گنجور

حاشیه‌ها

محسن،۲ در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:

ای که از کوچه معشوقه ما میگذری
بر حدر باش که سر می شکند دیوارش
ای که از کوچه معشوقه ما میگذری
بار دیگر مگذر گر گذری بی پدری
یا
ای که از کوچه معشوقه ما میگذری
ما هم از کوچه ی معشوقه ی تو می گذریم

محسن،۲ در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:

هر آن که با رخ منظور ما نظر دارد
به ترک خویش بگوید که خصم عربده جوست
می گوید : هرکس به نگار حافظ نظر دارد بداند که باید دست از جان بشوید که حافظ دشمن اوست و انتقام گیراست
عربده جو = حریف طلب ، ستیزه جو

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:

به جای که داری از کاروکیا میتواند چه باشد
ای خلف هر دو جهان یا درست و درست کار و یا همان که باید هر دو دنیا چه حاصلی این کار و زندگی روزمره، تا خبر نرسیده که به حق بپیوند خود زودتر بشتابیم یا زندگی عادی و تقلید و تکرار را رها کنیم

میثم رییسیان در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش پایانی » (۹) حکایت شبلی با ابلیس در عرفات:

سلام، وقت بخیر
همانطور که می دانیم عدم سجده ابلیس بر انسان، علیرغم دستور خداوند، دلیل مورد غضب واقع شدن ابلیس نزد خداوند شده است. در بیت دوازده (چو بی علت شدستم رانده او/ شوم بی علتی هم خوانده او) شیخ از زبان ابلیس میگوید که بی علت از درکاه خدا رانده شدم و بنابراین عجیب نیست بی علت مجددخوانده شوم. برای من این بی علت ذکر شدن توسط شیخ عجیب است. خواستم نظر دوستان را بدونم.

محب در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

با سلام
حافظ..درجای دیگرهم درباره کربلا فرموده
باصبا درچمن لاله سحر میگفتم
این شهیدان کین این همه گلگون کفنان

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷:

آنچه انجام میدهم همان است که از او آموختم و آنچه خدا امر کرده انجام خواهم داد

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶:

شکر افشانی و پریشانی یعنی هم شادی و هم غم داشته ام از عشق
و چون خداوند در دل آید حقیقت آشکار گردد

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:

بله مولانا گوید که خدا جز درونت نیست و ای صوفی یا کسی که دنبال راه یا روش زندگی وخدا هستی،هرچه هست درون خود تو هست و بیرون از خود جایی بدنبال خدا نگرد

نادر در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:

بکنی با ضمه خواندن درابن شعر و دوره سعدی جالب نبست به نظر بکنی با مسله مناسب تر است

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:

در جای تو جانی است بجز آن جان یعنی در ررابر یا جای تو خدایی است آن را پیدا کن.
صوفی رونده هم که سالک راه است که میرود بدنبال حق

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:

هم در جای تو جانی است بجو آن جان یعنی خدا درونت است و یا روح خودت و هم در جان تو جانی هست بجو آن جان رایعنی روحت را پیدا کن و یا در جان تو جان نیست بجز آن جان را یعنی جز خدا درونت نیست و در جان تو جان نیست بجو آن جان را یعنی روح نداری یا روحت را نمیبینی ان را بیاب

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:

جز خدا در دل تو جایی نیست اگر بخوانیم جا، نیست
در جان تو جانی ست بجو آن جان دا
در دلت خدائی هست،آن را پیدا کن یا روح درون خویش را بیاب.
. وصوفی رونده همان سالک راه را گوید که در راه یا رونده است.

میثم رییسیان در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش پایانی » (۶) حکایت ایّوب پیغامبر:

سلام مجدد
خواستم اطلاع بدم که در کتاب الهی نامه که بنده دارم بیت پنجم رو این گونه نوشته،
عجایب بین که از آن یک آه میخواست
وز این یک خامشی را راه میخواست
و از اونجاییکه تو بیت های ده و یازده از کلمه راه استفاده کرده است به نظر من این گونه صحیح است. لطفا بررسی کنید.

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:

جز عشق نبود هیچ دمساز مرا
نی اول و نی آخر و آغاز مرا
جان میدهد از درونه آواز مرا
کی کاهل راه عشق درباز مرا همیشه عشق دمساز من بوده و دلم همواره از من میخواهد که در او را به عشق و حقیقت بگشایم چون خدا در دل ماست ولی اکثر انسانها آواز دل را بدلیل فریب دنیا نمیشنوند

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰:

دعائ است که از خدا میخواهد که اورا دریابد و میتواند چنین باشد
ای مکر در آمیخته هرجانی را یک مکر برای من درانگیز و بیا .... انشاالله

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹:

ابتدا میگوید که چون تصویر یا وجه و اندکی از جمال حق در جان و دل تو شکل بگیرد مراد دل تو حاصل شده ودیگر دنیا و مادیاتش برایت اهمیت ندارد و گر مراد دل برآید دنیا رنگ میبازد

شاهین در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۶:

غوکاندر رو اصلاح کنید : غوکان در

پارسا در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

این آهنگ رو محمد عبداللهی به زیبایی خونده :
t.me/mdabdolahi
instagram : @Md.abdolahi
Beeptunes : پیوند به وبگاه بیرونی

الناز در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:

سرکار خانم یا جناب آقای 7
از کجا می فرمایید که منظور از خصم در بیت سوم، همان دلبر هست که منظور نظر سعدیست؟

میثم ح در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

با سلام به همه دوستان و ادیبان. نکته ای ذهن من رو درگیر کرده. بارها و بارها این شعر رو گوش می کنم و فقط یک چیز در آن دیدم. که دارای اهمیتی بود که می بایست جای با متخصصان ادیب در میان می گذاشتم.
با تمام احترام به تحلیل های ادبی و معناهای مختلف که در این صفحه و صفحه های دیگر خواندم، اشتباه یا عدم درک در اصل شعر را متوجه شدم. این فقط یک شعر نیست . این خواب معنا داری است که مولانا دیده و معنا و فهم این خواب موجب سرودن این شعر شده که در ابیات اول و آخر به آن اشاره شده. در بیت اول مصرع اول سودا نه دارواست نه مخدر است بلکه ماجرای خواب که سودا به معنای دگرگونی است که معنای غم انگیز آن دل را چون دوزخ سوزان و چشم ها را چون جیهون گریان می کند. علاقه مندان می توانند به کتاب های تعبیر خواب معتبر رجوع کنند. مولانا به علم تعبیر خواب آگاهی داشته. و برای همین بیت اول این چنین سروده شده. در بیت دوم چه دانستم اشاره به حداقل ناخودآگاه سیل می کند که او را در خواب می برد و درون کشتی در خون می اندازد. که دراینجا سیل تعبیری از لشگریان یا ملت یا حکمتی دارد که بر سرزمین غالب می شود و مولانا در کشتی می افتاد که معمولا معنای سران آن لشکر و یا حکومت که باید نجات گر باشند ولی در خون خودشان هستند و موجی از همان دریا که گروهی از همان ملت و یا لشگر کشتی را در هم می شکند چنانچه تخته تخته های آن به گونه های مختلف درگون می شود که سرانجام آن دولت است که دارای آن از هم‌پاشید و هر کدام به سویی می رود ، نهنگی سر از آب بر میاورد که بزرگی از میان ملت یا لشگریان بالا تر میاد و آب تمام دریا را می خورد که به معنای پادشاهی تمام سر زمین است که آن دریای بی پایان خشک شد چون هامون ،به ظلم حکومت اشاره می کند و نابودی سرزمین و خشک شدن چون هامون اشاره به زمان حادثه می کند که در خواب زمانی اتفاق افتاده که هامون خشک شده است. و در بین بعد میگه چون این تبدیل ها آمد باز به اشاره خواب معنا دار هست که همه اینها معنا داره و دوباره میگه از دریا و هامون اثری نماند و چون و چرایش رو نمی دونم. و در بی بعد دوباره میگه چه دانستم های بسیار است که اشاره به فهم معنای خوابش داره اما چه دانستم ..... اصلا به بند صورت بند افیون که به معنای مخدر و یا هرچیز دیگر باشد نیست. بلکه منظور خوردن مقدار کمی کف کثیف دریا در خواب بوده که به معنا کسب مال حرام و یا گناه است که مولانا سر در نمی آورد که چطور حادثه که در زمان او نیست مال حرام خورده درآن یا گناهی او در آن مرتکب شده. و نقطه مجهولی برای خودش است. خوب چه دانست که روزی شعر و اشعارش شود جشن و مراسم و گاهی به وسیله اون مال حرام.

۱
۲۶۸۶
۲۶۸۷
۲۶۸۸
۲۶۸۹
۲۶۹۰
۵۷۲۳