مسعود هوشمند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:
@7
آلا جمع آلاء یعنی نعمت و نعمت ها.بعضی از عرفا بر این عقیده اند که این نعمت ها باطنی است.
"خود" همان خود است منتها به اقتضای شعری
"خد "خوانده میشود
همایون در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۵:
شهر جایی است که نظم و قانون دارد و قاضی دارد و کارها حساب و کتاب
جلال دین که خود قاضی القضات شهر قونیه بوده است به دنبال شهری است که قوانین دیگری که او میخواهد در آن جاری باشد، موضوع عجیبی فکر او را مشغول کرده است
او به ارزش عاشق در هستی پی برده است ولی همه ارزشها به نام معشوق رقم میخورد!
یکی از رموز عشق نیز همین است که عشق با خود هم معشوق و هم عاشق را همراه دارد و براستی چگونه است که معشوق ناز دارد و عاشق نیاز، میداند که معشوق به این پرسش میخندد و از اینکه عاشق بر مسند قضاوت نشسته است او را تمسخر میکند که من جان میبخشم و عاشق پیش از عاشقی مردهای بیش نیست و گریه ایست که من او را خندان میکنم در این دادگاه شاکی و متهمی وجود ندارد و اگر قرار است کسی مجازت شود خود قاضی است، که معشوق نیازی به خندیدن ندارد مگر آنکه جنگی دیگر و آزمایشی نو را برای عاشق تدارک میبیند تا عاشق معنی نویی بدست آرد
هستی هیچ قانون و نقشهای ندارد بلکه مست و سرگردان و افتان و خیزان پیش میرود و به همین دلیل زیبائی میآفریند و نویی پدید میآورد
آن چیزی با قانون کار میکند که هر جزو آن در هستی وجود داشته باشد ولی وقتی یک جزو غایب است نمیتوان قانونی برای آن نوشت
وقتی عاشق دانست که با غیب سر و کار دارد مستی میکند و اندیشه خود را بیهوده خسته نمی کند بلکه به اندازه معشوق خود بزرگی میکند زیرا شهر معشوق در دل است و آنجا قانونی در کار نیست، اندیشه و قانون به همین شهر بیرون مربوط است و نمی توان آنرا به عشق مربوط کرد
افق در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۸:
با تقدیم احترام و تشکر از زحمات شما در جمع آوری این گنجینۀ ادبی و عرفانی. امیدوارم قسمت عربی این غزل به اساس نسخه چاپی استاد فروزانفر به قرار ذیل تصحیح گردد:
فدیت لمولیً به افتخاری
بطئ الاجابة، سریعالفرار
و منذ سبانی هواه، ترانی
اموت و احیا، بغیر اختیاری
اموت بهجرٍ، و احیا بوصلٍ
فهذاک سُکری، وذاک خُماری
عجبت بانی اذوب بشمسٍ
اذا غاب عنی زمانالتواری
إذا غاب غبنا، و إن عاد عدنا
کذا عادة الشمس فوق الذراری
بمائین یُحیی ، بحسٍ و عقلٍ
فذوا الحس راکد، وذوا العقل جاری
فماالعقل، الا طَلّاب العواقب
و ماالحس الاخِداع العَواری
فذو العقل یُبصِر هُداهُ و یَخضَع
و ذوالحس یُبصِر هواهُ یماری
کمال داودوند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۷:
خوب حال و هوای پاییزی
جمع این رباعی از 9105
سیران در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » قاصد:
استاد این شعر رو برای خانم ثریا ابراهیمی، معشوقه استاد شهریار، که هیچوقت بهم نرسیدن سرودن و بیشتر اشعار استاد رو مدیون این خانوم هستیم.
عباسی - فسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
سلام و عرض ادب
در بیت ماقبل آخر کلمه مُهَنّا صحیح تر است
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مُهَنّا نشود یار کجاست
ممکن است گفته شود مهیا در مصرع اول آمده و عطف به همان مهیا است
ولی حافظ می فرماید گرچه ساقی و مطرب و می همگی مهیا هستند و عیش هم اتفاق می افتد اما این عیش خوشگوار و شیرین نیست چون یار غائب است و حضور ندارد
در واقع روح عیش و زندگی از نظر آن جناب، بودن یار است.
پایدار باشید
همایون در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:
عشق پیوندی موقتی نیست از آن جا که هر پیوندی میتواند موقتی باشد پس عشق اصلا پیوند نیست
این غزل گفتگویی است با شمس غایب برای بازگشایی رموز عشق، کاری که جلال دین وقت زیادی را صرف آن نموده و گنجهای زیادی را گشوده و گوهرهای گران بهائی به چنگ آورده است
برای پیوستن، در آغاز باید دست کم دو چیز باشد، ولی عشق انگار پیش از عاشق و معشوق پیدا میشود و مهار سرنوشت و آینده را در دست خود دارد و ازینرو همواره راز آمیز باقی میماند
آنچه که همیشه راز آمیز است بسیار خبرها و معنیهای نو با خود دارد مانند بهار میماند و گنجی که پایانی ندارد
تجربه آتشین جلال دین نشان میدهد که پایان عشق آتش است که خود آغازی دیگر است
و هستی نیز نتیجه عشق است و پایانی ندارد و عشق را پایانی نیست بلکه آتشی است که هر بار گلی رعنا و زیبا و تازه میدهد
اگر عشق را پایان و نیستی میبود جهانی نمی بود و اگر میبود جز رنج و جز شکنجه و بلا نمی بود
اگر انسانی به معنی و مقام عشق پی ببرد خود مقامی بالا چون سیمرغ پیدا میکند و در بالای هستی و در آسمان جای میگیرد
مهر و سیمرغ و زروان و اهورا نامهای خدای ایرانیان است که شمس و عشق هم با جلال دین به آن افزوده میگردد
و اینگونه انسان به سرنوشت خود که با دست عشق رقم خورده است آشنا میشود، آنگاه تنها خیال عشق میتواند هزار شعله بر افروزد و اصلا فرقی میان خیال و عشق نخواهد بود و این راز در این غزل گشوده میشود که خیال و عشق یکی هستند و این دل انسان است که این یگانگی را به هستی در میآورد و عشق راز آمیز در هستی را با خیال انسان آغشته و با معنیهای نو هستی را پر از زیبائی و بهشتی میکند
آروین در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:
صداهایی که خوندن اشعار رو هم خوب نیست هم لحنشون و طرز خوندنشون اشتباهه و تاکیدا و سیلابها و اینارو رعایت نمیکنن سایتتون عالیه فقط کاش این موردم یه فیلتری براش میذاشتید
حسین در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۴:
سلام. بزرگوار عذر من رو پذیرا باشید ولی در تقطیع وزن شعر مفعول مفاعلن مفاعیلن فع هستش.
مجید میرزازاده در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۷۰ - نقاشی ناصرخسرو و حیرت اعراب بدوی:
چهارباروی قوی از پس یکدیگر در گرد او کشیده : چهار دیوار محکم یکی پس از دیگری گردا گرد شهر کشیده شده است.
مجید میرزازاده در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۷۰ - نقاشی ناصرخسرو و حیرت اعراب بدوی:
ایشان نگفتند هنگام جنگ و درگیری چه کار می کردند و چه شرایطی داشتند و چند ساعت طول کشید.
مجید میرزازاده در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۷۲ - یمامه و مردمان زیدی مذهبش:
در قامت گویند: در هنگام گفتن اقامه نماز
حمید رضا۴ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:
به نظر من با یک مکث کوتاه پس از هرگز (سکوت سیاه در ریتم 6/8) و تأکید بر واژه «دو»، خوانش مصراع سوم روانتر از آنگونه جناب داوود ملک زاده گرامی خوانده می گردد، و نیز نیازی به اضافه کردن «این» و یا مشدد کردن «دو روز» نیست.
هرگز…، غمِ «دو» روز مرا یاد نگشت…
با احترام به آقای ملک زاده و سپاس از زحماتشان
محمدرضا نعمتاللهی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۷ - گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد:
توضیح آقای رؤوف کاملا درست هست. در مورد ی آخر بیحیایی اضافه میکنم که از نوع ی نکره میباشد یعنی "آن بی حیا که خودش پرده دری خود را میکند"
مجید میرزازاده در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۸۱ - امیران پارسی بصره:
صراف بازار کار بانک امروزی را می کرده و بابت پول دریافتی برای مبالغ زیاد(چیزی) و نه برای مبلغ کم نوشته ای که حکم کارت اعتباری یا دسته چک بنام آن شخص بوده می داده و اینگونه در آن شهر بزرگ با سه بازار شلوغش دغدغه گم کردن پول و جیب بری نه برای خریدار و نه برای فروشنده کالا از بین می رفته است.چون دست نوشته های صراف بنام و مشخصات هر فرد بوده لذا دزد این حواله ها هم نمی توانسته جنسی برای خود تهیه کند یا آنرا از صراف نقد کند. زیرا مشخصات دست نوشته یا حواله با احوالات او همخوانی نداشته است. و تا سخص در آن شهر بود و اعتبار خرید تا حد دست خط صراف داشت مشکلی پیش نمی آمد.و چون خود ناصر خسرو با صراف بازار کار نکرده بنا براین از کارمزدش هم برایمان ننبوشه است!!
عباس سلیمیان در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹:
درود برنگاهبانان زبان فارسی.
بیت 20:(کآگه)درست است
محسن.۲ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۴ - حکایت:
الا گر طلبکار اهل دلی
اگر طالب و خواستار اهل دل هستی
یا ، اگر میخواهی در زمره ی مردم اهل دل باشی
محسن در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۵ - حکایت:
... و «روشنایی» در این بیت، کنایه از «فرزند» است.
محسن در ۷ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۵ - حکایت:
با توجه به نتیجۀ داستان، «نیافت» در بیت دوم اشتباه است:
ز هر خیمه پرسید و هر سو شتافت
به تاریکی آن روشنایی «بیافت»
مسعود هوشمند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز: