محسن ، ۲ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:
بابک گرامی
پرده بردار که بیگانه ی خود این روی نبیند
اشتباه است ، شعر نا موزون میشود و از معنا ی واقعی دور.
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند
سعدی آشکارا و به عمد ”خود“ را آورده تا برساند که : وسعت نظر بیگانه کم است ، به خودی خود ، از شناخت و پی بردن به بزرگی تو عاجزست. چون میدان دید محدودی دارد .
پایدار باشی
عباس رستاقی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۵۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:
این اثر خواجو اعجاز ادبی است و کمال شعر در زبان فارسی. اما از نظر عقیدتی خیر. ....برهوت گمراهی
کریم در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
آهسته برکنار چو پرگار میشدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
استاد رضا ساقی شرح خوبی بر این بیت مرقوم فرموده اند.بنده هم نظری در مورد این بیت داشتم که خواستم بیان کنم
به نظر من منظور حافظ از حرکت از کنار دایره به طرف میان آن مثل حرکت گرداب و گردباد یا حرکت کهکشانی هست که در آن اجزای بیرونی به طرف مرکز دایره کشیده میشود.با عرض پوزش از اساتید.
سماوی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
چه افتاد این سرِ ما را، که خاکِ در نمیارزد؟
ترکیببند عجیبیست
وصف حال دل ریش جفادیدهگانی که از وفاداری برخورداری ندیدهاند و زبان الکنی دارند..
خدا کند که روزگار به آسانی نگذرد از نامهربانان..
شب در بستری سوزنآجین از یادها میخوابم:’(
بابک چندم در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:
@ محمد و محسن 2،
دو دوست گرامی،
اینگونه خوانش را امتحان کنید:
"پرده بردار که بیگانهء خود این روی نبیند
تو بزرگی و در آیینهء کوچک ننمایی"...
پرده (حجاب) را بردار یا بیانداز که آنکه از خود بیگانه است (یا خود را نمی شناسد) نمی تواند روی تو را ببیند...
تو بزرگی و در آیینهء کوچک دیده نمی شوی (اشاره به آیینه وهمِ اشخاصی که خود را نمی شناسند)...
در مکاتب عرفانی، چه ایرانی و چه غیر، شناخت خدا قبل از شناخت کامل خود ممکن نیست...
در مورد "دو هوایی" هم که دیگران پرسش داشتند، آقای کیخا در آخرین جمله اش توضیح کامل داده بود: که یعنی دل به دو نفر دادن...
در موردبیت:
"شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن
تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی"
شمع درون خانه و روشنایی آن توجه همسایه را جلب می کند، می گوید که شمع را باید خاموش کرد که خانه تاریک باشد مبادا که توجه همسایه را جلب کند که باز هم مبادا تو را از دست من بربایند...
حامد در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
کل لذت عشق به نرسیدن عاشق به معشوقه
اگر قرار بود بهم برسن نه لیلی بود نه مجنونی
نه شیرینی بودو نه فرهادی
نه لاله ای بودو نه شهریاری و نه این غزل زیبا
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
ما به یک صفحه ز صد نسخه فراغت داریم
مجتبی عظیمی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:
الله سنه رحمت السین اوزوه و خان ننوه آی استاد
دوغرودان روحیم صفا تاپر بو گوزل سس و شعرینن
همیشه آغلارام بو شعره
امین جمالی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۱:
بیت اول دو تا اشتباه چاپی داره که درستش اینه:
ما در این دیر فتادیم هم از روز الست
رند و دیوانه و قلاش و خراباتی و مست
نیما در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
اصلاح میکنم
موافقم*
تک بیت در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
فراغت داپم
فقط کافیه از اون سه نقطه یکی رو برداری تا فارسی بشه
کما اینکه دقتر در مصراع بعد هم همینطوره
نیما در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
با نظر سرکار خانم زهرا مواقفم
سیب زنخدان :عبارت و تعبیریست شاعرانه که چانه ای زیبا مثل سیب را تجسم میکند
نارپستان : دختر یا زنی که پستانهای او سخت و سفت باشد و آویخته نباشد همانند انار
هوشنگ همدانی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۵:
به نظر میرسد مصرع سوم در انتها ایراد وزنی داشته و به جای قضا چرخ درست تر و رافع مشکل وزن است
مجتبی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۶:
با عرض معذرت حمیدرضا را اشتباه تایپ کردم که تصحیح میکنم.
مجتبی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۶:
وزن(مفاعیل مفاعیل فاعلات) که جمیدرضا به آن اشاره کرده است را در واقع بر طبق معیارهای بکار رفته در سایت گنجور باید بصورت (مفاعیل مفاعیل فاعلن) بیان کنیم زیرا رکن (فاعلات) در این سایت رکن چهار بخشی میباشد که بخش آخر آن ساکن نیست و در آخر اوزان عروضی بکار نمی رود اما رکن (فاعلن) است که سه بخشی و بخش آخرش ساکن است و در انتهای وزن هم می تواند بکار رود.
alipur در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
(فراغت داپم) کدام زبان است؟ فکر نمیکنم فارسی باشد.
alipur در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
(فراغت داپم) کدام زبان است؟ فکر نمیکنم فارسی باشد
همیرضا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
دربارهٔ مصرع «زن شوخ چون دست در قلیه کرد» مطلب مورد اشارهٔ دوستان احتمالا این مقاله به قلم وحیدسبزیانپور در مجلهٔ میراث است.
من در لغتنامه نگاه کردم: یک احتمال دور شاید میتواند آن باشد که «قِلیه» به کسر قاف به معنی «جماعت» مد نظر شیخ باشد.
یک احتمال دیگر هم -که خوانش شعر را بر اساس این احتمال انجام دادم- آن است که «دست در قلیه کردن» به معنای «سر سفره نشستن» مجازا به معنای ازدواج مرد با زن گستاخ در نظر گرفته شود. در هر صورت «پنجه» در مصرع دوم با «دست» در مصرع اول مرتبط است.
متن کامل مقالهٔ آقای سبزیانپور:
درباره بیتی از بوستان گوشت خوردن زنان، ننگ و رسوایی مردان
وحید سبزیان پور
زن شوخ چون دست در قلیه کرد برو گو بنه پنجه بر روی مرد (بوستان، 164)
یوسفی در شرح این بیت نوشته است ( 383):
زن گستاخ و بی حیاچون در قلیه (گوشت در تابه بریان کرده)، یعنی در غذا، پنهانی دست برد دیگر مرد را روسیاه و بی آبرو می کند. پنجه بر روی کسی نهادن کنایه از روسیاه کردن است که در برهان قاطع به صورت «پنجه
بر روی زدن» آمده است. به راستی چه ربطی میان شرمساری مرد و گوشت خوردن پنهانی زن وجود دارد؟ این تفسیر یوسفی از بیت سعدی نشانه چیست؟ بخل مردان ایرانی یا محدودیت بسیار زنان ایرانی؟ آیا زن ایرانی بی اجازه شوهر حق خوردن گوشت نداشته است؟ در آثار گران سنگ ادبی و تاریخی ما هیچ قرینهای وجود ندارد که نشان دهد زنان ایرانی بی اجازه مرد حق خوردن غذا نداشته اند واگر زنی چنین می کرد، شوهرش روسیاه و بی آبرو می شده است.
با توجه به ابیات قبل و بعد این بیت، باید گفت سخن از بی حیایی زن و غیرت مرد است. در بیت ماقبل سخن از خندیدن در روی بیگانه و بی غیرتی شوهر و در بیت بعد سخن از بیرون رفتن زن از خانه و آرزوی مرگ اوست:
چو در روی بیگانه خندید زن
دگر مرد گولاف مردی مزن
به نظر می رسد «دست در قلیه کردن» کنایه ای است که سعدی خود ساخته و بر اساس قراین در معنای خودنمایی در مقابل بیگانه و بی حیایی است.
دلیل ما این است که در چهار بیت بعد از آن نیز سخن از هرزه گردی زن و توصیه سعدی به فرار مرد به دهان نهنگ و ترجیح مرگ به زندگی و دور کردن زن از چشم بیگانگان است:
ز بیگانگان چشم زن کور باد
چو بیرون شد از خانه در گور باد
چو بینی که زن پای بر جای نیست
ثبات از خردمندی و رای نیست
گریز از کفش در دهان نهنگ
که مردن به از زندگانی به ننگ
بپوشانش از چشم بیگانه روی
وگر نشنود چه زن آنگه چه شوی
یوسفی در معنای «پای بر جای نیست» نوشته است (ص 383): «به هرزه گردی می رود و در پاکدامنی ثابت قدم نیست.»
خزائلی در شرح بیت مذکور نوشته است (327): در قدیم بعضی زنان نادان دزدیده از شوهر خود گوشت بریان کرده یا پخته از دیگ برمی آوردند و خود می خوردند. شیخ میفرماید: زنی که چنین کاری کند و از باب بی پروایی دست به چنین کاری زند، چنان است که پنجه چرب خود را بر روی مرد کشیده و روی او را آلوده و سیاه ساخته است. هرچند احتمال زیر از نظر خزائلی به شکل ضعیف آمده اما تفسیر حقیقی بیت همین است:
بعضی «قلیه» را کنایه از عورت مرد گرفته اند. سعدی قلیه را به معنی رنگ و حنا پنداشته و مراد از دست زدن زن در «قلیه» به نظر وی آرایش کردن زن برای دیگران است، اما چنین معنی برای قلیه در فرهنگ های فارسی و معجم های عربی یافت نشد.
منابع
- بوستان سعدی، تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران: انتشارات خوارزمی، 1368.
- شرح بوستان سعدی، محمد خزائلی، تهران: سازمان انتشارات
جاویدان، چاپ پنجم، 1363.
بهرام مشیری در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » بیات اصفهان:
شهر باشکوه تحریفی از ترانه
مرحوم بهار است.در اصل شهر پر شگون
است .به سبب قرابت لفظی که مصراع را
موزون می کند و بر زیبایی آن می افزاید
محمد سعید در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵۱: