محمد در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۸ - حکایت ذوالنون مصری:
آقای جراح زاده درست میفرمایند روی کاشی های آرامگاه سعدی این گونه نوشته که خود را به خردی شمرد.
بی سوات در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۷:
نظر من بیسوات اینه که این غزل دیوانه کننده است تا اینکه به مصرع آخر می رسد. کاش از شخص خاصی سخن به میان نمی آمد.بازم من هنوز نیت حافظ را نمیدونم شاید اینجور که فکر میکنم هم نباشه .
A.m در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۷۰:
مثرع دوم بیت وپدوم درست خونده نمیشه
اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
"کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است" "کاین جامه به اندازه هر کس نبریدند" کوتا نظران، آدم های مادی، دنیاطلب و نفس پرستی هستند که از سرو قامتان بلند همت وارسته غافل هستند در واقع درک و فهم این معانی را ندارند. به قول خودمانی مال این حرف ها نیستند. در بیت آخر شاعر این مسئله را به خوبی تشبیه می کند. سرو قامتان، مرغان نظرباز سبک سیر هستند و کوتاه نظران در دام گه خاک اسیر. سروقامتان همانند مرغان هوایی از مرحله پست مادی و دام گه خاک جدا شده و به افلاک پریدند. شهیدان مثال واقعی این سروقامتان هستند که ما اسیران دنیای پست مادی و خاکی از این معنا بی بهره ایم. "کاین جامه به اندازه هر کس نبریدند"
خداوند فروغی بسطامی را رحمت کند.روحش شاد
نادر.. در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
آن دیده پدید آمد و حاجات برآمد..
omid در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:
گنجور عزیز..این شعر رو ایرج بسطامی نخونده..شعر سعدی رو خونده که هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم..در قسمت آهنگها لطفا تصحیح کنید ونام بسطامی عزیز رو حذف کنید در اینجا
omid در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:
گنجور عزیز در قسمت معرفی آهنگ ایرج بسطامی اشتباهی رخ داده...زنده یاد بسطامی شعر سعدی رو خونده:هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم..اگر گوش بدین خودتون متوجه میشوید..این شعر رو بسطامی نخونده
omid در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:
دوست عزیز **رضا** سوره فاتحه هر دردی رو دوا میکنه؟؟ این از حرفهاییست که قول خودتون معروف هست ولی واقعیت نداره..سوره فاتحه چه عرض کنم کل قران هم هیچ دردی رو دوا نمیکنه..عشق مگر به فریاد انسان برسه...عشقت رسد به فریاد ورنه بسان حافظ**قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت.....سروه فاتحه پیش کش
اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز، توضیحات جناب مجتبی آموزگار در ذیل بیت "همت طلب از باطن پیران سحرخیز زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند" بسیار هوشمندانه و برای اهل نظر دقیق و ظریف است که لفظ "یکی" را معادل خدای یکتا و احد فرض کرده اند که آنها همواره در جهت کسب رضای الهی حرکت می کنند و "یکی" را می طلبند. ولی اگر این بیت را بصورت ساده و روان هم معنی کنیم چیزی عوض نمی شود، معلوم است که پیران سحرخیز از بین عالم مادی و زودگذر دنیا و عالم باقی و بینهایت آخرت کدام را انتخاب می کنند؟ از هر عاقلی این انتظار می رود که عالم آخرت را انتخاب کند، پیران روشن ضمیر سحرخیز که در صدر همه عاقلان قرار دارند. منظور بنده آنست که در مصرع "زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند" پر واضح است که مطلوب آنها چیست. با تشکر
عمو در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸:
سما نوشته:
"آیات .... قران؟واقعا منظور چیه از این حرف؟"
شما با این نوع تفکر چه کاری با ادبیات دارید؟
برای مزیذ اطلاع شما افتخار حافظ این است:
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
۸ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:
ای بسا شیخ قصد بدی نداشته است
بازی لب لب من لب لب تو باقالی به چند من ؟
را شنیده اید؟
۸ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
لست ترانی همان " لن ترانی " است و نیاز به انواع احتمالات ندارد
در مصراع نخست واژه " ایمن " و داستان موسا که میخواست یهوه را ببیند و او پاسخش داد : "لن ترانی"
نمی توانی مرادید، همه چیز را روشن کرده است
شمس رفته است و روی نشان نمی دهد و جنابشان
ویرا با یهوه کلیمیان برابرکرده است.
کمال داودوند در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۳:
6619
هادی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:
فقط میتونم بگم متاسم
#شجریان
علی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
این شعریکی ازاشعارناب عرفانیست
آنچه بلبل درمنقاردارد آن شهودات عرفانی عارف است که هرچه قرب او به باری تعالی بیشترمی شود شوریدگی وزاری آن که ماحصل مشاهده تجلیات حضرت حق هست بیشترمی شود که دربیت بعد بیان این مسله واضح ترمی شود
کمال داودوند در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۲:
جمع این رباعی از 8469
۷ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:
در آب دو دیده از تو غرقم
و امید لب و کنار دارم
لب و کنار یعنی لب و آغوش ولی با آوردن آب و غرق در نیم بیت نخست کنار معنی ساحل هم میدهد که به این ایهام آماده گویند.یعنی با آوردن آب و غرق ذهن آماده پذیرش کنار و ساحل است.
بابک چندم در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
پوزش،
@خانوم نرگس به جای مبینا
بابک چندم در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
@محمد صابری منش،
کِی بفریبد شها؟ دولت فانی مرا...
"دولت"یعنی اقبال، سعادت. دولتِ فانی یعنی اقبال و سعادت ناپایدار (هرآنچه که به فنا یا نیستی میرود)... اشاره او به جهان هستی است که هر آنچه هم که در آن خوش یمن و پرسعادت است عاقبت نیست شده و از میان می رود.
در این مصرع از شَه می پرسد که جهان هستی و فانی کِی می تواند او را بفریبد زمانی که از لطف و کرم او (همان شه) مولوی به بقا (جاودان بودن، خارج از بعد هستی) می نگرد...خلاصه تر آنکه: جهان مادی و تمام اجزایش به فنا می روند و می باید به آنچه که فنا ندارد (بقا) روی آورد...
@مبینا
وصف العیش نصف العیش،
اگر که شاعر هدفش راحت بودن مخاطب در فهم بیان بود یقیناً به نثر ساده می نوشت و نه نظم...زمانی که خواننده همان تامل و کنکاشی را فرمودید به کار برد آنگاه گویی زمین و زمان می ایستند و درک معنی و شیرینی آن صد چندان می شود...
توصیه من به شما که راه راحت را انتخاب نکنید و در تامل و کنکاش کوشا باشید...
حمید سجادی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳: