گنجور

حاشیه‌ها

کسرا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۶ - در شکایت و عزلت و حبس و تخلص به نعت پیغمبر اکرم:

کله بستن. [ ک ِل ْ ل َ / ل ِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) نصب کردن خیمه از پارچه ٔ تنک و لطیف. (فرهنگ فارسی معین ) :
ابر گوهربار زرین کله بندد در هوا
گر ز دریای کفش خورشید برگیرد غبار.
فرخی.
عروس ماه نیسان را جهان سازد همی حجله
به باغ اندر همی بندد ز شاخ گلبنان کله.

س حسینی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۳ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

با سلام و درود خدمت همه دوستان بزرگوار و با درود به همه آذری های عزیز و گرانقدر؛ خواستم بگم که آقای کریم مشروطه چی هم این شعر بی نظیر را ترجمه کرده اند و به نظر من ترجمه پخته تر و بهتری هست. لطفا در صورت امکان ترجمه ایشان را هم منتشر کنید. با سپاس بیکران

سینا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » قصاید » شمارهٔ ۲ - در مَدح مولای متقیان علی علیه السلام:

باسلام بیت دوم مصراع اول "ز بی وفایی" صحیح است به جای "زبیوفایی" لطفا اصلاح نمایید

ایران در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵:

رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
افتادهٔ عشق را چه می‌فرمایی
ترک صفت و محو وجودم فرمود
یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی
رفتم به طبیب جاهل حاذقی گفتم داروی عاشق چیست؟

ایران در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸۴:

رفتم بر یار از سر سر مستی
گفتا ز درم برو که این دم مستی
گفتم بگشای در که من مست نیم
گفتا که برو چنانکه هستی هستی
از شادی وعشق او با سرمستی سویش رفتم
مرا مست دید و همیشه او حق است

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۲۶ - قصیدهٔ مرآت الصفا، در حکمت و تکمیل نفس:

بیت 88 : ز چرخ اقبال بی‌ادبار خواهی او ندارد هم
که اقبال مه نو هست با ادبار سرطانش
در این بیت کلمه "سرطانش" اشتباه است و "شرطانش" صحیح است.
توضیح: ماه با سرطان هیچ ارتباطی ندارد مسلما خاقانی با همه تسلطش به علم نجوم این چنین اشتباهی نمی کند. بلکه قمر یا ماه با شرطان ارتباط دارد. اما توضیح شرطان و ارتباط آن با قمر بدین شرح است:
ابو ریحان بیرونی در کتاب گرانسنگ خود آثارالباقیه چنین نوشته است که هندیان چهار نوع تاریخ (تقویم) دارند که هر چهار نوع را توضیح داده است نوع سوم را اینگونه شرح داده است:
" سوم آن است که ماه از شرطان که رأس الحمل است حرکت کند و پس از دوازده دوره به همآنجا برسد و سال قمری نزد هندیان این سال است."
معنی "شرطان " در لغتنامه دهخدا نیز اینگونه است:
شرطان . [ ش َ رَ ] (اِخ ) تثنیه شرط. دو ستاره انددر برج حمل و آن هر دو بر شاخ وی است . و بجانب شمال ستاره ای است خرد و بعضی عرب این هر سه را منازل قمرگویند و اشراط نامند. (منتهی الارب ). شرطان یا شرطین ، دو ستاره کم نورتر از سه ستاره سر حمل . و آن منزل اول از منازل قمر باشد. اولین منزل منازل قمر و آن دو ستاره است بر دو شاخ حمل ، از منزل اول از منازل قمر قبل از بطین .
اقبالِ ماه یعنی اینکه ماه به صورت بدر نمایان شود ماه وقتی در شرطان است به عبارت دیگر رویش به طرف شرطان است به صورت هلال می باشد و برای اینکه به صورت بدر درآید باید چهارده روز سپری شود در این صورت پشتش به طرف شرطان می شود. نتیجه اینکه اقبال ماه (حالت بدر) وقتی حاصل می شود که با شرطان ادبار داشته باشد. بدین صورت خاقانی چنین استنتاج می کند که هر اقبالی با ادباری همزمان است. (هر سودی با زیانی هر بردی با باختی همزمان است. انسان در معاملات دنیا وقتی چیزی را به دست می آورد قطعا چیز دیگری را از دست می دهد. ).

HS در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:

پیوند به وبگاه بیرونی

خسرو در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۹:

متأسفم آقا مهدی!؟
شمس به معنی روشنایی بخش منظور به هدایتگر الهی حضرت روح القدس است
تبریزی : تبری + زی : کسی که زندگی این دنیا رو رها کرده
شمس تبریزی : هدایتگر من رها کننده زندگی این دنیا

مهران در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

استدعا دارم، اصولا کسی نیستیم که گذشته هایمان را فراموش کنیم و پیامی را بی پاسخ بگذاریم ،حال آنکه ارج مینهیم که پیام میفرستید و غنیمت میشماریم این توجه را چرا که
عمر مان رفت در سفر، با بد و نیک و خیر و شر
همچو زنان خیره سر، حجره به حجره ، شو به شو
پس چه بهتر با گرانقدری چون حضرتعالی بگذرد لحظاتی از عمرمان، ما هیچیم فلذا
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
بنده طلعت آن باش که آنی دارد
پس
زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر، تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند

فرین در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

کسی می تواند کل شعر را تفسیر کند ؟ اگه بشه ممنون می شوم

سعادت در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

ملامت یعنی چه

محمد عمادی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۸۲:

سلام. بیت 6 مصرع اول اتشباه املایی دارد که موجب برهم خوردن وزن شده است. می بایست اصلاح شود.

