گنجور

حاشیه‌ها

محمد در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۵:

باسلام این غزل درلینک ذیل توسط استاد حاجی بلند شرح شده است انشا.. مورد توجه مولوی دوستان قرار گیرد پیوند به وبگاه بیرونی

امیرحسین در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۲۵ - گریه کن:

این تصنیف رو جناب آقای شاهرخ سالار هم با گوره عشاق اجرا کرده اند. گوش دادنش خالی از لطف نیست. من خودم این تصنیف رو با اجرای اساتید بزرگ رو بیشتر قبول دارم، اما همکاری این گروه با جناب شاهرخ سالار رو هم حیفم اومد که نامی ازش نباشه.
یک آواز هم در مایه ی دشتی توی این آلبوم هست که با این مصرع شروع میشه: بیمار درد عشق و پرستارم آرزوست، توصیه میکنم حتما گوش بدید.

سیدمسعود در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶:

با سلام
بیت سیزدهم به شکل زیر رایج تر و زیبا تر می باشد
اگر تو از آموختن‌سر نتابی
بجوید سر تو همی سروری را
چون " سر بتابی " و " نجوید" هر دو بار منفی دارد و وقتی می شود با جمله مثبت معنی را رساند چرا منفی در منفی در جمله بیاوریم

سیدمسعود در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶:

با سلام
مصراع دوم از بیت دوم به شکل زیر رایج تر و روان تر است
نشاید نکوهش ز دانش بری را
در بیت بیست و دوم
بنا به ضرورتِ وزن ، قرآن به صورت " قران " باید خوانده شود مثل کلمه فلان

مجید در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

بر طبق نسخه زنده یاد فروغی
به دیگران نگذاریم باغ و صحرا را
درست است که از نظر وحدت معنایی هم خوانی بهتری با مصرع اول دارد.

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

منزل به منزل و کو به کو فیوضات والا تر و شرط کسب آن نیز دشوارتر می شود . نکته ای که مولانا در این شعر بدان پرداخته و به نوعی حجت را تمام کرده است.
روی سخن با آنانیست که ظاهرا خود را در سرمنزل مقصود می دانند و نایل به وادی ایمن می شمارند که سرمستی دیروز برای منزل امروز جوابگو نیست . دیروز با یک تسلیم و سرسپردگی به داخل کشتی آمدی ولی امروز اگر تحفه ای برای ناخدا عرضه نداری حتی ممکن است از کشتی به دریا انداخته شوی !
همانگونه که عاشقی تحفهء جدیدی برای معشوقش نبرد از چشم او خواهد افتاد سالک نیز اگر قدرت کسب فیض جدید درخود نپرورد محکوم به هبوط است.
در هر حالی از هر چه که با آن در ارتباطی باید شکرگزار باشی و این عمل باعث گشودگی درهای بسته می گردد.مداومت در شکرگزاری باعث تعالی در سیرصعودی است.
در عین سکون و بی عملی خود نهایت فاعلیت خواهی شد چنانچه نظر آن جان جانان را جلب نمایی.

رضا ساقی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۷:

بیاباما مَورزاین کینه داری
که حق صحبت دیرینه داری
باتوجّه به بیت چهارم مخاطب این غزل "شیخ" است. ظاهراً بنظر می رسد که حافظ مدّتی بااین شیخ مراوده ودوستی داشته است لیکن پس ازاینکه حافظ طریق عشق ورندی اختیارمی کند دوستی آنها قطع شده وشیخ مبادرت به کینه ورزی وبدگویی حافظ می نماید.
مَورز: مپرداز،انجام مده،
کینه داری: دشمنی کردن،کینه ورزیدن
حق صحبت: حق دوستی
دیرینه: قدیمی
معنی بیت: بیا و حرمت حق دوستیِ قدیمیمان رانگاهدار ازاین پس بامادشمنی مکن.
سر وزَر ودل وجانم فدای آن یاری
که حق صحبت ومِهرووفانگه دارد
نصیحت گوش کن کاین دُربسی بِه
از آن گوهر که در گنجینه داری
دُر: مروارید
گنجینه: کنایه ازسینه ودل هست باتوجّه به اینکه روی سخن باشیخ است بی تردید چیزی که درسینه ی شیخ است ایمان واعتقادات وورد وذکراوست که حافظ در اینجابه طعنه با عنوان "گوهر" یادکرده است.
معنی بیت:(ای شیخ) پند واندرزمراگوش کن این نصیحت همچون مرواریدی ارزشمنداست این پند واندرزمن ازآن بظاهر گوهری که درسینه ی توست ارزشمندتر ومفیدتراست.(روشن است که پند واندرز حافظ به شیخ همین سخنانیست که دراین غزل گوشزدشده است: پرهیزازکینه توزی، نگاهداری حرمتِ حقِ صحبت ونکاتی که درابیات پیش رومطرح شده است‌.
ولیکن کی نمایی رُخ به رندان
توکزخورشید ومَه آیینه داری!
احتمالاً "شیخی" که مخاطب حافظ است ازمشایخ متظاهرومشهور شهر است شیخی که همانندِ اغلبِ خودزاهدان ِخودشیفته، توّهم ِ خودبزرگ بینی دارد واین پندار غلط سبب شده تااو ازخود تصویرتحریف شده داشته باشد. او می پندارد آدم خاصی هست وخورشید وماه آینه گردان روی اوهستند ومحاسن اوراانعکاس می دهند! چنین وانمود می کند نماینده ی خدا درروی زمین است درمرکزیّت خلقت قرار دارد و تصویرش درماه منعکس می گردد! چنین شخصی معمولاً دور ازدسترس عموم هست و ملاقات بااوبرای همگان به آسانی میسّرنیست.
کی نمایی: کی نشان دهی؟
معنی بیت: درادامه ی سخنان پیشین( نصیحت گوش کن که....) ولیکن نصیحت درتوتاثیری ندارد ای شیخ توکی می خواهی ازتوّهم خارج شده، ازآن بالانشینی دست کشیده به پائین فرودآیی بارندان بی سامان هم نشین شوی وچهره ی واقعی خودت رانشان دهی(نه تصویرتحریف شده را) توکه ازروی وَهم وگمان می پنداری خورشید وماه آینه گردان روی توهستند(می پنداری خیلی خاص هستی،انتظار داری همه باید باتوخاص رفتارکنند گمان می کنی درمرکز خلقت قرارگرفته ای نماینده ی خدا در روی زمینی ومردم باید پروانه وار گرد توبچرخند! )
یارب آن زاهدخودبین که بجز عیب ندید
دودِ آهیش درآئینه ی ادراک انداز
بدرندان مگوای شیخ وهش دار
که با حکم خدایی کینه داری
معنی بیت: ای شیخی که جزعیب نمی بینی ازرندان بدمگوی وبه هوش باش که بابدگویی ازرندان درحقیقت توباحکم خداوند کینه توزی می کنی. اگررندان به ظاهر لااُبالی وبی سروسامان هستند این مشیّت الهیست وتونباید بامشیّت الهی سرجنگ داشته باشی.
مکن به چشم حقارت نگاه درمن مست
که نیست معصیت وزهد بی مشیّت او
نمی‌ترسی ز آه آتشینم
تو دانی خرقه پشمینه داری
معنی بیت: ای شیخ توکه خرقه ات ازجنس پشمینه هست وخیلی هم خوب می سوزد آیا ازآه آتشین نمی ترسی که ناگاه درپشمینه ات بیافتد وآن رابه آتش بکشد؟
آتش زهر وریا خرمن دین خواهدسوخت
حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز وبرو
به فریاد خُمار مُفلسان رس
خدا را گر می‌دوشینه داری
خُمار: کسالت و دردسر پس از مستی وباده نوشی، ناداری وبی چیزی
مُفلس: تهیدست،فقیر
می دوشینه: می باقی مانده از شب پیش
حافظ دراینجا به شیخ متظاهر طعنه می زند که تو درخفا وخلوت خویش باده نوشی می کنی ومن ازاین موضوع آگاهی دارم!
معنی بیت: اگرازآن شرابی که شب پیش نوشیدی چیزی باقی مانده محض رضای خدا به فریاد تهیدستان برس وبا بخشیدن شراب باقیمانده خماری آنها رابرطرف کن.
می خور که شیخ وحافظ ومُفتیّ ومحتسب
چون نیک بنگری همه تزویرمی کنند
ندیدم خوشترازشعرتو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری
معنی بیت:
ای حافظ ، دلپذیرتر از شعر تو چیزی ندیدم سوگند به قرآنی که تو در سینه داری( حفظ هستی وازبر داری)
شعرحافظ همه بیت الغزل معرفتست
آفرین برنفس دلکش ولطف سخنش

محسن میثمی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » دوم:

قالب این شعر اصلا مشخص نیست اگه بیت هایی که ریز نوشته شده اند و نقش وصل کننده قسمتهای جداگانه را داشته اند عینا تکرار میشدند
می شد قالب ترجیع بند و اگر مختلف بودند و هم قافیه می شد قالب ترکیب بند اما می بینیم این شعر نه ترجیع بنده و نه ترکیب بند....

مبین عالیوند در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۶۹ - چو رخت خویش بر بستم ازین خاک:

سه غم آمد به جانم هر سه یکبار/ غریبی و اسیری و غم یار/ غریبی و اسیری چاره دارد/ غم یار و غم یار و غم یار

پوریا صفری در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:

درود
ممنون میشم یگی از دوستان شعر رو تفسیر کنند.

علی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱ - سر آغاز:

نان و روغن کردن به چه معنا هست؟

ناصر در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۴۳:

سلام و وقت بخیر
این رباعی به خیام هم نسبت داده شده
وقتی که توبه کرد از سرودن رباعیی که خطاب به خدا سروده بود:
انابه
افسانه‌هایی چند پیرامون خیام وجود دارد. یکی از این افسانه‌ها از این قرار است که خیام می‌خواست باده بنوشد ولی بادی وزید و کوزه می اش را شکست. پس خیام چنین سرود:
ابریق می مرا شکستی، ربی
بر من در عیش را ببستی، ربی
من مِی خورم و تو می‌کنی بدمستی
خاکم به دهن مگر که مستی، ربی
پس چون این شعر کفرآمیز را گفت خدا روی وی را سیاه کرد. پس خیام پشیمان شد و برای پوزش از خدا این بیت را سرود:
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو!
آن کس که گنه نکرد چون زیست بگو!
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست بگو!
و چون اینگونه از خداوند پوزش خواست رویش دوباره سفید شد. البته جدا از افسانه‌ها در اینکه این دو رباعی بالا از خیام باشند جای شک است.
از اینجا:
پیوند به وبگاه بیرونی

سجاد در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:

با سلام ، قافیه در مصرع دوم بیت سوم دچار اشتباه تایپی شده و با توجه به مصرع اول بیت اول واژه "بامش" به معنی بام او صحیح است نه "مباش"

ظاهر نظام دوست در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

منظور از سینه؛ پرنده هستش بنظرم نظر باقر درست هستش چون دولتمند هم خواننده تاجیک در وصف امام رضا که شعری میخونه میگه چو سینه از قفس تزادم کن و مراد از سینه در اونجا پرنده هستش حالا منظورش سینه سرخ یا فقط نوعی پرنده هستش یا جمع هستش همه پرندگان اوازه خوان هستن نمیدونم ولی کنظور پرنده هستش

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۱:

آنکه مرا در این زندان تن قرار داده کسی جز خودم نیست.وقت آن رسیده است تا جانشین خداوند بر روی زمین باشم(مقام خلیفهُ الهی خویش را تصاحب کنم)
حال که از ما و منی رهیده ام کلام من  کلام خداست.(اشاره به این مطلب است که انسان پس از آنکه به خودشناسی رسید در جایگاه خدا قرار می گیرد.)
قلم من تا کنون با حجب و حیا بوده ولی از این پس پرده ها را خواهم درید.
خداوند بی همتا جهانی کامل به من داده است ولی من تا کنون بر آستانه ورودی جهان حقیقی بدتر از کافران مشغول اثبات وجود و ایمان بوده ام .
وقتی این جهان ظاهر متلاشی می شود خوشحالی واقعی را درک خواهیم کرد.
ای دلدار من (شمس تبریز) در عمق تاریکی وجودم از بودن علم حقیقی برایم گفتی اکنون با دل و جانم هرچه بخواهی برایت انجام می دهم.
در عمق تاریکی و کوردلی برای جاهلان باید شعله ای بر افروخت ولی وقتی دلت به روشنی می رسد خود بی واسطه از خورشید نور می گیری.
وقتی که پرده ها و جهالت ها برکنار شد بسان پرنده ای سبکبار بسوی روشنی پرواز میکنیم.
در حضور یگانه بی همتا که باشی از حلقه جزا و پاداش رسته ای و وقتی بر سر سفرهء فیوضات بی پایان ابدی قرار داری هر لحظه رازی از اسرار الهی بر تو مکشوف می گردد.
تا کی گوینده باشم باید که این گفت و گوی درونی را متوقف نمایم و گذشته و آینده را از ذهنم دور نمایم . وقتی که خداوند جان از عمق وجود من چشمه ای جوشان جاری ساخته دیگر چه عذر و بهانه ای که خویشتن خویش را کتمان نمایم.

Dt۳ Pi۳۷ در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰:

در بیت هفتم به جای«عتاب»، «عناب» نوشته شده

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۱:

من ذهنی یک توهم است.
وجود ندارد که بخواهیم یا بتوانیم ، از بین ببریمش!
یک جهل است.
عوارضش گریبان آدمی را گر فته، و راه مواجهه با جهل ، تاباندن نور آگاهی است.

ما را همه شب نمی برد خواب در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ عطار » الهی نامه » آغاز کتاب » بسم الله الرحمن الرحیم:

سارا بانو
منم مثل شما با این زبان چنان آشنا نیستم در حد فهم خودم میگم
این شعرمدح پروردگاره
فروغ رویت اندازی سوی خاک به گمانم خلقت انسان منظوره , در قرآن یا حدیث قدسی هم هست گل انسان را با دست های خود سرشتم , در قرآن هم آمده از روح خود در انسان دمیدم
عجایب نقش ها سازی سوی خاک
یعنی نقش ( چهره , خلقت ) های عجیب و شگفتی آور
از خاک خلق کردی یا بر خاک خلق کردی

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها . «حافظ»
ــــــــــــــــ
✓ سخن از «جانان» نیست بلکه سخن از «منزل جانان» است .
✓ عاشق به «منزل جانان» رسیده ، و بار و محملش را گشوده است .
✓ عاشق از «منزل جانان» ، انتظار «امن عیش» دارد.
✓ عاملی که «جَرَس : زنگ» را به صدا در آورده به وسیله ی خود جرس «ماسکه» شده است .
✓  جَرَس بعد از باز شدن محمل به صدا در آمده است .
✓ «هر دَم» ، نشانگر قطع نشدن و مداوم بودن فریاد جرس است . شاید هم نشانه ای از فشار «زمان ذهنی» عاشق است که او را به عجله در بستن محملش وا می دارد .
✓ گویا عاشق نباید به منزل و محل فرود آمدنی بیندیشد چه برسد به گشودن محمل و انتظار امن عیش .
 □■ چند سال پیش یک فیلم خارجی دیدم که هر وقت مَرد فیلم می خواست با محبوبه اش همبستر شود سر و کله ی یک گربه ی سیاه و زشت پیدا می شد و با جیغ ها و سر و صداهایش بساط عیششان را به هم می ریخت . به نظرم آن گربه خیلی شبیه «فریاد هر دم این جرس» بود که حافظ توصیف کرده .
16 آذرماه 1397 ـ احمد آذرکمان . حسن آباد فشافویه
پیوند به وبگاه بیرونی

کورش در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

به نظر بنده شاعر در این رباعی قصد نداشته بحث عارفان و عاقلان رو پیش بکشه. بحث اصلی شاعر همان خط فکری رباعیات دیگر هستش که ما انسان ها نمی توانیم و قرار هم نیست که بتوانیم سر از کار جهان در بیاوریم. راه کسب معرفت و احاطه به راز خلقت جهان هستی رو تاریک وصف کرده چون دستیابی بهش حتی برای فضلا و عارفان هم سخت و ناممکن هستش.

۱
۲۸۳۴
۲۸۳۵
۲۸۳۶
۲۸۳۷
۲۸۳۸
۵۷۲۳