گنجور

حاشیه‌ها

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳ - در پند و اندرز و مدح پیامبر بزرگوار:

بیت 14
به دست آز مده دل که بهر فرش کنشت
ز بام کعبه ند زدند مکیان دیبا
در مصرع دوم این بیت کلمه «ندزدند» به صورت ند زدند تایپ شده باید اصلاح گردد. ضمنا در بعضی نسخه ها به جای ندزدند ندرّند هم آمده است.

مهرپویا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۸:

یک نکته‌ی دیگر:
«موسی» را هم به‌تر است بر وزن «روسی» بخوانیم نه به صورت معروف (بر وزن «کوشا»). در موسیقی شعر مولانا، بسیار متفاوت است.

مهرپویا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۸:

سلام.
واقعاً حیف و البته حیرت‌انگیز است در چنین تارنمایی، این گونه شعر مولانا در خواندن، ضایع شود!
سه اشتباه در خواندن این غزل هست. یکی را می‌شود نادیده
گرفت. «شاید» را در این مصراع خوب نخوانده‌اند: «پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم».
در این مصراع «تا» را نخوانده: «میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم»!!!
در این مصراع، اوج بی‌دقتی صورت گرفته: «کاین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم»
به شدت متعجبم کسی که بدیهیات وزن شعر را نمی‌داند، چه طور جرأت می‌کند و به خود اجازه می‌دهد شعر مولانا را بخواند! و از شما گردانندگان این تارنمای مهم نیز در شگفتم چرا هر چیزی را منتشر می‌کنید.
با احترام.

محمدامین در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۹ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۲۶- سورة الشعرا- مکیة » ۲ - النوبة الثانیة:

ازین تعبیر زیبای تهکم و انکار جناب میبدی بسیار بهره بردم.

محمدامین در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۲۶- سورة الشعرا- مکیة » ۲ - النوبة الثانیة:

سلام و درود
«...بر وجه تهکم و انکار...»
آیا «تهکم» در اینجا صحیح است؟
تهکم: 1. ریشخند، استهزا، مسخره، تمسخر؛ 2. دست انداختن.

مولانا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۸ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود:

سطر اول پاراگراف آخر : دردست ( درد است ) که آدمی را رهبرست. لطفاً تصحیح شود. با فاصله بین در و دست جمله کاملاً از معنی عاری شده است.

هاشم در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۴۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱:

نکته کلیدی در تفسیر این شعر معنی میگذرد در آخر بیت دوم است که اگر آن را به معنی گذرا بودن و تمام شدن در نظر بگیریم مجموعه دو بیت این معنی را میدهد که در هر وضعیتی که هستی چه خوب و چه بد ، آن وضعیت گذر است و تمام میشود .
اما اگر گذرای آخر بیت دوم را به معنی آنگونه شدن یا بدان صورت در آمدن در نظر بگیریم مانند وقتی که میگوییم خوش بگذرد یعنی خوش بشود و یا به صورت خوش در اید ، در آنصورت معنی فلسفی خاصی پیدا میکند بدین مفهوم که هر طور تو خیال میکنی میشود ،اگر فکر خوب و مثبت میکنی اتفاقات خوب میافتد و اگر فکر منفی میکنی اتفاقات بد میافتد و اساس اتفاقات در در مغز و خیال تو هست.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۳۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۷:

آقای شمس الحق که خود را صاحب کرسی تدریس ادبیات پارسی در برخی دانشگاه های خارج هم می دانید لطفا مشخص کنید کجا حافظ چنین سخنی فرموده است که:
استاد سخن سعدیست نزد همه کس اما
دارد غزل حافظ طرز سخن خواجو
مشخص است مقامات ادبی شما را از همین جا می توان دریافت
اما بعد کلمه غول بار منفی زیادی دارد و لقب غول به خداوندگاران ادب پارس نشان از ...
بگذریم
شما که خدا را شکر ضاحب مقامات عالیه در ادبیات پارس هستید و سخن از هرجا که بشود صاحب نظرید و سفر کرده و بلکه واصل شده به آنجایید می توانستید از واژه هایی چون قله های شعر فارسی، خداوندگاران شعر فارسی یا ... استفاده کنید
تا مرد سخن نگته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
ایام عزت دوستان مستدام

امید در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴۴:

جناب همایون چقدر زیبا غزل را باز نموده‌اید. سپاسگزارم.

علی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱:

این غزل را استاد قوامی هم به زیبایی خوانده اند.اگر نیاز به آهنگ دارید خدمتتون ارسال کنم

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:

اویس جان
به خوانش جناب حمید رضا گوش کنید
می خواند : در هر تَعَنُتی ت ، یعنی در هر یک از تعنت های تو {هر تعنتی از تو }
پس همان تعنتیت درست می نماید
همان ضبط شده در گنجور صحیح است

محمد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵:

در بیت
فرو ریخت از باره بر گستوان
وزین هست هر چند رانم زیان
زبان صحیح است

محمد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵:

در بیت
ببستم میان را یکی بنده‌وار ابا جاودان ساختم کارزار
جادوان صحیح است.به معنی جادوگران

رامین.ک در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

اللهم صل علی حافظ والمریدان الحافط
عزیزان اولا زلف در مصرع آغازین آمده و در مصرع بعد تکرارنمیشه دوما چشم و موی سیاه را مردمان اکثر اکناف گیتی دارند لیکن مقصود از هندو که به خال است که هندوان بین ابروان یعنی محل چشم سوم بطور تصنعی ایجاد میکنند و در عین حال ایهام داره به دزدان و باجگیران هندی که باشمشیرهای پهن برهنه مسافران را غارت میکردند برای همین میگه هندوی شما برما جفا کرد

مسعود زمانی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:

در کلیه اشعار می آگاهی است و خرابات مکان جستجوی آگاهی است ؛ واینها دائم در خیال خود نفی و اثبات میکردند و خرامان ذهنی هستند ؛ به کوی نفی فرو شو چندان که برنایی که گرد دایره نفی عین اثبات است !! بنابراین حافظ به رندی معروف است و ایشان در یک شعر فقط در یکی دو بیت حرف خود را میزد و فقط آگاهان متوجه خواهند شد که ایشون چه در نظر داشته است برای همین خودش را نظرباز مینامه دراین شعر ! اینها خداوند را درون خود جستجو میکنند نه در بیرون ! ره آسمان درون است پَر عشق را بجنبان ؛ پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند ؛ بحرحال در آن زمان کوچکترین بهانه ای باعث مرگ شاعر میشد مانند منصور حلاج ! بنابراین شعراء از ایهام و ایجاز و استعاره های اسلامی برای بیان منظور خود بصورت رندی استفاده میکردند ؛ موفق باشید و آگاه چون آگاهی یعنی آزادی و آزادی یعنی ایجاد توانایی ! در ذهنیت خلاق باشید و هر روز خلق کنید و بعد نفی کنید ! بروید بروید و بیکرانی را جستجو کنید ؛ بهش جهت ندید و معلومش نکنید چون معلوم یعنی محدود ! بنابراین ما نباید حتی خالق را معلوم کنیم ! رو به آن وسعت بی پایان !!

مولانا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود:

سطر هفتم : چون بپوست در زمین دفن کنی. لطقاً تصحیح شود به جای دفع ، دفن باید باشد.

نیما در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

جناب بابک
شما و دیگران که طالب شناخت بزرگان شعر و ادب هستید در نظر داشته باشید :
شرط نخست ورود به وادی شعر عارفانه و شناخت شاعران صوفی مسلک رعایت ادب است! آدمی را تا ادب دارد میتوان آدمی خواند!
اگر با دیگری مخالفتی دارید نظر مخالف خود را مستدل در کمال ادب که نشان از فهم شماست بیان کنید قطعا اگر بحق و انصاف باشد مورد قبول حق بینان خواهد بود و تاثیرگذار در بسیار کسان ک نظر شما را میخوانند
این طرز اظهار نظر شما در حاشیه نویسی ما قبل نگارش حاشیه بنده جایی در این عرصه که سراسر ادب است ندارد!
تجدید نظر فرمایید

عبدالعلی محمدی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:

سلام،
در جواب جناب ناصر
اگر تعنّت بگیریم هم در وزن و هم در معنی درست خواهد بود، به این صورت: "در هر تَعَنُّتَت ..." ؛ اما به هر حال آنچه در متن آمده اینست: تعنتیت.
آیا در گنجور اشتباه ضبط شده یا در نسخه های دیگر هم چنین است؟

نادر.. در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶:

مطلوب را که دید طلب‌کار آمده!..

همیرضا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۸ - حکایت:

@علی:
در این مقاله به قلم دکتر محمد علی صادقیان (که گویا در مجله‌ای با نام «خرد و کوشش» چاپ شده ) با عنوان «نقدی بر شرح بوستان دکتر محمد خزائلی» در صفحات 6 و 7 فایل PDF و 162 و 163 مجله راجع به دو بیت ابتدایی این حکایت توضیحاتی داده شده که معنی را روشن می‌کند. نوشته شده است:
«
لفظ «بر» جزئی از فعل مرکب «بر شکستن» است. مؤلفان برهان قاطع، آنندراج و معین « برشکستن» را کنایه از برگشتن، واگذاشتن و اعراض نمودن دانسته‌اند. پس بهتر است ابیات مذکور بدین صورت معنی شود: دو نفر گرد و غبارجنگ دیدند و مشاهده کردند که متخاصمان به یکدیگر سنگ و کفش می اندازند. یکی در میان معرکه رفت تا میانجی شود، سرش را شکستند اما دیگر از گوشه‌ای برگشت (خود را کنار کشید) در نتیجه از آن غائله به سلامت جست. شرح بوستان مصطفائی چاپ هند این نظر را تأیید میکند ولی معنایی که در بهار بوستان آمده با آنچه بیان شد اندکی اختلاف دارد. در آنجا بیت دوم، چنین معنی شده است: «یکی فتنه و جنگ دید طرف را گذاشت و سلامت بدر آمد و دیگری به میان رفت و سرش شکست.»
»

۱
۲۸۴۰
۲۸۴۱
۲۸۴۲
۲۸۴۳
۲۸۴۴
۵۸۲۳