گنجور

حاشیه‌ها

 

وزن مصرع اول بیت چهارم درست به نظر نمی رسد. گمان می کنم به شکل زیر صحیح تر باشد:

ماهم به انتقام ظلمی که کرده “است” با من

کلمه “است” جا افتاده بود.


پاسخ: اگر این گونه بخوانید:
«ماهم به انتقامِ ؛ ظلمی که کرده با من»
مشکلی نداره، «است» شما مشکل وزنی ایجاد می‌کند.

مهدی در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۷ - دیوان و دیوانه


سلام
دربیت:”چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش

سوخت هم کفر ازان و هم ایمان”بجای”هوش”کلمه صحیح”دین”است:چون کشیدم نه عقل ماند و نه دین

سوخت هم کفر ازان و هم ایمان


پاسخ: با تشکر، با دیوان هاتف اصفهانی چاپ انتشارات نگاه ۱۳۸۵ مطابق تصحیح وحید دستگردی مقایسه شد، متن با آن چاپ یکسان است (هوش و نه دین). در صورتی که نظر شما مستند به نسخهٔ چاپی است لطفاً مشخصات آن را عنوان کنید.

شاپور در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او


ضمن سلام و احترام
سر خود گرفتن در ادب فارسی به معنی پی کار خود رفتن است
سعدی می فرماید گله از فراق مکن
سرت به کار خود باشد پی کار خود برو تا برهی
رستی از بن رستی به معنای رهاایی
بنابراین سر خویش گیر درست است
در نسخه های معتبر هم همین ضبط اختیار شده
ممنون

پاسخ: با تشکر، نسخهٔ تصحیح شده توسط شادروان فروغی مطابق همین است که در متن است (کم) و بدل هم نیاورده، لذا دیگر تغییر داده نشد.

سپیده در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ غزل ۵۲۳


سلام
بیت “من اگر چه پیرم و ناتوان تو ز آستان خودت مران

که گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیم”صحیج آن”من اگر چه پیرم و ناتوان تو مرازدرگه خود مران

که گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیم”است.

پاسخ: با تشکر، جهت تحقیق صورت صحیح این بیت که شما و حاشیه‌گذار عزیز دیگر مهدی متذکر شدید دیوان هاتف چاپ انتشارات نگاه مطابق نسخهٔ تصحیح شدهٔ وحید دستگردی چاپ شده در سال ۱۳۸۵ را تهیه کردم و مقابله نمودم. متأسفانه ;) متن چاپی مطابق متن حاضر گنجور است (تو ز آستان خودت مران) با شما -احتمالاً- هم‌عقیده‌ام که صورت مشهور «تو مرا ز درگه خود مران» زیباتر است اما این دلیل آن نمی‌شود که اصل سخن هاتف همین بوده باشد. تغییری اعمال نشد.

شاپور در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۶:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۶


این رباعی را به ابو علی سینا هم نسبت داده اند

نگین شکروی در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۷۴


سلام در مصرع دوم بیت ۲۹ به نظر اشتباهی رخ داده است:
خرد پر چهر او واله روان از مهر او شیدا

درستش:
خرد بر چهر او واله روان از مهر او شیدا


پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

مسعود در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح حضرت رضا علیه‌السلام


با توجه به فلسفه خیام و نگرش او به عالم هستی ” این رباعی از خیام نیست ” .

محمود در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۷۴


در مورد بیت آخر که آرایه لطیف ایهام به چشم می خورد بدین گونه که از جهتی بر این نکته اشاره دارد که مکتب حافظ را ترک مکن و پیرو سبک آن بزرگ در شعر گفتن باش . ودوم آن که مثل حافظ و بر خلاف سعدی بزرگ از سفر کردن بپرهیز و کنج میکده و خانقاه را رجحان ده بر عالمی

ابوالفضل ارمی در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ


ترسم که ساز آشکار اسرار پنهان تو را –>
ترسم که ساز(د) آشکار اسرار پنهان تو را

پاسخ: با تشکر، مطابق نظر شما تصحیح شد.

ح.ت. در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۹:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰


آب بو ندارد، پس جو نمی‌تواند بو داشته باشد، اما چه بسا در کنار جو گلها یا سبزه‌های معطری در مواقعی از سال سبز می‌شده‌اند و فکر کردن به جوی مولیان مترادف با فکر کردن به همه‌ی اینها با هم و چه بسا خاطرات بسیار خوش دیگری می‌شده‌است و شاعر می‌خواسته است که پادشاه را به یاد همه‌ی آن خاطرات دلنشین بیاندازد. مثلاً بسیاری از ما خاطرات خوشی از کودکی خود داشته و وقتی که به کودکی خود یا خانه‌ی پدری خود فکر کنیم احساس خوبی داشته باشیم. پس وقتی که با دیدن خانه‌ای بگوییم که این خانه رنگ و بوی خانه‌ی کودکیم را داشت منظور نه این است که خانه‌ی کودکی ما رنگ وبوی خاصی داشته بلکه منظور ما احساس مجدد همه خاطرات کودکی است. پس به باور من بوی جوی مولیان می‌تواند ترکیب درستی باشد.

امیر در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۴:۵۷ دربارهٔ شمارهٔ ۱۲۱ - بوی جوی مولیان آید همی


کم کن طمع از جهان و می زی خرسند

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

فرزانه در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۹:۱۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۸۳


با توجه به تناسب بین کلمات و معنی شعر واژه ی “شترنج” در بیت آخر باید در واقع “شطرنج” باشد. (با توجه به وجود کلماتی چون “نرد” “باخته” )

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

فرنوش در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲:۲۸ دربارهٔ غزل ۶۴


باسلام دربیت دوازدهم مصرع دوم جای کلمه های داغ و ازباهم عوض شود یعنی داغ از غلط است از داغ صحیح است با تشکر

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

علی اصغر در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲:۰۲ دربارهٔ ساز محجوبی


با درود و سپاس فراوان
در مصرع دوم بیت دوم ” ای کاش که جان ما…” صحبح است. همانطور که میدانیم این رباعی زیبا و بدیع اولین شعری بود که رهی که در آن زمان هجده ساله بود رضایت به چاپ آن در جراید را داد وباچاپ این شعر به شهرت رسید.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

نگین شکروی در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ آرزو


با درود و سپاس فراوان
همانطور که میدانیم مسعود سعد سلمان در شهر لاهور به دنیا آمد و در همانجا در گذشت ولی اصلا” از همدان بود.

نگین شکروی در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ مسعود


با درود وسپاس فراوان
مصرع اول بیت دوم چنین است:
با کفر توان ملک نگه داشت ، ولی

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

نگین شکروی در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ بیدادگری


مصرع آخر باید سوال باشد و نه سال- ترتیب شعر چنین می گوید

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

جعفر در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۹


سلام. از زحمتی که برای فراهم آوردن این مجموعه کشیده اید قدردانی می کنم. امیدوارم روز به روز کامل تر و پربارتر شود. لطفا بیت ششم را تصحیح فرمایید به این ترتیب: “ماست” به ماه است، تبدیل شود.
ممنون

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

م.عبدالهی در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۹:۳۸ دربارهٔ غزل ۲۳۸


با درود وسپاس فراوان
مراد از “فیضی” ، شاعر و ادیب پارسی زبان هندی “فیضی دکنی ” است.

نگین شکروی در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ ستاره خندان


این شاعر توانا فارسی زبان دراین شعر خود بسیارواضع ساخته است .

احمد شکیب در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱


[صفحهٔ اول] … [۲۹۶۰] [۲۹۶۱] [۲۹۶۲] [۲۹۶۳] [۲۹۶۴] … [صفحهٔ آخر]