گنجور

حاشیه‌ها

رضا ساقی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵:

دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشیده
صد ماه رو زرشکش جیب قصب دریده
دامن کشان: کنایه ازبی اعتنایی کردن و با ناز واِفاده راه رفتن
همی شد: تاکید بررفتن
شَرْبْ: نوعی پارچه ی کتانی نازک و لطیف که از آن دستار یا پیراهن می‌دوختند.
شربِ زر: شربی که طلاکاری شده و دربافت آن طلاکار رفته باشد. باتوجّه به پیراهن زربافتی که برتن معشوق است احتمالاً مخاطب غزل دارای مقامی والابوده است.
رشکش: ازحسادتش
جِیبْ: گریبان، یقه
قَصَب: نوعی پارچه ی ظریف که از کتان می‌بافته‌اند. احتمالاً "شَرب" ریزبافت تر ولطیف تر ازقصب بوده که حافظ آن رابرتن معشوق کرده وقَصب رابرای دیگرماهرویان اختصاص داده است.
معنی بیت: معشوق درحالی که بابی اعتنایی وبانازواِفاده می رفت ماهرویان زیادی بامشاهده ی زیبایی وجلوه ی او ازرشک وحسادت گریبان پیراهن خویش پاره کردند.
مرا وسروچمن رابه خاک راه نشاند
زمانه تاقصب نرگس قبای توبست
از تاب آتش مِی بر گِردعارضش خوی
چون قطره‌های شبنم بربرگ گل چکیده
ازتاب آتش مِی: ازگرمای حاصله ازمستی ونوشیدن می
عارض: رخسار
خوی: عرق
معنی بیت: معشوق باده نوشیده وازشدّت مستی وگرمای باده،چنان عرق کرده بود که گویی قطره های شبنم برروی گل نشسته باشد. رخسارمعشوق به "گل" ودانه های عرق به "قطرات شبنم" تشبیه شده است.
گل بررخ رنگین توتالطف عرق دید
درآتش شوق ازرخ تو غرق گلاب است
لفظی فصیح شیرین قدی بلند چابک
رویی لطیف زیبا چشمی خوش کشیده
لفظ: بیان
فصیح: روشن،شیوا ورسا
چابک:زرنگ،خوشرفتار
معنی بیت: معشوق من دارای بیانی شیوا ودلچسب، قامتی رعنا وبلند، زرنگ وخوش رفتار،رخساری لطیف وچشمانی کشیده وبادامیست.
دلم بجو که قدت همچو سرودلجوی است
سخن بگو که کلامت لطف وموزون است
یاقوت جان فزایش از آبِ لطف زاده
شمشاد خوش خرامش درنازپروریده
یاقوت: سنگی سرخ رنگ وگرانبها دراینجا کنایه ازلب یاراست. ضمن آنکه"یاقوت جان فزا" اشاره شربتیست که در آن یاقوت ساییده شده اضافه می کردند وبه منظورتقویت جسم وجان مصرف می کردند.
"ازآب لطف زاده" کنایه ازلطیف وظریف بودن، لبهایش ازشیره وعصاره ی لطف است
"شمشاد" کنایه قامت والا
معنی بیت: لبهای سرخ وآبدار همچون یاقوتش بسیارلطیف ودلربا ومفرّح دل وجان است. قامت رعنای چون شمشادِ خوش رفتارش دربسترناز پرورده شده است.
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرّح یاقوت درخزانه ی توست.
آن لعل دلکشش بین وان خنده ی دل آشوب
وان رفتن خوشش بین وان گام آرمیده
"لعل" کنایه ازلب های سرخ معشوق
معنی بیت: لبهای آبدار وسرخ اورا ببین خنده های ویرانگر و شورآفرینش راتماشاکن که چگونه دردل آدم شوروهیجان می اندازد. آن خرامان خرامان رفتنش رابنگر وآن قدم هایی که نرم و آرام می روند.
دوش گفتم بکندلعل لبش چاره ی من
هاتف غیب ندا داد که آری بکند !
آن آهوی سیه چشم ازدام ما برون شد
یاران چه چاره سازم با این دل رمیده
معنی بیت:ای دوستان چه چاره اندیشم که آن آهوی سیاه چشم رانتوانستم به چنگ بیاورم ومطیع خویش سازم اوفریب ترفندهای مرانخورد وازدامی که پهن کرده بودم بیرون رفت حال بااین دل گریزان خویش چه کنم؟
هزارحیله برانگیخت حافظ ازسرفکر
درآن هوس که شود آن نگاررام ونشد
زنهار تا توانی اهل نظر میازار
دنیا وفا نداردای نورهردودیده
اهل نظر: نظربازان، کسانی که نظرافکندن در روی زیبا حال خویش راتلطیف می کنند وبه حس وحال لطیفی می رسند.
معنی بیت: خطاب به معشوق، ای عزیزدل وای نورچشم من تا می توانی دلهای نظربازان رامیازار دنیا هیچ وفایی ندارد وبسیارناپایداراست تامی توانی دل بدست بیاور.
صد مُلک دل به نیم نظرمی توان خرید
خوبان دراین معامله تقصیر می کنند!
تا کی کشم عتیبت از چشم دلفریبت
روزی کرشمه‌ای کن ای یاربرگزیده
عتیبت: عتاب تورا،سرزنش وخشم تورا
کرشمه: حرکات دلبرانه ودلستانانه
معنی بیت: ای معشوق برگزیده وبی همتای من، تا کی باید ملامت وسرزنش توراتحمّل کنم؟ روزی ازسرلطف وعنایت کرشمه ای کن وبا عتاب مکن.
مکن عتاب ازاین بیش وجوربردل ما
مکن هرآنچه توانی که جای آن داری
گر خاطر شریفت رنجیده شد ز حافظ
بازآ که توبه کردیم از گفته و شنیده
معنی بیت: ای حبیب چنانچه ازگفته های عاشق خود آزرده خاطرشده ودل نازکت مکدّرشده است برسرآشتی بیا که ازگفته وشنیده توبه کردیم وهرگزتکرارنخواهدشد
حافظ اندیش کن ازنازکی خاطریار
برو ازدرگهش این ناله وفریادببر
بس شکر بازگویم دربندگیّ خواجه
گراوفتد به دستم آن میوه ی رسیده
"خواجه" احتمالاً تورانشاه وزیرشاه شجاع است که همیشه درفرازوفرود رابطه ی حافظ وشاه شجاع نقش میانجی داشت. دراینجا نیز ظاهراً ازتورانشاه کمک می طلبد تا تیرگیهای رابطه ی آنها رابرطرف سازد.
میوه رسیده: کنایه ازجوان رشید وپخته )احتمالاً شاه شجاع)
معنی بیت: اگردوباره (خواجه تورانشاه) میانجگری کند و دستم رابه دست آن جوان رشید ورعنا برساند شکروسپاس بسیار درحق اوخواهم کرد.
جهان به کام من اکنون شود که دورزمان
مرابه بندکی خواجه ی جهان انداخت

بیگانه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳۳:

وای من... شااااااهکار... شاااااااااهکاااااار... شاااااااااهکار...

جلیل Jalilomidi@yahoo.com در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
برای تفسیر این بیت، توجه به بیت زیر لازم است
نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش
که من این مسئله بی چون و چرا می بینم

محمد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۶:

باسلام وپوزش از دوستان لینک غزل 546 بقرار ذیل است
پیوند به وبگاه بیرونی

محمد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۶:

باسلام وپوزش ازدوستان لینک غزل 546 بقرار ذیل است

محسن.۲ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:

آتش به نی قلم درانداخت
وین حبر که می‌رود دخان است
نالیدن سعدی چنان آتشی به دل قلم انداخت که این سیاهی از همان دود آتش دل است

محمد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۶:

پیوند به وبگاه بیرونی

باسلام این غزل توسط استاد حاجی بلند شرح شده است که دوستان میتوانند درلینک بالا انرا مشهده کنند

محمد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۶:

پیوند به وبگاه بیرونی">پیوند به وبگاه بیرونی
باسلام این غزل توسط استاد دکتر حاجی بلند شرح شده است که دوستان میتوانند درلینک ذیل انرا مشاهد ه کنند
پیوند به وبگاه بیرونی">پیوند به وبگاه بیرونی

عباس جنت در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲۹:

عیسی مس را زر کند ور زر بود گوهر کند

الهام ملک محمدی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:

پیرامون کامنت دکتر ترابی
تو (tou) نه به معنی داخل و درون
بلکه به معنای پرده ی نازک می باشد
نمی دونم در فرهنگ لغت این آمده یا نه
ولی بختیاری ها
مثلا به سرشیر قدیم ها می گفتن توی شیر (لایه ی نازک روی شیر)
این یک مثال بود که به درک مطلب کمک کنه
بنابراین
تو بر تو یعنی لایه ی نازک (اینجا برگ گل در غنچه) که روی لایه ی نازک دیگری قرار گرفته
و تو در تو به زعم بنده صحیح نیست چون به معنای لایه در (میان) لایه است
امیدوارم توانسته باشم منظور خواجه را نمایان کنم

عباس سلیمیان در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹ - در مدح سلطان مسعود غزنوی:

درود بر روان منوچهری
مصرع اول بیت 15 به جای برباید«به بر باد»به نظر صحیح تر است.

شاید آدم در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:

جالبه
استاد سون از خود شعر سخت تر معنی کردی
من نمی دونستم دود به جا اینکه بالا بره
پایین میره شما میگی نی آتیش گرفته دوات هم دوده پ با این حساب یا دود به جا اینکه بره بالا پایین می رفت یا سعدی نی و سرته می گرفته

سردار دکامی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۶۷:

ظاهراً بیت اول چنین است:
خاقانیا نجات مخوان و شفا مبین/ کآرد شفات علت و، زاید نجات بیم.
الان به دیوان دسترسی ندارم. ولی بی گمان شفاعت در مصراع دوم غلط است. خاقانی در اینجا تعریضی به کتابهای شفا و نجات ابن سینا دارد. شفات در مصراع دوم مخفف «شفایت» است، یعنی کتاب شفا تو را علت (=بیماری) می آورد، برایت بیماری می آورد.

الهام ملک محمدی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳:

درود
جناب رضا
بنده سخت پیش میاد شعری رو در مورد وقایع تاریخی و مذهبی بدونم
ولی برخلاف آمد عادت,و برخلاف عقیده ی شما سخت اعتقاد دارم این شعر , برای سه ساله ی امام حسین سروده شده ,
باز با صنمی طفل ...

امیر در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۳:

منظور از شاعر عشق زمینیه.عشق های زمینی هم میتونن متعالی باشن.

۷ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:

یا چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌داند
هر کاو به وجود خود دارد ز تو پروایی
امید تو بیرون برد از دل همه امیدی
سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی
گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی

پخش

۷ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:

گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف
من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست
به خدا و به سراپای تو کز دوستیت
خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست
سعدیا نامتناسب حیوانی باشد
هر که گوید که دلم هست و دلارامم نیست

۷ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:

هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش
نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش
هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش سوداست.(جهانپرست است)
هر که جهان و (جانش) تویی از جهان و جهانیان او را چه باک?

آرام در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۵:

هوا آنقدر تاریک شده که وقت شکار گرگان در مصاف با میشها سر رسیده ( طعنه ازین است که: کسی ما رو نمی بیند اگر بخواهیم یواشکی کاری بکنیم)
گیسوانت را روی من بیانداز همچون طناب بافته شده (بوره)
... بگو راه خدا دادم به درویش

مهدی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:

درود به شما
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی .
حضرت سعدی 700 سال پیش حرف امروز ما رو به بهترین و صریح ترین شکل ممکن بیان کرده اند . روانش شاد

۱
۲۸۷۷
۲۸۷۸
۲۸۷۹
۲۸۸۰
۲۸۸۱
۵۷۲۲