مهدی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۷:
با سلام و عرض ادب خدمت دوستداران عرصه ی ادب
لطفا معنی بیت زیر را بیان نمایید:
باد به دست آرزو در طلب هوای دل
گر نکند معاونت دور زمان مقبلم
با سپاس فراوان
محمد سالمی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۳۸ - گفتار اندر دفع دشمن به رای و تدبیر:
سلام. مصرع اول از بیت نخستین، به این شکل غلط است:
میان دو بد خواه کوتاه دست
نه فرزانگی باشد ایمن نشست
صحیح آن به صورت زیر است:
بد خواه غلط است بدخواه درست است.
تماشاگه راز در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:
معانی لغات غزل (218)
دولت :نقیض نکبت ، اقبال و بخت و سعادت و بهره مندی ، بهروزی ، بخت یاری خوشبختی، اقتدار، وتوانایی و در اصطلاح عرفانی وارستگی از علائق و حصول این مطالب دارِین.
فیض دولت: کامکاری ، کامرانی ، فیروزی، تندرستی، شادکامی، بخت و طالع و شانس، از صفات دولت به شمار می آید.
همدم:هم نفس و انیس.
همدم جانی: هم نفس ومونس وعزیز وگرامی .
سجاده: جانماز مطهر مخصوص فرش نماز گزاردن نماز.
خود گرفتم:به فرض ساغر ، چنین فرض کردم.
چراغ جام:فروغ ساغر، روشنایی جام باده
.نمی یارم:یارای آن را ندارم ، نمی توانم.
کنج: گوشه و زاویه ونقاط انتهایی یک فضا ومکان.
کنج اهل دل: گوشه دور دستی که اهل در آنجا مجتمع می شوند.
جام مرصّع:جامی که با دانه های جواهر و احجار کریمه قیمتی زینت یافته ودر اطراف آن به کار رفته باشد. همت عالی: بلند همتی ، بلند نظری.
آب عنب: آب انگور.
یاقوت رمانی: یاقوت قرمزاناری رنگ.
خودپسندی:غرور و خودخواهی وتکبر.
گرانجانی:بدادایی ، بی ذوقی ، ناسازگاری و بهانه گیری.
معانی ابیات غزل (218)
(1) هر کس از روز ازل و از برکت فیض ازلی ، شایستگی و قابلیّت واگذاری دولت و فیض دولت را داشته باشد، تا روز ابد ، آرزوهایش با او همدم و یار جانی خواهد بود. (2) من از همان وقت که تو قصد توبه کردن از باده نوشی را داشتم ، می دانستم که میوه این نِهال توبه ، جز پشمیانی چیز دیگری نخواهد بود. (3) به فرض اینکه سوسن وار سجاده به دوش بکشم ( تا مسلمان جلوه کنم) آیا بودن رنگ قرمز شراب بر خرقه هم از نشانه های مسلمانی است؟ (4) بی روشنایی ساغر باده ، نمی توانم در خلوت خانه در تاریکی بشینم زیرا گوشه اقامتگاه صاحبدلان باید نورانی و روشن باشد. (5) همت خود را بلند دار اگر جام جواهر نشان نبود ، نباشد . برای زیرک وارسته ، آب انگور همان ارزش یاقوت سرخ را دارد. (6) اگر کار ما بی سرانجام به نظر می رسد، در آن به چشم خواری منگر ، زیرا که در کشور عشق ، گدایی مایه رشک شاهان است. (7) اگر به شهر ت نام نیک علاقمندی با مردم بد معاشرت مکن و بدانکه غرور و خوادخواهی نشانه نادانی است. (8) به هنگام ، بهار آنگاه که در گرد همایی دوستان یکرنگ ، صحبت از شعر وادب باشد اگر جامی از دست محبوب نستانی دلیل بی ذوقی و بد ادایی است . (9) دیروز ، عزیزی می گفت که حافظ در پنهانی شراب می نوشد . ای عزیز من ، مگر بهتر نیست که عیب پوشیده باشد؟
شرح ایبات غزل(218)
وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر غزل: رمل مثمن محذوف
*
این غزل در زمان امیر مبارزالدین سروده شده و مطلع غزل ، مفاد این روایت بازگو می کند: اَلسَّعید سعیدٌ فی بَطنِ اُمِّه وَالشَّقی شَقیقیٌ فی بَطنِ اُمِّه . هر گاه به مفاد ظاهری بیت دوم اکتفا کنیم چنین می نمایاند که به حکم جبر زمان و حال و هوای حکومت، حافظ در زمانی محدود از باده نوشی توبه کرده و یا دست کشیده است لیکن این نظریه منطبق با واقعیّت نمی تواند باشد و بایستی مضمون را به حساب خلق طنزی دلپسند گذاشت که شاعر در دوره محتسب ! سروده است ومفاد بیت سوم نیز این نظریه را تأیید می کند زیرا شاعر با طنز دیگری توضیح می دهد که بر فرض که به پارسایی وزهد تظاهر کرده وسجاده به دوش کشیدم آیا این لکه های فراوان شراب که بر روی خرقه ام نمودار است راهم می توانم به حساب مسلمانی بگذارم؟ سپس در بیت چهارم نتیجه می گیرد که من بی شراب نمی توانم به سر ببرم و مجبورم که دل تیره و شبستان تاریک خود را پیوسته با فروغ جام باده روشن نگهدارم . بیت پنجم براین گواهی می دهد که شاعر از لحاظ وضع معیشت و مقررّی دچار محدودیت شده و این مشکل خود را چنین بازگو و رفع می کند که همت مرد بایستی عالی باشد نه اثاث البیت او ودر نزد رندان زیرک وارسته ، ارزش یک ساغر شراب قرمز به اندازه یک جام مرصّع یاقوت عمّانی است.
بیت ششم احتمالاً کج دهنی به وضع حکومت و سخت گیریهای دوره امیرمبارزالدین می تواند باشد . شاعر تنگی معیشت و بی سروسامانی خود را از فراخی و شکوه وجلال حکومت وقت برتر می شمارد و این بی اعتنایی ، ثبات عقیده و حافظ و پافشاری بر عقیده این عارف شجاع را می رساند . مصراع دوم بیتهفتم را که حافظ سخت بدان اعتقاد داشته به صورت ضربالمثل در زبان فارسی در آمده است شاعر در دو بیت آخر به همگان تفهیم می کند که شایعه توبه و دست کشیدن از باده نوشی او صحت ندارد و خلاف عقیده باطنی او بوده و باده نوشی در خفای خود را تأیید کرده وآن را در شرایط موجود مصلحت می شمارد.
***
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
abbas raee در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۲۲ - رای زدن دارا با بزرگان ایران:
اگر سهم شیری بیفتد ز شیر
حرون استری مغزش آرد به ریز
در این بیت ظاهرا به جای ریز باید کلمه زیر بیاید.
بهنام در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸:
با درود
کلمه ستمکاران در متن شعر به اشتباه ستمگاران کتابت شده که شایسته اصلاح می باشد.باسپاس
فواد در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵۰:
این شعر رو زندهیاد ایرج بسطامی در آلبوم راست پنگاه 2 با آهنگسازی زندهیاد استاد پرویز مشکاتیان خونده
آیسان در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷۷:
دوستانی که میگن حال و هوای شعر به مولانا نمیخوره،لازم به ذکره که مولانا بعد از آشنایی با شمس تبریزی،شروع به شعر سرودن میکنه درحالی که اصلا پیشینه ی شاعری نداشته و اهل شعر هم نبوده..
اکثر شعرها رو هم زمانی سروده که شمس تبریزی مولانا رو ترک میکنه و مولانا مدت ها حرف نمیزنه و فقط شعر میگه!
حسن خدابخش در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷:
ضمنا استاد ایرج نیز در قطعه آوازی در ماهور این شعر را خوانده اند.بسیار هم دلنشین است
Sp در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی
گمان برند پیراهنت گل آکندست
کلا وجه غالب این غزل از سعدی بزرگ، تشبیه هست، که تقریبا در تمامی ابیات دنبال میشه.
در این بیتْ سعدی در درجه اول معشوق خودش رو در خوشبویی، بوی خود معشوق، به گل تشبیه میکنه، علاوه بر اون چون از فعل «نمودن» استفاده میکنه، تلویحا لطافت و ظرافت گل رو هم به عنوان وجه شبه مطرح میکنه.
پس معنی این چنین است: اگر برهنه نباشی که بدن و اندام خودت بی پیرایه دیده شود، مردم گمان میکنند این بوی خوش تو حاصل استفاده از عطر و بوی گلهاست.(که اینطور نیست و بوی خوش از خود توست)
محمد سالمی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۸:
سلام. خدایش رحمت کناد. این شعر بی نظیر و یا کم نظیر است. هر بیت آن شاه بیت است. ای کاش همه سعی کنیم تمام این شاه بیت ها را در زندگی خودمان عملا به کار ببندیم. خدایش بیامرزاد.....
محمد سالمی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۲۹:
سلام. به نظر من مصرع اول از بیت ماقبل آخر غلط است:
زمانه منقلب احوالِ نا جوان مردیست
ز رنجِ او به همه عمر بر نیاسودم
و باید این گونه نوشته شود:
زمانه منقلب احوالِ ناجوانمردیست
ز رنجِ او به همه عمر بر نیاسودم
محمد سالمی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۲۹:
سلام. به نظر من مصرع دوم از بیت دوم که به این صورت نوشته شده غلط است:
ز بی کسی وز بی هم دمی بفرسودم
و باید به این صورت نوشته شود:
ز بی کسی وز بی همدمی بفرسودم
با تشکر
حسین در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:
چه حکمتی است که در آغاز نگاه من به سرانجام است؟
مسیح در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول الله:
شاید از جهت ذکر نام پدر به جای پسر (چنانکه در مورد محمد بن زکریای رازی، زکریای رازی و در مورد حسین بن منصور حلاج، منصور حلاج گفته میشود) مولوی نیز به جای حارثه از پسر وی یاد کرده است.
نگار در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
در جواب دوستمون که معنی مصرع هرکجا ویران باشد امید گنج هست را نرسیدند به نظر من معنی آن این است که همونطوری که در قدیم گنج ها را در خرابه ها پنهان میکردند ( معمولا برای اینکه دست غریبه ها نیفتد و گنج را راحت ندزدند)، گنج الهی یا همان عشق را هم تنها میتوان در دل ویران ( که میتونه دلی باشد که درد عشق کشیده) پیدا کرد.
پدرام در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
دلا چو پیر شدی حسن و نازکی مفروش
که این معامله در عالم شباب رود
بیت مذکور را لطفاً اضافه نمایید
پدرام در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
با سلام خدمت شما دوستان عزیز
در بیت سوم شکایت صحیح است یا حکایت ؟
سید در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۰:
باسلام خدمت دوستان.امروز این شعر چنان گرمم کرده که نمیدونم چی بگم.این بزرگ مرد که خدایش بیامرزدش زمان نداره.مثل همه مردان خدا در طول هستی,گسترده شده.واقعا دست مریزاد.هنوز بعد اینهمه سال از شعرهاش مستی میباره.گرم میکنه آدمو.خصوصیت مردان خدا همینه که گرمت میکنن.
شکر ایزد که دیدم روی تو...
کامران در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:
خیام اینجا اشاره داره به نحوه قرار گیری دسته ی کوزه ک ب نوعی قرار گرفته ک کوزه دستش را بر سرش گذاشته و غمگین است و اشاره میکنه همان دست قبلا بر گردن بار بوده و الان یار نیست و هم کوزه ناراحت و هم خیام.
۷ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۷: