سعید در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۱:
لطفا بیت اول رو اصلاح کنید
«هر که آمد در جهان بیکستر از ما میرود»
شاهین در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
شیعه و سنی و ...؟ این وصله ها به حضرت حافظ نمیچسبد ای نوکِ بینی بینان بس کنید حافظ بزرگ تر و عاقل تر از آن است که خویش را به محدودیت های طفلانه ی عوام بسپارد
به قول شاعر و عارف نامی ایران زمین جامی :
ای مغبچه از مهر بده جام می ام// کآمد ز نزاع سنی و شیعه قیام// گویند که جامیا چه مذهب داری؟// صدشکر که سگسنی و خرشیعه نیم
محسن موسوی زاده در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۴:
کاش دوستان ارجمند بجا نوشتارهایی که تنها به افزایش متن بی بار می افزاید نوشتار هایی بنویسند که بیشتر راهگشا باشند تا زمان بیهوده نگذرد و بهره مندی هم بیشتر گردد.
۷ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
هر آن که با رخ منظور ما نظر دارد
به ترک خویش بگوید که خصم عربده جوست
کسی که برای دلبر ما تیز کند باید دست از جان بشوید زیرا که دلبری خونریز است.
خصم:دشمن(دلبر ستیزه جو)
به ترک خویش بگوید:خویش را ترک بگوید،دست از جان بشوید.
نمونه:جای پرهیز است در کوی شکرریزان گذشت
یا به ترک دل بگو یا چشم با روزن مکن
...
خلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتن
نبایستی نمود این روی و دیگر باز بنهفتن
...
بسم از قبول عامی و صلاح نیکنامی
چو به ترک سر بگفتم چه غم از کلاه دارم
...
سهل باشد به ترک جان گفتن
ترک جانان نمیتوان گفتن
هر چه زان تلختر بخواهی گفت
شکرین است از آن دهان گفتن
...
دلی دو دوست نگیرد دو مهر دل نپذیرد
اگر موافق اویی به ترک خویش بگویی
مجید در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۶:
سالها از پی مقصود به جان گردیدیم
یار در خانه و ماگرد جهان گردیدیم
هم سراپرده قدرش ز مکان بیرون بود
آن ما در طلبش کون و مکان گردیدیم
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸:
از عظمت وبزدگی انسان میگوید که تن و جان و دل را تواند به اختیار آورد و اینکه عده ای تنها از دور نطاره گرهستند .
خالد شهیم در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلام:
باده نه در هر سری شر میکند
بی حد دست کاری شده این نسخه مثنوی شریف....
شرم باد بر کسی که دست کاری کرده
الناز در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
بیت سوم کاملا غلط خوانده میشه.
به ترک خویش بگوید با ضمه بر روی ت بایستی خوانده بشه و همینطور عربده جو، صفتی هست برای خصم.
معنای بیت این هست که هر کسی که منظور نظر سعدی را ببینه، به یار ترک تبار خودش( علیرغم اشتهار دلبران ترک به زیبایی) خواهد گفت که تو خصمی عربده جو بیش نیستی در مقابل یار سعدی.
مهدی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴:
لطفا اساتید تفسیری بر این غزل بنویسند تا شاگردان تنبلی مثل بنده استفاده کنند.
پیشاپیش تشکر می کنم.
رضا در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳۳:
وزن شعر اشتباه است. صحیحش این چنین است: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
رضا در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳۳:
وزن شعر اشتباه است. نوشته اید: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن. این گونه صحیح است: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن یا مستفعل مستفعل مستفعل فعلن
علی ت در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
خوب است توجه کنیم که داستان های مولانا جنبه ی نمادین دارند و بحث در مورد خوبی یا بدی روستایی بودن یا شهری بودن کاملا بیهوده است.
ای برادر قصه چون پیمانه ایست
معنی اندر وی به سان دانه ایست
دانه ی معنی بگیرد مرد عقل
ننگرد پیمانه را چون گشت نقل
میثم رییسیان در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش پایانی » (۶) حکایت ایّوب پیغامبر:
سلام.وقت بخیر
شیخ بسیار زیبا تفاوت دو داستان تاریخی را در چهار بیت ابتدایی نشان داده است، و خلاصه، مشیت الهی را در بیت پنجم به زیبایی به تصویر کشیده است. آه کشیدنی که موجب نجات ایوب و آه نکشیدنی که زکریا را در زمره انبیای الهی نگه داشت. به امید برآورده شدن دعای شیخ در دو بیت انتهایی، ان شاالله مطلب ذکر شده برای دوستان مفید بوده باشد.
بزرگی گفت ایّوب پیمبر / که چندین سال گشت از کِرم مضطر
زچندان رنج آهی بود مقصود / چو کرد آهی نجاتش داد معبود
ایوب علیه السلام هنگامی که در شدیدترین گرفتاری قرارداشت با خدا سخن گفت وعرض کرد:
پروردگارا! بدحالی و مشکلات به من رو آورده، و تو مهربانترین مهربانان هستی.
طبق روایت دیگر، ایوب علیه السلام هم چنان صبر و مقاومت میکرد، حتی از خدا نمیخواست که گرفتاری او را رفع کند، بلکه همان را پسندیده بود که خداوند بر او پسندیده بود. تا این که روزی همسرش رُحْمه از بیرون آمد و غذایی برای ایوب آورد، ایوب علیه السلام از او پرسید این غذا را از کجا تهیه کردی؟ او در پاسخ گفت:«مقداری از گیسوانم را فروختم و با پول آن غذا تهیه کردم.» این جا بود که دل ایوب علیه السلام سخت به درد آمد، چرا که پای ناموس در کار بود، عرض کرد:«خدایا! در برابر همه ناگواریها صبر کردم، و این صبر را تو به من عطا فرمودی، ولی اینک به من مرحمت کن.» ایوب این سخن را در حالی میگفت که از روی تواضع، خاک بر سر و صورت خود میریخت، اینجا بود که خداوند درهای رحمت را به رویش گشوده و درهای ناگواریها را بر رویش بست.
زکریا ارّهٔ بر سر به زاری / بدو گفتا اگر آهی برآری
کنم از انبیا بسترده نامت / مزن دم، تا کند ارّه تمامت
حضرت زکریا(ع) یکی از پیامبران الهی است. زکریا و عمران، دو شخصیت بزرگ بنی اسرائیل بودند، و علاوه بر رابطه مکتبی، رابطه خویشاوندی (باجناق) نیز بودند. عمران صاحب دختری به نام مریم شد، ولی زکریا(ع) دارای فرزند نشد، زیرا همسرش نازا بود. مطابق تواریخ، عمران پدر مریم(ع)، قبل از تولد مریم(ع) از دنیا رفت،چون آثار عظمت از چهره مریم(ع) دیده می شد، گفتگو در میان دانشمندان بنی اسرائیل در گرفت، هر کدام از آنها می خواست این افتخار نصیب او شود. سرپرستی زکریا(ع) نسبت به مریم(ع) قطعی شد، و در واقع حضرت زکریا(ع) از همه شایسته تر به سرپرستی مریم(ع) بود، زیرا علاوه بر مقام نبوت، شوهر خاله مریم(ع) نیز بود. سالها بود که حضرت زکریا(ع) از تنهایی و نداشتن فرزند که یار و یاور او باشد رنج می برد، و با امیدی سرشار به خدا دل می بست و از خدا می خواست که او را تنها نگذارد. سرانجام خداوند او را از تنهایی بیرون آورد، و یحیی(ع) را به او داد، و زندگی او و همسرش را با داشتن چنین فرزندی نورانی، سامان بخشید. هنگامی که حضرت مریم(ع) به قدرت الهی بدون شوهر باردار شد شیطان وسوسه گر به میان بنی اسرائیل رفت و این تهمت ناجوانمردانه و بسیار زشت را به مردم القاء کرد که اگر مریم(س) باردار شده، کار زکریا(ع) است. همین تهمت نا جوانمردانه باعث شد که عدّهای از اشرار تصمیم گرفتند حضرت زکریا را به قتل برسانند . زکریّا گریخت و به بوستانی که در نزدیک مسجد بیت المقدس بود وارد شد و در آن جا تنه درختی باز شد و به زکریّا پناه داد.ابلیس گفت: او کنار این درخت آمد و جادو کرد، بر اثر سحر و جادوی او تنه این درخت شکافته شده او به درون این درخت رفت. نشانه اش همین قسمت عبای او است که در بیرون درخت مانده است.آنها تبر تهیه کردند و هم چنین ارّه آوردند و آن درخت را قطع کرده سپس با ارّه قطعه قطعه کردند، به این ترتیب حضرت زکریا (ع) مظلومانه در میان آن درخت در سن صد و پانزده سالگی به شهادت رسید و به خواست خداوند آهی بر نیاورد.
محسن در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶:
بیت آخر فوق العاده ست، درود بر سعدی که زبان حال عشاقه
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:
دریا دل که پر از گنج و مرجانی
ا دل خودرا بر بی دلان و فقرای آن بگشا
تن میگوید ارزشی ندارد و بدون گوهر هستی است تا جان و قانون و راه خدا را ندارد و یا برای دانایی و ثروت درون باید نه به تن بلکه دل و جان را دریابی
بیگانه در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۳:
واژه ی «ملجئی» به این شکل درست است و باید اصلاح شود در شعر.
همایون در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰۷:
تنها چند لغت یونانی را برای قافیه انتخاب کردن با اینکه میدانیم لغات زیادی هم قافیه خروس در زبان یونانی یافت میشود، ارزشی در شعر عرفانی محسوب نمی شود، خصوص آنکه این شعر کمابیش سویه مذهبی و شریعتی آن بر محتوی عرفانی آن غلبه دارد، ازینرو به نظر غزلی از سرودههای پیشین جلال دین است نه کارهای پس از همنشینی با شمس، تازه اگر فرض را بر آن بگذاریم که از زمره اشعار الحاقی نباشد.
در اینجا به نکتهای نیز باید اشاره کرد که چرا برخی اصرار دارند بر آنکه که جلال دین پیش از ملاقات با شمس، شعر نمی سروده است، که تصور میشود این اصرار بدین منظور است که تحول جلال دین را از فردی مذهبی به انسانی رها و آزاده در مکتب عشق ویژه انسان محور خود، نادیده بگیرند و همواره او را انسانی در چارچوب مذهب قلمداد کنند، حتی بسیاری بر این عقیده اند و تا آنجا افراط میکنند که کتاب مثنوی، یا ماهنامه، یا نامه معنوی، او کاملا ترجمه قرآن است، و دلیل آنها آیات و احادیث درون آن است نه بررسی معنوی آن.
همایون در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۲:
درود محسن عزیز، این مثلی انگلیسی است که در فارسی هم به کار میرود، که وقتی بچه را میشویی و آب کثیف وان را خالی میکنی مواظب باش که بچه را همراه آب بیرون نیاندازی، گاه ما با یک اشکال و یا بد فهمی و یا نفهمیدن موضوع و خوش نداشتن حواشی یک چیز، کل آن را رد میکنیم در حالیکه در آنجا ممکن است یک چیز بسیار با ارزش را نیز از دست بدهیم، سعدی مثال زیبائی دارد و میگوید:
ز تاج ملک زادهای در مناخ - شبی لعلی افتاد در سنگلاخ
پدر گفتش اندر شب تیره رنگ - چه دانی که گوهر کدام است و سنگ
همه سنگها پاس دار ای پسر - که لعل از میانش نباشد به در
غم جمله خور از برای یکی - مراعات صد کن برای یکی
در اوباش پاکان شوریده رنگ - همان جای تاریک و لعل است و سنگ
برای من سوال بود که جلال دین که همه جا از شکستن صحبت میکند چگونه در این غزل به نکتهای اساسی اشاره میکند و از نشکستن میگوید، از رموز و لطافت مکتب عشق این است که همه چیز را نمی توان با سر و فهمیدن دریافت، بلکه بخشی از کار را باید به دل سپرد و سر و دل با هم کار میکنند، البته آن سری که در کار عشق جستجو گر است، نه آن سر معمولی که همه دارند و برای زندگی و معیشت است، برای همین از دو سر صحبت میکند اگر اشتباه نکنم
حیف است که آدم حضور جلال دین را در زندگی خود حذف کند و شیوه او را نادیده بگیرد چون همه حرفهای او را با عقل خود نمی فهمد، هستی هرگز به تمامی قابل فهمیدن نیست، این امروز برای علم و ریاضیات نیز آشکار شده است
حسن عبدی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش ۱۹ - آغاز مقال در شرح صورت حال سلامان و ابسال:
درباره این مطالب برای مطالعه بیشتر به کتاب اشارات که نوشته خواجه نصیرالدین طوسی است و ایه ال..حسن زاده آملی شرحی عربی برآن نوشته که میتوانید مطالعه بفرمایید داستان را به زبان عرفانی بیان میکند و تشریح داده اند والسلام
۷ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱: