میثم در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
با سپاس از اقای سهیل قاسمی و اقا رضا به خاطر خوان و ترجمه و تفسیر زیبای این غزل و سایر عزل های حافظ .
زیبا روز در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را:
از جمادی مردم و نامی شدم ...
این تفسیر را پیش از نویسنده این سطور جایی نیاورده اند ..منظور از من کیست ؟ که می فرماید از جمادی مردم و نامی شدم؟
انسان نیست .حیوان وجماد نیست .اصل انسان یعنی روح است .
این نفس کل است که در خاک و باد و آب وجماد و حیوان و انسان تکامل می یابد و با تکامل داروینی فرق دارد
علی سهرابی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:
وقتی ناصرالدین شاه متوجه شده بود که ادبای اروپا اینهمه به خیام عشق میورزند به یکی از ایشان گفته بود این خیام چیست که اینهمه او را بزرگ میدارید در دربار من صد شاعر بزرگتر از خیام است. بیچاره آن ادیب هم جز خندیدن به این شاه کم فهم چه میتوانسته بگوید. خواستم بگویم خیام با رباعیاتش بر قله ای ایستاده که البته چشم امثال ناصرالدین شاه قادر به دیدن آن است. همچنانکه البته شاهنامه و فردوسی. اگر کسی خواست این قله ها را تپه بداند مختار است و البته و صد البته چیزی از خیام و فردوسی کم نمیشود. یا مولانا و سعدی و.حافظ و هر کدام از این عزیزان که تا ابد موجب افتخار مایند.
می نوش و گلی بچین، که تا در نگری/گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست. گمان نمیکنم کسی بتواند انسان و هستی را زیباتر و خلاصه تر از این بیان کند.
پاینده باشید.
Mo۷sen در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
سلام
منشا بیت تضمین را کسی مطلع است؟
نادر.. در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۶:
آتش دیده
حجب غیب بسوخت..
دکتر محمد ادیب نیا در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
“که از پای خُمت روزی به حوض کوثر اندازیم.”
این بیت از غزل اشاره به حدیث شریف ثقلین است که رسول خدا آن را برای مردم بیان فرمود؛
«حوض کوثر» نام نهر یا حوضی در بهشت است. واژه کوثر یک بار در قرآن آمده و سورهای نیز به همین اسم نامگذاری شده است. اما «حوض کوثر» در قرآن نیامده و صرفا در احادیث معصومین به آن اشاره شده؛ از جمله در حدیث متواتر ثقلین چنین آمده است: «انّی تارکٌ فیکم الثِّقلَین کتاب اللهِ و عترتی ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض»
شیعیان این حدیث صحیح و متواتر را یکی از دلائل امامت و وصایت بلافصل حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام میدانند و آن را به هشتاد و دو طریق، با عبارات گوناگون از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت کردهاند.
از ابن عباس روایت شده که گفت هنگامی که سوره کوثر بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد، امام علی علیه السلام به ایشان گفت:«یا رسول الله، کوثر چیست؟»
پیامبر فرمود:«نهری است که خداوند با اعطای آن به من، مرا گرامی داشته است.»
علی علیه السلام گفت:«آن را برای ما توصیف فرما.»
پیامبر فرمود:«کوثر نهری است که زیر عرش الهی جاری است. آبش سفیدتر از شیر و شیرینتر از عسل است. ریگهایش زبرجد و یاقوت و مرجان، گیاهش زعفران و خاکش مشکبوست.»
آنگاه رسول خدا فرمود:«ای علی، این نهر برای تو و محبان تو پس از من است.»
رسول خدا در حدیثی دیگر فرمود:«هر کس قطرهای از حوض کوثر بنوشد هیچگاه تشنه نخواهد شد.»
امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز فرمود:«من به همراه عترت و خاندانم در کنار حوض کوثر با رسول خدا هستم. هر کس میخواهد با ما باشد باید گفتار ما را فرا گیرد و به روش ما عمل کند.»
علامه مجلسی در جلد هشتم بحار الانوار، فصل مستقل و مفصلی به کوثر اختصاص داده و به ویژگیهای حوض کوثر و ساقی و صاحب آن پرداخته است.
منابع : بحارالانوار، ج 8، ص 16 - 29
شیخ صدوق (305 381ق) در کتاب کمال الدین از امام صادق(علیه السلام) و آن حضرت نیز از آبای خود چنین نقل می کند:
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): انی مخلف فیکم الثقلین: کتاب الله وعترتی اهل بیتی، فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض کهاتین وضم بین سبابتیه. فقام الیه جابربن عبدالله الانصاری وقال: یا رسول الله! من عترتک؟ قال: علی والحسن والحسین والائمة من ولد الحسین الی یوم القیامة؛[1]
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: همانا من در میان شما دو چیز سنگین می گذارم: کتاب خدا و عترتم که اهل بیت من هستند. همانا آن دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا روزی که در کنار حوض بر من وارد شوند. مثل این دو، و آن حضرت(صلی الله علیه و آله) دو انگشت سبابه (و اشاره) خود را به هم چسبانید. در این هنگام جابربن عبدالله انصاری برخاست و گفت: ای پیامبر خدا؟ عترت شما کیست؟ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: (عترت من) علی، حسن، حسین و امامان از اولاد حسین(علیهم السلام) تا روز قیامت هستند.
شهید مطهری می گوید: مسئله در باب توانایی معنوی امام بعد از پیغمبر است که عقلاً باید معصوم از خطا و لغزش باشد و ما حدیث ثقلین را دلیلی بر این امر میدانیم این حدیث توسط شیعه و سنی بسیار نقل شده است. وقتی که پیامبر صلیالله علیه و آله کتابالله و عترتی را کنار هم میآورد یعنی نوع هدایت آن دو از یک سنخ است. و تمسک به هر دوی آن ها باید از یک سنخ باشد.
و تأکید حضرت بر این است که باید مردم دین خود را از این دو منبع بگیرند و مرجع آن ها کتاب خدا و عترت باشد. و وقتی که حضرت با این قاطعیت میفرمایند که از این دو منبع دین خود را بگیرید تا هرگز گمراه نشوید یعنی این دو منبع اشتباه ناپذیرند و پیروی و چنگ زدن به آن دو شما را از ضلالت و گمراهی بر حذر میدارد.
و انحراف مسلمین از آن وقتی شروع شد که خواستند بین کتاب خدا و اهل بیت فاصله و جدایی بیندازند.
و در واقع دین در تمام مراتب احتیاج به کسی دارد که آن را نسبت به زمان تفسیر کند. و این فهم دقیق از قرآن فقط از طریق یک علم خاص صورت میپذیرد و هر فرقهای هر کدام از این دو را کنار گذاشته به انحراف کشیده شدهاست.(سیری در نهج البلاغه؛ مرتضی مطهری)
مجید میرزازاده در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۲۴ - صیدا:
کوشک پارسی قصر است.و چه زیبا پارسی نوشته است.
الف رسته در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۷:
بیت 5
غلط: دندان به دل فشار که آب حیات رفت
درست: دندان به دل فشار که آب حیات یافت
منبع: نسخه چاپی محمد عباسی
الهام ملک محمدی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:
درود
پیرامون بیت 12
مصراع من آن آینه را بدست آرم روزی سکندر وار
بنده هم صحبتی دارم ابهامی چندان وجود ندارد
گویاترین تفسیری که حافظ برای درک مفهوم لغت آینه در اختیار ما گذاشته , آینه ی وصف جمال هست
حافظ اعتقاد دارد که وجود خودش, چشمانش , قدح , جام , ماه , خورشید و غیره آینه ایست که او را نشان می دهد (حقیقت وجود )
و همچنین اعتقاد دارد که کسی که حقیقت را نمی بیند آینه اش زنگ ظلام گرفته و نیاز به صیقل دارد ,
جلوه گاه رخ او دیده ی من تنها نیست - ماه و خورشید همین آینه می گردانند
حافظ همچنین اشاره می کند :
در پس آینه طوطی صفتم داشته اند - آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم
افلاطون صحبت از عالمی به میان آورده به نام عالم مثل (mosol) جمع مثال یا (امثال)
به عقیده ی افلاطون آنچه ما در جهان مان می بینیم و آنچه می کنیم و اصلا هر چه هست در واقع تصاویری از عالم ماوراست
این اتفاقات جای دیگری می افتد و ما مثل سایه ایم که با حرکت , حرکت می کنیم , با نشستن می نشینیم و غیره (کتاب جمهوری افلاطون)
طرفدار سرسخت این نظریه در ایران سهروردی بوده که دیدارهایی با سعدی هم داشته
ولی از بحث فلسفه که بگذریم بیت بالا گویا اشاره ای به این مبحث داره
و اما سکندر
خواجه از اسکندر بیشتر به عنوان کسی یاد کرده که در جستجوی آب حیات بود
و بعد به عنوان یک پادشاه
یکی دوبار از آینه ی سکندر احوال ملک دارا نشان داده شد
ولی تنها یک بار به گونه ای جالب از آینه ی سکندر یاد میشه که می فرماید :
" نه هر که آینه سازد سکندری داند "
که به گمانم منظور از سکندر سازنده و صاحب آینه است
حسین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۸:
مینا ماده ایست معدنی
صنعت میکنا کاری(تزیین ظروف) یکی از صنایع دستی بسیاری از شهرهای ایران،منجمله اصفهان است
مینا در چشم برود باعث کوری میشود
مجید میرزازاده در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۲۳ - طرابرزن، جبیل و بیروت:
سنگی دیگر همچو معجونی می نمود.
بنظرم ایشان مقصودشان سنگهایی است که موج دارند و بعضی اوقات این موجها پیچ در پیچند و جلوه بسیار زیبایی به نمای سنگ می دهند.
نیما در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
محمدرضا شجریان در آلبوم دیلمان در دستگاه سه گاه از این شعر استفاده کرده است
نیما در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
از این شعر در آواز سه گاه (مخالف و فرود) توسط محمدرضا شجریان در آلبوم دیلمان استفاده شده است
دیوان در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
دل دیوانه بشیند هر ماه
بیت چهارم.
دیوان در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
سلام،
بهنظر میرسد صورت صحیح بیت سوم این باشد:
نو به نو شیفته ....
دیوان در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
سلام،
بهنظر میرسد بصورت صحیح بیت سوم این باشد:
نو به نو شیفته ....
سیدعلی ساقی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
ای دل ریـش مـرابا لـب تـوحـقّ نمک
حق نگهـدارکه من میروم اللهُ مـَعـَک
ازفحوای کلام پیداست که این غزل احتمالاً زمانی سروده شده که حکم تبعیدحافظ به یزد قطعی شده ووی بناگزیرمی بایست برخلاف میل باطنی مدتی دورازوطن خویش باشد تاشاید متنبّه شده ودست ازرفتارها وعقاید حافظانه ی خویش بردارد وبه نهضت آزاداندیشی که به راه انداخته خاتمه دهد! نهضتی که سبب دلواپسی متشرّعین وتندرویان زمانه شده ووبرای خاموش کردن آن حکم به تکفیر وتبعید اوداده اند.
ریش : زخمی ، مجروح
اللهُ معک : خدا یارویاورتو باشد.
خطاب به معشوق: ای کسی که دل مجروح من با لب نمکین تو حق نمک دارد حقوق نمک نگهدار وحق آن رابه جای آر .
چرادل زخمیِ حافظ با لبِ نمکین معشوق حق نمک دارد؟
این حق زمانی ایجادشده که حافظ درگذشته، لب نوشین ونمکین معشوق بوسیده وچون لب معشوق نمکین بوده طعم آن رابادل مجروح چشیده وبه همین سبب بین حافظ ومعشوق، حق نمک جاری شده است. می دانیم که هرکس نمک کسی راخورده باشد بین آنها ازنظرگاه اخلاقی حقی (نمکگیرشدن) جاری می گردد وهردو باید این حق را درنظرداشته وبه آن احترام بگذارند. حافظ بازیرکی ورندی این موضوع رابه دلبر خویش گوشزدنموده تاتوجّه اوراجلب ودلش رابه رحم آورد. ضمن آنکه رابطه ی دل ریش ِ حافظ بالب نمکین شاه شجاع زوایای دیگری نیز داشته وفقط به بوسیدن اومربوط نمی شود.
اوّل آنکه حافظ بنابه گفته ی خویش(این لطایف ها که ازلعل تومن گفتم که گفت؟) بهترین مضامین وخیال انگیزترین توصیف هارا درمورد لب یاربکار گرفته ودرحقیقت لب او را دربستر احساسات وعواطف خویش پرورده وبه بازارآن گرمی ورونق بخشیده است. دوّم ، شبهای زیادی درحسرت کامگیری ازآن لب نوشین اشکها ریخته وخیالپردازیها کرده ومتحمّل غم واندوه شده است. سوّم اینکه شاه شجاع فردی فاضل ،ادیب وشاعربوده وشکوفایی طبع خودرا بیشترمدیون حافظ است که با وی چندین سال انیس ومونس بوده وازهمنشینی باشاعری مثل حافظ بهره ها برده و طبع شعری ی خودراساخته وپرداخته کرده است .
بنابراین ازهرزاویه که نگاه کنی بین لبهای نمکین ودهان شکرفشان شاه شجاع با دلِ خون شده ی حافظ حق وحقوق نمک جاری بوده که دراین بیت بدان اشاره شده است.
معنی بیت : ای عزیز که بین دل مجروح وعاشق پیشه ی من ولب نوشین تو حق نمک جاریست من که رفتنی هستم(اشاره به تبعید یزد) من می روم حداقل احترام این حق وحقوق نمک رانگاهدار......خداحافظ، به خدامی سپارمت.
لب ودندانْت راحقوق نمک
هست برجان سینه های کباب
تویی آن گوهر پـاکیزه که درعـالم قدس
ذکرخـیرتوبـُـوَد حـاصل تـسـبـیـح مَـلَک
گوهر : ذات، اصل و نسب
عالمقدس : عالم ملکوت
ذکرش خیر : به نیکویی یاد کردن
تسبیح : به پاکی و بلندمرتبگی سـتودن
معنی بیت: تودارای نـژادی اصیل وپاکیزه هستی که درعالم ملکوت ،فرشتگان از تـو بـه نیکویی یـاد می کنندوخوبیهای تو راذکرمی گویند .
مست بگذشتی وازخلوتیان ملکوت
به تماشای توآشوب قیامت برخاست
درخلوص منات اَرهست شکی تجربه کن
کـس عَیار زر خالص نـشناسد چـو مَحک
خلوص : پاکی ، بی آلایشی
عیَار :اندازه ، مقدار ومقیاس خالص بـودن مَحـَک : وسیلهی ارزیابی عیار طلا، دراینجا کنایه ازتجربه هست.
معنی بیت: اگر در خلوص نیّت وبی آلایشیِ عشق ِمن نسبت به خودت شک وتردید داری مرا بیازمای وبه تجربه ببین چرا که تنها تجربه میتواند مانندمحک، یکدلی و خلوص عاشق را مشخّص وآشکارکندهمانگونه که محک میتواند ناخالصی طلا را تعیین کند .
