گنجور

حاشیه‌ها

 

این مطالبی که می فرمایید برداشته عده ای ست از این شعر و ممکن است بعضی دیگر هم برداشت دیگری داشته باشند.
نمی دانم چرا این نظرات از قول حافظ بیان می کنند؟ به جای اینکه از قول خودشان بگویند.

-_- در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۵


آقای مازیار در این که در حافظ در شعر «بود آیا که در میکده ها …» از عراقی تقلید کرده هیچ شکی نیست هما نطور که از سعدی و خاجو و اوحدی و …. تقلید کرده . حال این توجیه کردن شما چه باشد؟

امیر در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۸۸


مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی واو به جا آورد…

این بیت هم برای حضرت آدم وهم امیرالمومنین و هم ابراهیم خلیل الله مصداق داره

ولی از کل غزل به نظرم مصداق حضرت ابراهیم زیباتره
که در اینجا پیر مغان منظور اباعبدالله الحسین است و شیخ حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام…

دلاوار در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۵


نمی دونم کجا شنیدم یا این که منبع موثقی داره یا نه اما این بیت هم فکر می کنم مربوط به همین شعر باشه:

ور نبود دلبر همخوابه پیش // دست توان کرد در آغوش خویش

ابوطالب رحیمی در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ شمارهٔ ۱


بیت اول بیرای درسته که با بیدتر هم وزنه .و لابته اگه شعر معنی بشه مفهومش رو از دست می ده.به جای معنی کردن شعر بار دستوری و ادبی ادبیات خودمون رو گسترش بدیم.ممنون

محمد در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ بخش ۱


یکی یهود و مسلمان نزاع می‌کردند
چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم
به طیره گفت مسلمان گرین قباله من
درست نیست خدایا یهود میرانم
یهود گفت به تورات می‌خورم سوگند
وگر خلاف کنم چو تو مسلمانم
گر از بسیط زمین عقل منهدم گردد
به‌خود گمان نبرد هیچکس که نادانم

نگین در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۴


گمان میرود با افزودن ز وزن شعر متوازن گردد

نیابد سر (( ز ))لطف ما مگر آن جان که بگزیدم

داریوش راد در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۲۴


ای کاش این شعر شیخ بهایی در زمان ما بیشتر مورد توجه قرار می گرفت

سید در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ شمارهٔ ۱


سلام
به بی دین ( که اسمش هم روشه!) و مریم میگم که بهتره دایره ی مطالعات و تحقیقاتتون رو درباره ی ادبیات و شعر فقط کمی بیشتر کنند تا متوجه بشن که چقدر بی سواد و نا پختن. راهنمایی میکنم به تفسیر دکتر الهی قمشه ای دربارهی این غزل حافظ مراجعه کنن تا درک کنن که منظور حافظ از سرودن این اشعار زیبا خاصه امام حسین علیه السلام و شهدای گرانقدر کربلا است.
متاسفم از اینکه هرکسی به خود اجازه میده با گزافه گویی و اوهامی که در مغز بیمارش هست اینگونه سخنان رو ایراد کنه.

روزبه در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۴


مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف

فاطمه در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح شاه طهماسب


مفعول مفاعیل مفاعیلن فع
هزج مثمن اخرب مکفوف ابتر

فاطمه در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ شمارهٔ ۴ - وله ایضا


مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن
مضارع مثمن اخرب

فاطمه در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ شمارهٔ ۳ - وله ایضا


مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
مجتث مثمن مخبون محذوف

فاطمه در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ شمارهٔ ۲


وزن:فعولن فعولن فعولن فعل
متقارب مثمن محذوف

فاطمه در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ شمارهٔ ۱ - ایضا در مرثیه


مصراع دوم بیت دوم باید چنین باشد
هر دلی کو طالب این کیمیاست تصحیح تفضلی

لیلی ضیایی در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴


من تا این غزل را با خط شکسته خوشنویسی نکردم به زیبایی های پنهان ان پی نبردم کاش میشد انرا برایتان اپلود کنم تا قضاوت کنید . سپاس

پرنیان در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳


با سلام
عبید هم با تمام فراز و فرود های کلام تلخ وگزندگی شیرینی وحلاوت اشعارش چون تمام شعرا (تقریبا) عشق و عاشق شدن را و رمز عشق یعنی عدم وصال به معشوق را نیکو وصف نموده . دلنشین بود. ممنون

سعید ا در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲


وزن: فاعلاتن مفاعلن فع لن
خفیف مسدس مخبون اصلم

فاطمه در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در مدح شاه طهماسب صفوی


این دوبیتی مشهوربسیارجذاب و پرکشش است.حدیث دل را بیان می کند.بازبانی ساده و لبریزاز عاطفه.اهل دل را از خود سرمست می سازد.

محسن اعلا در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۲۳


در بیت ۲۲مصراع دوم چنین باید باشد
که کرد پرده زربفت شب به تیغ قبا

لیلی ضیایی در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴


[صفحهٔ اول] … [۲۶۷۷] [۲۶۷۸] [۲۶۷۹] [۲۶۸۰] [۲۶۸۱] … [صفحهٔ آخر]