گنجور

حاشیه‌ها

رضا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:

بیت "تنور لاله چنان برفروخت باد بهار/ که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد" علاوه برمعنی اصلی که دوستان اشاره کردن به گلاب و گلابگیری هم اشاره داره. کلمات تنور، بهار، غنچه، گل، جوش آمد و عرق (که هم میتونه به خود گلاب اشاره داشته باشه و هم عمل عرق کردن یا تقطیر) با هنرمندی در کنار هم سروده شدن.

محمد بلدی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

لیلی رابربند در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳ - غوغا می‌کنی:

این شعر رو از طفولیت حفظ بودم چون سنم خیلی کم بود خاطرم‌ نیست ازروی چه نسخه میتونه باشه ولی بیت سوم اینچنین بود
ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را
با دوست بی رحمی و با دشمن مدارا میکنی

همایون در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۲:

هگل در مبحث روح قومی و تعریف آزادی حقیقی‌ به معنی هماهنگی فرد در قوم سپس مفهوم حق را پیش می‌‌کشد و آن را ویژگی فردی و قومی و جزئی محسوب می‌‌دارد که زیر چتر روح کلی قرار می‌‌گیرد البته با ستیز اقوام و نبرد با یکدیگر، با نام نفی در نفی، چه نبر فرد با قوم و چه نبرد قوم با قوم و از این همه نتیجه شگرفی می‌‌گیرد و آن این است که عشق هنگامی که گسترده می‌‌شود عمق و ژرفای آن کم می‌‌شود
تفاوت نگرش غربی با اندیشه شرقی همین واژه حق است آنجا حق خاصیت فردی و جزئی دارد ولی در فرهنگ ایرانی‌ حق کلی است و در هستی‌ به صورت فر پراکنده است ارتباط با فر هستی‌ انسان را به اندازه هستی‌ گسترده می‌‌کند و ژرفای عشق را نیز بیشتر و بیشتر و توانائی انسان را نیز بسیار می‌‌کند که همان پهلوانی اوست که مورد پشتیبانی و حمایت سیمرغ که بازوی فر هستی‌ است قرار درد در کیش مهر نیز ما همین مفهوم را می‌‌بینیم، مهر در دل تاریکی واز میان تخته سنگی بیرون می‌‌آید و در دستی مشعل و در دست خنجر به آسمان می‌‌رود و بر گردونه خورشید به دور زمین می‌‌چرخد و از پیمان داران در برابر پیمان شکنان پشتیبانی می‌‌کند، این نگرش از یک عشق می‌‌آید عشقی‌ گسترده و بسیار نیرومند که انسان از آن نیرو می‌‌گیرد و به سوی هدفی‌ والا پیش می‌‌تازد و هر روز خود را بر تر از دیروز می‌‌بیند و اصلا میان خود و فر هستی‌ جدایی و شکافی نمی بیند
ولی این عشق زبان خود را در کلام جلال دین است که پیدا می‌‌کند و از قالب اسطوره و باور‌های کهن خود و افسانه‌های عشقی‌ بیرون می‌‌آید ودر شهر‌ها و بام‌ها با آوازی بلند به گوش همگان طنین انداز می‌‌گردد زیرا زبان انسان توانائی بیان آن را ندارد این زبان عشق است که می‌‌باید به اوج و به بام خود برسد و انسانی‌ پیدا شود که عشق را به اوج خود و به گستردگی آن تجربه کند و این رویداد عظیم یک بار روی داده است با ملاقات دو ابر انسان یعنی‌ شمس و جلال دین، و سپس عشق در کلام انسان جاری گردیده است و بوی آن به مشام انسان‌های دیگر رسیده است و این رویدادی بس فرخنده است

کریم محمدی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۷ - حکایت:

جوانمرد اگر راست خواهی ولیست
کرم‌ پیشه ی شاه مردان علیست
شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود
سلطان سخا و کرم و جود علی بود
امیر المومنین علی (ع) ولی خدا و وصی پیامبر (ص)،
انشاالله با دست پر کرم و بخشش دست همه ی ما را بگیرد و ما را یاری فرماید.آمین.

Rasool در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۳ - حکایت:

دوستان سلام..
سودا در اینجا معنی غم و اندوه میده؟

عادل نصیری در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

در مورد "حمله شیر یاسه کن کله خصم خاصه کن"
یاسه به معنی راه و روش و تبعیت از آداب آمده در معنی بیت : از روش شیر در گرفتن شکار پیروی کن که سر شکار را موقع حمله انتخاب (خاصه) می کند. علت این انتخاب توسط شیر هم مشخص هست چون بلافاصله گلوی شکار را با دهان میگیرد و با پاره کردن رگ گردن شکار تسلیم می شود

۸ در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۹ - حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی:

جلیل جان،
سعدی میفرماید
سخن در کش ار عقل داری و هوش .....
او دانش اموخته نظامیه بوده است سر کار از کدام
دارالتادیب فارغ التحصیل شده اید؟

۷ در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۷:

گردن طاعت نهادن:تسلیم و بندگی(عبادت)
دست دادن: به دست آمدن_شدن و پدید آمدن_نتیجه دادن
دریغا گردن طاعت نهادن
گرش همره نبودی دست دادن
ای دریغ از آن همه عبادت بیثمر کسانی که به آن حس و حال نمیرسند که آدم شوند )/نگاه انسانی
به دیناری چو خر در گل بمانند
ورالحمدی بخوانی ، صد بخوانند
که چون دیناری خواسته شود چنان بر آنان سخت می آید بسان خری که در گل گیر کرده ولی اگر فاتحه ای بخوانی صد برابر میخوانند زیرا که مفت است(و همچنان عبادت ادامه می یابد...)
عبادت به جز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست

سجاد شانه ساز در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۴:

مصرع دوم بیت اول وارهاند است
در مصرع آخر یک واو اضافه است

محسن حیدرزاده جزی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳۱:

در بیت ماقبل آخر به جای پیراهن ، پیران نوشته شده است .

زهرا سلطانی نژاد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیه‌السلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن:

با سلام
ای تو در "پیکار" خود را باخته درست است نه "بیگار"
در نسخه ی نیکلسون و کشف الابیات از قوام الدین خرمشاهی
دفترچهارم بیت 803

منیر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۱۱۶:

فکر کنم لفظ درست شعر اینگونه باشد:
من بنده عاصیم رضای تو کجاست
تاریک دلم نور و صفای تو کجاست
ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی
آن بیع بود لطف و عطای تو کجاست

جلیل در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست:

سلام جناب یاقوت؛ دست مریزاد، جناب کهن دل به نظر میرسه به شدت تحت تاثیر فقه و دروس حوزوی هستند و شاید یکی از هزاران معمم

بابک در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۹:

مولانا شاعر و عارف قرن ششم هجری‌ست؛ این قبیل مضامین پدیده بعدهاست و با دیگر رباعیات و ادبیات و مشی و منش حضرت مولانا همخوانی ندارد و در منابع مکتوب کهن هم نیست، حال چرا گنجور این را اینجا نقل کرده هم جای سوال است.

محمد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۶ - در تحقیق نماز:

سلام خدمت خوانندگان محترم.
در شعر اشاره زیبایی به حالت معنوی مولا علی ع در هنگام نماز شده است،که وقتی تیر را از پای ایشان در می آورند، حضرت متوجه درد نمی شوند و آنقدر روحشان غرق در لذت عبادت خداست که از جسم غافل است.البته میتوان به گونه ای دیگر تعبیر کرد که شاید حضرت درد را احساس می کردند اما ایستادن برای اقامه نماز در پیشگاه قادر مطلق و در منظر چشمان علی چنان عظمت و جایگاهی دارد که حضرت حاضر نمی شود در این حال باشکوه،درد زخم را به چهره بیاورد و در مقابل جانان خم به ابرو بیاورد،باری مردان بزرگ ،اسرار بزرگ دارند و کارهای بزرگ انجام می دهند هر چند شاید با عقل و درک ما قابل ادراک نباشد.البته ممکن است خون باعث ابطال نماز شود که این منافاتی با موضوع ندارد و در اینصورت دوباره میتوان نماز را به جای آورد.
مطلب دوم:
اگر کسی خانه شما را غصب کند و در آن خانه جای بگیرد و شما را بیرون کند آیا شما او را صاحب خانه ی خود میدانید.قرآن که کتاب برحق آسمانی است کعبه را اولین خانه ای معرفی می کند که در روی زمین برای عبادت خدا بنا شده است.
آل عمران-96
إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکًا وَهُدًی لِّلْعَالَمِینَ
ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ [ ﻧﻴﺎﻳﺶ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﺕ ] ﻣﺮﺩم ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺷﺪ ، ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻜﻪ ﺍﺳﺖ ، ﻛﻪ ﭘﺮ ﺑﺮﻛﺖ ﻭ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﺍﺳﺖ .
پس شایسته نیست که غاصبان بنای توحید را مالک آن بدانیم.آنها که مومنان را در خانه ی خداوند به خاک و خون کشیدند،دشمنان خدا و بندگان خدایند.ما کعبه را نشانه ای میدانیم از وحدانیت خداوند و همه برای خداوند یکتا و به فرمان او به سوی کعبه سر به خاک می گذاریم، در حالیکه میدانیم خداوند در همه جا هست و دربند مکان و زمان نیست.
سجده اوج پرواز عاشقیست که به درگاه معشوق رسیدست و سِرِّ این معما فاش شدنی نیست مگر برای طالب آن.
آیا تا به حال تلاتم روزگار و بالا و پایین شدن آن به تنگ آمده اید،آیا شده است که تمام تدبیرها و برنامه ریزی هایتان ،جواب معکوس دهد.
این جمله ساده را چند بار تکرار کرده اید:((چی میخواستیم، چی شد))
آری دست خداوند بالای همه دستهاست و اراده ی او فوق همه ی اراده هاست. در بارگاه چنین قادر دانا و توانایی چه کاری برتر از ابراز ناتوانی و عجز میتوان کرد.و آیا سجده در برابر این قادر مطلق اوج اتصال به منبع دانایی و توانایی نیست.جهل آن است که جایگاه خود را نشناسی و بیهوده چون کسانی که قطره ای از باده خورده اند در کوی و بام عربده بکشی و لاف مستی سر دهی.

جلیل در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۹ - حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی:

سلام دوستان
درود جناب سلیمانی؛ حق مطلب رو ادا کردید، امر به معرف خوب هست به شرطها و شروطها؛ ضمنا فضولی جزء لاینفک زندگی ایرانی ها و به خصو شهر ها و روستاهای کم جمعیت شده، بدون هیچ اطلاعاتی نظر میدیم و دخالت می کنیم

ali در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۷:

لطفا اگه کسی میدونه این دوبیت رو معنی کنه:
دریغا گردن طاعت نهادن
گرش همره نبودی دست دادن
به دیناری چو خر در گل بمانند
ورالحمدی بخوانی ، صد بخوانند

بابک چندم در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۵:

بهروز جان،
همانی که خودت آوردی: ابوسعید ابولخیر.

سجاد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:

سلام
از این شعر یک آهنگ هم روزبه نعمت اللهی خونده به اسم پلاس
البته این غزل و غزل شماره 2472

۱
۲۹۶۱
۲۹۶۲
۲۹۶۳
۲۹۶۴
۲۹۶۵
۵۷۲۰