گنجور

حاشیه‌ها

آلما در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:

شعر سعدی و ساز علی قمصری و صدای همایون چه زیبا کنار هم نسیتن برای بیان اشتیاق دل و سوختنش.کاش دوای این درد پیدا میشد.

دکتر امین لو در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۰ - مطلع دوم:

البته در ابیات 13 و 14 ضمن ستودن شروانشاه به طور غیر مستقیم خو د را نیز می ستاید چون در مصرع اول مشارالیه ضمیر تو شروانشاه است و چون در مصرع دوم شروانشاه را به حضرت سلیمان مانند کرده و خودش را مرغ او دانسته است مرغ حضرت سلیمان نیز هدهد است که در داستان حضرت سلیمان هدهد نقش بارزی دارد و پیام رسان سلیمان به ملکه سبا است

دکتر امین لو در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۰ - مطلع دوم:

بیت 13 مرغ تو خاقانی است داعی صبح وصال
منطق مرغ شناس شاه سلیمان رکاب
بیت 14 شاه مجسطی گشای، خسرو هیت شناس
رهرو صبح یقین رهبر علم الکتاب
در مصرع دوم بیت 13 کلمه مرغ باید به مرغان اصلاح شود منطق مرغان یعنی منطق الطیر
در مصرع اول بیت 14رهیأت به صورت هئت تایپ شده باید اصلاح شوددر این دو بیت خاقانی ممدوح خود شروانشاه را از طریق مبالغه می ستاید و او را مانند حضرت سلیمان آشنا به زبان مرغان و دانشمندی که ماننند مجسطی علم هیأت می داند و مانند عرفا به صبح یقین رسیده اند و مانند فقها و علما که به اسرار قرآن پی برده اند تشبیه می کند.

دکتر امین لو در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۰ - مطلع دوم:

مصرع دوم به این شکل صحیح تر به نظر می رسد
گفت نقاب هست شب ، صبحدم و ماه تاب

دکتر امین لو در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۰ - مطلع دوم:

بیت 12. نقب زدم در لبت روی تو رسوام کرد کفت نقاب هست صب حدم و ماه تاب
مصرع دوم این بیت هم اشتباه تایپی دارد و یک کلمه افتاده است و به احتمال زیاد به شکل زیر باید صجیج باشد
کفت نقاب هست شب، صبحدم آفتاب.
در مصرع اول می گوید به لبت نقب زدم و خواستم از زیر لبت که همان زنخدان است بوسه ای بگیرم (زنخدان را شعرا به چاه تشبیه کرده اند) ولی رخسار تو این قدر نورانی بود که کار مخفیانه مرا برملا کرد و ابرویم رفت این حالت را در مصرع دوم به دزدی تشبیه کرده که شبانه به دزدی می رود و نقب می زند که تا در خانه یا گوری به کالایی برسد ولی صبح می شود یا روشنایی مهتاب باعث آشکار شدن دزدی او می شودو آبرویش می رود.
در زمان سابق وقتی مرده ای را دفن می کردند مخصوصا مسیحیان از کالاهای ذیقیمت او در کنار مرده دفن می کردند دزدها شبانه می رفتند و قبر را می شکافتند تا این کالا ها را بدزدند. یا دزدی برای اینکه از خانه ای دزدی کند نقبی می زد تا از طریق آن نقب به مغازه یا خانه ای راه پیدا کند و دزدی کند .وهمین موضوع منشأ ضرب المثلی در زبان آذری است که می گویند ا(بو بیزیم اوغورلیقا گئت مگی میزیم بودا بیزیم آی ایشیقینا قالماغیمیز) یعنی این دزدی رفتن ما این هم ماندن ما تا مهتاب.
چون خاقانی در آذربایجان می زیسته لابد به این ضرب المثل در سرودن این بیت نظری داشته است.

دکتر امین لو در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۰ - مطلع دوم:

برم آمد چو چنگ گیسو در پاکشان

من شده از دست صبح دست بسر چون رباب
(قید) ‹پای‌کشان› 1. در حال پا کشیدن بر زمین.
2. (صفت) ویژگی آن‌که آهسته و به ‌کندی قدم بردارد.ر(فرهنگ عمید)
در این بیت خاقانی شاهد زیبارو را که دارای گیسوان بلندی است به آلت موسیقی جنگ تشبیه کرده است. . خودش را به آلت موسیقی رباب تشبیه نموده است.

دکتر امین لو در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در مدح خاقان اکبر شروان شاه منوچهربن فریدون و بستن سد باقلانی و التزام صبح در هر بیت:

بیت چهارم : دهره برانداخت صبح، زهره برافکند شب
پیکر آفاق گشت غرقهٔ صفاری ناب
در مصرع دوم این بیت کلمه کلمه صفرای ، صفاری تایپ شده است است باید اصلاح گردد.
بیت نهم : چون ترنجی به صبح ساخته نارنج زر
از پی دست ملک، مالک رق و رقاب
در مصرع اول این بیت کلمه چرخ ، چون تایپ شده است اصلاح شود.

مجتبی آموزگار در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - در مدح شیخ حمیدالدین:

در باره‌ی این قصیده چند پرسش دارم که امیدوارم صاحب نظران بتوانند مرا راهنمایی کنند:
1- آیا اینکه مصرع دوم از بیت چهارم در مصرع دوم از بیت ششم تکرار شده است، به لحاظ ادبی و از لحاظ اصول شعر صحیح است؟
2- در بیت "گر عزیمت کنی ای دوست، به سوی ملتان" به شهر ملتان هند اشاره شده است؛ یعنی همانجایی که عراقی مرید شیخ بهاءالدین زکریای ملتانی شد و سپس از او خرقه گرفت و با دخترش ازدواج کرد، اما در منابع اینترنتی موفق نشدم درباره‌ی شیخ حمیدالدین احمد واعظ مطلبی پیدا کنم

مهدی عسکری در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:

شاید بعد از کلمه ی بیرون در مصرع آخر یک کاما لازم باشه . با این مکث کوتاه معنی مصراع رو اینجو می بینم : برو بیرون، تلاش نکن، تو کفایت این کار را نداری

مسعود صالحی در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

سعدی در مصراع آخر از رفتن سخن گفته است
رفتن در این مصراع میتواند دو معنی متضاد داشت باشد
بکی رفتن به سمت معشوق و نزدیک شدن به او و دیگری رفتن و دور شدن از معشوق
اگر رفتن را همانگونه که در مصراع قبلش آمده به معنای رفتن به سمت و سوی معشوق و نزدیک شدن به او معنا کنیم در آن صورت علامت سوال باید آورده شود
یعنی داره میگه:
ای آدم بی بصیرت ... فکر کردی که من دارم میروم به سوی او؟... نه... اون هست که من را شکار کرده و داره قلاب را می کشه
خب...
اما معنای دوم این هست که شاعر میگه:
والا من دارم تلاش میکنم و میروم که از او دور شوم ولی اون من را شکار کرده و قلاب را می کشه
بنابراین هر دو میتواند درست باشد...
اما با توجه به مصراع قبلش ، من با معنای اول موافقتر هستم و بنابراین ، قرار دادن علامت سوال از نظر من بهتر و زیباتر هست

جواد قاضی در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۴۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۲:

چرا اینهمه ابیات این حکایت رو حذف کرده اید؟؟؟؟
کاملا متن رو مثله کرده اید.
حتما تصحیح بفرمایید.

حامد در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۴ - عذر گفتن خرگوش:

موسیقی ریز صدا اصلا مناسب اشعار مثنوی نیست....
امیدوارم در نوع انتخاب موسیقی دقت بیشتری انجام گیرد

عزت اله قهرمانی در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲ - شمشیر قلم:

سلام بر روح بلندت استاد دلها.استاد شهریار.مایه عزت وافتخار هر فارسی زبانی.
و سلام بر شماها که زحمت تصویر کشیدن این اشعار را کشیدید
زنده باشید و پایدار و سرشار از عشق و تندرستی.
امین

Vahid_god در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۸۰:

ابیاتی به این قشنگی و کاملی تا الآن نیامده و نخواهد آمد

فربد در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۳۳ - زن قاضی ری:

این شعر را باید با اب طلا نوشت.وصف الحال شرایط امروز ما نیز هست

سیدمسعود در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۸۹:

شخصا معتقدم اگر دوبیتی معروف
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
از باباطاهر باشد ، نمی توان دوبیتی فوق یعنی
اگر دستم رسد ...
را نیز از بابا طاهر دانست
چون در آن دوبیتی پسندم آنچه را جانان پسندد، تسلیم محض در برابر ناملایمات موج می زند که نشان دهنده اوج معرفت می باشد ولی در دو بیتی " اگر دستم رسد ..." اعتراض به مشیت الهی به اوج رسیده
لذا نمی توان این دو حرف متضاد را به یک نفر نسبت داد

آرمین محمدی در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۱:

دروود بر شما 《ما در غم عشق تو اسیران بلاییم》منسوب هست به مولانا و هنوز هم شبهه هست که متعلق به ایشونه یا نه.

حسین در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱۵:

اجرای آقای ساکی و گروه کماکان برای این شعر بسیار زیباست و صد البته کلیپ ویدئوی این آهنگ هم خوب و مرتبط با آهنگه
سبک آقای ساکی خاصه و برای همین عامه پسند نیست
توی آهنگی که همین شعر رو اجرا میکنه بعد از بیت «عجب ای عشق چه جفتی چه غریبی چه شگفتی // چو دهانم بگرفتی به درون رفت بیانم» به جای خوندن بیت بعد با دهان بسته صدا ایجاد میکنه که خیلی خیلی زیبا مفهوم بیت رو تداعی میکنه
اگر خود آهنگ رو گوش بدین خیلی بهتر متوجه میشین و لذت می برین

رضاt در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۳۵:

لطفا در مصرع آخر زناز
فاصله نگارشی بین ز - ناز رعایت بشه خواننده به اشتباه میفته

نادر.. در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۷:

گر چو مه در طلبش...

۱
۲۷۲۳
۲۷۲۴
۲۷۲۵
۲۷۲۶
۲۷۲۷
۵۷۲۳