گنجور

حاشیه‌ها

۸ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:

امیر،
حسام به مانای تیغ تیز آمده است، شمشیر بران

حسن در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:

بگذار تا بگرییم، همانطور که امرؤالقیس گفته: قفا نبک...

جواد در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۱۹ - شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن:

سپاس از سایت گنجور. گره بزرگی از کارم باز کرد. من از دوستان کمک می خواهم. قرار است این داستان را برای کودکان بصورت روایت تصویری در بیاورم.. حالا سوالم این است که بنظرتان کوری که تیز می بیند و کری که تیز می شنود و برهنه ای که نگران دامنش هست و صیدی که لاشه ای بیشتر نیست و با خوردنش بزرگ می شوند و از شکاف رد میشوند را چطور میشود تصویر کرد؟ لطفا اگر برداشتی یا دیدگاهی و تصوری در این خصوص دارید برای بنده ایمیل کنید. سپاسگزارم.
ahmad60rahnama@gmail.com

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۸:

سلام. به نظر حقیر:
مصرع اول از بیت چهارم:
بی تو ای جان کی برآرم نفسی
صحیح تر می نماید. البته مطمئن نیستم.

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۸:

سلام. به نظر حقیر:
مصرع دوم از بیت چهارم:
چون زید بی تو کسی دورم از خویش مکن
صحیح است

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

سلام. به نظر حقیر مصرع دوم از بیت سوم:
تا ببینی در درون جان خود دلدار خویش
صحیح است.

جواد در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۱۹ - شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن:

سپاس از سایت گنجور. گره بزرگی از کارم باز کرد. من از دوستان کمک می خواهم. قرار است این داستان را برای کودکان بصورت روایت تصویری در بیاورم.. حالا سوالم این است که بنظرتان کوری که تیز می بند و کری که تیز می شنود و برهنه ای که نگران دامنش هست و صیدی که لاشه ای بیشتر نیست و با خوردنش بزرگ می شوند و از شکاف رد میشوند را چطور میشود تصویر کرد؟ لطفا اگر برداشتی یا دیدگاهی و تصوری در این خصوص دارید برای بنده ایمیل کنید. سپاسگزارم.
ahmad60rahnama@gmail.com

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹:

معانی لغات غزل (219)
جام صبوحی: شراب بامدادی ، جام شرابی که بامداد نوشند.
ناله دف و چنگ: نوا و آوازه دایره چنگ.
غبغب: ناحیه زیر چانه تا بالای گلو و سیب آدم در اشخاص نسبتاً چاق.
عود: رود ، بربط .
دور گل:دوره گل، فصل دهی
.دور بقا: زندگانی ، عُمر .
معدود: قابل شمارش، کنایه از اندکوقلیل و محدود بودن.
خروج ریاحین: خارج شدن ، ریحانها، روئیدن و سر از خاک برآوردن گلها
.اختر میمون:طالع خوش یمن ، ستاره با شگون.
طالع مسعود: طالع خجسته و سعد ، طالع نیکو.
نازک عذار: لطیف و ظریف چهره.
عیسی دم : با نَفَس روح بخش وحیا ت بخش مانندحضرت عیسی .
عاد: نام قبیله یی از اعراب باده نشین حجاز که صالح پیامبر از میان آنها برخاست و با نفرین اوهمگی از بین رفتند.
ثمود: نا م قبلیه ای از اعراب بین النهرین که صالح پیامبر از میان آنها برخاست و با نفرین او همگی از بین رفتند.
خلد برین:بهشت جاویدان بالا.
خلود: جاوید ، همیشگی، کنایه از داوم زیستن و عمر جاویدان.
چوگل سوار شود بر هوا: الف) چون بوی گل در هوا پراکنده شود، ب) چون گل بر شاخه ودر میان هوا باز شود و بو وبرگهای آن بوسیله باد پراکنده شود.
آئین دین رزدشتی:رسم و روش شراب نوشیدن رزتشتیان در گرداگرد آتش مقدس به هنگام عبادت.
نمرود: نمرود بن کنعان حاکم جابری که در زمان حضر ت ابراهیم می زیست و بت پرست بود وچون حضرت ابراهیم او وقومش را به پرستش خدای یگانه دعوت کرد به دستور او آتشی عظیمم افروختند و ابراهیم را در آن انداختند و به امر خدا آن آتش سردو گلستان شد. کنایه از رنگ سرخ گل لاله است که به آتش سرد شده نمرود تشبیه شده است.
آتش نمرود: وزیر این زمان ، وزیر بلند مرتبه این دوره .
ملک سیلمان:خطه شیراز ، سرزمین فارس .
عماد دین محمود: خواجه عمادالدین محمود کرمانی وزیر شاه ابواسحاق.
تربیت:مربی گری ،سرپرستی توأم با لطف نسبت به زیر دستان .
معانی ابیات غزل (210)
(1) در این زمان که گل در چمن از خاک نیستی سر برآورد و بنفشه در پیش پای او سر به سجده نهاد…
(2) هم زمان با آواز دایره وچنگ ، در بامدادان شراب صبحگاهی بنوش و باآواز نی ورود ، بزیر گلوی ساقی را بوسه بزن. (3) در فصل بهار ، بدون شراب و دلبر و چنگ مگذران که دوره عمر گل نیز مانندآدمی بیشتر چند هفته بیش نیست. (4) به هنگامی که زمین به برکت ستاره بخت و طالع فرخنده ، از رستن وفروغ سبزه و گلها مثل آسمان روشن شد. (5) از دست دلبر نازک اندام خوش چهره عیسی نفس ، جام شراب گرفته و با نوشیدن آن داستان عاد وثمود گذشته را فراموش کن. (6) دنیا، در این زمان که سوسن و گل سرخ سر برافراشته اند، چون بهشت برین شده ، اما چه فایده که در آن برای همیشه نمی توان زیست. (7) سحرگاهان ، در آن هنگام که بو، و برگ گل در هوا رها و بلبل با لحن داودی خویش نغمه خوان می شود. (8) (و) در حالی که لاله سرخ ، آتش نمرود برافروخته ، با نوشیدن شراب ، راه و رسم دین رزتشتی را در باغ تجد کن. (9) (و) جام شراب صبحگاهی را به سلامتی وزیر نامدار کنونی خطه فارس ، عمادالدین محمود بگیر وبنوش. (10) به امید این که در اثر سرپرستی و لطف او ، در مجلس حافظ ، امکان فراهم کردن هرچه دلش می خواهد موجود باشد
شرح ابیات غزل(210)
وزن غزل : مفاعلن فَعِلاتن مفاعلن فعلات
بحر غزل : مجتث مخبون مقصور
*
کمال خجند:بکـوش تـا بـه کـف آری کلــید گنـج وجود که بی طلب نتوان یافت گوهر مقصود
*
ســــــنایی : هـزار ســــال بــــه امیــــد تـو تـوانم بود هــر آنگــهی که بیـایم هنوز باشد زود
*
ســـــعدی : تـرا سـماع نــباشد کــه سوز عــــشق نبود گــمان مبر کـه برآید زخام هرگز دود
*
جمال الدین عبدالرزاق : در این مقرنس زنگار خوردِ دود اندود مــرا بــه کاـم بداندیش چند باید بود
*
سعـــدی : اگـــر خـــدای نــــباشد ز بــنده یی خشنود شـفـاعت هـمه پیغمـــبران ندارد سود
*
جلال الدین بلخی : ربود ، عشق تو تسبیح وداد بیت سـرود بـسی بکــردم لا حول و توبه ، دل نشنود
*
ادیب صابر : اگـر مـروت وجود اسـت در جـــهان موجـود چــرا زه دو به حاصل نمی شود مقصود
*
ابتکار حافظ تنها در سرودن غزلهای ذو وجهین خلاصه نمی شود . این شاعر خلاق در قصیده های قصیده سرایان گذشته ومعاصر خود مطالعه ودقت کرده و در یافته که مفاد قصاید را نه ممدوح ها باور دارند و نه مردم گوش شنوایی برای آن. و این حسن تشخیص و شناخت صحیحی که از ذوق و سلیقه و نحوه قضاوت اهل ادب و توده مردم داشته سبب می شود که غزل را بر قصیده ترجیح داده و نحوه سخن را در غزل چنان تغییر دهد که غزلهای او برای ممدوح حکم قصیده و برای دیگران غزلی عاشقانه و عارفانه باشد.
حافظ در قالب غزل با موفقیت تمام همان کاری را می کند که قصیده سرایان در قصاید خویش انجام می دهند . بیشتر غزلهای حافظ دارای سه پوشش است . : 1- مفاد ظاهری که به صورت غزلی عشقی یا عرفانی و یا هر دو است.
2– ایهامات متناسب با رویداد ها واوضاع زمان که در درجه اول شخص مورد نظر شاعر و در جه دوم با اندکی دقت اشخاص دقیق بهان پی می برند.
3- تعریف و مدح صاحبان قدرت زمان اما نه به صورت صریح و واضح آنچنانکه شعرای قصیده سرا، بدان مبادرت می روزند و با لفاظیهای فراوان یک قصیده طولانی یکبار مصرف می سرایند بلکه مختصر و موجز و مؤثر . این گونه غزلسرایی که دارای باطنی ایهام دار بوده و ضمن تمجید و مدح صاحب قدرتی ، ظاهر عاشقانه – عارفانه خود را حفظ نماید عامل اصلی موفقیت شاعر به حساب می آیدو چنانکه امروز می بینم پس از 7 قرن علاقه مردم به غزلهای حافظ روز به روز بیشتر می شود. غزل مورد شرح، حاصل کارگاه شعر وشاعری حافظ 36 ساله است که در مدح خواجه عمادالدین محمود کرمانی وزیر شاه ابواسحاق و در زمان وزارت او، قبل از سال 754 هجری سروده شده است و مشاهده می شود که تمام نکات قصیده سرایی مانند حسن ابتدا ، تشبیب ، یا نسیب تغزل ، شریطه ، حسن تخلص و خروج در آن رعایت شده منتها از لفاظی ها و تعاریف اغراق آمیز قصیده سرایان به دور است و منظور ما از این توضیحات این نیست که چنین غزلهایی را در حکم قصیده بنامیم بلکه مقصود نشان دادن حسن ابتکار و خلاقیت و تحوالی است که حافظ در غزل به کار گرفته و بدون آنکه به ماهیت غزل لطمه یی وارد می شود کار قصیده یی را هم انجام و در واقع با یک تیر سه نشان زده می شود و این کاری است کارستان . در این غزل ابیات اول ودوم به دنبال هم وباز گو کننده یک مطلب است که در معانی ابیات آن اشارات رفت .آنچه از گفتن آن ضرورت دارد این است که شاعر در این دوبیت خلقت انسان را که از گل آفریده شده و ملایک برآن سجده کردند به صورت مضمونی دیگر درباره گل باز گو می کند و با بیت سوم و چهارم و پنجم غزل ، در ذکر محاسن محبوب ووصف مناظر طبیعی پرداخته و به اصطلاح شعرا پیش در آمد یا تشبیب غزل قصیده مانند خود را می آراید .آنگاه در بیت ششم سخنی عبرت آموز را باز گو و در ابیات 7و8 لزوم باده نوشی را در این فصل توجیه و در بیت نهم با حسن خلق ، مدح خود را به موجز ترین و زیباترین صورت ممکن باز گو می کند و در بیت مقطع غزل با آنکه تقاضای مساعدت ملی غیر مستقیم از آن مفهوم می شود معذلک آنچنان مطلب ماهرانه، با آوردن کلمه (یمن تربیت) پرورده شده که معنای ظاهری تعارف آمیزی را افاده می کند.
***
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲۰:

سلام. به نظر حقیر:
از پل دوزخ چو باد رفتمی و جستمی
صحیح است.

Ha_Af در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:

باسلام
دوستان عزیزی که در مورد الفاظ به کار رفته در این گونه اشعار انتقاد میکنید قبل از هرچیز یه سوال دارم لطفا جواب بدید :
اگر عکس های مربوط به تشریح و آناتومی اندام جنسی را که در کتب معتبر پزشکی تدریس میشود ، در اختیار یک بچه دبستانی قرار بدهیم چه واکنشی نشان میدهد؟
بنابراین امثال من که همچون طفل صغیر ناپخته ای حتی با کارتون هاچ زنبور عسل هم تحریک میشویم نباید به سخن انسان کامل پخته و شیخ بزرگی چون جناب رومی که در اوج پختگی و خالی از هوای نفسانی است انتقاد کنیم.
حقیقت اینست امثال من چون که از عرفان تهی و مملو از هواهای نفسانی هستیم به هیچ وجه نمیتوانیم ذره ای از حالات و درک وفهم جناب شیخ را بچشیم پس نباید خودمان را لحظه ای جای ایشان قراردهیم.
پس در صورتی که با خواندن چنین اشعاری تحریک میشویم که حتما میشویم قرائت آن بر امثال ما حرام قطعی است و باید از آن دوری کرد چه رسد که بخواهیم از آن نتیجه گیری اخلاقی کنیم!!!
قاضی و شیخ و محتسب دارد به دل بغض علی 
هر سه شدند از دین بری الله، مولانا علی 
شاهم علی مرتضی بعدش حسن نجم سما 
خوانم حسین کربلا الله، مولانا علی 

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۱:

سلام. به نظر حقیر
چو بد کردی نباشد چاره الا
صحیح است

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۷:

سلام. به نظر حقیر:
زآغاز کار خود ببین انجام کار خویشتن
صحیح است
و نیز:
از تست درد و رنج تو وز تو دوا و گنج تو
صحیح است

رضا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۴:

گر چو مرغان خزان دیده بنالم چه عجب؟!!

مخ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

مخ من میگه این شعر در وصف یاران ابا عبدالله است در شب عاشورا که گفته شده بمیرید به پیش شه زیبا امام حسین (ع) تا از این جهان پست و پلید به جایی زیباتر و سماوات برسید همانطور که مولا علی (ع) فرمودند انسانها خوابند وقتی میمیرند بیدار میشوند
مردن در اینجا به بالاترین مرحلهی زیبای خود در جهانی که زندگی همه را کور کرده میرسد و به زندان معنی شده است

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۲:

سلام. به نظر حقیر بیت دوم با نگارش زیر صحیح است
درآ در حلقه مستان و درکش یکدو پیمانه
بمستی ترک هستی کن دم از فرمانروائی زن

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۳:

سلام. به نظر حقیر مصرع دوم از بیت اول باید "نگنجد" باشد:
تن دادم او را جان شدم جان دادمش جانان شدم
آنکو نگنجد در جهان از دولت عشق آن شدم

احمد سالک در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۴۵ - ذکر ابوالحسین نوری قدس الله روحه العزیز:

سلام، در سطر چهارم لطفاً کلمه براهمیتی را به براهینی اصلاح نمایید.

دوستدار مولانا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه:

شه چو حوضی دان و هر سو لوله ها وزهمه آب روان چون گوله ها درست به نظر میرسه براساس مرجع . حشم درست به نظر نمیرسه

شهاب در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۲:

درود بر خیام

حامد احمدی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۸ - تتمهٔ قصهٔ مفلس:

آن بیت:
ای خدای پاک بی انباز و یار
چرا اینجا نیامده. و چند بیت دیگر؟

۱
۲۹۱۷
۲۹۱۸
۲۹۱۹
۲۹۲۰
۲۹۲۱
۵۷۲۲