گنجور

حاشیه‌ها

همایون در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۸:

این غزل سراپا برای شمس سروده شده است و در خلال آن نکات شگرفی از اعتقادات جلال دین نیز بیان شده است که یکسره حساب خود را از مذهبی جماعت جدا ساخته و خود را مرید شمس می‌‌داند و نماز آنانکه به شمس نگاه نمی کنند را نیز باطل می‌‌داند و روح القدس یا هر آنکه از طرف خدا می‌‌آید را پابوس شمس نیز به حساب نمی آورد و ناموس بهشت را که حوریان باکره آن است به پای لطافت شمس زأئل و بر باد رفته می‌‌پندارد و هر که را که مرید او نیست بنده نفس به حساب می‌‌آورد که چشم به آن حوریان دوخته است
دو بار او را خداوند همه خدایان می‌‌نامد که رشک و حسد آنان موجب پوشیده ماندن او از دیگران است همان طور که می‌‌دانیم شمس در سراسر زندگی‌ خود انسانی‌ عادی و گمنام بوده است ولی از نظر جلال دین آتش زندگی‌ و آب زندگی‌ است که کس دیگری جای او را نمی تواند بگیرد و خداوندی و سالاری دو جهان برای او از کدخدایی یک ده نیز پایین تر است
اما این شمس کیست و چه دارد که خورشید در خورشید نور است، نه یک خورشید که کهکشانی از خورشید هاست و هر غنیمتی از خوبی‌ که رو می‌‌نماید عقل‌ها را از کار می‌‌اندازد و آب حیات زاییده آتش زندگی‌ اوست که گلستان‌ها و گل‌ها از آن می‌‌روید؟ پاسخ شاید در این بیت نهفته است که
از آن گل‌ها که هر دم تازه‌تر شد - نه زان گل‌ها که پژمردست پیرار
شمس، جلال دین را از هر چه باور قدیمی و کهنه بود برید و جدا ساخت، این کار کوچکی نیست و از هر کسی‌ ساخته نیست، خداوندی شمس اینگونه برای جلال دین معنی‌ بخش است که از او می‌‌خواهد که حرفی‌ از خودت بگو بجای نقل از گفته‌های پیشینیان
اگر بخوهیم ارزش این کار را بسنجیم بد نیست به نمونه تاریخی آن در اروپا نگاهی بیندازیم
دکارت شبیه این کار را می‌‌کند و به همه باور‌های پیشینیان شک می‌‌کند او که هم عصر گالیله بود سهم مهمی در پیدایش عصر روشنگری و انقلاب عظیم فرانسه داشت که نتیجه آن گسست از اسطوره دینی و پیدایش مدرنیسم و سکولاریسم است، خواجه نصیر و ملاّ قطب که معاصر جلال دین بودند و در مکتب مراغه به همان کاری مشغول بودند که پیشینیان گالیله مانند کوپرنیک و کپلر بعدا بدان پرداختند و از دستاورد‌های آنان نیز بهره بردند، نمونه‌های علمی‌ این نوع تحولات عظیم اندیشه انسانی‌ ا‌ند که در ایران با هجوم مغول متوقف می‌‌گردد

محمد ضیااحمدی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶:

بنده عربی فصیح نمی‌دانم ولی می‌گویند عربی سرودن سعدی تعریفی ندارد . چه خوب بود به فارسی اقنا میفرمود

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

با پوزش از غ نادیده
از هر ساقی و درهر ساغری هر می یی طلب کنی مراد خواهی یافت چون عاشقی و هر عشقی عشق خداست چرا که او نیازمند نیست ،ولی ما هستیم.او عاشق ماست و ما...

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

ساقیا برخیزو پرکن هرجامی را
وی هرساغی قادر به ازبین بردن غم ایام است دقیقا وقطعا معنی عشق بدون حد و مرز هست و سعدی یا حافظ و یا هرعارفی چنین گفت یعنی عشق یا خدا را دارد! ندارد؟

جودی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۷ - رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسان‌تر بود بگوی:

اگر بحث بر این است که ذوالقرنین کیست که با مستندات تاریخ ثابت شده است که اسکندر مقدونی می باشد.
در هر صورت
ما با خواندن آیات قرآن و مثنوی و ... باید عزم بر سوزاندن ریشه منیت و کبر کنیم.پس این شعرها و آیه ها کی در ما اثر خواهد داشت؟؟

بهار در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:

