گنجور

حاشیه‌ها

 

خیلی قشنگ بود اما کاشکی خسرو می مرد و فرهاد به شیرین میرسید.

mohadec در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ بخش ۵۷ - مناظره خسرو با فرهاد


با تشکر از توصیه “عماد” در مورد نام شعر، از شما خواستارم تصحیحی که در مورد بیت دهم انجام داده اید را برگردانید، زیرا در اصل شعر بجای “زکات” ، “زکوة” می باشد و چنین تغییری اصالت شعر را از بین خواهد برد

هادی م م در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی


با سلام
در نسخه ای خوانده ام که ” پسر نوح چو با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد” اما در این نسخه “با بدان یار گشت همسر لوط
خاندان نبوّتش گم شد” آمده است. کدام اصیلتر است؟

عباس کمالی در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۹:۲۴ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۴


“خیام در مصرع اول اشاره به صورت فلکی گاو دارد که در آسمان است . و در مصرع دوم به یکی از اعتقادات مردم قدیم اشاره می کند که عوام بر این معتقد بودندکره زمین بر شاخ گاوی قرار دارد و مثلا زلزله ها زمانی بوجود می آیند که زمین بر این شاخ می لغزد.”
با توجه به اشاره خرافه قرار داشتن زمین بر روی شاخ گاو، می توان پی برد که خیام از خرافه گرایی، انجماد فکری و قلبی و خشکه مقدسی مردم در همه اعصار گلایه دارد و تشبیه به حیوان که نماد بی انعطافی است کرده است

محمد در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۰:۳۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۴۴


۲۷/شما خودتون را در برابر زاهد سجاده نشینی ببینید که همیشه شما رو به پرهیز از همه خوشی ها چه حلال و چه غیر حلال دعوت میکنه

حال شما خودتون رو در برابر سودجو زاهد نمایی تصور کنید که دم از دین می زنه تا شما رو از حق محیروم کنه و شما رو درگیر چیزهای سطحی کنه تا خودش راحت ملاصفتی کنه و بازار گرمی!

حال اگر شما خودتون رو جای خیام بذارین برای آگاه کردن مردم بهشون میگید که: مرئم به این سودجو زاهدنما اهمیت ندین و بگین که من سهم و حقم رو می حوام ولو به قول تو حرام. من می ئونم و حساب و کتاب اون دنیا.

محمد در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۰:۲۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۱


شما خودتون را در برابر زاهد سجاده نشینی ببینید که همیشه شما رو به پرهیز از همه خوشی ها چه حلال و چه غیر حلال دعوت میکنه

حال شما خودتون رو در برابر سودجو زاهد نمایی تصور کنید که دم از دین می زنه تا شما رو از حق محیروم کنه و شما رو درگیر چیزهای سطحی کنه تا خودش راحت ملاصفتی کنه و بازار گرمی!

حال اگر شما خودتون رو جای خیام بذارین برای آگاه کردن مردم بهشون میگید که: مرئم به این سودجو زاهدنما اهمیت ندین و بگین که من سهم و حقم رو می حوام ولو به قول تو حرام. من می ئونم و حساب و کتاب اون دنیا.

محمد در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۰:۲۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۱


با سلام
به نظر می رسد که در بیت دهم باید عبارت “ده لی” به شکل “دلی” نوشته شود
dali
این کلمه به معنی دیوانه است
مفهوم بیت :
گاهی عروسیت را به یاد می آورم و مانند دیوانگان هلهله می کنم

بابک عبدکریمی در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ قاصد


وئرسهنده الیوی قارداشیوین سیر داشی سن سن

وئر گیلن بیر لیک الین بیرده دماونده اونون یولداشی سن سن

اوندان آیریلما آماندی

یولوموز چندی دوماندی

ابراهیم در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ سهندیم


فقط می خواستم جواب دوست اول را بدهم، شما معنی آیه را درست متوجه نشده ای،معنی درست این آیه با توجه به قواعد عربی به این صورت است: ” ای انسان تو رنج کشیده (کادح اسم فاعل است)،به سوی پروردگارت می روی، چه رنجی ! و او را ملاقات خواهی کرد. دوست عزیز بهتر است همیشه به دنبال معنی درست آیه باشی، البته به شما حق می دهم، متاسفانه بسیاری از آیه ها حتی توسط مترجمان معروف به درستی معنا نشده اند، لذا این موجب می شود که در فهم آیه دچار مشکل شویم، مثلا من همین حالا در حال جستجو برای یافتن معنی درست آیه مذکور که آیه ای تکان دهنده در قران است بودم، چون معنی این آیه متضمن این اصل اساسی است که زندگی انسانها سراسر رنج و مشقت خواهد بود که امروزه بسیاری از متفکران و فیلسوفان به آن اذعان دارند یعنی چیزی به نام رفاه در دنیای بشری موجودیت ندارد و آنچه به اسم رفاه مطرح است فاصله بین دو رنج می باشد، که این بحث مفصل است، برویم سر اصل مطلب، اشکال شما این است که می گویی انسان در راه رسیدن به پروردگار دچار زحمت می شود و این کاملا غلط است چرا که اگر توجه کنید به قول مولانا معنی قرآن ز قرآن بپرس، در آیه های بعدی خداوند می فرماید که گروهی کافر و گروهی مومن هستند و اگر حرف شما درست باشد دور از عقل است که بگوییم کافران هم در راه رسیده به خدا متحمل زحمت می شوند چرا که آنها به کل منکر خدا هستند. من زیاد اهل نظر دادن نیستم اما دلم نیامد تصحیح نکنم ، امیدوارم دوست عزیر از من ناراحت نشده باشید. موفق باشید.

