گنجور

حاشیه‌ها

 

این شعر لب مطلب رو می گه جان خودم.

شهروز در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۴:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۲۱


این بخش از شعر به باور مولانا به ایرانی بودن اشاره می کند :
پارسی گوییم یعنی این کشش
زان طرف آید که آمد آن چشش
چشم هر قومی به سویی مانده‌ست
کان طرف یک روز ذوقی رانده‌ست
ذوق جنس از جنس خود باشد یقین
ذوق جزو از کل خود باشد ببین

جواد در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱:۵۰ دربارهٔ بخش ۴۱ - طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویش


سلام.فکر میکنم در بیت آخر از نظر املائی اشتباهی رخ داده که صحیح آن اینست:گر چه مستوجب صد گونه جفائی بازآ

پاسخ: مصرع مذکور مطابق نظر شما تغییر کرد به این ترتیب که اشتباه املایی احتمالی «سد» با «صد» جایگزین شد.

داود در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ غزل ۱


به یادبود پدر عزیزم (شاه جمال)

زهرا در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۹


حق دشمن خود مکن به تعظیم کسان درست است

ابراهیم در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۵


واقعا لذت بردم

بهار با این شعر بسیار زیبا و دلنشین حجت رو بر همه ی منتقدین سعدی بسته است .

هنر به چشم عداوت بزرگتر عیب است
گل است سعدی و در چشم دشمنان خار است

صادق در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ شمارهٔ ۱


آقای محلوجی:
زمی مخفف زمین است و در متون کهن به تناوب آمده (زمی در لغتنامه دهخدا).
در این شعر خاص تمامی ابیات قافیه‌ی درونی دارند (بیت دوم: گلی-بلبلی-ولی، بیت سوم: ماوبس-رعناوبس-زیباوبس و …) در بیت مذکور هم «آدمی» و «مردمی» نشان می‌دهند که «_می» حرف روی است و لذا کلمه‌ی مورد بحث زمین نمی‌تواند باشد و زمی است.

حمیدرضا در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ غزل ۴۳۵


با تشکر از شما، در browser من مصراع دوم بیت اول تماما در یک سطر جا نگرفته و در نتیجه مصراعهای سایر ابیات به درستی کنار هم قرار نمی گیرند.

اگر فاصله ما بین “افسار” و “نیست” حذف شود این مشکل برطرف خواهد شد.

پاسخ: مشکل موقتاً حل شد (در صورتی که شما هنوز شعر را به همان صورت می‌بینید کلید Ctrl+F5 را بزنید تا تمامی اجزای صفحه از میزبان دوباره آورده شوند)، در هر صورت مشکلاتی شبیه به این هنوز وجود دارند و نیازمند یک راه حل بهتر برای نمایش متقارن ابیات هستند که تلاش می‌شود در فرصت مناسب مشکل حل شود.

حسین جلالی در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ مست و هشیار


در بیت مصراع اول “گفتی که چون من در زمی دیگر نباشد آدمی” کلمه زمین به اشتباه زمی تایپ شده است

عباس محلوجی در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۷:۳۹ دربارهٔ غزل ۴۳۵


چه نیـــکو کرده ای گفتار حافظ
ز دلهـــا میبری زنگار حافظ
گهی گوئی زسا قی ساغرو می
گه از هجران وگه دیدار حافظ
گهی ازعاشقان گفتی گه ازعشق
گهی دروصف روی یار حافظ
ز نیکو سیرتان گه یا د کردی
ز گلها گفتی و از خار حافظ
ز روز روشن و از شام تاریک
گهی از چرخ افسونکار حافظ
بدستت ساغری خالی ز تزویر
به مستی گفتی از هشیار حافظ
گه از مهراب گفتی گاهی ازمهر
گــهی از خا نه خمار حافظ
گه از سجاده گاه از دلق گفتی
گــهی از فتنه دستار حافظ
ز اسرار جهان آ گاه بودی
تو بودی محرم اسرار حافظ
نکو توصیف کردی باده عشق
غم دلـدار و شام تار حافظ
تمام گفتنیها گفتی از پیش
همه خواب و توئی بیدار حافظ
هزارت آفرین گویم به هربیت
دوباره میکنم تکـرار حافظ
برو(خسرو)مریدخواجه میباش
که دارد نکته ها بسیار حافظ

خسرو رضائی تورنتو کانادا

خسرو در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۶:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۳


Walt Disney sholud be proud of persia poet who nicely present cat and mice story long time before walt Disney.
I am as Iranian Very proude of this.

ali در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۳:۲۰ دربارهٔ موش و گربه


A magnificent peom and a beautiful harmony

Omid در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲:۴۶ دربارهٔ غزل ۴۳۷


مصرع سوم چنین است:

دو چشم در سر هرکس نهاده اند ولی

پاسخ: با تشکر از شما مصرع مذکور که حاصل تکرار اشتباهی مصرع دوم بیت اول بود با صورت صحیح ارائه شده توسط شما جایگزین شد.

م - ا در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ قطعه شمارهٔ ۱۳


بسیار دلپذیر مینماید

Anonymous در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸


@توری مستوفی:
با تشکر از شما، در صورتی که نظر شما مستند به نسخه چاپی است بفرمایید تا تصحیح صورت گیرد. در هر صورت نظرتان به صورت حاشیه خواننده را در جریان تحریف احتمالی قرار می‌دهد.

حمیدرضا در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ تصنیف مرغ سحر


آقا/خانم س.ص. :
نظر من در مورد اعتبار یا عدم اعتبار یک نسخه اصلاً مهم نیست، چرا که مسلماً من شرایط و دانش کافی برای ارائه نظر درست در این مورد را ندارم. مسئله این است که ما اشعار را از یک منبع برداشته‌ایم، خود این منبع جدا از غلطهای املایی و تایپی مستند به منابعی است که از لحاظ ترتیب ابیات و میزان تشابه به نظر می‌رسد دیوان حافظ آن مستند به نسخه‌ی قزوینی-غنی است. حالا ما -کاربران این سایت - داریم این نسخه را تصحیح می‌کنیم یا روایتهای دیگر را نقل می‌کنیم. نظر من این است که آنجا که غلط آشکاری مشاهده می‌شود تصحیح کنیم اما اگر مسئله روایت متفاوت است آن را در حاشیه نقل کنیم تا دچار تبعات بعدی این تغییرات (مثل ایجاد یک مجموعه‌ی درهم و ملغمه‌ای از منابع و نقلهای مختلف) نشویم. مطمئناً برای این کار می‌شود راهبردهای دیگری هم پیش گرفت ولی فکر می‌کنم با توجه به شرایط سایت و وقت اداره کننده‌ی آن و مسائل دیگر این روند سربار زمانی کمتری داشته باشد.
در هر صورت اگر شما روند تصحیح بهتری را پیشنهاد کنید می‌توانیم این روند را تغییر دهیم.

حمیدرضا در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵


چه خاطره هایی برام زنده شد… دانشجوبودم که این شعر رابه طورکامل حفظ کردم تا استاد ادبیاتم خانم احمدی را خوشحال کنم. چقدر شور داشتم وچقدر زود عشق به من اثر میکرد این ترکیب بند از شعرهای موردعلاقه من است وگهگاه ازابیاتش برای بیان احساسم استفاده میکنم مثلا سوم دبیرستان معلم زبان خیلی سختگیربود روی تخته براش نوشتم:گر ز آزردن من هست غرض مردن من مردم آزارمکش از پی آزردن من!!!

فهیمه شهباز در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ گلهٔ یار دل‌آزار


۱- بیت اول تلمیحی است به داستان عیسی که در آسمان چهارم یعنی فلک خورشید به علت داشتن سوزنی در جیبش متوقف ماند و از سیر در آسمانهای فراتر باز ماند . در این بیت صائب خود را تشبیه به مسیح نموده که با نهایت تجرد یعنی قطع علایق دنیوی نمودن به علت اندک خرده ای که خود نیز از آن آگاه نیست از سیری باز مانده و در مصرع دوم در دو کنایه مفهوم بیت را کامل می کند که هر آنچه از آن دامن فراهم می آورم یعنی دامن خود را از تعلقات جمع می کنم و دور می نمایم همان از گریبانم به در می آید چون سوزنی که در جیب عیسی مأوی یافت .

Anonymous در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۱۰


در همۀ اشعار دیگر نیز ( که شامل واژۀ “مؤمن” میباشند) این اشتباه موجود است !
با تشکر.

س. ص. در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۸:۵۳ دربارهٔ بخش ۲۳ - تشبیه مغفلی کی عمر ضایع کند و وقت مرگ در آن تنگاتنگ توبه و استغفار کردن گیرد به تعزیت داشتن شیعهٔ اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است


اغلاط املائی:
در سرتاسر “گنجور” واژه های “مؤمن” و “مؤمنان” بغلط “ممن” و “ممنان” نوشته شده اند!
با تشکر.

پاسخ: بله! همینطور است و این اشکال از ری‌را به ارث رسیده (در واقع ری‌را گویا با نویسه‌ی «ؤ» مشکل داشته)! در این شعر دو مورد کلمه‌ی «ممنان» با «مؤمنان» جایگزین شد.

س. ص. در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۸:۴۱ دربارهٔ بخش ۱۲۹ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلوات‌الله علیه فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را چاکری کودکی خلم آلودمان هم می‌فرماید الی آخره


[صفحهٔ اول] … [۲۶۷۷] [۲۶۷۸] [۲۶۷۹] [۲۶۸۰] [۲۶۸۱] … [صفحهٔ آخر]