معنی این بیت چیه:
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی

سید بهنام خیرالامور در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹:

چه روزها بشب آورد جان و منتظر است
ببوی آنکه شبی با تو روز گرداند

سید بهنام خیرالامور در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹:

کسی که روی تو دیده است حال من نداند
که هر که دل بتو پرداخت صبر نتواند
صحیح است .
از کتاب خطی قدیمی مقایسه کردم

امین در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:

درود
معنی مطلع:
زیبایی یار شور و هیجان به پا می‌کند، و زیبایی او مایۀ رنج زیبارویان است.
غرامت کردن: رنج دادن

محمد امین زواری در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۴:

خیلی عجیبه
ما کلا همین یه شاعر رو انگار داریم...
میشه حدودی گفت 80-90%شعر های شنیده شده یا خونده شده و به گوش آشنا ی فارسی مال مولوی ه
بعد هالیوود باید بیا راجع بهش فیلم بسازه بخواد تمام تلاششان بکنه تا شخصیتشو تخریب کنه .... از عشق شمس و دختر مولوی بگیر تا ...خود مولوی و شمس ...
بعد ما هر چی فیلم ساز داریم داره فیلم کمدی ضد فرهنگی میسازه یا گرفته خوابیده....

ویس در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷ - ترانه جاودان:

این غزل سال ها قبل توسط استاد مرحوم ساربان عزیز خوانده پر آوازه فغانستان سرایده شده که یکی از ترانه های ناب ایشان است.

راضیه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:

سلام دوستان عزیزامکانش زیاده که برای پسرش این شعر رو سروده باشه!! مگه حتما باید برای جنس مونث شعر سروده بشه(:

محمد تدینی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۱۵۰ - حکایت بر سبیل تمثیل:

با درود و سپاس
در این شعر دو اشتباه تایپی هست، لطفاً ویرایش کنید.
یکی: تو به ده من به شهر روی آرم، تو بده درست است.
دیگری: کلمه فصیحت که در بیت دهم از آخر باید فضیحت باشد.

۷ در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۴:

عشق چو قربان کندم عید من آن روز بود
ور نبود عید من آن مرد نیم بلک غرم
عید من آن روز بود که جان بر سر عشق بنهم وگر نه چنین است نامرد و خامم.(به بلوغ نرسیده ام)
غر:جوانک خام و ناشی در برابر مرد پخته و کاردیده

مفقودالاثر در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲:

میلاد
میگن وحشی عاشق زنی بود و اون زن رسوای عامش کرد
اون زن آدم اخلاق داری نبود
تو بیت چهارم گمونم وحشی بهش میگه چرا انقد با آدمای بی ارزش سر و کار داری ?
میخوام جوری بی نیاز باشی که به عنقا (ققنوس ) هم توجه نکنی
اینجا گنجشک و ققنوس رو مقابل هم قرار داده و ققنوس هم یه مرغ افسانه ای بود

علی موجز در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

باسلام میخواستم بگم که شاعر این شعر علی موجز در منطقه شبستر اذربایجان غربی است که مانند صمد بهرنگ شعر هایش را به نام کسان دیگر میزنند

مفقودالاثر در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:

اون هیچوقت باز نمیاد حتی واسه گرفتن جون
وحشی شما سوختی چون نتونستی بسازی
من که تاب سوختن ندارم چکار کنم چکار کنم
آه ...
فقط اینو فهمیدم که گریه کردن واسش آدمو آروم نمیکنه که هیچ بدتر هم ...

میم الف در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ سنایی » طریق التحقیق » بخش ۷۵ - الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم:

«الملک لایبقی مع الظلم» حکمتی متین است. مطلب آقای کدیور را اینجا بخوانید:
پیوند به وبگاه بیرونی

مسعود در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

به نظر بنده منظور سعدی خودش است.

حامد در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۱۴:

هدف آمدن دلبر شبانه نیست
درخواست نزدیک شدن است نه شب امدن
پس شاعر بسی زیبا سرودست
استفاده از من در مسرع دوم بسی نامناسب است
ولی بنده شعر را موزون میکند, باید بعد از بنده مکث کرد
در صرع چهارم منظور تر بودن لب دلبر است نه لب ترسا
پس باید لب را با کسره خواند و بعد از تر کمی مکث کرد.

۱
…
۲۹۶۱
۲۹۶۲
۲۹۶۳
۲۹۶۴
۲۹۶۵
…
۵۸۱۶