گنجور

حاشیه‌ها

سید کاظم حسینی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۷ - آرزوی پرواز:

با سلام.بیت 11.بدین به جای بدن صحیح است.با تشکر فراوان از مطالب این سایت....

سید حبیب حمزه لو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۰ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۱۷:

هِشت بر زانو، سر تسلیم من
خواست تا سّری کند تعلیم من

نادر.. در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۴:

به من بنگر
به ره منگر...

نادر.. در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۴:

بگفتم هجر خونم خورد
بگفت آن دام لطف ماست..

حجت الله ماله میر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:

من در بیت اول مانده ام و در جستجوی آن دلبرم که پیش وجودش همه خوبان عدمند قافیه میخواهم چکار آرایه ادبی بچارم آید به باقی غزل نرسیده ام هنوز در بیت اولم

Fatêh.A در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:

نیاز به علائم سجاوندی و ویرایش دارد

تهمینه در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

گرفتاری های ما مردم روانرنجوریست متاسفانه . مذهبی و غیر مذهبی! البته در بین مذهبیان بیشتر دیده مشود.بنابر دلایلی که مجال گفتن نیست. صحبتم از روی دلسوزی است.
نظر شخصی من: به عنوان کسی که در حوزه معماری مطالعه کردم و علاقه ام به ادبیات کمک بزرگی به درک معماری ام داشت حافظ انگیزه بزرگی است. نکته جالبی که برای من این شاعر دارد اینست که از همه ادیان و مذاهب اشارات بسیار جالبی اورده و کمال استفاده را برای بیان مفاهیم مدنظرش را کرده مثلا اگر دقت کنیم بسیاری از شخصیت های کلیدی در اشعار وی که جنبه بسیار مثبتی داشته اند مثل موبد یا پیر مغان (حتی داعیه شاگردی اش را دارد) دایم به نیکی یاد شده اند کارکترهای زرتشتی هستند ایا این بدین معناست که او یک زرتشتی است؟ (آیا اگر یک زرتشتی همین ادعارا بیان کند از نظر شما پسندیده است؟ ) و جالب اینکه بیشتر شخصیت های منفور نزد حافظ مسلمان هستد. زاهد و شیخ و..
شخصا هیچ گاه به دنبال فهمیدن ایین حافظ نبودم چون به نظرم از اشعارش نمیتوان پی بردو کار عبثی است. همه هنرش پوشاندن و در لفافه بردن سخن است. اسلام نظیر ایین های دیگر نقاط قوت بسیاری دارد که با توجه با کانتکسی که حافظ دران قرار داشته چرا نباید به این نکات بپردازد؟ قیام حسین هم یکی از همین نقاط قوت تاریخی است. قران و به طور کلی اسلام منبع مهمی برای تشکیل جهانبینی حافظ بوده. ایرانی دیروز و حتی امروز چه با دین چه بی دین جهانبینیش را نسبت به دین رسمی کشور تشکیل داده و نمی توان حضور مفاهیم دینی در زندگی مان را کتمان کنیم. چه مثبت چه منفی. من هنوز مطمئن نیستم که این شعر اشاره مستقیم به عاشورا دارد یا خیر؟! اما پیشنهاد دوستانه ای که دارم اینست هیچ وقت انحصارطلب نباشید در طول این سالیان انحصار ارزشها توسط بخشی از جامعه و سرکوب بخشی دیگر اثرات نامطلوبی گذاشته بیاییم این سنت زشت را کنار بگذاریم. اگر تفسیر می کنیم این شعر اشاره به عاشورا دارد مشکلی نیست اما دیگر پشتش هم تکبیرگویان حافظ را در انحصار مسلمان ها نکنیم که جز دوری ادم ها و ایجاد حساسیت چیزی ندارد حاصلش هم جز این نیست که عده ای هم پیدا میشوند که نقد و طرد حافظ را نسبت به اسلام و منش مسلمانی پیدا میکنند (که از قضا بسیار هم وجود دارد )را بر سرتان می کوبند. ایا این زیبنده است؟
به نظرم ارام باشیم و سینه مان را انچنان گشاده کنیم که همگان را در بر بگیرد و این دقیقا روش فکری حافظ است.
مسلک حافظ مروت و راستی و رندی است.

D.F.L در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

قسمتی از این شعر در آهنگ جدید یاس به نام سفارشی به صورت کمی تغییر یافته آورده شده است.
یا رب مبادا آنکه صدا معتبر شود
صدایی که یک ساله؛ از صفر، صد پله مرتفع شود
و بدین سان موسیقی؛ هنر، از زیر بیخ و بن فلج شود

منصور در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و نهم » بخش ۷ - الحكایة و التمثیل:

چنین به نظر میرسد که بیت ششم از وزن خارج است
و دوست عزیزمان اقای سهراب درست میگویند

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶ - مطلع دوم:

ببخشید در بیت 15 بزان اشتباه است و نران صحیح است.

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶ - مطلع دوم:

بیت 15.
صحن فلک از بزان انجم ماند رمهٔ مضمران را
بیت 16.
هست از پی بر نشست خاصت امید خصی شدن نران را
در مصرع اول بیت 16 بزان اشتباه است و نران صحیح است.
این دو بیت موقوف المعنی است.
مضمَّر ؛ اسب لاغر و کم گوشت و باریک میان
نران انجم یعنی سیارات
سیارات که درصحن فلک (آسمان) قرار دارند همچون اسبان لاغر هستند ذر بیت بعد هم می گوید برای اینکه این اسبها به طور ویژه قابلیت سواری برای تو (شروانشاه) داشته باشند، خصی (اخته) شده اند. (توضیح : اخته شده اند تا نیرو بگیرند. معمولا حیوانات نر مانند گاو ، گوسفند ، اسب و الاغ را برای اینکه چاق و قوی شوند اخته می کنند.)

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵ - در ستایش ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه:

در بیت 22 دُرّ دری یعنی زبان فارسی.
در بیت 24 صادران یعنی بزرگان؛ خزران یعنی اقوامی که در کنار دریای خزر زندگی می کردند

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵ - در ستایش ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه:

بیت 19. شش پنج زنند برتران نقش
یک نقش رسد فرو تران را
بیت 20. چو جرعه فلک به خاک بوسی
خاکی شده جرعهٔ سران را
بیت 19 اصطلاحاتی است از بازی نرد خاقانی می گوید مهره های برتران در بازی زندگی که مانند بازی نرد است یا جفت پنج یا جفت شش می افتد اما مهره های فروتران جفت یک می افتد.
بیت 20 اشاره به رسمی دارد در میخوارگی و آن این است که میخواره برای اینکه سخاوت و جوانمردی خود را به طور سمبولیک نشان دهد چند قطره از می خود را به خاک که نازلترین موجود است هدیه می کند و از باب احسان چند قطره به خاک می ریزد. حال خاقانی می گوید فلک از سر تعظیم به پادشاه زمانه یعنی شروانشاه برای پابوسی به زمین آمده و در پای او تبدیل به نازلترین موجود یعنی خاک شده است اینک سران یعنی بزرگان به این خاک چند جرعه می هدیه می کنند. در این بیت خاقانی از روی مبالغه عظمت شروانشاه را بیان می کند.

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵ - در ستایش ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه:

بیت 15. می درده و مهره نه به تعجیل
این ششدرهٔ ستم گران را
به تعجیل یعمی به فوریت . ششدره اصطلاحی است در بازی نرد که در آن نراد وقتی تاس را می اندازد هر دو تاس شش می افتد. در بازی نرد گاهی شخص به مرحله آخر می رسد و در حالت باخت است و فقط اگر شانس ییاورد و وقتی مهره هایش را می اندازد جفت شش بیاورد از خطر نجات می یابد. این بیت کنایه از آن دارد که در کارزار زندگی آزادگان در مقابل ستم روزگار قرار گرفته اند و از شدت غصه ذر حال باختن روحیه خود هستند خاقانی می گوید تنها چیزی که آنها را از این غصه می تواند نجات دهد می است. در واقع می در این حالت به منزله ششدر افتادن مهره هاست که او را از باختن می رهاند و به همین جهت خاقانی می گوید می در ده.

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵ - در ستایش ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه:

13. در گوهر می زر است و یاقوت تریاک، مزاج گوهران را
14. یاقوت و زرش مفرح آمد جان داروی درد غم بران را
این دو بیت موقوف المعنی است.
دربیت 15 گوهر می در اول بیت اضافه تشبیهی است و گوهر آخر بیت به معنی سرشت عالی و پاک است و گوهران صفت جای موصوف نشسته است و معنی آن اشخاص والامقام است هم چنین یاد آور شوم برای اینکه می شادی آور شود خرده های یاقوت و زر به جام می اضافه می کردند مفرح به معنی شادی آور و همچنین داروی شادی آور است است و در نوروز نامه چنین آمده است اطبا به مفرح اندر زر و سیم و مروارید افکنند و عود و مشک و ابریشم . پس با توضیح مفردات فوق معنی دو بیت روشن است. بدین ترتیب:
می مانند گوهری که دارای زر و یاقوت است و این معجون پادزهری است برای مزاج نیک گوهران و درییت بعدی هم می گوید این معحون مانند دارویی است که غم و غصه غمزدگان را زایل می کند.

محمد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۴:

کسی معنی دقیق این بیت را میداند
موج برآید ز خود و در خود نظاره کند
سجده کنان کای خود من آه چه بیرون ز حدی

محسن زاده در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۲۰ - در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود:

شرحی بر بیت:
گر بصورت من ز آدم زاده ام
من به معنی جد جد افتاده ام
کلامی در حقیقت محمدیه (ص) که صادر اول است:
برهانا عقلا و نقلا ثابت و مبرهن است که آنحضرت صادر نخستین و اولین جلوه رب العالمین است و در واقع آدم اول است لقوله (ص) (انا آدم الاول) یعنی منم آدم لاهوتی جبروتی : و قیل عن لسانه (ص)
و انی و ان کنت بن آدم صورتا
فلی فیه معنی شاهد بابوتی
گر بصورت من ز آدم زاده ام
من به معنی جد جد افتاده ام
پس در واقع عالم وجود نسل کثیر و ولیده وجودی ذی جود حضرت ختمی مرتبت و دختر گرامیش ملکه ملک و ملکوت عصمت کبری حضرت فاطمه زهرا صلوات الله و سلامه علیهما می باشد این است کوثر حقیقی منبع خیر کثیر واقعی و اعطاء فضل بی نهایت حضرت احدیت جلت عظمته بحضرت خاتم انبیاء و سرور اصفیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله که عالم و آدم همه ذریه اویند و بهمین جهت است که فرموده (اول ما خلق الله نوری ) و شکی نیست که پیغمبر اکرم و دختر گرامیش فاطمه نور واحدند و خلقت آنها بر کل ماسوا علی الاطلاق سبقت سرمدی دارد و نیز تقدم شرفی و رتبه ای و دهری بر جمیع موجودات و مخلوقات دارند.
آنچه اول شد پدید از جیب غیب
بود نور پاک او بی هیچ ریب
بعد از آنش نور مطلق زد علم
گشت عرش و کرسی و لوح و قلم
برگرفته از: آئینه ایزد نما حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها؛ تألیف آیت الله محمدرضا ربانی

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵ - در ستایش ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه:

بیت 12. نراد طرب به مهره بازی
از دست، بنفش کرده ران را
نراد یعنی قمار بازی که بازی نرد می کند معمول است که نراد وقتی بازی را می برد از شادی دستش را مجکم به زانوی حود می زند و جیغی می کشد. در این بیت طرب را به نراد تشبیه کرده و از را ه مبالعه می گوید خود طرب که معنی شادی است از فرط شادی مانند نراد مرتبا دستش را به روی زانوی خود می کوبد . تعداد ضربات این قدر زیاد بوده که روی زانویش را کبود کرده است. (نراد طرب اضافه تشبیهی است)

عباس سالمی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:

سلام
به نظرم این رباعی به سخره گرفتن افرادیه که به طمع بهشت و حور و شراب عبادت خدا میکنند که خصوصا تو مصراع اخر تلنگری میزنه جناب خیام بهگ این گروه که اگه هدفتون از اینهمه عبادت و ریاضت این چیزهاست که تازه اونم وعده نسیه بهتون دادن اینا تو همین دنیا هم هست

حمید رضا۴ در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:

در شگفتم چگونه با گذاردن واژه هایی ساده در کنار یکدیگر اینچنین هنری بی مانند آفریده می شود.
پیام زیبایش به کنار، برایم آوای این غزل به تنهایی همانند بهترین و پر آوازه ترین قطعات سمفونی، تابلوها و یا مجسمه هاست.

۱
۲۸۳۲
۲۸۳۳
۲۸۳۴
۲۸۳۵
۲۸۳۶
۵۸۲۳