باران در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۵ - پرسیدن آن پادشاه از آن مدعی نبوت کی آنک رسول راستین باشد و ثابت شود با او چه باشد کی کسی را بخشد یا به صحبت و خدمت او چه بخشش یابند غیر نصیحت به زبان کی میگوید:
سلام و خسته نباشید
میشه لطفا معنی و تفسیر این شعر روبه طور کامل برای تمامای ابیات به بنده بگید خیلی برام مهمه که بدونم. پیشاپیش سپاسگزارم
برگ بی برگی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیهالسلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین:
لا مکانی که درو نور خداست
ماضی و مستقبل و حال از کجاست
ماضی و مستقبلش نسبت به توست
هر دو یک چیزند پنداری که دوست
و مولانا چقدر زیبا بیان میکند آن لا مکان یا به قولی فضای بی نهایت یکتایی و یا همان بهشت موعود را که اگر از بند زمان رها شده و تسلیم و پذیرنده اتفاق این لحظه بدون مقاومت و قید و شرط شویم آن لامکان دور از دسترس نخواهد بود .ماضی و مستقبلش نسبت به ماست چرا که ما همواره یا در گذشته زندگی میکنیم و یا در آینده و هیچگاه زندگی را از این لحظه نمیخواهیم . اگر آن چیزها را در گذشته بدست آورده بودم اکنون دارای زندگی بودم و اگر این چیزها را بدست آورم صاحب زندگی و خوشبختی خواهم شد و راز بی قراری و عدم آرامش انسان درد طول حیات همین مسئله مهم است چرا که انسان وابسته و اسیر همین اتفاقات و هیجانات کاذب در گذشته ، حال و آینده میباشد و به همین دلیل احساس رضایت و خوشبختی از ما دور میشوند حتی اگر در زندگی مادی موفق و ثروتمند شویم مگر اینکه اتفاقات روی زندگی ما اثر نگذارند و با هیچ چیز این جهان مادی هم هویت نشویم و از آنها تاثیر نگیریم.
موفق و پایدار باشید
برگ بی برگی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیهالسلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین:
چون لب جو نیست مشکا لب ببند
بی لب و ساحل بدست این بحر قند
مولانا میگوید وقتی لبها جوینده و پذیرای این شهد و شکر نیستند پس بهتره لب فرو بندم چرا که این دریای قند بدون بدون ساحل و لب پذیرای قند مانده است و مولانا نمی خواهد این دریای قند را به هدر دهد پس لب فرو می بندد تا وقتی دیگر
محسن،۲ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:
گر بیابد آلتِ فرعون ، او
آنگه او بنیاد فرعونی کند
اگر ساز و کار فرعون در اختیارش قرار گیرد ، همچو فرعون بیداد می کند
برگ بی برگی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:
تصحیح اینکه استاد شمس الحق مورد نظر بوده است که با این آلت های تایپ امروزی بصورت دیگری تایپ شد .
برگ بی برگی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:
در ادامه ؛ دلیل نظر فوق بار معنایی بیت قبل از آن میباشد ؛
نفست اژدرهاست او کی مرده است ؟
از غم بی آلتی افسرده است
گر بیابد آلت ، فرعون او
که بامر او رفت آب جو
و با کسره نون فرعون بیت کاملاً معنای اصلی خود را به ما مینماید . خدا ما را از شر فرعون های ذهنمان مصون بدارد .
آمین
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳:
زمانه عجیب وبیگاه است ولی نه برای کسانی که از عشق سیر
هستند
سهرابی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۴۱ - بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری:
به جهان دردمندان تو بگو چیکار داری حال و روز ما رو بنگر دل بیخیال داری
برگ بی برگی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:
با عرض پوزش از استاد شمس الحق که آلت فرعون را معنی کردند(مال و جاه دنیوی) به نظر می رسد بیت مربوطه را باید به صورت زیر و با فاصله آلت از فرعون خواند که در این صورت نیازی به معنای فوقالذکر احساس نخواهد شد :
گر بیابد آلت ، فرعون او
که بامر او همی رفت آب جو
و بدین ترتیب حذف یک ویرگول ساده استادی مانند شمس القاب را نیز میتواند به اشتباه بیندازد .
موفق و پایدار باشید
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲:
خداوند در نعمتهایش ما را پروراند و لباس زیبای پوست بما پوشید ودر آن لباس زیبا قلبی با نور ومهر خودش قرار داد و عالم همه عبادتکه اوست و تحت سیطره او
a.p در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی:
گویی که یکی کارگه رنگ رزان ست
مصرع چهارم
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰:
فراموش کردم کا در آخر میگوید را شراب لشق خدا همیشه مستیم و یا تا ابد مست عشق حق و حقیقت هستیم که چشم جهان به آن بسته است
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰:
با عشق بوجود آمدیم و زنده شدیم و با آن بهم میرسیم و با یگانگی متحد مزشویم و .... مرحبا
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹:
مولانا میفرمایند که سایر مکاتب جهان غیر از ما که خدا را در دل داریم و عشق او ما رمتحد میکند از مادیات مست شده و سرانجام به ما خواهند رسید یا به خدا باز میگردند
مهدی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
در مصرع دوم از بیت پنجم در برخی کتب چنین آمده است
لیکن نصیب جانان پندار یا گمان است
که با توجه به وزن شعر به نظر درست می اید
مرتضی کشتکار در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۳:
در مصرع اول بیت سوم به نظر می رسد کلمه تشویش مناسب تر است تا تشویق.
گلی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
دوستان عزیز شما همگی حافظ دوست و شعر خوان هستید زشت است ک به هم بی احترامی کنید و همدیگر را با کلماتی طعنه آمیز بخوانید. شعر حافط را هر کسی از ظن خود تعبیر می کند و اصلا کیفیت شعر حافظ این است ک از بعدهای مختلف می شود آن را فهمید. ولی اگر می خواهید اصل شعر و اصل معنی کلمه را بدانید که:
1 . اگر نتیجه ی واضحی وجود داشت همه ی نسخه ها به یک شکل می امد. پس تصحیحی که صد در صد درست باشد وجود ندارد مگر ک خود حضرت حافظ بیاید و اصل آن کلمه را ب ما بگوید.
2 . هستند کسانی ک بیشتر از ما حافظ را می شناسند و عمری را در راه شناخت حافظ گذاشته ان( در هین سایت هم حضور دارند) خواندن حاشیه های آن ها کمک زیادی ب درک شعر حافظ می کند.
3 . دلیلی ندارد حتما تمام کلمات شعر حافظ در زمان ما قابل درک و با معنی باشد. فراموش نکنیم ک حافظ قرن هشتم می زیست و ما قرن ها بعداز او به دنیا امده ایم و زبان هر روز در حال تغییر است.
سعید نیک تبار در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:
ای یار بساز تا بسوزم/یا با سوزش من بساز و بنواز
اهل فن بفرمایند که درسته ؟
فیض بارش در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
این شعر را استاد ساربان خیلی زیبا در قالب آهنگ آورده در ضمن این شعر خیلی پرسوز است
درود به روان انوری!
باران در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۵ - پرسیدن آن پادشاه از آن مدعی نبوت کی آنک رسول راستین باشد و ثابت شود با او چه باشد کی کسی را بخشد یا به صحبت و خدمت او چه بخشش یابند غیر نصیحت به زبان کی میگوید: