گنجور

حاشیه‌ها

امیررضا کفاشی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع سوم:

در بیت دوم این قصیده اشاره به کم تب و تاب شدن تابش خورشید با فرارسیدن پاییز دارد.
برج سنبله همان شهریور ماه و انتهای تابستان است که نشاط و طربناکیش را از دست داده و آتش خورشید که همان قدرت خورشید در تیرماه است وارد خانه باد یا همان برج ترازو و مهرماه شده است

جلال دامن افشان در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » قحطی مصر و مردن مردم و گفتهٔ مرد دیوانه:

متشکرم از "7".
هنوز نتونستم مطمئن بشم که خوانش خودم درست هستش یا خوانش شما.
اما خیلی خیلی ممنونم ازینکه باعث شدین تا بتونم از یه دریچه ی دیگه بخونم این بیت رو.
انصافا هم خواهش شما، بسیار به عقلم جور میاد.
اما همچنان تردید دارم بین این دو مدل خوانش.
باز هم ممنونم از شما که چراغی روشن کردید در ذهن بنده.
لذت بردم وقتی توضیح شما رو خوندم و دوباره بیت مذبور رو خوندم و دیدم یه معنای متفاوت رو می فهمم ازش.
سپاسگزارم.
یاحق

محمد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳۸:

بیت آخر به طبق تصجیج آقای خالقی مطلق
که یکسر ببخشد گناه ورا
درخشان گند تیره ماه ورا
به نظر ورا درست تر از مرا میاد

mohamad hasan در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:

سلام
شعر بسیار زیبایی است و احساس میشه خلاء اخلاق و عرفان و آداب اجتماعی را می شود با شعر های عرفانی اخلاقی تکمیل کرد و جامعه ما نیاز داره که از طریف معارف پر مغز شعر های عرفانی و ادبی کامل شود

اکبر در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳:

اینقدر تحریف در شعر
آیندگان ما چی میخوان بخونن
محتسب داند که حافظ می خورد
واصف ملک سلیمان نیز هم

اسماعیل در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

لطفا هر کس معنی حاصل دریوزه تویی رو می دونه بگه ؟منظورم تفسیر این بیته؟نه صرفا معنی خود کلمه

بنده در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

با سلام
شرح این غزل توسط دکتر ابراهیمی دینانی در برنامه معرفت:
پیوند به وبگاه بیرونی

بابک در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:

در دستورالوزراء اثر میرخوانذ، بیت " ای دوست بر جنازهٔ دشمن چو بگذری / شادی مکن که با تو همین ماجرا رود" ذیل توضیحات درباره عمیدالمُلک ابونصر کندری آمده. کندری هنگام مرگ به خواجه نظام الملم میگوید که کاری که تو بر من کردی، بر تو خواهند کرد.

سمکو حسینی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:

برای خوندن این غزل سوزناک صدای حبیب حقیقتا" مناسبه. خدا بیامرز به ادبیات هم خدمت کرد.

امیر در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر:

اینطوری درسته؟
چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی
چه شد که شیوه‌ی بیگانگی رها کردی
به قهر رفتن و جور و جفا شعار تو بود
چه شد که بر سر مهر آمدی وفا کردی
منم که جور و جفا دیدم و وفا کردم
توئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی
بیا که با همه نامهربانی‌ات ای ماه
خوش آمدی و گل آوردی و صفا کردی
بیا که چشم تو تا شرم و ناز دارد کس
نپرسد از تو که این ماجرا چرا کردی
منّت به یک نگه، آهوانه می بخشم
هر آنچه ای خُتَنی خط من خطا کردی
اگر چه کار جهان بر مراد ما نشود
بیا که کار جهان بر مراد ما کردی
هزار درد فرستادی‌ام به جان لیکن
چو آمدی همه آن دردها دوا کردی
کلید گنج غزل‌های شهریار توئی
بیا که پادشه مُلک دل گدا کردی

یاسر رحمانی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق:

آزمودم مرگ من در زندگیست
چون رهم زین زندگی پایندگیست
دونوع مرگ داریم یک مرگی که انسان کالبد فیزیکیش میره زیر خاک
و یک مرگ بین تولد و مرگ بوجود میآد اما نه برای هر انسانی !!!
این مرگ برای انسانی است که در زمینه خودشناسی و خداشناسی حرکت کرده و متصل شده به عالم غیب (الذین یومن بالغیب ... و یا باشد که از خزانه غیبم دوا کنند ) به مرحله ایی میرسه که از خود قبلی خودش اثری نمونده و میشه یک فرد دیگه . فردی که بیدار و آگاه شده و با عالم عشق آشنا .
در واقع زمانیکه با عشق آشنا میشه همون لحظه هم مرگش هم میرسه و فرد یک منِ دیگه ایی میشه . همانطور که فروغ فرخزاد هم گفته :
عشق چون در سینه ام بیدار شد
از طلب پا تا به سر ایثار شد
این دگر من نیستم من نیستم
حیف از آن عمری که با من زیستم
و یا همونطور که در قرآن آمده بمیرد قبل از آنکه بمیرید .
پس برمیخوریم به دوتا من ؛ یک منِ قبل از رسیدن به عشق و یک منِ بعد از رسیدن به عشق .
حالا منظور از این شعر مولانا رو بهتر متوجه میشیم و او اشاره به این میکند که من زمانی به پایندگی و جاودانگی ابدی رسیدم که از تعلقات این زندگی فارق شدم . بعد از اون مرگه که من متولد شدم و عشق الهی و اون جاودانگی رو متوجهش میشم .
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

بنده خدا در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:

این سنایی هم خیلی آدم بی ادب و بی مبالاتی بوده خدایی

۸ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۲ - حکایت:

برای کاتبانی ( نوشته گر؟؟) که تنها نوشتن می دانسته اند، بسیار آسان بوده است  با نوشت افزار آن روزگار ،"عدورا"
" عذرا " بخوانند و بنویسند و بماند تا ما بی توجه به مصراع نخستین بر حدیث او بیفزاییم.
ناوک انداختن که البته مراد شیخ ناوک مژگان یار نبوده است

۷ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » قحطی مصر و مردن مردم و گفتهٔ مرد دیوانه:

گر کژی گوید بدین درگه نه راست
عذر آن داند به شیرینی نه خواست
اگر شخص کژ و ناراستی درگاه او را ناراست(وارونه) بخواند یعنی کژی خود را به درگاه او نسبت دهد
او را میفهمد و معذور میدارد به مهربانی و نه بازخواست
یعنی کژی او را از شیرین عقلی میداند

safarisli در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱۶:

باتو به مسکن رسید...

رهگذر در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

درود و سپاس بابت گذاشتن این اثر زیبا،نظر ها رو که میخوندم گفته بودین که معشوق مذکر بوده،در ان دوره هر کس که صاحب کرامت و عارف بوده مریدی داشته و کسی به او جذب میشد بخاطر همین هست که مولوی عاشق شمس شد و مثال های اینچنینی، ممنون که نظر منو میخونید.

حسین در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

با سلام
بیت آخر به جای کلمه ((ننشیند)) باید ((نشیند)) باشد که معنا و مفهوم صحیح داشته باشد.

محمد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۶۴:

صلاح الدین زرکوب قونوی نزد مولانا چنین درجه ای داشت که در رثابش چنین غزلی بگوید. مولانا اهل دریغ و افسوس نبوده اما در یک بیت اینجا برای فقدان شاگرد مبرز خود چهار دریغ آورده.

نادر.. در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۸:

سیمرغ قاف قربم
برگ قفس ندارم..

نادر.. در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

خویش بباید فروخت
عشق بباید خرید..

۱
۲۸۵۰
۲۸۵۱
۲۸۵۲
۲۸۵۳
۲۸۵۴
۵۷۲۳