گنجور

حاشیه‌ها

ص.شرر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ:

در جواب استاد مسلم غزل معاصر شهریار بی همتا که مرا در این لحظه به وجد آورد غزلی گفتم که گفتم شاید بد نباشه خدمت دوستان ارسال کنم،هر چند قبلش باید بخاطر این جسارت بزرگ از محضر این استاد بی همتا عذرخواهی کنم زیرا بقول قائلش،تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف!!!!!
که باشد در غزلخوانی بجز تو پادشاه اینجا
ز راه لطف بر ما هم نظر کن گاهگاه اینجا
ضیاء شاعران از توست ای چابکسوار دل
ز پنهان آفتابی میدخشد گاه ماه اینجا
ز شور توست وجد اینهمه شوریده ی عاشق
نداند هر کسی آنچه ورای آن نگاه اینجا
بسوزد شمع و مینالد نی از درد فراق تو
چو میبینند بعد تو تهی شد خانقاه اینجا
رثای چون تو نتوان گفت،ای هم زنده،هم جاوید
که با شعر دانستم ز بیراهه ست،راه اینجا
(غزل:ص.شرر)

ساحل دریا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم » شمارهٔ ۲۰:

سلام بر تمامی دوستداران و نگهبانان زبان و ادب فارسی. اگر کسی سندی از مصراع اول بیت دوم درباره کلمه "حد" دید لطفا معرفی کند، چون من در جایی دیدم و خواندم که "عیب" هر آدمی ای... و به نظر متناسب تر با معنای بیت است.
سپاسگزارم

محدث در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:

حدیث کرد مرا برخی شاگردزاده های عارف الهی، سید علی قاضی تبریزی م 1366ق، که به رغم برجستگی های فراوان عده ای از اکابر تلامیذ آن عارف فقید در وادی علم و اقلیم عمل؛ سبب اینکه زنده یاد هاتف قوچانی(رضوان الله علیه) به عنوان وصی رسمی وی شد و حکیم وارسته و مفسر بی بدیلی چون علامه طباطبایی م 1360ش وصی نگشت پاره ای امور بود، از جمله1. افراط(البته ممدوح) مرحوم هاتف در هیچ دیدن خویش، 2.ثقل نوم علامه و به خصوص 3.بحث های نسبتا وسیع علامه در زمان تحصیل اخلاق و عرفان نزد مرحوم قاضی با ایشان، که قاعدتا ناشی از توغل وی در برهانیات حکمی آن روزگار بود.
این ابجد خوان دفتر نادانی را گمان می رود به یک معنا مقصود خواجه حافظ(قدس سره) از این بیت اشاره به مورد سوم مطلب فوق الذکر است؛ و الله هو العالم و ولیه الغائب ایضا کذلک:
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید
زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش

علی خالقی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

این شعرو باید با سوز دل و جان خوند تا بفهمید شاعر چی میگفته

حامد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

با سلام
نظر بسیاری از دوستان در مورد اینکه منظور می الست بوده است بسیار زیبا و خیال انگیز است اما متاسفانه منطبق با واقعیت نیست توصیه میکنم این دوستان در مورد تاریخ شاهان آل مظفر و رابطه و دوستی نزدیک آنان با حافظ بزرگ مامخصوصا شاه شجاع و شاه شیخ ابواسحاق مقداری تحقیق کنند و ببینند که حافظ عزیز ما همیشه در محضر این بزرگان به مجلس باده مینشته و منظور او از باده همین شراب واقعی بوده است و گرنه به قول یکی از دوستان باده خام و یا باده مست ویا باده یک منی را چطور میتوان به باده الهی ربط داد
ضمنا در اشعار حافظ وابستگی بسیاری به اسطوره های ایرانی مانند جم و بیژن و منیژه و رستم و کیکاووس و غیره دیده میشود در صورتی که حتی یکبار هم نام پیامبر و ائمه آورده نشده است و شعر ستاره ای که بدرخشید و ماه مجلس شد را نیز حافظ برای شاه شجاع معروف به ابوافوارس گفته است نه برای پیامبر اسلام

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷:

انجم شمری را ، می تواند به مانای کسی که بیدار است و ستارگان را می شمارد{نظاره می کند } باشد

شقایق عسگری در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۶:

با جناب همایون موافقم و اینکه باید زانو زد به دامن خالق مجموعه ای به این عظمت که هر روز یه بخش تازه از عظمتشو بهمون نشون میده و حتی لولیان هم دیوانه میکنه...

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷:

شقایق گرامی
شاید که نخسپیم به شب چونک نهانی
مه بوسه دهد هر شب انجم شمری را
شایسته و سزاوار است {بهتراست} نخوابیم و به تماشا بنشینیم بوسه های ماه را به شماری از ستارگان

شقایق عسگری در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷:

غزل بسیتر زیبایی بود. کسی هست که بتونه بیت6 کمی معنی کنه؟

Ellen در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹ - حراج عشق:

# چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم

# فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردم
دوستان زحمت بکشند و معنی این دو بیت رو بنویسند ممنون میشیم.

ویتو در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۰:

دریغا که همه بر سر اینکه چه کسی این شعر را سروده نزاع می کنند. حال آنکه در نهایت چه فرقی دارد؟؟؟ مهم معنی و مفهوم است!!!

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان:

استاد پرویز شهبازی در یکی از برنامه های گنج حضور بطور مبسوط به شرح این ابیات عرفانی میپردازند .

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان:

محتسب نماد من ذهنی انسان است که به ظاهر دارای هشیاری و عقل میباشد و همین عقل است که او را صاحب زندان و حبس کرده است و مست تمثیل هشیاری حضور انسانی که به حضور رسیده و به خود زنده شده میباشد . محتسب یا من ذهنی تمایل به اسم چیزها دارد که با آنها هم هویت شود و با ترازوی ذهن خود خوب و بد را بسنجد ، انسان زنده شده به اصل خود گریزان از اسم چرا که اسم را مربوط به ذهن انسان میداند و بلافاصله پس از هم هویت شدن با چیزهای این جهانی خود را در زندان ذهن ( در اینجا محتسب )می یابد ، پس در برابر من ذهنی خود مقاومت کرده و قصد بازگشت دوباره به زندان ذهن را ندارد . محتسب یا من ذهنی انسان درد و آه را می شناسد و مست را دعوت به آن میکند و انسان به حضور رسیده شادی بی سبب را تجربه کرده و حلاوت آن را چشیده ، به همین دلیل از ورود به آه و درد امتناع کرده و هو هو میکند . محتسب یا من ذهنی قصد دارد به هر ترفند و شکل ممکن ( مست ) انسان به معرفت رسیده را با خود همراه کرده و به زندان ذهن ببرد اما مست یا آن عارف پاسخ میدهد ما از یک جنس نیستیم ، من از جنس زندگی و هشیاری و شادی بی سبب هستم و تو از جنس درد و آه وهم هویت شدگی ، پس به قول امروزی ها به هم نمیخوریم . محتسب دوباره اصرار بر بردن مست می حضور به زندان ذهن میکند و مست پاسخ میدهد که برهنه از هرگونه هم هویت شدگی با چیزهای این جهانی شده است و چیزی ندارد که عاید محتسب شود و در پایان اشاره میکند به اینکه اگر بیرون رفتن از این حالت مستی که ناشی از می آن جهانی است وجود داشت
به خانه ذهن خود باز می گشت و همچون شیخ ( انسان هم هویت شده با باورهای ذهنی ) بر
دکان خود نشسته و به کاسبی خود مشغول میشدم . بنظر میرسد مولانا اشاره ای دارد به دوران قبل از تحول و تولد دوباره خود که پس از دیدار با شمس تبریزی به وجود آمد و مولانا مولانا شد .
موفق و در پناه حق باشید

رادین در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹:

با سپاس از بهرام مشهور که به زیبایی این رباعی رو معنی کردید. میشه محبت کنید در حاشیه رباعی 76 معنای اونرو بفرمایید؟

نادر.. در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۳:

مثال کشت کوهستان همه شربت ز بالا خور
ز دست یار آتش‌روی عالم‌سوز زیبا خور..

رادین در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۶:

به نظرم آواز گل تازه در دهر نشونه بهار باشه. چون شراب رو فقط در پاییز درست میکردن و شاید در بهار کمیاب میشده، درخواست کرده که در این فصل روح انگیز، شراب به اندازه کافی در اختیار بزارن.

ناصر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:

اویس
تعنت
(تَ عَ نُّ) 1 - خواری و مشقت کسی را خواستن . 2 - عیب جویی کردن از کسی .

خلیل قیصری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۳۲:

به سختی در روابط انسانی می توان عشق همراه با احترام را یافت. به عبارت دیگر بسیار دشوار است که عاشق کسی شد و در همان حال او را محترم شمرد. در عشق به دیگران، رگه هایی قوی از خود خواهی نهفته است؛ به نحویکه عاشق تاب آزادی معشوق را نمی یابد و آزادی او را محترم نمی شمرد. به همین خاطر در عشق های رایج، عاشق بر خلاف ظاهر، در درجۀ اول دوست دار خود است و معشوق متعلق این خودخواهی قرار می گیرد چون منفعتی را (گرچه ممکن است بسیار لطیف از جنس احساسات باشد) به عاشق می رساند. حال اگر این منفعت برچیده شود، عشق نیز فرو می ریزد. برای آنکه بتوان تشخیص داد که عاشق به راستی دوست دار خود است یا معشوق، بایستی دید که در هنگام تضاد منافع، عاشق منفعت معشوق را بر منفعت خود ترجیح می دهد یا برعکس. اگر عاشق منفعت یا خواست معشوق را بر منفعت و خواست خود ترجیح داد، این عشق البته با احترام همراه است. نمونه ای از تبلور این عشق کمیاب را می توان در اشعار باباطاهر یافت:
«بشم واشم ازین عالم بدر شم
بشم از چین و ما چین دورتر شم
بر دلدار پیغومی فرستم
که این دوری بسه یا دورتر شم»
اگر خواست دلدار دوری اوست، به او پیغام می دهد که باز هم حاضر است دورتر شود؛ گرچه این دوری خلاف میل درونی و خواست او است:
«ته دوری از برم، دل در برم نیست
هوای دیگری اندر سرم نیست
بجان دلبرم کز هر دو عالم
تمنای دگر جز دلبرم نیست»

امیر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:

دوستان، یه نفر لطف می کنه معنا و مفهوم این دو بیت رو کمی توضیح بده و بازتر کنه؟

Zal_sam_esavar در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۹:

چو آن زن یلان سینه را دید گفت:
پرستنده ای را که ای خوب جفت(پرستنده ی چه کسی هستی؟ ...یا کسی را که تو پرستنده ی او هستی) در بیت بعد
:برو تیز آن شیر دل را بگو..که ایدر تو را آمدن نیست روی:معنی هردوبیت:زن به یلان سینه گفت تو پرستنده و فرمانبر چه کسی هستی؟؟برو به او بگو که آمدن شما به اینجا درست نیست..
یا کسی را که خود پرستنده هست و تو پرستنده او هستی(چون زن میداند که یلان سینه از غلامان بهرام هست و بهرام کسی را در پس خویش نگمارده و اتفاقا یلان سینه را نمیشناسد و افراد رده بالا برای کمین کردن و مخفیانه گوش دادن گمارده نمیشوند و چون نمیشناسد حدس میزند که نزدیکان بهرام کسی را برای آگاهی از بهرام به کاخ فرستاده ودر بیتهای بعد نیز اشاره میکند که بگو بهرام به زودی برمیگردد)

۱
۲۸۴۱
۲۸۴۲
۲۸۴۳
۲۸۴۴
۲۸۴۵
۵۸۲۳