اسماء جوان در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

دلخوشیم که حقیر را بخودتان مشغول داشته و بنده را تحمل میکنید. خیلی برایم ارزشمند است که وقت گرانبهایتان را برایم می‌گذارید بینهایت سپاسگزارم و اینک مطالبی را که از بزرگانی چون شما جمع آوری کردم.
روا باشد اناالحق از درختی
چرا نبود روا از نیکبختی.
نیست اندر جبه ام الا خدا
چند جویی در زمین و در سما.
تو خدا در جبه او یافتی
خویشتن را غیر می پنداشتیم
یافتی چون در تکامل ارتقا.
گشتی آگاه و نبودی جز خدا.
آن یکی را روی او شد سویدوست.
وان دگر را روی او خود روی اوست.
عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی .
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند.
ونهایتا
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وانکه این کار ندانست در انکار بماند.
پیش ارباب خرد شرح مکن مشکل عشق.
سخن خاص مگو فریاد عام است اینجا.
یک نمره اگر به مخلص خویش دهی
بهتر که هزار نان به درویش دهی.
من از تو به یک نمره قناعت بکنم
لطف تو زیاده است اگر بیش دهی.
قربانت

ح صادقی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

دیرینه یاری که ایام با او گذشت
هرگزنمی رود خاطره اش زیادوکلام ما
ساقی به هرکجاست تواش حواله کن
هرصبح جامی به عافیت و نوش مدام ما
گررنجشی زدوست براید نه جای گلایه است
این چندروزعمر نیرزد که کندتلخ کام ما
مارا به فیض عظیم خویش مستفیض کرد ورفت
آنکه تربت از تراب دل ریخت در جام ما
مطرب رسان به ساز وسوز هرشبت به او
کای سرو چون نسیم صبح بشنو این کلام ما
دل با تو است هرکجا و دیده به سوی توست
گرنیک بشنوی می رسد هرصبح به کویت سلام ما

محسن پناهی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:

معنی کلمه "نقس" در بیت زیر چیست :
تا در نقسم عنایتی هست
فتراک تو کی گذارم از دست

احمد در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:

در بیت اول معنای علاج کی کنمت این نیست که چه زمانی تو را علاج کنم بلکه علاج کی ترکیب مضاف و مضاف الیه است یعنی با داغ نهادن تو را علاج میکنم.

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:

به نام او
دوازده یا سیزده سال پیش بنده در جستجوی اشعار حافظ و مولوی با سایت گنجور آشنا شدم . (البته ورژن سابق گنجور زیرا که مدتی بنابر دلایلی این سایت در دسترس نبود)در آن زمان اکثر اشعار حاشیه ای نداشت و تنها یکی دو نفر بودند که مطالبی تحت عنوان حاشیه بر بعضی از اشعار نام آشنا نگاشته بودند. یکی از پرکارترین ایشان علی آقای ساقی(علی ساقی) بود که به نظر اینجانب از کتاب های مفسرین مختلف سطوری را کپی کرده و در حاشیهء شعر مذکور درج می نمودند.
در آن زمان بنده از معانی عمیق و غامض اشعار هیچگونه درکی نداشتم و تنها صورت ظاهر را می دیدم و در رقابت با علی ساقی بنده نیز نام رضا ساقی را برگزیده و از کتاب های تفسیر دیگران کپی کرده و در حاشیهء گنجور درج می نمودم تا در مراجعات بعدی معانی اشعار در دسترس خودم و دیگران علاقمند باشد!
در آن زمان بنده خود را کاملا مسلط بر فلسفهء غرب و عرفان سرخپوستی می دانستم وعرفان ایرانی را توخالی و بی مایه می پنداشتم و اشعار عارفان و شاعران ایران را سطحی و در حد می و مطرب و شاهدبازی می دیدم.
اکنون پس از گذشت سالها و آشنایی من با ادبیات و عرفان سرزمین خود که بخشی از آن را در آشنایی با دراویش و مسلک و طریقت آنان آموختم باعث گشت تا دیدگاه مرا بطور کلی دگرگون سازد و دنیای حقیر و کوچک خود را با جهان بیکران حقیقت پیوند زنم.البته این عنایت شامل حالم شد که بدون اینکه مقید به آیین و مسلکی گردم تنها نکات مثبت و کلیدی را استخراج نموده و آزادی خویش را به جذابیت های کاذب نفروشم.
آنچه که اکنون می بینم عرفان ناب در اشعار حافظ و سعدی و مولانا که فارغ از هرگونه تعلقی آتش سوزان عشق از آنان زبانه می کشد و همت آنان برای بیداری امثال ما خفتگان بدون ذره ای منیت از سرچشمهء عشق پدیدار است.
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم!!!

هاشم در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۴ - سبب نظم کتاب:

سلام. معنی (اجری تراش ) چیست؟در هفت پیکر به تصحیح آقای محمد روشن (آگر تراش ) ذکر شده و معنی روشنی هم آورده نشده.اینجا هم منی نشده

زهرا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۶۵:

در شب زلف تو مهتابی خوش است
در لب لعل تو جلایی خوش است.
به نظر من در مصرع دوم بیت اول به جای جلایی باید جلابی باشد چون هم معنی و هم وزن بهتری پیدا میکند.همچنین در ابیات بعدی با محرابی، قلابی، مهتابی، آبی، غرقابی، بابی و آبی هم حروفی مناسبی شکل میگیرد

یوسف در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

فکر می کنم مصرع آخر کلمه یکی باید باشه نه بکی.
ممنون

۱
۲۷۰۰
۲۷۰۱
۲۷۰۲
۲۷۰۳
۲۷۰۴
۵۸۲۱