گنجور

حاشیه‌ها

امیر در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۴:

ببینید عزیزان در مورد زندگی مجدد بعد با عزیزان یه مطلبی رو به گوش همراهان گرامی برسونم.زندگی بسیار فراتر از این یک مرحله تجربه در زمین است و اگر ذهنیت ما اینجا باشد و بعد قیامت عدالت خداوند رو محدود کردیم.چرا که اگر من متولد بشم و زود فوت کنم متولد بشم و هزاران مشکلات دیگر و مورد قضاوت قرار بگیرم از رحمت خداوند به دور است.ما زندگی ها کرده ایم و زندگی ها خواهیم کرد.واینها قابل دفاع هم هست.و از مجموع بیشمار تجربه زندگی درکی جاری خواهد شد و ما به مقامی خواهیم رسید.ما از تجربه زندگی قبلی هیچ به یاد نداریم.و در زندگی های بعدی هم هیچ به یاد نداریم تا روز قیامت همه انها را به یاد خواهیم اورد.دروس بسیار بسیار گسترده ای وجود دارد که عزیزانی هستند برای اموزش.طلب خیر برای تک تک ناظران گرامی

میثم سعدی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۴ - حکایت:

درود.
آقای بهروز، در زمان حضرت مسیح (ع) یهودیان نیز همین اندیشه را نسبت به عیسی داشتن که گفتارش را از آیین پیامبران اونها گرفته.
هر پیامبری اومد داستانش همین بود، در هر حال، یک سری حرف‌ها دنبالش انداختن!
در پاسخ اون دوست بالایی که استاد خالقی را رد کردن، نخست اینکه برای کسی که بالای 50 ساله شاهنامه‌پژوهی میکنه، این سخن شما شتابزده و از روی ناآگاهی بود. دوم، یکی از بهترین ویرایش‌های شاهنامه از همین استاده و همه به ویرایش ایشان رجوع میکنن. سوم، برید واژه‌نامه‌ی دهخدا را درباره "مورک" بخوانید.
مورچه بزرگ و کوچیک هم داریم!
خدانگهدار.

نادر.. در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۰:

چشم جان..

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹۹:

دنیای ما دنیای مجاز است و واقعیت ها در آن بر اساس دروغ است . بیت اول دیدگاه از منظر شخصی است که در منزل نا امیدی ساکن است و به هر دری متوسل گشته ولی آن در را بسته یافته است .
بیت دوم دیدگاه از منظر اشخاص نصیحت گر و ظاهر الصلاح است که طعنه به عاشق می زنند و عبث بودن عاشقی را به وی گوشزد می نمایند .
بیت سوم دیدگاه از منظر ماتریالیستی و اینکه با مرگ همه چیز پایان خواهد یافت و جهان دیگری در کار نیست .
بیت چهارم دیدگاه از منظر نیهیلیستی و پوچ انگاشتن همه چیز است .
بیت پنجم دیدگاه از منظر فرا روانشناسی که همه چیز را در حیطه خیال و وهم و پندار می دانند .
بیت ششم دیدگاه از منظر راه دانان کذاب که راه راست را نیافته اند و جمله راه ها را منتهی به بن بست می دانند .
بیت هفتم دیدگاه از منظر آنان که خود را حافظ اسرار می دانند و خود را واسطه بین ذات و بنده می شمارند .
بیت هشتم دیدگاه از منظر کسانی که از لطف او نا امید گشته اند و رحمانیت را ندیده اند لطف بر بنده را کاری عبث شمارند .
بیت نهم دیدگاه از منظر آنان که خاک را و زمین را منشا و ماوای آدمی دانسته اند و بازگشت او را به خاک می دانند .
بیت دهم دیدگاه از منظر آنان که جان را فراتر از دسترس آدم خاکی و عشق زمینی را بی ارتباط با روح و جان می دانند .
بیت یازدهم دیدگاه از منظر آنان که به جزا و رستاخیز ایمان ندارند و آخرتی نمی بینند .
بیت دوازدهم دیدگاه از منظر همه چیز را قیل و قال می دانند با مجادله راه بر خود هموار می نمایند .
مولانا همه را اربابان دروغ می داند و نصیحت می کند که از بازی این همگان پرهیز نما تا حقیقت روی خود را بی واسطه بر تو آشکار نماید .

Mohammad در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

یعنی واقعا که
یه نفر اون وسط نظرات راست گفت که واقعا هیچکدومتون یک بار هم دیوان حافظ رو نخوندید
اسم اصلی ایشون شمس الدین محمد هست ملقب به حافظ شیرازی. علت لقب حافظ هم بخاطر اینه که حافظ قرآن بوده
عشقت رسد به فریاد گر خود به سانِ حافظ / قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت
ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد / لطایفِ حکمی با نکاتِ قرآنی

نصرت واحدی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۹ - عقد چهارم در استدلال به ظهور آثار وجود آفریدگار سبحانه ما اعز شأنه و ما اجلی برهانه:

این شعر بسیار زیبا، چه در ادب فارسی و چه در متن فلسفی ، بیانی از تفکر فلسفی افلاتون است. از جمله چهار عنصر که ریشه یونانی دارد و به مکتب میلز بر می گردد ، بوسیله افلاتون تشریح شده است. اما مسئله روح که افلاتون مشروحأ به آن توجه دارد در این شعر جلوه خاص دارد. یعنی در " ذات نایافته از هستی بخش" به معنی نداشتن روح ، که بخشی از روح کلّ، روح، خداست، اشاره می شود.

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

تو غم عشق منی شیطانی
حافظ قرآنی
زعسل قافیه ها میدانی
زهر ناید از عسل چون دانی
زهر کم از عسل قرآنی

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

شیرینی و قافیه از عسل سازی
حقا که از شیرازی!

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

رندان مست،مست رندیند
زاهدان عالیمقام مست رند
عشقم گوید این مپسند!
شیطان تو عشق دوم منی،شیرینی
هردوت عشقم(خدا وحافظ )گویند
مپسند!

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
رندان مست،مست رندیند
زاهدان عالیمقام مست رند
عشقم گوید این مسند!

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

خاک پاک خاک همه شیرازم و حافظی نیست رازم ! من عشق از خون سازم!
و هرگز بخوبی حافظ قافیه حفظ نکرده ونتوانم سازم! من مهدی شیرازم!

۷ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵:

دود از آتش می‌رود خون از قتیل
سعدی این دم هم ز جایی می‌زند
دم گرم سعدی بیخودی نیست که دلی خونین و پرسوز دارد.

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

ای عشق!
ترا میشناسم،درد را
ای زشت!
ترا میشناسم،زیبا را،و ای بد!
تو راهم با عشق میشناسم

فروغ-الف در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

سلام
در جواب دوستمان Ha-Af ، دوست عزیز شاید تفاوت ها در نگاه و دید ماست ، در کامنت شما عشق دنیوی هم عرض و ارز با لهو و لعب آورده شده و این نشان از اندیشه شما در گناه و خطا به شمار آوردن عشق زمینی است و به همین سبب است که شاعر محبوب خویش را مبرا از این گناه میدانید و تلاش بر برائت جستن برای وی میکنید، بنده یک بی دین و شما مسلمان اما خوب میدانم که در همین کتاب مقدس آمده است که ای پیامبر بگو من علم غیبی ندارم و بشری همانند شما هستم ، در مرتبه بالاترین انسان در دین شما ، ایشان نیز کاملا انسان است مثل بقیه و در مورد ایشان خداوند چنین قضاوتی را ارائه داده ، چه پافشاری ای وجود دارد که در مورد افرادی حتی پایینتر از پیامبرتان تقدس و ماسوا ایجاد کنیدو روز به روز به تعداد قدسیان اضافه کنید ؟ به گفته استاد فروزانفر :"حافظ انسان کامل نیست ولی کاملا انسان است " ضمن اینکه همان پیامبر و امام علی نیز بنابر احادیث و روایات مبرا از عشق زمینی از جمله عشق به فرزند و همسر نیست چه برسد به دیگران .
درود خدا و عقل و اندیشه بر تو باد ، در همین غزل یک بار تامل کنید ، انتظار ندارید که حافظ منظورش از معشوق دارای زلف آشفته و خوی کرده(عرق کرده) و خندان لب و مست و پیرهن چاک و غزل خوان و جام شراب به دست چشمش عربده جوی و لب افسوس کنان و یا نگار دارای زلف گره گیر خداوند بوده باشد؟ که اگر چنین انتظاری دارید یا شما مسلمان نیستید و یا حافظ را مسلمان نمیبینید چرا که در اسلام تجسم و تجسد خداوند و یا هر گونه اظهاری بر تجسم خداوند یعنی محدود کردن ایشان و این عین کفر است در دین اسلام . و این چه تناقضی است که حافظ را در حد بالاتر از پیامبرتان مبری از عشق زمینی میبرید و از طرف دیگر معشوق وی که به اوصاف انسانی و به هیبت و هیئت بشری تجسم شده را مانند یک مشرک و یا غیر مسلمان یا نصاری میپندارید؟!

فروغ-الف در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

سلام
بیت پنجم و ششم دوستی فرموده بود که این دو بیت یاده شده از اندیشه جبرگرایانه حافظ است ، در مورد جبر و اختیار حافظ مشی دقیقی در خلال غزلیات خود ارائه نمیکندو ابراز رای در مورد اندیشه حافظ پیچیده است ، در برخی از غزلیات به تقدیر و طالع و بخت و فلک و چرخ گردون و... استناد میکند و در برخی دیگر از غزلیات به اختیار اعتقاد راسخ دارد ، به نظر بنده غزلیات دوره جوانی حافظ و در زمان عرفان حافظ به جبر اعتقاد داشته و حتی عشق استعلایی و الهی را به نوعی نتیجه جبر و خواسته معشوق میدیده (گر چه وصالش نه به کوشش دهند/ هر قدر ای دل که توانی بکوش ) اما اگر به غزلیاتی که بدست آوردن تاریخ سرایش آنها ممکن است تامل کنیم و اگر بتوان تاریخ سیر اندیشه شاعر را از خلال این محدود اشعار ببینیم ، متوجه میشویم که با گذر عمر اعتقاد وی به جبر رو به کاستی نهاده و حتی به دیده ی طنز و شوخ جبریون را به استهزاء میکشد مثل این بیت( آیین تقوا ما نیز دانیم / لیکن چه چاره با بخت گمراه) در این بیت میبینیم که حافظ برای انجام امور مخالف تقوا واحکام و اوامر دینی مثل شرب شراب و عشق و نظر بازی با معشوق از جبر (بخت گمراه) خویش مدد میجوید و انصافا نیز طنز دقیقی است و جبریون در مقابل این برهان پاسخ قانع کننده ای نخواهند داشت ، و در مورد این دو بیت موضوع این پست و این غزل به نظر میرسد که اینجا نیز حافظ از ذوق طنازانه خود بهره برده و باز هم اینجا جبریون را به استهزاء کشیده است و به آنان میخندد ، کما اینکه در بیت آخر به انگیزه شکستن توبه خویش یعنی همان خنده جام شراب و چشمک زدن جام به نوشیدن و زلف گره گیر معشوق زیباروی رنگارنگ(نگار) اشاره میکند و در مقابل این دو عامل بسیاری را از پیش توبه شکسته فرض میکند ، و همین عذر موجه وی است که من هم مثل همان (ای بسا) بسیار افراد از نگهداشت توبه معذور شدم ، و این علارغم ظاهر جبر عوامل نشان از اندیشه حافظ به اختیار است ، و الا به جای "ای بسا" ای همه یا هر یا کل استفاده میکرد و با واژه بسا به هر حال با اینکه توبه شکسته گان زیادند اما شامل همه ی توبه کنندگان نیست و تعدادی رهایی می یابند و این یعنی نفی جبر و جبر تام و حقیقی چنان جبری است که هیچ مشمول نوعی امکان دارا بودن اختیار انتخاب و انجام خلاف آن را ندارد

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

بیت یا مطلبی از سعدی یا عارف و شاعر دیگر آوردن معمولیست،با تغییر یک نکن با بکن معنی متضاد میشود ومهم معنیه!
تا اینجا همشهریم اصلا خدا را منکر است.بعد احتمالا بارها نظرش تغییر خواهد یافت.عادیه

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

با پوزش از غ املایی حاشیه قبل
من همشهری حافظ
بهتر دونم ز نازش یا بقولی رازش
ایشون خداشون خدای عوام بوده و نه عرفا
البته تا این چند مطلبی که من خوانده ام.

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

بنده حاشیه های قبلی رو مطالعه نکردم ولی
قطعا من که همشهری حافظم اشتباه نمیدن
ایشان خدا داشته ولی خداوند را ندیده
وبقول عوام کافر بوده است و
تمام به من شک نکنید مگر بعد توبه کرده باشد

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

قطعا هم شهری من چون مولانا نبوده و حوصله تجربه کردن وسوختن نداشته و خود خدا را درک نکرده وتنها احساسش میکند ولی عکس مولانا و چون اکثریت شیطان را نزریکتر دیده واز درد شیطان به خدا نرسیده اند

میثم در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

با سپاس ازاقای سهیل قاسمی و اقا رضا به خاطر خوان و ترجمه زیبا بزرگواران

۱
۲۸۷۴
۲۸۷۵
۲۸۷۶
۲۸۷۷
۲۸۷۸
۵۷۲۲