خوش بود گرمحک تجربه آید به میان
تاسیه روی شودهرکه دراو غش باشد
گفته بودی که شوم مست ودو بـوسات بـدهم
وعـده از حـد بـشـد و مـا نـه دو دیـدیـم و نـه یـک
معنی بیت: دلبرا قول داده بـودی هرگاه که سرخوش وسرمست شدی، به من دو بوسه بـدهی امّامدّت زیادی از زمان وعدهات گذشته و هنوز دو بوسه که هیچ ، یک بوسه هم ما ندیده ایم.
سه بوسه کزدولبت کرده ای وظیفه ی من
اگر
بگـشا پـستهی خنـدان و شکرریـزی کـن
خـلـق راازدهـن خویـش مینداز بـه شـک
"پستهی خندان" استعاره از لب و دهان است.
"شکر ریزی کردن" نیزکنایه از : سخنان نغز وشیرین وشعروغزل
لب بگشا و سخنان نغزوشیرین وشعروغزل بـگوازبس که حرف نمی زنی وسکوت اختیارکرده ای مردم گمان می کنند که تودهان نداری!
امّا حافظ که استادبی بدیل کنایه وایهام است دراینجا به شاه شجاع به زبان کنایه می فرماید: من به ناحق به تبعید محکوم شدم ازدلواپسان که توقّعی نداشتم امّا انتظارمی رفت که ازجانب توحمایتهایی صورت پذیرد لیکن هیچ حرفی دراین موردنزدی!
وازمنظری دیگر: ازبس که لب ودهانت ظریف و«به اندازه ی پسته» کوچک هست، مردم میان ِ داشتن و نداشتن لب و دهان تو،به شک و تردید افتاده اند پس سخن بگوی وشکرریزی کن وخلق رابه شک میانداز.
هیچ است آن دهان وندارم ازاونشان
موی است آن میان وندانم که این چه موست
چرخ بـر هم زنــم اَر غـیـر مـرادم گــردد
من نه آنم که زبـونی کـشم ازچـرخ فـلک
دراینجاحافظ باشهامت وشجاعت مثال زدنی خویش، همچنان ازافکاروعقاید خویش دفاع کرده و به صراحت می فرماید:
اگرخواسته ها وآرزوهای من محقّق نگردد تسلیم نمی شوم وساکت نمی مانم ؛ نظام چرخ فللک را برهم میزنم و ازکارمی اندازم! من کسی نیستم که باتهدید وتبعید ازافکاروعقایدخویش دست بردارم. حتّااگر فلک درپی آن باشد که سرنوشتم را برخلاف میل من رقم بـزند ، به مقابله با آن برمی خیزم من زبونی وخواری رابرنمی تابم.
واعظ مکن نصیحت ماشوریدگان که ما
باخاک کوی دوست به فردوس ننگریم
چون بـر ِ حافـظ خویـشـش نگـذاری باری
ای رقیب ازبراو یک دو قـدم دور تَــرَک
حافظ خویشش : حافظی که متعلّق به اوست. حافظ دراینجا به معنای محافظ نیزهست.
دورتَرَک : کمی دورتر، اندکی دورتر.
رقیب : مراقب ونگهبان بارگاه معشوق وکنایه ازکسی که بین حافظ وشاه شجاع قرارگرفته ومانع ازنزدیک شدن آنها به یکدیگرمی شود.
معنی بیت: ای رقیب حال که اجازه نمی دهی حافظ که متعلّق به اوست ونگهبان حقیقی اوست درکناراوباشد حداقل خودت نیز یکی دوقدم ازاوفاصله بگیر.
من اَرچه درنظریارخاکسارشدم
رقیب نیزچنین محترم نخواهدماند
فراز در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۳۵:
سلام
در اینجا : صبحدم بلبل، بر درخت گل، به خنده می غمگفت
"غم" اضافی تایپ شده
لطفا اصلاح بفرمایید
پوران در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۵:
بهتر نیست در مصراع آخر گفته بشه,,,, غرقه ی نور او شود شعشعه ی ضیای من,,, ؟
کمال داودوند در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۹: