گنجور

حاشیه‌ها

پریسا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

درود بر عاشقان مولانا وپویندگان راه راستی و درستی
انروز روز بزرگداشت مولاناست.
انیدوارم به معرفت حقیقی دست پیدا کتیم و از کلام مولانا ، به قول خودش، به عنوان نردبام آسمان بهره ببریم
حسین گرامی مطلبی رو نوشتند . با احترام به علاقه و ارادت ایشون . باید عرض کنم که اگرچه بن مایه و جوهر تمام اشعار مولانا در مثنوی و غزلیات ،شور و حالی ست که حضرت شمس در دل او انداخت ، اما ... اینجا مولانا ... واقعا به پسرش می گوید رو سر بنه به بالین ...
و آن پیری که در کوی عشق دید ( درخواب دوش پیری در کوی عشق دیدم... با دست اشارتم کرد که : عزم سوی ما کن ) قطعا کسی جز حضرت شمس نمی تواند باشد چون در دیار عشق ،برای مولانا ،تنها خورشبد تابان ،شمس است...و باقی ، ستارگانی که از پرتو او درخشانند...

پریسا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

افلاکی در باب این غزل گوید:
...و گویند که حضرت سلطان ولد در مرض فوت مولانا، از خدمت بی حد و رقت بسیار و بی خوابی ،به غایت ضغیف شده بود و دائم نعره ها می زد و جامه ها پاره می کرد و نوحه ها می نمود و اصلا نمی غنود.
همان شب، حضرت مولانا فرمود که " بهاء الدین ! من خوشم ،برو سری بنه و قدری بیاسا!
چون حضرت ولد ،سر نهاد و روانه شد ، این غزل را فرمود و چلبی حسام الدین می توشت و اشکهای خونین می ریخت...
رو سر بنه به بالین ....
گزیده غزلیات شمس... محمدرضا شفیعی کدکنی
☘☘☘

پریسا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

Y
افلاکی در باب این غزل گوید:
...و گویند که حضرت سلطان ولد در مرض فوت مولانا، از خدمت بی حد و رقت بسیار و بی خوابی ،به غایت ضغیف شده بود و دائم نعره ها می زد و جامه ها پاره می کرد و نوحه ها می نمود و اصلا نمی غنود.
همان شب، حضرت مولانا فرمود که " بهاء الدین ! من خوشم ،برو سری بنه و قدری بیاسا!
چون حضرت ولد ،سر نهاد و روانه شد ، این غزل را فرمود و چلبی حسام الدین می توشت و اشکهای خونین می ریخت...
رو سر بنه به بالین ....
گزیده غزلیات شمس... محمدرضا شفیعی کدکنی
☘☘☘

صهبا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۳۲:

در مصرع اول از بیت اول، اشتباه تایپی وجود دارد و واژه ی درست "نوز" است که مخفف "هنوز" می باشد.

بیگانه در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۴ - حکایتِ صبرِ مردان بر جفا:

بَه!... شاهکاری دیگر از استاد ملک سخن که هر آن چه آموخته، به لطف و عنایت استاد یگانه و حقیقی سخن است...! «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل».

سعید در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب:

با سلام و ادب
در بیت زیر:
به هشتاد و نود چون در رسیدی
بسا سخنی که از گیتی کشیدی
گویا اشتباه تایپیست و بجای «سخنی» باید «سختی»
باشد.

شایان در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۳:

فکر میکنم در انتهای بیت آخر غم خار باد هست به معنی پست

حسن از آباده در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۸ - حکایت عابد و استخوان پوسیده:

در بیت نخست به نظر می رسد اگر به جای ( حله ) واژه ی ( چله) را در نظر بگیریم با سیاق کل بیت و مفهوم و پیام این حکایت مناسب تر می آید .
چله نشینی از آداب صوفیان و عابدان بوده و عموما در مکان های خلوت و ساکت اتفاق می افتاده است.
می بینیم که سعدی از حرف و کلام و اتدرز ( کله = جمجمه ) با ( عابدی) سخن به میان آورده و این اتفاق در شارع عام و کوی و محله و مجلس نمی تواند رخ دهد .

نوروز فولادی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

گاهی مشاهده می شود که ما اصل را رها می کنیم و به فرع بها می دهیم. از مدیران سایت سپاسگزارم که وسیله ای فراهم کرده اند که علاوه بر انتقال دانش وسیله ای فراهم کرده اند که ما در یک گفت و شنید کمی تمرین دموکراسی هم داشته باشیم و با نظریات دیگران هم آشنا باشیم اگر نوشته ای باب میل ما نیست با کمی حوصله آن را تحمل کنیم. به قول مولوی:
ابلهان تعظیم مسجد می کنند در جفای اهل دل جد می کنند
این مجاز است آن حقیقت ای خران نیست مسجد جز درون سروران
هیچ نامی به حقیقت دیده ای یا ز گاف و لام گل، گل چیده ای
اسم خواندی، رو مسمی را بجو مه به بالا دان، نه اندر آب جو

nabavar در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

@. حم
منظورت این است که امام حسین در جنگ بازنده شد ؟
با دوستانی مثل تو احتیاجی به دشمن نیست

رضا صدر در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۰۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۱۷:

... پیش رویش نهشته و بر خاک نبشته

بنده در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

با سلام
متن اصلی و ترجمه رسالة الضیاء العقلی فی موضوع العلم الکلی خیام:
پیوند به وبگاه بیرونی

بنده در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

با سلام
متن اصلی کتاب تتمه صوان الحکمه نوشته ظهیر الدین أبی الحسن علی بن أبی القاسم زید البیهقی؛ در این کتاب شرح حال حکمای بزرگ اسلامی از جمله خیام نگاشته شده است. جالب اینکه ظهیرالدین بیهقی با خیام ملاقات داشته است.
صفحه 112 تا 117 کتاب:
پیوند به وبگاه بیرونی
کتاب دره الاخبار و لمعه الانوار ترجمه فارسی ناصرالدین بن عمده‌الملک منتجب‌الدین منشی یزدی از تتمه صوان الحکمه؛ موجود در کتابخانه،موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی؛ صفحه 44 فایل پی دی اف؛ لازم به ذکر است که ترجمه بخش شرح حال خیام به صورت کامل انجام نشده است. برای دانلود یا نمایش به قسمت پیوست ها در پایین سایت زیر مراجعه شود:
پیوند به وبگاه بیرونی

محمدرضا فیروزجائی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

این عر رو استاد شجریان در اجرای «کیمیای مهر» به همراه مرحوم استاد ذوالفنون اجرا کردن

بیژن غنچه پور در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:

بیت پنجم به داستان قارون اشاره دارد که ثروتمندی مغرور و متکبر بود و از پرداخت زکات و صدقه به فقرا امتناع میکرد و به فرمان حضرت موسی زمین دهان باز کرد و او و تخت و تاجش را در خود بلعید. مولانا در این بیت میگوید ثروتهای زمینی را همچون وزنه ای بر پای خود بسته اید و از اینرو هر روز در قعر زمین فروتر میروید. تا فروتر میروی هر روز با قارون خویش

نادر.. در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۲:

یار از آن می‌گزدت تا همه شکرخایی...

رضا ساقی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:

هزار جهد بکردم که یار من باشی
مرادبخش دل بی‌قرار من باشی
معنی بیت: ای حبیب،برای آنکه تویارمن باشی ومقصودِ دل بی قرارمرا برآورده سازی سعی و کوشش فراوان کردم.
یارمن باش که زیب فلک وزینت دهر
ازمهِ روی تو واشک چوپروین من است
چراغ دیده ی شب زنده دار من گردی
اَنیس خاطر امیدوار من باشی
اَنیس: همدم وغمخوار، مونس
معنی بیت: (درادامه ی بیت قبلی،تلاش فراوان کردم تا....) به چشمان بی خواب وشب زنده دارمن نور وفروغ ببخشی(همیشه مقابل چشمانم باشی وچشمانم ازپرتو رخسار توروشن گردد) تلاش بسیار کردم تا غمخوار وهمدم قلب وضمیرامیدوارمن باشی.
به خاک پای توسوگند ونوردیده ی حافظ
که بی رخ تو فروغ ازچراغ دیده ندیدم
چو خسروانِ ملاحت به بندگان نازند
تو درمیانه خداوندگار من باشی
ملاحت: حُسن وزیبایی ودلربایی
خداوندگار: سرور،آقا،پادشه
معنی بیت: هزارجهدبکردم تا.... هنگامی که پادشاهانِ حُسن وزیبایی وخوبرویان به غلامان وعاشقان خویش می نازند وفخرفروشی می کنند تودرآن بساط، معشوق من باشی (وبه داشتن بنده ای چون من بنازی ومن به داشتن خداوندگاری مثل تو ببالم)
کس درجهان نداریک بنده همچوحافظ
زیراکه چون توشاهی کس درجهان ندارد
از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه او
اگر کنم گله‌ای غمگسار من باشی
"عقیق" کنایه ازلب سرخرنگ یاراست.
عشوه: حرکات دلسِتانانه، ناز
معنی بیت: هزارجهدبکردم تا.... زمانی که ازعشوه ونازلبهای سرخ وآبدارتوکه بسیارخونین دل هستم گله وشِکوه می کنم توبامهربانی ازمن دلجویی کنی وغم واندوه مرابادلسوزی ازمن دورکنی
اگربه رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب
که مُهرخاتم لَعل توهست همچوعقیق
درآن چمن که بُتان دست عاشقان گیرند
گرت زدست برآید نگار من باشی
معنی بیت: هزارجهدبکردم تا....درآن باغ وگلشنی که دلبران دست عاشقان خویش می گیرند اگربرایت میسّرباشد تونیزبه لطف ومهربانی دست مرابگیری ونگارمن باشی.
زنقشبندِ قضاهست امیدآن حافظ
که همچوسرونگارم به دست بازآید
شبی به کلبه ی احزان عاشقان آیی
دَمی اَنیس دل سوکوار من باشی
احزان: اندوهناک، حُزن انگیز
معنی بیت: هزارجهدبکردم تا.....شبی ازروی لطف و محبّت به خانه ی اندوهبار عاشقان قدم رنجه کنی و لحظاتی مونس وغمخواردلِ به سوگ نشسته ی من باشی.
حافظ مکن اندیشه که آن یوسف مه رو
بازآید و از کلبه احزان به درآیی
شودغزاله ی خورشیدصید لاغر من
گر آهویی چو تو یک دَم شکار من باشی
غزاله: نوعی آهوبرّه ماده
معنی بیت: اگرتوفیق این راپیدا می کردم که آهویی مثل تورا شکارکنم به منتهای آرزوی خویش می رسیدم(درآنصورت من درآسمانها سیر می کردم...) وآهو برّه ی خورشید برای من بسانِ یک شکار لاغر و ناچیز می بود.
آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر
پیشش به روزمعرکه کمتر غزاله بود
سه بوسه کزدولبت کرده‌ای وظیفه ی من
اگراَدا نکنی قرض دار من باشی
وظیفه: کاری که مقرّرشود وکسی مکلّف به انجام دادن آن باشد. حقوق، سهم
معنی بیت:ای محبوب، آن سه بوسه ای راکه ازدولب خویش برای من مقرّرکردی ووعده دادی که روزی به من بدهی اگرخُلف وعده کنی وندهی تو بدهکارمن باقی خواهی ماند ومن همچنان طلبکارتوباقی خواهم ماند.
بگفتمش به لبم بوسه‌ای حوالت کن
به خنده گفت کی ات با من این معامله بود
من این مُراد ببینم به خود که نیم شبی
به جای اشک روان در کنار من باشی
معنی بیت: آیا روزی آرزوی من تحقّق پیداخواهد کرد که نیم شبی ببینم به جای این اشک روان، تودرکنارمن هستی؟
بر رهگذرت بسته‌ام از دیده دو صد جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی
من اَر چه حافظ ِ شهرم جوی نمی‌ارزم
مگر تو از کرم خویش یار من باشی
معنی بیت: من گرچه درشهر شهرتی دارم وشاعر معروفی هستم امّا بدون لطفِ توبه اندازه ی یک جو ارزش ندارم بها وارزش من بسته به لطف وکرم توست اگرتویارمن باشی من ارزشمند خواهم بود.
کارخودگربه کرم بازگذاری حافظ
ای بساعیش که بابخت خدا داده کنی

حجت در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

حرفاشو تو شعر میزد تا در آینده بفمن چی میگفته

جاوید در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

آفرین باد روان پاک آفریدگار حضرت عطار را

کوروش در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۱۳ - سخن دقیقی:

درود به همراهان
احتمالا براتون‌جالب نبود که جاییکه درفش کاویانی میفته و بعد دندون ...اینجا اتفاق میفته و شما یه جای دیگه هم اینو شنیدید؟برامن جالب بود

۱
۲۸۱۹
۲۸۲۰
۲۸۲۱
۲۸۲۲
۲۸۲۳
۵۷۲۳