گنجور

حاشیه‌ها

shabgard در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۰:

لازمه ی عاشقیست رفتن و دیدن ز دور
ور نه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست...
واقعا زیبا،هر کسی درک نمیکنه این اشعار رو،شاعر میگه:حال پخته هیچ نداند خام
امروز فهمیدم وحشی توسط معشوقش به قتل رسیده،میدونستین تا حالا؟؟؟

نورالله در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:

آثارم از آفتاب مشهورتر است
بنظرم مشهود تر است صحیح است .

بابک بامداد مهر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

سلام
درتوضیح وپاسخ به دوست عزیز،اشاره حافظ به دفتربی معنی،دفتر ودرس مدرسه ای بوده که درآن زمان مسلط بوده ومسلم بدانیدمنظورش به اشعارخودش که بیت الغزل معرفت است نبوده.
درجایی خواندم استادشفیعی کدکنی این غزل رابسیارخوش داشته اند:
این خرقه که من دارم دررهن شراب اولی
وین دفتربی معنی غرق می ناب اولی.

ناهید در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶ - جمع و تفریق:

مصرع اول بیت هفتم فکر میکنم ‹ ساختی › درست باشه!

محمد علی لطفی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:

با سلام ، آیا در ادامه و به موازات اشعار زیر نمیباشد؟
...../در حسد شد گفت چون این ممکن است /که من اولیتر که خر ملک من است/خر مودب گشته و اموخته/خوان نهاد ست و چراغ افروخته/......... ( روایت خر و شاهزاده ! (

سودابه مهیجی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:

بیت دوم چنبن است: نوبت آن نیز....

امیر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۸:

بیژن کامکار این غزل را در آلبومی نسبتا قدیمی به نام آوای باران با آهنگسازی تهمورس پورناظری خوانده است.

مطهره در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:

سلام.ریشه‌ی اینکه میگیم رنگ رخساره خبر میدهد از سرّ "درون" از کجاست پس؟

دلیر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

دوست عزیز . بیت زیر:
به میخانه امامی مست خفته است
نمی‌دانم که آن بت را چه نام است
به این مفهوم است که شاعر در میخانه بوده و شخصی که تمام افراد به او توجه میکردند ( امام استعاره از این شخص است) زیبارویی مست است، به همین دلیل میپرسد که ام زیبا رو یا با چه نام دارد.
البته مفاهیم بت و میخانه مفاهیم استعاری و عرفانی می‌باشند.

امیر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

درود بر گنجور
مصرع دوم بیت اول اشتباه کوچکی دارد: جو یار درست است نه جویار. باید فاصله داشته باشد.

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز:

امیر خان
راهی پیچ در پیچ است که راه امید است. به راهی قدم گذارده که در آن امیدواری ست با سردرگمی ها و مشکلات فراوان. راهی پرپیچ و خم ، درین راه از لطف خداوندگار مدد می جوید.

منصور بنانی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۵:

مادر بت ها
ریشه و مادر انواع بیشمار بت پرستی های آشکار و پنهان و ریز و درشت که اغلب نادیده گرفته می شوند، چیزی جز خود باختگی و پرستش افکارمان نیست. جالب اینکه اغلب افکار، مهمل، بیهوده، اتوماتیک و حتی مضر هستند و ما نسبت به اغلب افکارمان کنترلی نداریم و حتی قادر به خاموش کردن آنها نیستیم؛ اما تقریباً هر فکری هم که در ذهن ما می گذرد مطلق می انگاریم و باور می کنیم!، یا حداقل تحت تأثیر شدید آن واقع می شویم و خودمان را با آن یکی می پنداریم...در صورتی که افکار اصل وجود ما نیست و اغلب افکار، از نظر ارزش و اهمیت در حد سرو صدای شکم هستند!!! افکار تلقین شده و اتوماتیکی نظیر من بی عرضه یا با عرضه ام! ، من بدبخت یا خوشبختم! من باید یا نباید این کار را می کردم! و حتی افکاری مانند من پیر یا جوانم! من غمگین یا خشمگین هستم! همگی حول من یا خودی می چرخند که از اساس وجود خارجی ندارد!! به عبارت دیگر پایه زندگی ما بر هویت و منیتی شکل گرفته که وجودش زیر سؤال است و شبحی تخیلی است. من کاذب به قول مولانا نیست هست نما ست. اگر فکر را از خود کاذب بگیری، خاموش می شود و می میرد. از این رو لاینقطع، وراجی افکار ادامه دارد تا حیات من کاذب به خطر نیفتد!
مغناطیس پر قدرت افکار، چنان ما را به خود مشغول می کنند، که برای درک " شعور ورای فکر لا یتناهی " که " اصل وجود " ماست و از جنس عشق و آگاهی مطلق است، فرصتی باقی نمی ماند... شعور لایتناهی که در کل هستی ریشه دارد، ولی فکر و ذهن محدود ما قادر به درک آن نیست...ولی با همان شعور ورای فکر به راحتی درک می شود:
جان شو و از راه جان، جان را شناس
یار بینش شو، نه فرزند قیاس "مولانا "
فکر و یا قیاس، با تلفیقی از افکار و هیجان ها ، "خود مجزا و توهمی " بنا نهاده و کورکورانه آن را باور کرده است که البته واقعی نیست و گول زننده است و ما را از درک والاترین نعمت زندگی یعنی خود متعالی محروم کرده است...ولی حتی با پرسش های منطقی و دقیق فکری و ذهنی هم این خود کاذب و متزلزل زیر سؤال می رود و نبودنش فاش می شود!
حال برای درک آن شعور و آگاهی مطلق ورای فکر که تهی بنظر می رسد (تهی از موضوعات آگاهی نظیر افکار، هیجان ها و دیدنی و شنیدنی ها و...) ولی اصل همه مخلوقات و موضوعات آگاهی است، بهتر است قبل از این که فرصت ما با رسیدن مرگ به سر رسد و از وصال این معشوق بی همتا، محروم بمانیم، از دل و جان رو به سوی آن " هستی نیست نما " (خود متعالی یا آگاهی بی انتها) بکنیم و از غرق شدن کورکورانه در " نیست هست نما " (خود کاذب و موضوعات آگاهی نظیر دیدنی ها، افکار، هیجان ها و...) بپرهیزیم...به قول حضرت مولانا در این رباعی زیبا:
علمی که ترا گره گشاید بطلب
زان پیش که از تو جان برآید بطلب
آن نیست که هست می نماید بگذار
آن هست که نیست می نماید بطلب

هادی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱:

بهترین اجرای تصنیف این اثر اجرای گروه تریوله با عنوان "چشم مست" بسیار زیباست

امیر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز:

به نظر عزیزان آیا به راه این امید غلط نیست ؟ ببه نظرم اید بگوئیم به امید این راه ....نه به راه این امید یعنی راه پیچ در پیچ است نه امید پیچ در پیچ

محمد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۱ - مراسم صبحانه (یک خانواده زردشتی قدیم):

پیر مقدس گرفت بَرسَم و پاژ

محمد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۱ - مراسم صبحانه (یک خانواده زردشتی قدیم):

خوش خوش برهم زنند پنگانا

رشید گل افشان در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳۸:

درود بر شما . سپاسدار هستم بیت اول را تفسیر نمایید. گازر چه ارتباطی با آفتاب دارد؟

shabgard در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:

سلام،بهتره که واژگانی رو که قبلا طرز نوشتنشون فرق میکرده رو به همون صورت قدیم بنویسیم چون ما وقتی میبینیم نوشته مثلا سد میدونیم منظور همون صد هستش و غلط املایی نیست...بهتره اشعار به همون طرز قدیم و اصیل باقی بمونن،قرار نیست با تغییر طرز نوشته دیگه اشعار شاعران چند قرن پیش رو دستخوش تغییر خودمون قرار بدیم، اگه اینجوریه کلماتی که قبلا استفاده میشده و حالا معنیشون عوض شده و یا کلا حذف شدن رو هم تغییر بدین

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۴:

7790

Sousan Fatai در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۴۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

آقای حسین، کجایست هم اشتباه است؛ کجایی‌ست، درست است.

۱
۲۹۸۶
۲۹۸۷
۲۹۸۸
۲۹۸۹
۲۹۹۰
۵۷۲۰