
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
محمدرضا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تکبیت شمارهٔ ۶۴۹:
بنده مخالفم ناتوان در معنای اصیلش استفاده شده اشاره به سختی راه عشق داره و اینکه افراد ضعیف زودتر در این راه رها میکنند و به آسایششون برمیگردند.
اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » سراب آرزو:
روح این استاد بزرگوار غزلسرا شاد. بیت "نه عجب اگر به عالم اثری نماند از ما که بر آسمان نبینی اثر از شهاب ماند" چه زیبنده جاوید الاثرهای ملکوتی کشور عزیزمان است که آرزو می کردند در راه جانفشانی دوست ، هیچ اثری از پیکر خاکی آنها هم باقی نماند همانگونه که شهاب های آسمانی هیچ اثری از خود باقی نمی گذارند. روحشان شاد
مهرآفرین محمدی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۳۴ - حکایت طیطوها: