گنجور

حاشیه‌ها

محسن در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

به نظر می رسد مصرع دوم در بیت سوم همان «باید دانه کرد» صحیح باشد چون در مصرع اول شاعر از دانه دانه کردن تسبیح (شمارش) می گوید
بعبارتی شاعر می گوید من از راه عقل و فقه به ان حالی که خواستم نرسیدم راه دیگر عرفان و خرابات و مستی

Behzad Behzadi در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

درود
با سلیقه و ذوق و درک و شعور و فهم و سواد اینجانب شاه غزل و بهتر بگویم شاه شعر و یا همون آس حافط همین غزل است و اما بیت
غلام همّتِ آنم که زیر چرخ کبود
زهرچه رنگِ تعلّق پذیرد آزادست
در مورد این بیت آقا رضا توضیحات مقصل و جامع و کاملی دادند که از ایشان و سایر حاشیه نویسان تشکر و قدردانی می کنم .
حقیر اضافه کنم که
فلسقه حافظ مشخص است.اینکه مردم آزاری نکنیم.قطعا در اینجا هم از هر وابستگی که خدمات انسان دوستانه شما را محدود و منع نکند آزاد هستید.
وابستگی های زیر چرخ کبود هم دو دسته هستند ارزشی و غیر ارزشی.قطعا نتیجه تعلق های ارزشی ورای چرخ کبود است.و هم چنین بنظرم حافط رنگ تعلق را رندانه و در دو معنی رنگ تعلق به معنی وابستگی دنیایی و مادی ،دوم رنگ تعلق را به معنی رنگ ریا و تظاهر بکار برده است.

علی‌رضا پنجه‌ای در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:

درود. اسطرلاب صحیح است.

Daryoush در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۱:

استاد شجریان بیت اول این غزل را اینگونه خوانده اند
ما ورد سحر در ره میخانه نهادیم
ورد بجای درس
اوقات دعا در ره جانانه نهادیم
اوقات بجای محصول

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

ما چاکر و کوچیک همه اهل دل هاش هم هستیم از هر نوعی که باشه !
در بیت آخر به نظر بنده شاعر فهمیده که مکان لو رفته و توصیه می کنه بار و بندیل رو جمع کنید تا بر و بچ کمیته نرسیدن فلنگو ببندیم!!

محمد حسین در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۱:

سلام
چقدر پر محتوا و جالبه

کوروش در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۷:

وقتی اول جمله دومش میگه مگر پس منظورش این نیست که فقط یکبار این‌اتفاق میفته.داره نصیحت میکنه که باز هم با خرد زندگی کن

طوبی جعفری در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » حدیث جوانی:

چقدر خوبه سایتتون...موفق باشینننننن.خوش حالم از پیدا کردنتون

ع.رهی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

جناب آقی رضا ساقی مد نظرم بود که باشتباه صادقی نوشته شد پوزش میطلبم

ع.رهی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

چوآفتاق می ازمشرق پیاله یرآید
زباغ عارض ساقی هزار لاله برآید

ع.رهی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

جناب رضا صادقی
باعرض سلام وتحیت
امروز بنده توفیق یافتم که تمامی تفاسیرونظرات عزیزان حاضردر این غزل رامطالعه کنم. بعضی ازآنهاتاحدی راضی کننده وبرخی متاسفانه آلوده به تعصبات شخصی بودند.که باطن بنده نمی توانست پذیرای آنها باشد.
هنگامیکه به تفسیر حضرتعالی رسیدم ،معانی ابیات وتبیین عرفانی باطن غزل را دیدم دلم لبریزاز شعف وخرسندی زایدالوصفی شد، جراکه شیرینی وحلاوت موجود دربیان شماباطن شیرین غزل را آشکار کرده ودلچسبی غزل حضرت لسان الغیب رادو چندان نمود.
بنده درحین سپاسگزاری ازشما بدیوان حضرتشان تفال نمودم این مطع غزل را بیان فرمودند.
چوآفتاب می ازمشرق پیاله برآید
زباغ عارض هزارلاله برآید
واین خود نشانهء عنایت ورضایت حافظ ازاهتمام شماست.
پیالهء دلتان لبریزازشراب عشق حضرت خق
وباغ عارضتان پراز لاله های خوشرنگ وصال
حق یارتان
ع. رهی از ارومیه

عباس قادری در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:

این مولانا چه موجودی بوده؟

nabavar در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:

جناب شمس الحق
واقعاً مولوی ، آن واصل بالحق ، با این شعر نهایت ایمان و وصول را به نمایش گزارده ، لذت ببرید ، تا از این مراحل گذر نکنید به لقا الله نمی رسید،

رضا ساقی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:

معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصّه‌اش دراز کنید
معاشران: یاران و رفیقان ، همدمان و دوستان
"گره اززلف یاربازکردن" کنایه ازبرطرف کردن مانع ودعوت یاربه راحت تروصمیمانه تربودن است. به موازات گشوده شدن گره زلف وگره بندقبای یار،دردلهای عاشقان نیزگشایش ایجادمی شود،تعارف ها رنگ می بازد وفضا برای صمیمیّت ونزدیکترشدن به یارمهیّا می گردد.
"شبی خوش است" ایهام دارد: 1- گیسوان سیاه یاربه سیاهی شب تشبیه شده است.2- شبی دلپذیروخوش است.
"قِصّه" نیزایهام دارد: 1- داستان،ماجرا 2- شرح حال 3- خبر،حدیث 4- کار 5- خلاصه، مختصرضمن آنکه با خوانش ِقَصَّه معنای "موی پیشانی" حاصل می شود
بدین قصّه اش درازکنید: بااین "کار-بابازکردن گره ازگیسوان یار" این شبِ خوش را(زلف یاررا)بلندترکنید. ضمن آنکه بادیگرمعناهای یادشده ی "قصّه" نیزدامنه ی معنای بیت توسعه پیداکرده وژرف ترمی شود.
معنی بیت:ای همدمان وای دوستان، گره گیسوان یاررابگشاید) مانع دسترسی به یارراازمیان بردارید تا فضای محفل صمیمانه تروبی تعارف ترگردد) امشب شبی خوش وخاطره انگیزاست یا گیسوان سیاه یاربسان شب تاریک وسیاه است بابازکردن گره، این شب خیال انگیزرا درازتر کنید این قصّه( بادرنظرگرفتن همه ی معناها) هرچه درازترباشد خیالپرورتر،خیال انگیزتر وخوشتر خواهدبود.
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
کوته نتوان کرد که این قصّه دراز است
حضورخلوت اُنس است و دوستان جمعند
و اِن یکاد بخوانید و در فراز کنید
اُنس :آرام یافتن به چیزی، الفت،همدمی ومصاحبت
واِن یکاد: آیه ی 51 سوره ی قلم که درمیان مردم به آیه ی دفع چشم زخم معروف است. همه ی ما این آیات را بارها شنیده ایم، خیلی ها قاب عکسی از این آیات را بر در و دیوار خانه زده و بعضی نیز این آیه را بر کاغذی نوشته وهمیشه همراه خود دارند تااز چشم زخم دیگران درامان باشند. حافظ به همدمان خویش توصیه می کند که این آیه راقرائت کنندتا مباد ازاینکه امشب به یار دسترسی دارند مورد حسادت دیگران قرارگرفته واحیاناً زخم چشم بخورند.
فراز کنید : هم به معنای بازکنید هست هم به معنای ببندید لیکن باتوجّه به اینکه خلوت اُنس است احتمالاً "درببندید" که تضمین کننده ی خلوت است مدّنظرخواجه بوده است.
معنی بیت: حال که همدلان ومَحرمان دراین خلوتِ روحانی گردهم آمده و حضورپیداکرده اندواِن یکادبخوانید و دررابربندیدتاباآرامش خاطر در کنار یارفیض ببریم وهیچ چیزی نتواند خلوت مارابرهم زند.
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است
رُباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند
که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید
رُباب : از آلات موسیقی شبیه تار که کاسه ی آن کوچک‌تر و در قدیم دارای دو سیم بوده و آن را با کشیدن کمانه یا آرشه می‌نواخته‌اند؛ رواوه.
چنگ : یکی از سازهای سیمی که به وسیله ی انگشتان دست نواخته می شود.
گوش هوش : گوش دل وجان، گوشی که باآگاهی وهوشیاری سپرده شود.
اهل راز: آنانکه دارای معرفت وآگاهی وهستند آنهاکه رازموسیقی وعشرت وخوشباشی رامی دانند.
معنی بیت: رباب وچنگ باصدای بلند می گویند به سخنان کسانی که صاحب معرفت وآگاهی هستند با اشتیاق وهوشیاری گوش دل بسپارید.
چنگ خمیده قامت می خوانندبه عشرت
بشنوکه پندپیران هیچ اَت زیان ندارد
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید
غم پرده برشما ندرد : پرده دری به معنای رسواسازیست امّا دراینجا به معنای این است که غم نتواندوارد دل وجان شما گردد وشما رامبتلا کرده وبه زحمت اندازد.
اعتماد :اطمینان و تکیه کردن بر کسی ، توکّل وسپردن امورات به کسی
کارساز : کنایه از خداوند
معنی بیت: به جان عزیز دوست که اگردرکارهایتان به خداوند توکّل کنید وامورات خود رابه اوبسپارید هرگز غم واندوه نمی تواندوارد حریم دل وجان شما شده وشما رامبتلا کرده وبه زحمت اندازد.
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
آن بِه که کارخود به عنایت رها کنند
میان عاشق ومعشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
نیاز:درخواست و تمنّا ،اشتیاق و آرزومندی
معنی بیت: عاشق باید به تفاوتهایی که بامعشوق دارد آگاهی داشته باشد وگرنه دچارانحراف ولغزش خواهد شد ازعاشق اشتیاق واظهار نیاز خوشست وازمعشوق عشوه واِفاده وناز.
این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند
نخست موعظه ی پیر صحبت این حرف است
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
موعظه : اپندوندرز
پیر صحبت : کنایه ازمرشد و پیر،کسی که کارآزموده ی سخنرانی واندرزگوئیست.
مصاحب :هم صحبت وهم نشین
ناجنس : بدکردار، فرومایه
معنی بیت: هم اوکه درسخنوری واندرزگویی پیروباتجربه هست مارا به پرهیزازهم نشینی بافرومایگان توصیه کرده است.( ازبدجنسان دوری کنید که هم صحبتی باآنها عذابی دردناک است)
چاک خواهم زدن این دَلق ریایی چکنم
روح راصحبت ناجنس عذابیست الیم
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
معنی بیت: هرکسی که درطریق عشق گام برندارد ودرحوالی عشق تنفّس نکند ودلش به عشقورزی نطپد پس به رای ونظرمن برچنین کسی می توان نمازمیّت خواندچراکه اومرده ای متحرّک بیش نیست وبه ظاهرزنده هست( امّا برعکس اگرکسی درطریق عشق گام بردارد حتّا اگرکشته شده ومرده باشد اوزنده ی جاوید است وبه ظاهرمرده است)
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
وگرطلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لب یار دلنواز کنید
معنی بیت: واگرحافظ ازشما طلب پاداش وانعام بکند اورابه لب نوشین یارحواله دهید که هیچ پاداشی حافظ راراضی وخشنودنمی کند الّا بوسه ی شکریت و جانبخش ازلب یار.
طمع به قند وصال تو حد ما نبود
حوالتم به لب لعل همچوشکرکن

حسین در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۵۰:

از تکنیک غافلگیری استفاده شده ک خیلی عالیه در بیت دوم

Suri در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان را:

وز نما مردم ز حیوان سر زدم
بار دیگر از ملک پران شوم

مهدی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۷ - مناجات:

سلام و سپاس بر روفیای بزرگوار
چنانچه میسر است در خصوص ابیات زیر تفسیری بفرمایید:
گر نباشی نخل‌وار ایثار کن
کهنه بر کهنه نه و انبار کن
کهنه و گندیده و پوسیده را
تحفه می‌بر بهر هر نادیده را
آنک نو دید او خریدار تو نیست
صید حقست او گرفتار تو نیست
با سپاس و امتنان

ما را همه شب نمی برد خواب در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

خخخخخ
موافقم جنسش محشره و خیلی فاز میده !
اون بالا بالاها یه نگاهی هم به زیر پاتون بندازید

فرید حامد در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۵:

با درود فراوان. در سطر اول اشتباه تایپی وجود دارد : و ای کارگزاری که جان بندگان ...
کار به اشتباه ار نوشته شده

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

با سپاس از دوستان ناصر و همه شب ... که ارتفاع را به بنده رسوندن !
لامصب ! خب جنسش محشره خیلی فاز میده ! هی اوج میگیری نمی فهمی کجایی !
طوطی وارو خوب اومدی ولی خوب فخری نفروختیم شاید آینمون زیادی شفاف بوده !
به هر حال بقول شاعر
سخندانی و خوشخوانی نمی ورزند در شیراز
بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم

۱
۲۸۱۱
۲۸۱۲
۲۸۱۳
۲۸۱۴
۲۸۱۵
۵۷۲۳