مجتبی هادی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
دوستان ادیب و بزرگوار
نظراتی که تا کنون مطرح شد عمدتا تکراری است و البته بحث کردن و نظر دادن در خصوص "بوی جوی مولیان" که بوی بوده یا بانگ بوده یا باد بوده خب البته بسیار ساده است به نظر میرسه که بیشتر احتیاج به یک بررسی آکادمیک و علمی داشته باشه
اسماعیل در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲۷:
بسیار عالی استاد فرزام.
رضا ساقی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:
خوش خبرباشی ای نسیم شمال
که به ما میرسد زمان وصال
بعد از ورود اسلام به ایران،ادبیّات ما تأثیرات زیادی چه ازنظر قالب و وزن و قافیه و چه از نظر زبان و مفهوم از اشعار عربی پذیرفته است. با بررسی سیر تحوّلات اشعار فارسی از زمان ورود اسلام مشخص میشود که شاعران ایران، به اشعار عربی دسترسی داشته، مطالعه کرده و شاعران آنها را میشناختهاند . "حافظ" نیز که پرورش یافته ی مکتب قرآن واسلام بود وبا درس و آموزش قرآن و تفاسیر آن سر و کار داشته ، با شاعران عرب و شعرشان کاملاًآشنابوده است. بی تردید حافظ بر زبان و ادبیات عرب تسلّط کامل داشته و از آنان نیز تأثیر بسیار پذیرفتهاست.
نسیم شمال: بادصبا، نسیمی که درادبیات ما به عنوان رابط میان عاشق ومعشوق شهرت دارد. ازجانب کوی معشوق می وزد وعطر وبو وپیام اورابه عاشقان می رساند.
دراغلب نسخه ها"که به ما می رسد" ودرچندنسخه نیزاتّفاقاً قدیمی تر ازسایرنسخه ها هستند "کی به ما می رسد" ثبت شده و باتوجّه به کل غزل بنظرمی رسد "کی" معنای حافظانه ترو متناسب ترباروح غزل می باشد که درفراق معشوق سروده شده است.
معنی بیت باخوانش "کی به ما":
ای نسیم صبا امیدوارم خوش خبر بوده باشی وخبرهای خوب وامیدبخش آورده باشی. بگوبدانیم که کی نوبت وصال ودیدارما بامحبوب فراخواهد رسید؟
تاپیش بخت بازروم تهنیت کنان
کومژده ای زمَقدم عیدِوصال تو
قصّةُ العشقِ لا انفصام لها
فُصِمَت ها هُنا لسانُ القال
قصّه العشق : ماجراهای عاشقانه
انفصام: گسیختگی،شکستگی، قطع شدنش
لا: حرف نفی ، هیچ نیست
لـَها: برایش ، برای او
فُصِمَت : بـُریده شد
هاهُنا:اینجا
لِسان: زبان
القال: صحبت کردن ، گفتار
معنی بیت : برای داستان عشق ، به هیچوجه قطع شدنی وجود ندارد، لیکن اینجا در برابر عشق ( در مورد عشق) زبانِ سخن گفتن بُریده شده است. در اینجا زبان ازبازگویی ماجرا عاجز است وگرنه داستان عشق پایان ناپذیر است.
ماجرای من ومعشوق مراپایان نیست
آنچه آغازندارد نپذیرد انجام
ما لِسَلمی و مَن بذی سَلَمِ
أینَ جیرانُنا و کیفَ الحال
ما:چگونه است؟.
ل: حرف وصل.
سلمیٰ:از معشوقه های معروف درادبیات عاشقانه اعراب ، درادبیات ماکنایه ازمعشوق است.
مَن: کسی که
ذیسلم: صاحب سلامتی ، دارای آرامش ، نام مکانی و درختی در بیابان عربستان که مسافران صحرا در زیر سایهی آن استراحت میکردهاند و اینطور که از قصاید عربی استنباط میشود ، سلمٰی در حین سفر گذارش بدانجا افتاده ومدتی استراحت کرده است. دراینجاکنایه ازمنزل معشوق است.