یعقوب در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴۴


سطر اول قبول بنظر درست است

..-ش در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۹:۱۵ دربارهٔ مدح امیرالمومنین ابوبکر


دربیت ۶واژه “معونت”به غلط نوشته شده زیرا معونت به معنای یاری کردن و درحالیکه در اینجا منظور انوری خرجی درآوردن است بنابراین به احتمال قریب به یقین”مؤونت”به معنای خرجی،لوازم معیشت و…باید باشد

مجید رشیدیان در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۸:۵۸ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸ - در مذمت شعر و شاعری و فضیلت علم و حکمت


به نظر من منظور خیام در این شعر این است که انسان باید از خواب غفلت بیدار شود،چون زمان مرگ انسان ها مشخص نیست و انسان ها بعد از مرگ حسرت فرصت های از دست رفته را میخورند

رضا.ب در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۸:۲۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۲۳


به نظر من منظور خیام در این شعر این است که انسان باید از خواب غفلت بیدار شود،چون زمان مرگ انسان ها مشخص نیست و انسان ها بعد از مرگ حصرت فرصت های از دست رفته را میخورند

رضا.ب در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۸:۲۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۲۳


گویند نظر به روی خوبان
نهی ست نه این نظر که ماراست
شبیه این بیت در غزلی دیگر می فرماید:
تو همین مگوی سعدی که نظر گناه باشد
گنه است بر گرفتن نظر از چنین جمالی
ای کاش می نوانستم معنی دقیق این نوع نظر خاص سعدی را دریابم. آیا این یک نظر فبزیکی است که در واقعیت رخ می دهد؟ اگر اینگونه باشد با این بیت در غزلی دیگر تناقض دارد که:
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
پس قاعدتا نظری به غیر از نگاه کردن معمول و مستقیم باشد. شاید چیزی از جنس خیال و یا کشف!

احسان بهزادنژاد در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۸:۰۸ دربارهٔ غزل ۴۴


این‏ ‏شعر‏ ‏مورد‏ ‏علاقة‏ ‏منه‏ مثل‏ ‏این‏ ‏تا‏ ‏حالا‏ ‏نخوندم

مرضیه در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۱:۲۴ دربارهٔ بخش ۵۷ - مناظره خسرو با فرهاد


با نظر اخر دوستمون موافق نیستم چون فلسفه از دین مشتق شد و علم هم از فلسفه و علم مارو اینجا رسوند

kamal در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۴


زنده باد فامیل دور

Anonymous در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۴


بیت چهارم به لحاظ وزن باید اینگونه باشد:

رفت از خود و حیرت به جاست

بیت دهم نیز باید این گونه باشد:

باید اول گام از هستی گذشت

هومت در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۹


با سلام
فکر میکنم بیت ششم به جای “به دل گویم که چون مردان صبوری کن دلم گوید

نه مردم نی زن ار از غم ز زن تا مرد می دانم”
باید” به دل گویم که چون مردان صبوری کن،دلم گوید

نه مردم نی زن،گر از غم ز زن تا مرد می دانم ” باشد که اشتباهی تایپی است.
ممنون.

مجتبی در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۶:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۳۵


بیت: در گوش نهاده به زیر پرده چون حلقه نهاده گوش بر در
قطعا اشتباهی در تایپ و چاپ رخ داده است. احتمالا مصرع اول چیزی مثل: “… به زیر پرده اندر” بوده است.

و در پاسخ فاطمه خانم:
در بیت یاد شده، یعنی: در حلقه آن بتان چون حور & می رفت چنان که چشم به دور
اشتباه از نظامی نیست! اینجا فقط وقت تایپ، واژه “بد” به “به ” تبدیل شده است . مصرع درست این بوده است” می رفت چنان که چشم بد دور.

نسرین ر. ایرانی در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۲:۴۶ دربارهٔ بخش ۱۹ - در احوال لیلی


[صفحهٔ اول] … [۲۶۷۷] [۲۶۷۸] [۲۶۷۹] [۲۶۸۰] [۲۶۸۱] … [صفحهٔ آخر]