گنجور

حاشیه‌ها

حمید شیبانی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:

.........سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چندان فتاده اند که ما صید لاغریم !!
با سلام و کسب اجازه از اساتید فن......
اینجانب مصرع دوم از بیت آخر (فارغ از بیت اول)را اینگونه تفسیر می کنم :
......همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم......
واژه تلقین را می توان به دعای تلقین نیز نسبت داد. دعائی که هنگام دفن میت (خاکسپاری) توسط فرد دیگری از زبان تازه متوفی خوانده می شود احتمالا همه شنیده ایم. شخص تازه فوت شده می فرماید :
وقتی استادی مانند لسان الغیب دعای تلقین را از زبان من (برای من)بخواند، حتما بدون غلط بوده و مورد قبول واقع می شود.
در عین حال واژه تلقین با تلقین (دعا) آرایه جناس را می سازد که بسیار گوشنواز و فرحبخش می باشد.

بهنام در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش بیست و یکم » بخش ۱ - المقاله الحادیه و العشرون:

"اینگونه اشعار نشان دهنده بعد تفکری شاعر نسبت به خوانندگان شعر... "
مشکل شما (و البته نه فقط شما بلکه عموم) اینه که تحت تاثیر آموزش نادرستی که در مدرسه دیدیم کسانی مثل عطار و مولوی و ... را با نام «شاعر» میشناسید. تصور میکنید «شاعری» یک شغل بوده که در گذشته عده ای برای کسب درآمد مشغولش بودند و کارشون هم مثل صدا و سیمای امروزی سرگرم کردن مردم و بیان حالات جامعه بوده!
حضرت شیخ فرید الدین عطار نیشابوری، حضرت شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، حضرت مولانا جلال الدین رومی، حضرت شیخ شمس الدین حافظ شیرازی رحمهم الله
به اسمشون نگاه کن از اسمشون و القابشون هم پیداست که اینها چکاره بودند. اینها مشایخ طریقت و عرفان هستند که مقصودشان ترویج اسلام به زیباترین شیوه ممکنه.
اون وقت شما میایی و میگی شاعر مخاطب را مسلمان فرض میکنه؟! متاسفانه!!!!؟

حمید شیبانی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:

.........سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چندان فتاده اند که ما صید لاغریم !!
با سلام و کسب اجازه از اساتید فن......
اینجانب مصرع دوم از بیت آخر (فارغ از بیت اول)را اینگونه تفسیر می کنم :
......همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم......
واژه تلقین را می توان به دعای تلقین نیز نسبت داد. دعائی که هنگام دفن میت (خاکسپاری) توسط فرد دیگری از زبان تازه متوفی خوانده می شود احتمالا همه شنیده ایم. شخص تازه فوت شده می فرماید :
وقتی استادی مانند لسان الغیب دعای تلقین را از زبان من (برای من)بخواند، حتما بدون غلط بوده و مورد قبول واقع می شود.
در عین حال واژه تلقین با تلقین (دعا) آرایه جناس را می سازد که بسیار گوشنواز و فرحبخش می باشد.
با تشکر .......شیبانی 97/7/17

میثم قرایی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:

سلام و عرض ادب.
مصرع دوم ایراد قافیه داره. ت در حیات قسمتی از خود کلمه‌س ، درحالیکه در سایر کلمات قافیه، ت الحاقیه. توضیحی براش وجود داره؟

حافظ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

در بیت آخر آیا "ز اغیار بترسیدم" صحیح تر نیست؟

هانا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵:

در مصرع هر چه در صورت وهم آید و در عقل و قیاس.جایگیری دو کلمه عقل و قیاس کنار هم بنظرم درست تر است،چنانکه در نسخه ای به تصحیح و توضیح جناب آقای غلامحسین یوسفی آمده است.

مهدی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۷:

درود جناب حمید رضا،
به گمان من بیت مورد نظر می تواند به طریقی خوانده شود که معنی زیر را تداعی نماید:
کشتی من که دیگر در میان آب دریا غرق شده است و من هیچ امیدی به نجات از این درد (عشق) ندارم. اگر هم استخوانی از بدن من برجای بماند، به لطف باد صبا به ساحل (دوست) خواهد رسید.
مصرع اول باید با حالتی ناامیدانه خوانده شود که جبر آدمی را در برابر "بخت حاصل شده" به تصویر بکشد.
سپاس،

اسدالله احمد در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۳۵ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۵۸:

با عرض ادب و احترام،بیت دوم این رباعی را من در جایی چنین خوانده ام
گرد از رخ نازنین به آزرم فشان. که آن هم رخ خوب نازنین بوده است

حمیدرضا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۰:

مشکل دیگری که باید حل بشود اینست که میگویند خیام به اقتضای سن، چندین بار افکارو عقایدش عوض شده.
در ابتدا لاابالی و شرابخوار و کافر و مرتد بوده و آخر عمر سعادت رفیق او
شده و راهی بسوی خدا پیدا کرده و شبی روی مهتابی مشغول باده گساری بوده،. ناگاه باد تندی وزیدن میگیرد و کوزة شراب روی زمین میافتد و میشکند.
خیام برآشفته به خدا می گوید:
ابریق مِی مرا شکستی ربی
برمن در عیش را به بستی ربی
من می خورم و تو میکنی بد مستی
خاکم بدهن مگر تو مستی ربی؟
خدا اورا غضب میکند، فورا صورت خیام سیاه میشود و خیام دوباره میگوید:
آن کس که گنه نکرده چون زیست؟ بگو
ناکرده گناه در جهان کیست؟ بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و توچیست؟ بگو
خدا هم اورا می بخشد و رویش درخشیدن میگیرد، و قلبش روشن میشود.
بعد میگوید:
»خدایا مرا بسوی خودت بخوان!«.
آنوقت مرغ روح از بدنش پرواز میکند!
این حکایت معجزه آسای مضحک بدتر از فحشهای نجم الدین رازی به مقام خیام توهین می کند، و افسانة بچگانه ئی است که از روی ناشی گری به هم بافته اند.
آیا میتوانیم بگوئیم گویندة آن چهارده رباعی محکم فلسفی که باهزارزخم زبان
و نیشخنده ای تمسخر آمیزش دنیا ومافی هایش را دست انداخته، در آخر عمر
اشک می ریزد و از همان خدائی که محکوم کرده به زبان لغات آخوندی استغاثه می طلبد؟
مقدمه بر رباعیات خیام
صادق هدایت به سال 1313

ایرانی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱ - ناله های زار:

من هم با نظر آقای علی اصغر موافقم به اختیار دلی برد صحیح میباشد لطفا اصلاح کنید. ضمنا غزل کامل نیست کل غزل 12 بیت هست که شما فقط 7 بیتشو اینجا آوردین 5 تاش نیست. با تشکر.

ایرانی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:

دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
گر دردمند عشق بنالد غریب نیست
دانند عاقلان که مجانین عشق را
پروای قول ناصح و پند ادیب نیست
هر کو شراب عشق نخورده‌ست و درد درد
آنست کز حیات جهانش نصیب نیست.

سعید در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹:

هنگامه اخوان و محمدرضا لطفی
پیوند به وبگاه بیرونی/

بهنام در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:

عرض ادب
نمیدانم چرا اساتید سخن نگفتند شاید لازم ندیدند
شراب واقعی شراب انگیزش و شراب جاریست شراب میکده است
شراب حقیقی همان چیزیست که حلاج را بر دار کرد
واقعیت حقی پوست و استخوان است
حقیقت حقیر خلیفه اللهی ست

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷۵:

و نیز مصرع زیر نیز نگارشی غلط دارد:
خودپسند و خودنما و خودسر و خودبین مباش

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷۵:

همچنین مصرع های زیر هم غلط است:
برگریزان کرم رانوبهاران درقفاست
پرده بینش نگردد موشکافان رالباس
گر طمع داری که صائب ازخدابینان شوی
که صحیح آنها به صور زیر است:
برگریزان کرم را نوبهاران در قفاست
پرده بینش نگردد موشکافان را لباس
گر طمع داری که صائب از خدابینان شوی

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷۵:

سلام. مصرع اول از بیت سوم به صورت زیر به نظر حقیر غلط است:
افسر زرین سر خورشید رادر کارنیست
و صحیح آن به این صورت است:
افسر زرین سر خورشید را در کار نیست

۷ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

پاکبازان طریقت را صفت دانی که چیست
بر بساط نرد درد اول ندب جان باختن
به نظرم درست مصرع دوم اینگونه است:
بر بساط نرد داو اول نوبت جان باختن

محسن در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۱ - ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگان:

بله من این ابیات رو در نسخه تصحیح شده رینولد نیکلسون دیدم.
از عزیزانی که استاد هستند در زمینه مثنوی سوال دارم که چرا چنین ابیات مشهوری که دهان به دهان در میان مردم نقل می‌شود، حذف شده است!
از محبت خارها گل می‌شود....

محسن در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۱ - ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگان:

آیا واقعا این ابیات از مولاناست یا بعدا اضافه شده؟؟؟؟
چرا در هیچ منع معتبری نیست؟

ازمحبت‌خارهاگل‌میشود/ازمحبت‌سرکه‌هامل‌میشود
ازمحبت‌دارتختی‌میشود/ازمحبت‌باربختی‌میشود
ازمحبت‌سِجن‌گلشن‌میشود/بی‌محبت‌روضه‌گُلخَن میشود
ازمحبت‌نارنوری‌میشود/وزمحبت‌دیوحوری‌میشود
ازمحبت‌سنگ‌روغن‌میشود/بی‌محبت‌موم‌آهن‌میشود
ازمحبت‌حُزن‌شادی‌میشود/وزمحبت‌غول‌هادی‌میشود
ازمحبت‌نیش‌نوشی‌میشود/وزمحبت‌شیرموشی‌
میشود
ازمحبت‌سقم صحت‌می‌شود/وزمحبت‌قهررحمت‌میشود

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۴۵ - که ورزندگی مایهٔ زندگی‌ است:

سلام. به نظر حقیر مصرع اول از بیت آخر:
تو نیز از نیاکان بیاموزکار
غلط است و باید به صورت زیر باشد:
تو نیز از نیاکان بیاموز کار
بیاموزکار غلط است. بیاموز کار صحیح است.

۱
۲۹۱۶
۲۹۱۷
۲۹۱۸
۲۹۱۹
۲۹۲۰
۵۷۲۲