ایْنَ: کجاست؟
جیران: جمع جار،همسایگان دراینجا همدلان وعاشقان
کیْفَ:چگونه است؟
معنی بیت : سلمٰی و کسانی که در "ذی سلم" هستند، چگونه اند؟ همدلان وعاشقان کجایند و حال و روزشان چطور است ؟ ای بادصبا معشوق درچه حالیست، بارگاه اودروضعیست؟ ودوستان واطرافیانش چه کارمی کنند؟
گربه سرمنزل سلمی رسی ای بادصبا
چشم دارم که سلامی برسانی زمنش
عَفَتِ الدارُ بعدَ عافیةٍ
فاسألوا حالَها عَنِ الاطلال
عَفَتْ: ویران گردید
الدّار:خانه
عافیة: آبادانی ،سلامتی
فـَ : پس
اسْـألـُوا: جویا شوید،بپرسید
حالها: وضع و روزگارشان
عن: از
الأطلال: آثار باقی مانده ازویرانی ساختمان
معنی بیت: خانه ای که آبادشده بود اینک ویران شده است از وضع و روزگارهمراهان وهمدلان از باقیمانده ی ویرانه ها بپرسید ومرابا خبرکنید. (کنایه ازروزهای وصالیست که مبدّل به هجران وجدایی شده است)
صبازمنزل جانان گذر دریغ مَدار
وزوبه عاشق بیدل خبردریغ مدار
فی کـَمـال الـْجَمـال نـِلـْتَ مـُنی
صـَــــرَفَ اللهُ عـَنـْــــکَ عـَیـْـنَ
فی: در
جمال: زیبایی
کمال: تمام ، نهایت
نِلتَ: نایل شدی ، رسیدی
مَنٰی: جمع مُنیة ، آرزوها
صَرَفَ: در اینجا کارکرد دعایی دارد ، گرداند و دفع کند
عیْن: چشم
معنی بیت : در نهایتِ زیبایی به آرزوهایت رسیده ای ، خداوند بلا وچشم زخم را از تو دوربگرداند.
نصاب حُسن درحدّ کمال است
زکاتم ده که مسکین وفقیرم
یـا بـَریـدَ الـحِـمٰی حـَمٰـاکَ اللهُ
مـَـرحـَبـامـَـرحـَباتـَعـٰال تـَعـٰال
یـا: حرف ندا ، ای
بـَریدْ: قاصد ، پیام رسان
الحِمٰی: چراگاه قُرق شده برای چهارپایان پادشاه یا بزرگ طایفه ، علفزاری که برای چرای چهارپایان کسی قرق یا محصور شده باشد ، در اینجا سبزهزاری که اقامتگاه اختصاصی معشوق است و کسی به آن دسترسی ندارد
حَما: حمایت کرد ، حفظ کند
کَ : تـورا
مَرحَبا:خوش آمدی
تَعالْ: بـیـا تکرار "مرحبا" و "تعال" تاکیدی برشورواشتیاق است
معنی بیت : ای پیام آورویژه که به سرمنزل معشوق دسترسی داری (ای صبا)خداوند توراحفظ کند بـیـا بـیـا خوش آمدی خوش آمدی
یارب کی آن صبا بوزدکزنسیم آن
گردد شمامه ی کرمش کارسازمن
عرصه ی بزمگاه خالی ماند
از حریفان و جام مالامال
عرصه : میدان ، گستره
بزمگاه : مجلس شادخواری
حریف:هم پیاله
مالامال:لبریز، پـر
معنی بیت : مجالس شادخواری و بزمهای عیش وعشرت، از هم پیالهها و جامهای لبالب ازشراب، خالی مانده است.
زُهره سازی خوش نمیسازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را شد ؟
سایه افکندحالیا شب هجر
تا چه بازند شب روانِ خیال
شبروان: کسانی که در شب حرکت کنند. معمولاً به عیّاران می گفتند آنها که شبانه به کاروانهایورش می بردند وغنایم بدست آمده رادرمیان فقراتقسیم می کردند.
شبروان خیال: خیال عشق به عیّاری تشبیه شده که شبانه به ذهن عاشق شبیخون می زند.
چه بازند: چکارکنند،چه رقم بزنند
شب فراق و دوری فرارسیده،تاببینیم خیال عشق او دراین شب تارهجران چه نقشی رقم خواهدزد . تاببینیم چه خیالپروریها درطول شب هجران خواهیم داشت.
شبِ تنهائیم درقصدِ جان بود
خیالش لطف های بیکران کرد
تُرکِ ما سوی کس نمینگرد
آه از این کبریا وجاه وجلال
تُرک: یغماگردل وجان، زیبا روی چابک وزرنگ، استعاره از معشوق است
کبریا : شکوه وبزرگی ، دراینجا غروروتکبّر
معنی بیت : معشوق مابسیارمغرور وخودپسنداست وبه راحتی به سوی کسی توجّهی نمیکند ، وای از دست این کبر و بزرگی و شکوه که چه هاکه نمی کند.
غلام نرگس جمّاش آن سهی سروم
که ازشراب غرورش به کس نگاهی نیست
حافظا عشق وصابری تا چند
ناله ی عاشقان خوش است بنال
صابری: شکیبایی،صبوری
معنی بیت : ای حافظ، عشق با شکیبایی جور در نمیآید ، تا کی میخواهی صبوری پیشه کنی ؟ آه و زاری وبی تابی عاشقان خیال انگیز و ودلنشین است ، بی تاب باش وبی قراری کـن که آه وناله یِ عاشقانه،روح افزا ودلپذیراست.
مرغ شب خوان رابشارت باد کاندرراه عشق
دوست راباناله ی شبهای بیداران خوشست.
جلیل Jalilomidi@yahoo.com در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۶۰ - انجام کتاب:
گفت زمانه نه زمینی بجنب
چون زمنان چند نشینی بجنب
زمنان جمع زَمِن به فتح اول و کسر ثانی، آدم فلج زمینگیر را گویند.
محسن حیدرزاده جزی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۵:
در چاپ قهرمان نیز بیت دوم به همین صورت ضبط شده است امّا به نظر می رسد کوه ناز و تمکین درست باشد .
جباری در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۵۴:
در بیت چهارم، «ناشاسان» نون از آن افتاده. علی هذا، یه «ناشناسان» تغییر دهید.
امیرنظیفی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵:
بزرگش نخوانند اهل ادب
که نام بزرگان به زشتی برد
شیرین در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:
حامد در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - تغزل در ستایش شمسالدین محمد جوینی صاحب دیوان:
این شعر را استاد فیاضی در ردیف اسماعیل مهرتاش در آواز دشتی به زیبایی اجرا کرده اند.
شهلا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۹ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلواتالله علیه فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را چاکری کودکی خلم آلودمان هم میفرماید الی آخره:
خیر عزیز، ایراد از خواندن ماست
نام خود وآنِ علی مولا نهاد
یعنی نام خود و علی را مولا نهاد
مسعود هوشمند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۸:
دوست عزیزی بنام محسن چنان با شور و شوق شرحی بر شأن نزول این غزل مرقوم فرمودند و خبر از زمان و مکان دقیق آن داده اند که کس نداند فکر میکند در هنگام سرایش این غزل در کنار خواجه ی شیراز حضور داشتند.بیچاره دوست دیگری که قصد دارد از این شرح در پایان نامه ی خود سود ببرد.محسن جان در این ظواهر و حروف ابجدت نمان که
کین ره که تو میروی به ترکستان است
مسعود هوشمند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:
براستی که آدم از خواندن بعضی از تفسیرها متحیر گشته و انگشت بدهان میماند.
حافظ و اوضاع آن دوران و مذهب آن مردمان و اوضاع سیاسی و اجتماعی آن روزگاران کجا و مدح ابوالفضل العباس کجا؟
در عجبم که چرا بعضی از این شارحان محترم به هر وسیله و طریقی سعی در مصادره کردن حافظ و نگرش حافظ به نفع خودشانند.سخن کوتاه میکنم چون نیک میدانم نرود میخ آهنی در سنگ.توجه دوستان را به شرح عبدالحسین جلالی جلب مینمایم:
کمال خجند:
نوش کن خواجه علی رغم صُراحی شکنان باده تلخ به یاد لب شیرین دهنان
دوش رفتم به چمن در هوسِ بلبل و گل این یکی جامه دران دیدم و آن نعره زنان
گفتم این چیست؟ بگفتند که آن قوم که پار می رسیدند در این روضه به هم جلوه کنان
همه را خاک بفرسود، کنون نوبت ماست حالِ شمشاد قدان بنگر و نازک بدنان
٭
حافظ تحت تأثیر غزل عبرت انگیز کمال خجند که در کمال آراستگی سروده شده، غزل خود را در اوایل سلطنت شاه شجاع سروده و در سه بیت اول اشاره به دعوت ضمنی شاه شجاع از او که شاعری توانا و سخن پرداز و در آن زمان مورد قبول شاه شجاع بوده است، می کند و او را به همکاری با کارگزاران حکومتی فرا می خواند.
از بیت چهارم غزل تا بیت هفتم یعنی در چهار بیتی بعدی حافظ به اندرز شاه می پردازد و آنچه را که در واقع خود به آن ایمان دارد و اساس اندیشه او را تشکیل می دهد با شاه در میان می گزارد. سپس در دو بیت آخر غزل از فلسفه حیات سخن به میان آورده و از آنجا که در کشف راز آفرینش درمانده است صلاح کار را در عیش و نوش و خوش گذرانی می داند.
حافظ مردی متفکر و در تمام سال های حیات خود در کشف راز آفرینش کوشا و در واقع موحّدی محقق بوده است اما از آنجا که (کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را) به ناچار با اظهار عجز خود، صلاح کار را در بهزیستی و شادی تشخیص می دهد و در این باره به کرّات اشاراتی کرده است.
در پایان ذکر این دو نکته خالی از فایده نخواهد بود، یکی اصطلاح (به شادی کسی شراب خوردن) است که در گذشته آنان که مرید و طرفدار و مطیع فرمان شخصی از روی صمیمیت و ایمان بوده اند به هنگام باده نوشی جام شراب خود را به سلامتی مراد و فرمانروا و محبوب خود بلند کرده و با ذکر نام او و به سلامتی او می نوشیدند و این، در واقع یک نوع بیعت و یا تجدید بیعت بوده است.
دیگر آنکه مضمون بیت چهارم و هفتم حافظ از این بیت سنایی گرفته شده که می فرماید:
گرد پاکی گر نگردی گرد خاکی هم مگرد ، مرد یزدان گر نباشی جفت اهریمن مباش
منتها حافظ خوش سلیقه ترجیح داده است که مفاد مصراع اول بیت سنایی را به نحو شایسته تری پرورش داده به صورت بیت چهارم غزل خود درآورد و مضمون مصراع دوم آن را نیز بیافریند که بایستی بر حسن سلیقه و تسلّط او آفرین گفت.
نستوه در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۱:
در مصرع 2 بیت 6 آفتاب جان عقاب صحیح نیست به 3 دلیل: 1- نبودن عبارت در متون ادب فارسی 2- وزن مصرع با آن عبارت به هم می خورد و در رکن 3 به جای مفاعیلن، مفاعلات می شود که چنین وزنی در عروض نیست. 3- تعبیر آفت جان عقاب در شعر خاقانی و مجیر و ... آمده است. ذیلاٌ ابیات عربی و فارسی که مضمون بیت مشترکند، درج می شود که به خاطر اطالۀ کلام پوزش می طلبم:
آفت جانِ عقاب بودنِ پَرَش
طغرائی (دیوان):
مِثلُ العُقابِ رَأی نَصلاً یُرَکَّبُ فی
فَقالَ: لابَأسَ ما لَم یَأتِهِ مَدَدٌ
فَاَلبَسَ القِدحَ وَحفاً مِن قَوادِمِهِ
رَماهُ رَشَقاً فَلَم یُخطِئ مَقاتِلَهُ
فَقالَ: وَالسَّهمُ تَحدوهُ قَوادِمُهُ
قِدحٍ لَطیفٍ قَویمِ الحَدِّ مُعتَدلِ
مَتی یَکونُ لَهُ عَوناً عَلَی العَمَلِ
لَمّا تَطایَرَ رامٍ مِن بَنی ثُعَلِ
فَخَرَّ مُنتَکِساً مِن ذِروَةِ الجَبَلِ
مَن ذا اَلومُ وَ حَتفی جاءَ مِن قِبَلی
اگر نوشتۀ آقای جمالزاده در کشکول جمالی121 صحیح باشد، باید گفت که سابقۀ مضمون فوق، پیش از ادبیّات فارسی و عربی است. وی نوشته که مضمون عیناً در قطعه¬ای از اشیل، شاعر یونانی قرون پنجم و ششم پیش از میلاد، آمده است. حتّی تذکر داده است که مَثَل«از ماست که بر ماست»، که در زبان یونانی هست، عیناً به زبان فارسی وارد شده است!
ناصر خسرو:
گویند عقابی به درِ شهری برخاست
ناگه ز یکی گوشه از این سخت کمانی
وز بهر طمع پرّ به پرواز بیاراست
تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست
در بال عقاب آمد آن تیر جگردوز
زی تیر نگه کرد پر خویش بر او دید
وز ابر مر او را به سوی خاک فرو کاست1
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
مسعود سعد سلمان:
از عقاب است پَرِّ آن تیری
که بدو می بیفکنند عقاب
ابوالفرج رونی:
مگر که فرع قوی حال تر ز اصل از آنک
عقاب گیرد تیرش همی به پرّ عقاب
مجیر بیلقانی:
تو را به دست تو سر می برد زمانه از آن
که هست پرّ عقاب آفت وجود عقاب
خاقانی:
کار جهان وبال جهان دان که بر خدنگ
پرّ عقاب آفت جان عقاب شد
نظامی:
گهِ تیر خوردن عقاب دلیر
به پرِّ خود آید ز بالا به زیر
ابراهیم ازبک در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹:
سبحان الله
علی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۸:
در کارگه کوزه گران کوزه شویم
علی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۴۲ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۵:
اتفاقا این شعر رو به هیچکس نمیشه نسبت داد جز خیام چون مثل بقیه اشعارش در حال نقد کردن نگاه ها و اداهایی هست که هیچ منطق و اساسی براشون وجود نداره و عده ای فقط در حال فسانه گفتنند یا فسانه دیدنند
شاعر اونقدر پیچده شعرش رو نگفته که خیلی از دوستان تحقیق ستاره شناسی انجام دادند و موضوع رو خیلی پیچیده تر کردند بلکه خیلی ساده میگه یه گاو در آسمان و یکی در زیر زمین وجود داره و عده ای اون رو خر میبینند نمونه دیگر و با زبان دیگر میشه این رو یادآور شد:
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این
و مثل اندیشه ثابت ندانم گرای خیام در این شعر مشخصه که حقیقت یه چیز دیگه است ولی عده ای اصرار دارند که حقیقت اون چیزی که ما میبینیم و ما میگیم و خیام مثل همیشه به توهم دانایی و توهم بینایی بشدت حمله میکنه
محمود سلیمانیان بروجنی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸ - خزان جاودانی:
در تایید فرموده سعید مبنی بر اینکه واژه "ارمن"باید بصورت یک کلمه بیاید باید عرض کنم دراینجا تلمیح زیبایی وجود دارد واشاره ای است به اینک شیرین معشوقه خسرو ارمنی بوده است
علی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
میدونید نظر خیام درباره نظر اکثر دوستان در این صفحه که در مورد شعرش گفتند چیه؟
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این
مهین در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:
این شعر را قبل از انقلاب ستار هم با آهنگی از صادق نوجوکی خوانده بود .
ضمناً در بیت دوم ، مصراع دوم اگر ( نه پای رفت دارم ) صحیح تر به نظر میرسد تا ( نه پای رفتارم )
جامه دران در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹: