گنجور

حاشیه‌ها

ما را همه شب نمی برد خواب در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن:

عذر بابت حاشیه ی مجدد,
منظورم از گویا , واضح و روشن هستش نه برداشت ظاهرا ,
و این رو هم اضافه کنم که من بیشتر از این که مشتاق تشویق همفکر خودم باشم مشتاق شنیدن دلایل مخالف هستم , چون ازش یاد می گیرم ...

ما را همه شب نمی برد خواب در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

دیدن تو مشکلات رو حل می کنه
غیر ممکنه از تو صبر کرد
به همین سادگی به همین خوشمزگی

ما را همه شب نمی برد خواب در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن:

ندانست از آن دانه ای خوردنش
که دهر افکنده دام در گردنش
بنده نه واژه شناسم نه زبان شناس , ولی زیبایی این حکایت در همین یک بیت خلاصه شده و معنای بیت در همین _ ای _
استاد سخن به حق برازنده ی سعدی هست , دانه ای = گردنش !
گویا گفته که بخاطر یک دانه (ای ) گردنش رو به دام دهر سپرده
علی آقا یک خصلت ناپسندیده ی دیگری هم داریم که حتما باید نفر مخالف رو محکوم کنیم

آناهیتا در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

سلام.
لطفا بیت اول رو معنی کنید.
ممنون.

علی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن:

به نظر من هم منظور هم برچیدن و هم بهره بردن است که دوست خوبمون 7 به طور دقیق گفت.
یک خصلت ناپسندیده ما اینه که هیچ وقت قبول نمیکنیم اشتباه میکنیم و به هزاران توجیه من درآوردی و غرور بیجا گرفتار میشیم.

علی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵:

ﺳﺮ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ رﻮﺩ
ﺑﺎﺭ ﮔﺮﺍنﺍﺳﺖ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ

امید در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۹:

با سلام خدمت اساتید محترم ، حالا چه اصراری داریم بر اینکه علم 800 سال پیش و یا 1400 سال پیش را با علوم پیشرفته امروزی توجیه کنیم البته مولانا عارف بزرگی بوده ولی تلسکوپ هابل نداشته و یا فضانورد نبوده که دقیقا بگه شق القمری بوده یا نبوده امروزه این موضوع رد شده پس بیهوده نباید بر آن اصرار ورزید.
همین اصرار بر خرافات و روایات دروغین مردم عموما تحصیلکرده امروزی را از دین و دیانت فراری داده.

داریوش سیفی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۲:

با سلام.
صحیح " عاشق نو" هستش .
چون در مصرع قبل میگه چون دل من پیش تو خوار شده ، پس میرم سراغ معضوق دیگری که دل من پیش اون اعتبار زیادی خواهد داشت.

۷ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن:

دهخدا و سعدی و فعل برخوردن و آنهمه مثال را قبول نداری،اشتباهات خودت را به حساب من میریزی.آقای محمدی سرداور و دوستان کمک او
جان برادر

سیدمسعود در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:

سلام بر دوستان
بنده دلایل دکتر کدکنی را نخوانده ام ولی حدس می زنم در بیت اول به قرینه مصراع اول که میگوید " بگریم " ایشان گفته اند در مصراع دوم هم باید " گریه " باشد
به نظر حقیر "ناله " بهتر است چرا وقتی سنگ سخت ( که نماد دل بی رحم است ) ناله کند انسان دارای عواطف گریه سر می دهد که از ناله شدید تر است همان طور که در شعر دیگری ایشان فرموده اند
دوش مرغی به صبح می نالید
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
یکی از دوستان مخلص را
مگر آواز من رسید به گوش
گفت باور نداشتم که تو را
بانگ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم این شرط آدمیت نیست
مرغ تسبیح گوی و من خاموش
می فرماید وقتی مرغ( که پرنده ای بیش نیست ) در سحر تسبیح خدای را می گوید من که انسانم و دارای عقل و هوش و گل سر سبد موجودات ، چطور از هوش نروم
لذا وقتی سنگ ناله دارد انسان باید حداقل گریه و شیون داشته باشد
در قصیده ای دیگر می فرماید
بلبلان ، وقت گل آمد که بنالند از شوق
نه کم از بلبل مستی تو ، بنال ای هشیار
در مورد بحث " الا " و " حتی " نیز به نظر بنده همان " الا " بسیار با زبان استادانه سعدی سازگار تر است . چرا ؟ چون می خواهد بگوید که مهری که مثلا در طول بیست سال (بنده با اجازه دوستان به جای روزگاران بیست سال را بکار برده ام فقط برای مثال ) در دل من نفوذ کرده و ریشه دوانده ، انتظار نداشته باشید که به کمتر از بیست سال بتوانم آن را از دل بیرون نمایم . همان طور که در طول روزگاران این مهر در دل جا کرده به کمتر از روزگاران نمی توان آن را از دل بیرون کرد
یعنی دقیقا ارتباط منطقی بین مقدمه در مصراع اول و نتیجه در مصراع دوم
با تشکر و عذر خواهی

۷ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن:

میتواند تک تک دانه ها را خوردن یا برچیدن هم باشد به نشانه وسواس یا وسوسه بسیار و آز

بابک چندم در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن:

دوستان،
صلاح ملک خویش خسروان دانند...
هدف تنها مشخص کردن سره از ناسره بود و بس...(با سپاس از دکتر ترابی بابت این وام)
باری
7 جان
برخور (اسم فاعل)
برخورد (اسم مصدر، مصدر مرخم) *** فعل نیست
(مرجع: فرهنگ معین)
شما از همینجا راه را اشتباه رفته ای، برخورد را آنچه که نیست در نظر می گیری....
"برخورد" همانی است که پیشتر آوردم و برابر بهره مند یا بهره ور شدن "نیست". برخوردار، برخورداری، برخوردار شدن یا بودن از برخور می آیند و نه از برخورد.
بابت برخ به معنای بهره:
بهره مند، بهره ور، بهره دار و... را داریم اما نه برخ مند، برخ ور، برخ دار...
***در این غزل خوردنش اشاره به خوردن (او) دارد(خوردن یا فرو دادن طعام) ، نه بهره مند شدن او...
ناصر جان،
پیشتر توضیح دادم که:
مانند، نظیر، شبیه، مثل بار نسبی دارند نه مطلق، نمونه:
توپ پینگ پونگ شبیه، مانند، نظیر، مثل توپ فوتبال است، (ولی توپ فوتبال نیست)... می توان آورد توپ پینگ پونگ "مانای" توپ فوتبال است.
"معنی" بار نزدیک به مطلق دارد: معنی این آن است...
آنچه که در پست قبلی در خاطرم نبود :اینکه در فارسی به جای "معنی" می توان از برابر، همتا، هم سنگ ... در مواردی استفاده کرد...
محسن جان،
خاری در چشم من یکی که نبود، چراکه آری زیباتر است، ولی در جای درست آن...
سرت را هم از بابت "هست" و "است" درد نمی آورم...
ولی اگر که حقیقتاً کاربرد درست مانا را در نظر داری، به ناصر خان باید گفت:
"بی مانا" یی ( یا باشی) ناصر خان
به مانای آنکه : بی نظیر، بی مانند، بی همتایی ناصر خان -> یعنی یه دونه ای (یک دانه ای) ناصرخان...
پایا باشید

رضا ساقی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۵:

تو را که هر چه مُراد است در جهان داری
چه غم زحال ضعیفان ناتوان داری
مُراد: آرزو و خواسته، کام،
معنی بیت: ای حبیب، توکه خود کامیاب هستی وبه خواسته های خویش رسیده ای ازحس وحال ضعیفان وناتوانان فارغی وذرّه ای غم آنهارا نمی خوری.
خفته برسنجاب شاهی نازنینی راچه غم؟
خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب؟
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
که حکم بر سر آزادگان روان داری
بنده: غلام،خدمتگزار، من
روان: در مصراع اوّل به معنای روح وجان و در مصراع دوّم به معنای جاری
بستان: بگیر
"آزادگان روان داری" تاکیدیست براینکه برجان ودل بندگان خویش حاکمیّت داری حاکمیّت توچنان دامنه داراست که آزادگان(غیربندگان) رانیزشامل می گردد.
معنی بیت: جسم وجان مراطلب وکن وزندگانیم رابه یک اشاره ازمن بگیر که فرمان تونه تنها بربندگان ووابستگان، بلکه برآزدگان ووارستگان نیز جاریست.
زپرده کاش برون آمدی چوقطره ی اشک
که بردودیده ی ما حُکم اوروان بودی
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
میان مجمع خوبان کنی میانداری
میان: کمر
میان داری: هدایت کننده ی جمعی، مباشر ومسئول یک گروه، درفرهنگ زورخانه استادی که دیگر ورزشکاران با اشارات او و همراه او حرکات ورزشی آغاز و بدان عمل کنند.
معنی بیت: ای محبوب توخودهیچ میان(کمر)نداری امّاشگفتاکه در مجمع خوبان میانداری (هدایتگری) می کنی!
موی است آن میان وندانم که این چه موست
هیچ است آن دهان ونبینم ازآن نشان!
بیاض روی تورانیست نقش درخورازآنک
سوادی از خط مِشکین بر ارغوان داری
بیاض: نوعی دفتر دراز که از عرض بازشود،دفتر شعر؛ جُنگ، تاب دعا، مقابلِ سواد نوشته ی پاک‌نویس‌شده. دراینجا سفیدی رخسار
بیاض روی تو: صورت یار به صفحه ی سپید کاغذ تشبیه شده است.
نقش: تصویر، تصویرکردن
نقش درخور: طرحی شایسته و سزاوار.
ازآنک: ازآنکه، برای اینکه
سواد: توانایی خواندن و نوشتن، مجموعه ی آگاهی‌ها از چیزی؛ معلومات، رونوشت؛ سیاهی شهر از دور،سیاهی
خط مشکین: خط سیاه، کنایه از موهای لطیفی که درایّام بلوغ برگِرداگردصورت روید، محاسن سیاه.
ارغوان: گل ارغوان، کنایه ازصورت ارغوانی رنگِ یار است.
معنی بیت: برای سپیدی رخسارتونمی توان نقش شایسته ای تصویرسازی کرد برای آنکه صفحه ی ارغوانی رنگ صورتت را باموی سیاه پوشانده ای . توده ای سیاهی (بمانندِ سیاهی شهرازدور) رخسار سپیدت رافراگرفته است.
سواد زلف سیاهِ توجاعل الظّلمات
بیاض روی چوماه توفالق الاصباح
بنوش می که سبکروحی و لطیف مُدام
علی الخصوص در آن دَم که سر گران داری
سبک روح: دارای روحی لطیف وظریف
سرگِران:سر که به سببِ مستی سنگین می گردد، بی توجّهی وسرسنگینی
معنی بیت: توهمیشه حتّا زمانی که با ماسرسنگین هستی وزمانی که از مستی سرسنگین می شوی دارای روحی لطیف وظریف هستی نگرانی وجودندارد پس باده بنوش.
بنوش جام صبوحی به ناله ی دف وچنگ
ببوس غبغب ساقی به نغمه ی نی وعود
مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما
مکن هر آن چه توانی که جای آن داری
عتاب:سرزنش وملامت ازروی خشم
جور: جفا، نامهربانی
جای داشتن: شایسته بودن
جای آن داری: شایستگی آن را داری،آنچه که حق توست.
بعضی ازشارحان به جای "مکن" درمصرع دوم"بکن" راجایگزین کرده اند که بنظرحافظانه نیست وهمان "مکن" درست است. حافظ دراینجا ازمحبوب درخواست داردکه هرآنچه را که حق توست انجام نده به ما ترحّم کن.
معنی بیت: ازاین بیشتربرما خشم مگیر وبامانامهربانی مکن ای محبوب درست است که توحق داری هرکاری باما بکنی امّا رحم کن وهرآنچه که می توانی وحق توست را باماانجام مده.
زنهارتاتوانی اهل نظرمیاموز
دنیاوفاندارد ای نورهردودیده
به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست
به قصد جان من خسته در کمان داری
تیر جفا: جفا به تیر تشبیه شده، (اشارات خشم آلودِ چشم وابرو)
در کمان داری: در کمان ِ ابروانت آماده برای پرتاب داری.
معنی بیت: اگرصدها هزارتیر نامهربانی وجفا دراختیار داشته باشی نیک می دانم که همه ی آنها رابسوی جانِ من ناتوان رها خواهی کرد. (کمان ابروانت همیشه درحالت کشیده وآماده ی تیراندازی بسوی من خسته وناتوانست.
خمی که ابروی شوخ تودرکمان انداخت
به قصدجان من زارناتوان انداخت
بکِش جفای رقیبان مُدام و جور حسود
که سَهل باشد اگر یار مهربان داری
رقیبان: نگاهبانان
سهل: آسان وراحت
معنی بیت: ای آنکه یارمهربان داری پیوسته وبی هیچ شِکوه ای جفای نگاهبانان یاروجور حسودان راتحمّل کن که تحمّل این ناملایمات با داشتن یارمهربان بسیارراحت وآسان است.
عتاب یارپریچهره عاشقانه بکِش
که یک کرشمه تلافیّ صدجفابکند
به وصل دوست گرت دست می‌دهد یک دم
برو که هر چه مراد است در جهان داری
دست می دهد: میسّرمی گردد
معنی بیت: اگر یک لحظه هم وصال دوست برایت میسّرگردید برو که توکامیاب هستی وهرآنچه که درجهان مُراد وکامرانی محسوب گردد توداری.
ای حافظ اَرمرادمبسّرشدی مدام
جمشیدنیزدورنماندی زتخت خویش
چوگل به دامن از این باغ می‌بری حافظ
چه غم زناله وفریاد باغبان داری
این بیت درحقیقت خطاب به معشوق است وباغبان کنایه ازخودِ شاعر. گل نیزکنایه ازشعر وغزل است وباغ عرصه ی عشقبازی وسرایش نغمه.
حافظ درسوزوگدازعشق یار شعروترانه (گل)می سراید ومی سوزد ومی سازد ویارنیزبدون توجّه به حسّ وحال باغبان(حافظ) دامن دامن گلهای زیبا ومعطّرمی چیند وباخودمی برد.
معنی بیت: ای حافظ (محبوب) وقتی که دامن دامن گل ازاین باغ می بری چه غم ازآه وناله ی باغبان داری که چگونه وباچه رنج وزحمتی این گلهارا پرورده است؟!
بیا که بلبل مطبوع خاطرحافظ
به بوی گلبن وصل تو می سرایدبازد

۷ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن:

پیشوند "بر" میتواند نشانه پیاپی بودن کار،تأکید و لازم بودن و ... باشد.
بررسی،برگذشتن.برچیدن،برکندن،برآمدن،برانگیخته و ...
از همین رو برخوردن را میشود پیاپی خوری و دوباره خوردن گرفت که برچیدن و نوک نوک زدن است و دانه دانه خوردن که شتاب در خوردن(آز) را هم نشان میدهد.
از همین جهت فکر میکنم سعدی شتاب داشتن مرغ را در خوردن با آوردن برخوردن منظور داشته است یعنی آز در برابر رضا و قناعت
از آن دانه برخوردنش:آنگونه که او شتابان میخورد(برمیچید)
گرفتار شدنش شگفت نبود یعنی شکم پرستی و آز گرفتارش نمود.

nabavar در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن:

مانا از معنا و معنی زیبا تر نیز هست
مانا باشی ناصر خان

ALI MUSAVY در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰:

به تو کی توان رسیدن که تو بحر بی کرانی؟

ALI MUSAVY در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰:

همه عاشقانِ بی دل، همه بی دلانِ عاشق

ALI MUSAVY در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰:

همه بندها گشودی به طریق « مهربانی »

ALI MUSAVY در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰:

که ندیدم از تو « بوئی » و گذشت زندگانی

ALI MUSAVY در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰:

دل تشنگان عاشق ز غمت بسوخت در تب

۱
۲۸۴۲
۲۸۴۳
۲۸۴۴
۲۸۴۵
۲۸۴۶
۵۷۲۳