گنجور

حاشیه‌ها

نادر.. در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵۰:

چو نقش را تو بروبی...

Hamid Azhdehfar در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷۲:

مولانا در نسبت با مرگ دلیر است ، خواننده است ، بی صبر است ، رستم است ، بی باک است ،نمیترسد و بسیار مشتاق است ، او میفرماید :
مرگ اکر مرد است آید پیش من
تا کشم خوش در کنارش تنگ تنگ
مولانا مرگ را آغازی دیگر میداند
او میگوید ما چون نمیدانیم و نمی بینیم دلیل بر این نیست که چیزی وجود ندارد، بلکه شاید از ازدیاد ما نمی بینیم.

Wiki.Bill در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - پند و موعظه:

فایل صوتی این قصیده را از کجا میتوان شنید
من بسیار دنبال آن گشتم ولی.......
پیدا نکردم

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸ - در شکایت از حبس و بند و مدح عظیم الروم عز الدوله قیصر:

این قصیده یکی از پنج قصیده حبسیه خاقانی و مفصل ترین آنها است. وچون مشحون اصطلاحات دین مسیجی است به قصیده مسیحیت یا ترساییه مشهور است قصیده دارای چند بخش است بدینترتیب که تا بیت 32 خاقانی سختیهای زندان را بیان می کند و از بد اقبالی خودش شکوه می کند و تعریضی به هنرهای خود می زند. از بیت 33 تا 36 سؤالی مطرح می کند که از موطن خودش که اسلام برآن حاکم است به دیار دیگری که مسیخیت بر آن حاکم برود سپس از بیت 37 تا بیت 71 ضمن بیان اطلاعات خود از دین مسیحیت اندیشه رفتن به دیار مسیحین را به چالش می کشد. این قسمت از قصیده با توحه به اینکه تعداد زیادی از عقاید مسیحیت در آن وجود دارد و تعداد زیادی از بزرگان دین مسیح در آن نامبرده شده است مشکل ترین قسمت قصیده است. از بیت 71 تا 73 از اندیشه خودش پشیمان می شود و استغفار می کند و از بیت 74 تا آخر قصیده ضمن مدح قیصر روم عظیم الذوله و با انواع سوگندها از او استمداد می طلبد و نهایتا در بیت آخر غرایی قصیده خود را می ستاید.
داستان زندانی شدن خاقانی را از سایت ویکی فقه نقل می کنم به شرح زیر:
خاقانی حدود هفت ماه تا یک سال را در زندان به سر برده است. بنا بر تحقیقات به عمل آمده به زندان افتادن خاقانی به دستور اخستان بن منوچهر و درسال 569 هجری قمری بوده است. در این سال خاقانی به زیارت حج، قصد خروج از شروان را داشت که اخستان طی نامه‌ای او را فرا خواند؛ ولی خاقانی در جواب شاه شروان نامه‌ای نوشت و ادعا کرد که نمی‌تواند به حضور او شرف‌یاب شود، که امروزه این نامه در دست است. نامه مزبور، اخستان را بسیار ناراحت کرد تا جایی که دستور زندانی شدن خاقانی را صادر نمود.
پنج قصیده از قصاید خاقانی حبسیه است که در آنها از رنج و تعب زندان حکایت و شکایت می‌کند. یکی از این قصاید، قصیده مسیحیت یا ترساییه است که ممدوح او طبق تحقیق انجام گرفته، کمننوس شاهزاده مسیحی بوده و خاقانی ممدوح را واسطه قرار داده و از او خواسته که آزادیش را از شاه شروان بگیرد . در ذیل مواردی از ابیات قصیده توضیح داد می شود.
بیت 24 که باید به سؤالی خوانده شود یک اشکال تایپی دارد که باید اصلاح شود ترکیب کاستان که مخفف که آستان است به صورت کستان تایپ شده است.
در بیت 35 اخاز به معنی طایفه و ناحیه‌ای در مغرب قفقاز، جزء جمهوری گرجستان است.
در بیت 40 ناجرمکی به معنای معتکف در بتکده است و مخران معبد ترسایان که به اسم بانیش معروف است و بقراطیان سلاطین تفلیس را گویند.
دربیت 42 بطریق نام زاهدی و صومعه نشینی از ترسایان است.
در بیت 43 عودالصلیب چوبی است از درخت خاص که ترسایان بدان صلیب سازند، و چون او را در گلوی اطفال آویزند به خواب نترسد،
در بیت 45 هیکل به معنای معبد و همچنین تعویذی که به بازو یا عضوی از بدن می‌بستند. و مطران در آیین مسیحی، رئیس کاهنان و اسقف است و مطرا تازه و تازه کرده شده و مصفا و آبدار و پرداخت شده است/
در بیت 46 برنس جامه‌ای که کلاه هم داشته باشد و معمولا کشیش ها می پوشند. پور سقا در لغت نامه های فارسی می نویسند که پورسقا همان شیخ صنعان است که عاشق دختری ترسا شد و دین او اختیار کرد و سپس توبه کرد.
بیت 47 . کنم در پیش طرسیقوس اعظم ز روح القدس و ابن و اب مجارا
ظرسقوس نام حکیم یا پادشاهی از نصارا است مجارا مخفف مجارات یعنی با یکدیگر برابری کردن اب، ابن و روح القدس اقانیم ثلاثه است.
در بیت 51 قسیس رتبه ای است بعد ازاسقف و قبل از شماس
بیت 52 فیلقوس نام حکیم همچنین نام پدر اسکندر
بیت 53 نسخه ثالث ثلاثه به معنی اقانیم ثلاثه یعنی اب و ابن و روح القدس است سوق الثلاثا بازاری است در بغداد که روز سه شنبه در آنجا خرید و فروخت میشود و در قدیم خانه های فحول علمای ترسایان در آنجا بود. مقصود و معنی بیت این است که اقانیم ثلاثه به بازار بغداد بفرستم و به دین مسیحیت دعوت کنم.
بیت 54 می گوید نوک کلکم یعنی سروده هایم را به استانبول بفرستم که برای مردگان به منزله حنوط است و برای زندگان به منزلله غالیه (عطر) است یعنی اشعارم برای مرده و رنده مفید است.
بیت 68 لوقا از حواریون است که یکی از اناجیل به نام اوست فسطا هم پسر اوست که از بزرگان مسیحیت است.
بیت 69 فوطه به معنی لنگ و دستار و رانین به معنی شلوار است
بیت70 تنگلوشا کتابی که لوشای حکیم صورتها و نقشها و اسلیمی خطائیها وگره بندیها و سایر صنایع و بدایع تصویر و نقاشی که خود اختراع کرده بود در آن ثبت نمود، و این کتاب در برابر ارتنگ مانی است
87. به تثلیث بروج و ماه و انجم
به تربیع و به تسدیس ثلاثا
88. ز تثلیثی کجا سعد فلک راست
به تربیع صلیبت باد پروا
این دو بیت موقوف المعنی است
تثلیث بروج یعنی منطقه البروج که به شکل دایره است و دایره 360 درجه است در هر 120 درحه از این دایره یک برج باشد که نشانه سعد است در تربیع در هر نود درجه از دایره یک برح باشد که در این صورت چهار برج می شود و به آن تذبیع گویند که نحس است تسدیس ثلاثا احتمالا تکرار 6 بار تثلیث است الله یعلم. حال در بیت بعد می گوید تثلیث ثلاثا که سعد اکبر است بر تربیع که نحس است اثر گذارد.
90. ز خط استوا و خط محور
فلک را تا صلیب آید هویدا
91. سزد گر عیسی اندر دیر هرقل
کند تسبیح از این ابیات غرا
این دو بیت نیز موقوف المعنی است و صنعت شریطه می باشد یعنی بیت 90 شرط تخقق بیت 91 است در بیت 90 می گوید تا زمانی که خط استوا بر خط محور عمد است و در واقع در فلک شکل صلیب درست می کنند می دانیم که خط استوا و خط محور از ازل تا به ابد برهم عمودند بنابراین مفهوم بیت نود یعنی از ازل تا به ابد
در بیت 91 هم می گوید حضرت عیسی در کلیسای هرقل یا هراکلیوس تسبیح گوینده این ابیات غرا باشد
خلاصه این دوبیت آن است که از ازل تا به ابد مسیح ابیات غرای این قصیده تسبیح کند. در واقع این دوبیت دعای آخر خاقانی است.

سپهر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

با سلام خدمت شما من بسیار به دنبال ترجمه این بیت به انگلیسی و به خصوص آلمانی میگردم بسیار خوش حال میشم اگر کمکم کنید:
به طبیبش چه حواله کنی ای آب حیات
از همان جا که رسد درد همان جاست دوا
در صورت داشتن ترجمه ممنون میشم به تلگرام بنده ارسال کنید! باتشکر1
09377308889

۸ در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۶۰:

تلواسه بی قراری است دلتنگی است

چکاد سرامی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

قادری بر هر چه فرمایی مگر آزار من، رواتر می باشد.
فرمان، اعمال قدرت را ایجاب می کند.
سپاس

متحسر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۶:

در بیت‌های دو تا شش، قافیه به اشتباه به جای "یافت"، "بافت" ثبت شده است.
در بیت چهارم، "گونیا" "گوییا" اصلاح گردد، همچنین "گفته‌ای" بجای "گفتهای" در بیت آخر.

منصور قربانی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۹:

مولانا بزیبائی بیان میکند که عنصر عشق ،درد را بارمغان می آورد

فرهاد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود:

ببخشید دوستان در ادامه این قسمت از این شعر ابیاتی هست بدین شکل نیا را همی بودآیین و کیش
پرستیدن ایزدی بود پیش
بدانگه بدی آتش خوبرنگ
چومرتازیان راست محراب سنگ
و حتی ابیاتی به شکل
نـگـویـی کـه آتـش پـرسـتـان بُـدنـد 
پــرستـنــده پــاک یــزدان بُــدنــد
ایا این ابیات به درستی به این قطعه تعلق دارند یا خیر ؟( ایا این ابیات جعلی هستن یا خیر؟)

محمد مانی کتابی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۶۰:

تلواسه در گویش زیبای همدانی بمعنی تلاش ، تقلا ، حسرت ، آرزو و کلماتی ازین قبیل هست.

انوری در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۰ - حکایت:

در فرد چهارم مصرع اول بعضا چنین ذکر شده
اگر رستم از دست این تیرزن ،،،،

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۷:

اندازه خود را بدان ، نامی مبر زین گلستان
این بس نباشد خود تورا کاگه شوی از خار من
مولانا از زبان حال حضرت دوست میگوید که حد و اندازه خود را بدان و زیاده خواهی نکن و
گلستان حضور را طلب مکن . آیا همین که از خار من ذهنی خود آگاه شدی تو را کفایت نمی کند
البته که مولانا و یا هر عارف دیگری صرفا به شناسایی من ذهنی خود که طالب چیز های این جهانی است بسنده نمیکند و مراتب بالاتر را طلب میکند اما ظاهرا مولانا قصد داشته به ما یادآوری کند قدم اولیه برای وصال روی حضرتش شناخت و اشراف به من ذهنی خود است و البته کنترل و دربند کردن آن .به هر روی حضرتش در خیال مولانا از وی پرسش کرده که آیا همین آگاهی و شناخت و کنترل من ذهنیت که مرتبه اولیه عرفان و شناخت خداوند است برای او کافی نیست ؟ در ابیات بعد وقتی الطاف معشوق را احساس میکند میگوید ؛
چون لطف دیدم رای او ، افتادم اندر پای او
گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من
و در واقع پاسخ حضرت دوست به همه انسانها این است که :
گفتا مباش اندر جهان تا روی من بینی عیان
خواهی چنین ، گم شو چنان در نفی خود دان کار من
فرمود در این جهان به من ذهنی و هم هویت شدگی های با چیز های این جهانی بمیر تا روی من را آشکارا ببینی و البته که خداوند در ذهن نمی گنجد تا بتوان او را دید و این کنایه است از زنده شدن انسان به اصل خدایی خویشتن . و در مصرع دوم میفرماید اگر اینچنین میخواهی اینطور از خود و نفس خود رها شو تا در من زنده شوی . استاد پرویز شهبازی در برنامه گنج حضور این تعابیر و استعاره ها را به روشنی بیان که میکند .
موفق و پایدار باشید

علیرضا خوش اخلاق در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

سلام داداش.بیت دوم اصلش اونی که استاد افتخاری میخونه هست
دلبر تو جامه دان بر در دل حاضر است
روزنه دل برگشا حاضر و هشیار باش
هست
اونی که نوشته شده این نیست
ممنون از لطفت که وقت میذاری

علی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:

اقای غلامحسین مراقبی شما چطور میتونین به عوض کردن شعر یک شاعر بزرگ حتی فکر کنین این فکر شما مانند این است که تصمیم بگیریم متن قران رو عوض کنیم.
در ادبیات چیزی وجود دارد به نام حس امیزی یعنی ترکیب دو یا چند حس در کلام مانند جمله من خاطرات تلخی را به یاد میاورم الان ایا خاطرات اصلا طعمی دارد که بخواهد تلخ باشد؟در این بیت هم شاعر میخواهد خاطره در شهر بحارا بودن را به ما القا کند.
در ضمن در شعر چیزی وجود دارد به نام وزن شعر هر کسی که با ادبیات اشنایی داشته باشد میداند که وجود واژه بانگ نظم و وزن شعر را برهم میزند چه برسد به اینکه ارایه های موجود در شعر را نیز میکاهد.

دانش آموز در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:

درود وقت بخیر
اینجانب کوچک تر از این حرف ها هستم که بخوام نظر بدم اما یه دانش آموز هم گاهی سخنی میگوید که معلوم هم بفکر فرو میرود .
هر ادمی دنیا رو با توجه به شغل و سطح فکرش میبینه ،
حالا یه سوال سطح فکر و شغل خیام چی بوده ؟
حالا سطح فکر و شغل ما چیه ؟
کافیه این سوال رو هر شخص از خودش بپرسه ، به راحتی میبینه دلیل اینکه دیدگاه ما با خیام فرسنگ ها فاصله داره همینه
برای اینکه بتونیم درک کنیم دیدگاه خیام و سطح فکرش رو . باید سطح فکرو آگاهیمونو ببریم بالا و بدنبال مطالبو مفاهیم جدید بریم ،
لازمه بگم به عزیزانی که توهین و حرفای سطحی رو برای قانع کردن خودشون به سطح فکر بزرگان میدونن بگم ، دنیا جای نقد کردنه و هیچ چیزی ثابت نیست دیروز شمع منطق روشنای بود و استفاده میشد یکی اومدو نقدش کرد و الان لامپ منطق روشنایی هست و فردا یکی دیگه لامپو نقد میکنه و نباید توهین بهش بشه، چرا چون منطق ذهنیه ما الان لامپ هست کافیه سطح فکرمونو بالا ببریم تا بتونیم درکش کنیم ، این موضوع درمورد خیام هم هست
امیدوارم عزیزان بنده رو بخاطر زیاده گویی ببخشید و اگه حرفای بنده اشکالی داشت خوشحال میشم راهنماییم کنید .
سپاس از همه

شهلا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۸:

تا ذره صفت ما را کی زیروزبر یابد صحیح است
دراینجا کی، بمعنی چه کسی است، همان که ی معمول ما

یک نکته ازین معنی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:

شگفتا که بسیار جالب مینماید ، عده ای فقط به دنبال آنند که راهی پیش گیرند و سخنی بر زبان آورند خلاف آنچه در کثرت باشد ، نه بدانجا که وقتی عده ای کثیر اشعار خیام را صریحانه و بدون قصد در ایجاد ایهام و ابهام میدانند ، گروهی
مبادرتی شدید میورزند تا خیام را غرق شده در دریای تصوف نشان دهند و نه به اینجا که می آیند و میگویند
حافظ از عرفان هیچ نمیدانسته و شراب و باده اش ، ربطی به شراب عرفانی ندارد.

شهرزاد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۹ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » رباعیات » شمارهٔ ۲۹ - وصف گلابی:

وزن مصرع سوم صحیح نیست و «ورق زرد گلش» درست است.

امیر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۷:

سلام
تصنیف من چه دانم از آلبوم مولویه خارق العاده و آسمانی است ،به راستی که انسان را به بعدی دیگر می برد...

۱
۲۸۳۴
۲۸۳۵
۲۸۳۶
۲۸۳۷
۲۸۳۸
۵۸۲۳