گنجور

حاشیه‌ها

فریبرز در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۸ - ناتوان:

جوانی نگه دار،کین مرغ شیدا
نه مرغ زیبا

محمد مهدی دانشی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۳ - در وصف خزان و مدح احمدبن عبدالصمد وزیر سلطان مسعود:

اشتباه تایپی در سطر 38
خردک نگرش صحیح است

شهریار مشکین در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۲ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه:

بیت 3 مصراع دوّم: بهرِ
بیت 14 مصراع دوّم: ناودان
بیت 30 مصراع دوّم: مدانَش
بیت 34 مصراع دوّم: گر بریزد نَمی، نگردد کم
بیت 36 مصراع دوّم: بُغض
بیت آخر مصراع دوّم: نامشان

رهی رهگذر در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۵۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:

درود، با عرض معذرت فکر کنم این غزل بر وزن "فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن" (رمل مثمن سالم) باشد. سپاس

حپ در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۰:

منظور از «ناگاه نبشت» مصراع دوم و کلا معنای بیت دوم چیه؟

امیر بیگلر در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:

من در اشعار مولوی بهیچوجهی تناقض نمی‌بینم. در واقع مولوی اینجا شما را به صحت دعوت میکند و میگوید که اگر طلب قرار(آرامش) میکنی به ناآرامی خودت باور بیاور یا حالت ناگوارشی در برابر گوارش یا بی‌مرادیت بخاطر مرادهای فراوان تو است.

شهاب الدین شمس در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۳:

علیرضا قربانی در کنسرتی به عنوان خیام خوانی در کانادا همراه با خانم درصاف حمدانی تونسی دو بیت از این شعر را خوانده و هچون این دو بیت مابین رباعیات خیام خوانده شده و البته شباهت بسیاری هم با رباعیات خیام دارند. همگان فکر میکردند این یک رباعی خیام هست وبنده شخصا یک بار کامل رباعیات خیام را مرور کردم دنبالش.
ساقیا برخیز و می در جام کن
وز شراب عشق دل را رام کن
اتش بی عشقی اندر چرخ زن
خاک تیره بر سر ایام کن.

دکتر محمد ادیب نیا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:

ذکر تشرف حافظ شیراز خدمت ولی عصر علیه السلام؛
آری، بعد از غیبت کبری هزاران نفر از اقشار گوناگون در طلب گوهر وصل، ترک تعلقات نموده و در نهایت به فیض زیارت آن حضرت نائل گشته و می ­شوند؛ ولی حافظ اجازه بازگو کردن دیدار خود را نداشته و می ­بایست آتش این عشق را چون رازی سر به مهر حفظ کند.
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز / ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
* * *
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست / که آشنا سخن آشنا نگه دارد
البته وصال حضرت کار آسانی نبوده و نیست؛ زیرا او محبوب عالی مقام است و به سادگی نمی ­توان به قرب او دست یافت. اما حافظ خستگی ناپذیر است و دست از جستجو برنمی دارد. او بدون لحظه ای درنگ همواره منزل به منزل در طلب دوست لحظه های عمر را سپری می کند و نشان استراحت گاه محبوب را از باد صبا و نسیم سحر جویا می شود.
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست / منزل آن مه عاشق کش عیّار کجاست؟
و در جای دیگر می گوید:
ز کوی یار بیار ای نسیم صبح غباری / که بوی خون دل ریش از آن تراب شنیدم
و سرانجام حافظ شیرازی زیارت جمال باهر النور امام زمان ـ علیه السلام ـ را چنین بیان می کند:
در خرابات مغان نور خدا می بینم / این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو / خانه می بینی و من خانه خدا می بینم
خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن / فکر دورست همانا که خطا می بینم
و شرایط دیدار و حال خود را چنین توصیف می کند:
سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب / این همه از نظر لطف شما می بینم
واین نظربازی حافظ شیرین سخن، نتیجه محبت الهی است که عایدش شده است؛
دوستان عیب نظر بازی حافظ مکنید / که من او را ز محبان شما می بینم

دکتر محمد ادیب نیا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:

آری، با ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ درد و رنج از جهان رخت برمی بندد و شادی و نشاط جایگزین اندوه و تشویش می شود. در آن هنگام حیات و زندگی راستین به زمین و اهل زمین باز می گردد و عالم پیر و فرسوده نیز جوان و تازه خواهد شد.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد / عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام حقیقی به سخن خواهد داد / چشم «نرگس» به «شقایق» نگران خواهد شد
و در اواخر این غزل مطرح می کند که روزی غم هجران عاشقان حضرت و درد هجر پایان می پذیرد و عاشقان پس از تحمل اندوه و فراق از شدت رنجی که از بابت دوری محبوب کشیده اند، بی اختیار تا بارگاه دوست فغان کنان پیش می روند.
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل / تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید/ از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
و مراد از خورشید، حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ است که روزی ظهور خواهد کرد.
والحمد لله رب العالمین علی کل حال

فرزانه در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

جز اینقدر نتوان گفت در جمال تو عیب
که((خال)) مهر و وفا نیست روی زیبا را
دیوان، انجوی شیرازی
با توجه به روی زیبا فکر میکنم که خال صحیح تر باشه

دکتر محمد ادیب نیا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:

لسان الغیب حافظ شیرازی در غزلیات خود اشارات زیادی درباره شباهت حضرت مهدی علیه السلام به پیامبران دارد. در این بین، چند نمونه از ابیاتی که به صورت پراکنده در اشعار دیوان حافظ آمده است، را ذکر می کنیم؛
1. حضرت سلیمان:
گر چه شیرین دهنان پادشاهند ولی / «او سلیمان» زمانست که خاتم با اوست
2. حضرت عیسی:
مژده ای دل که «مسیحا» نفسی می آید / که از انفاس خوشش بوی کسی می آید
* * *
از روان بخشی «عیسی» نزنم پیش تو دم / زانکه در روح فزایی چو لبت ماهر نیست
3 . حضرت یوسف:
«یوسف» گم گشته باز آید به کنعان غم مخور/ کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
* * *
حافظ مکن اندیشه که آن «یوسف» مه روی / باز آید و از کلبه احزان به در آیی
* * *
گفتند خلایق که تویی «یوسف ثانی» / چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
شیرین تراز آنی به شکر خنده که گوییم / ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی

مهرداد پارسا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

چیزی که تقریبا به روشنی به نظر می رسد این است که حافظ در اکثر اشعار «جبرگرایانه» خود در حال ریشخند عقاید جبری اشعریون است که قشر متعصیب و متشرع جامعه را شکل می دادند و شدیدا جبرگرا بوده اند. در مقابل معتزله قشر روشنفکر آن دوره را شکل می دادند که معمولا هم با دربار و اهل سیاست ساخت و پاخت نداشتند و "آزادمرد" بودند. اینجا ابیات جبری همه کنایه است به زاهدان پرده نشین، و اینکه این سرنوشت آنهاست که همیشه در پرده به مجاهده و خوردن خون دل پبردازند و از سویی این نیز سرنوشت مقدر حافظ و هم مشربان اختیاری و ازاد اوست که نصیب شان جام می، جلوه گری و هنرنمایی باشد.
این نکته معمولا مغفول واقع می شود. حافظ در اشعار اختیاری خود کنایه نمی گوید، اما ابیات جبری او همه کنایه به اشعریون است و بس.

محمد قاضی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دهم در مناجات و ختم کتاب » بخش ۴ - حکایت:

این داستان را بهروز غریب پور در پرده ای از اپرای سعدی به زیبایی تصویر کرده است و صدای اسحاق انور، حال مست را در حال مناجات به بهترین وجه روایت کرده.
امروز اسحاق انور از دنیا رفت. روحش شاد.

محمدی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » مقدمه:

لطفا اصلاح بفرمایید:
و اثری از معالمِ علم اگر امروز نشان میدهند جز بر سُدّة سیادت و وسادة حشمت او صورت‌پذیر نیست

محمدی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » مقدمه:

لظفا اصلاح بفرمایید:
کَالدُّرِّ فِی صَدَفٍ وَالخَمرِ فِی خَزَفٍ
والنور فی الظلم و الحور فی سمل

نازنین در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۲۶:

در این شعر کاملا مشهود است که مولوی به مرحله اشراق رسیده و او نور خدا و چشم او را در هر جایی و هر فلکی میدیده.
به مشکات ماند که باشد عیان
همی روشن چراغی در آن
(مولوی-سوره نور آیه35)
در هر فلکی مردمکی میبینم
در هر مردمکی منظر یار میبینم
گردون مهر را کل جهان میبینم
در کل جهان پرتوی یار میبینم
در هیبت یار لرزه برجان میبینم
قامت یار در کل جهان میبینم

فرزاد در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۵:

با سلام اینکه شعر متعلق به چه کسی هست رو هیچ کس به طور قطعی نمیدونه امّا در مورد معنی شعر صحیح ترین معنی رو باید از خود شاعر پرسید ولی ما با نظرات خودمون میتونیم به نزدیکترین معنی برسیم از این رو که خود شاعر در بیت اول اعتراف میکنه که اسرار عزل را نه تو دانی و نه من نشان از عارف بودن این شاعر و اعتقاد او به غیب و جهان یا جهان های پس از مرگ دارد واین قطعه زیبا رو به یک شعر ابدی وپایدار تبدیل کرده تعبیر من حقیر از این شعر بدینگونه است
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
یعنی پی بردن به رازهای هستی و جاودانگی کار من و تو نیست چون با درک وفهم ما جور در نمیاد وهر معما و مشکلی که در زمین ازجمله پیشرفت در زمینه های مختلف که صورت گرفته کار انسان به تنهایی نبوده واین علم هدیه ای از جانب خدا به بنده منتخبش بوده
بیت دوم
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده در افتد نه تو مانی نه من
یعنی زندگی ما بر روی زمین از فراسوی حجابی است که بعضی چیزها که جرم دارن یا به نوعی ماده هستن رو میبینیم اما تسط چشم ما در همین حد است خیلی چیزهارو نمیتونیم با چشم ببینیم واین نادیده هایی که زمین را به صورت غیبی برای ما آماده زندگی میکنن و موجودات زنده ای که با چشم ما قبل دیدن نیستن روز رستاخیز این پرده از جلو ی چشم ما برداشته خواهد شد ولی اون روز دیگه ما صاحب اختیار نیستیم همه چیز به خدا باز میگردد
موفق باشید

Farzad در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۵:

با سلام اینکه شعر متعلق به چه کسی هست رو هیچ کس به طور قطعی نمیدونه امّا در مورد معنی شعر صحیح ترین معنی رو باید از خود شاعر پرسید ولی ما با نظرات خودمون میتونیم به نزدیکترین معنی برسیم از این رو که خود شاعر در بیت اول اعتراف میکنه که اسرار عزل را نه تو دانی و نه من نشان از عارف بودن این شاعر و اعتقاد او به غیب و جهان یا جهان های پس از مرگ دارد واین قطعه زیبا رو به یک شعر ابدی وپایدار تبدیل کرده تعبیر من حقیر از این شعر بدینگونه است
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
یعنی پی بردن به رازهای هستی و جاودانگی کار من و تو نیست چون با درک وفهم ما جور در نمیاد وهر معما و مشکلی که در زمین ازجمله پیشرفت در زمینه های مختلف که صورت گرفته کار انسان به تنهایی نبوده واین علم هدیه ای از جانب خدا به بنده منتخبش بوده
بیت دوم
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده در افتد نه تو مانی نه من
یعنی زندگی ما بر روی زمین از فراسوی حجابی است که بعضی چیزها که جرم دارن یا به نوعی ماده هستن رو میبینیم اما تسط چشم ما در همین حد است خیلی چیزهارو نمیتونیم با چشم ببینیم واین نادیده هایی که زمین را به صورت غیبی برای ما آماده زندگی میکنن و موجودات زنده ای که با چشم ما قبل دیدن نیستن . روز رستاخیز این پرده از جلو ی چشم ما برداشته خواهد شد ولی اون روز دیگه ما صاحب اختیار نیستیم همه چیز به خدا باز میگردد
موفق باشید

محمود در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:

اولین اجرای این اثر توسط استاد شجریان در سال 1356 و در جشن هنر توس بوده است. آلبوم جان جان هم دقیقا از روی همین اجرا ضبط شده است. آقایان پشنگ و بیژن کامکار به همراه آقای افشارنیا همنوازان استاد محمدرضا لطفی بوده اند. گنجور عزیز امکان درج این مطلب را در قسمت موسیقی و آهنگ نمیدهد. لذا این یادداشت را اینجا درج کردم. موفق باشید

هم راه در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:

بنده کم وبیش فرموده های بزرگواران رو مطالعه کردم و با فرموده دوستمون مبنی بر اهمیت زمان سرودن شعر توسط شاعر موافقم.
اینکه چه بر شاعر میشود که گام در راه سرودنی در این وصف میگذارد.
ما گشایش ذهن و طریقت انسن هارو بایست با فرهنگ و دانش زمان خود تراز کنیم.
بنظر حقیر این شعر تماما درس است. صحیح است بعضی ابیات خوی تند داره ولی این ذات زن ومرد است که با گذر زمان شاید بعضأ اندک تغییری در ایشان اتفاق افتاده باشد که این اندک تغییر رو شنونده با تطبیق شعر در زندگی خود و متوازن با امروز خود پیش دیدگانش و راه پیش رویش قرار بده.
زیاده گویی بود ببخشائید

۱
۲۶۹۶
۲۶۹۷
۲۶۹۸
۲۶۹۹
۲۷۰۰
۵۸۲۱