گنجور

حاشیه‌ها

 

بیت ۸ از آخر «جویت» در مصراع اوّل تکرار شده است.

طغرل طهماسبی در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ نامهٔ دهم از زبان معشوق به عاشق


“تاسه” یک کلمه واحد است به معنی اندوه که به اشتباه تحریری، با فاصله و بصورت “تا سه” نوشته شده است

تایماز ق در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک


البته بیت ۱۳ آخر هجای بیت را کشیده بخوانیم به نظر درست می‌نماید، آیا این طور نیست؟

طغرل طهماسبی در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ در احوال خویش و صفت ممدوح


لطفاً قافیه‌ی بیت ۷ و بیت ۱۳ تصحیح گردد
با تشکر

طغرل طهماسبی در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ در احوال خویش و صفت ممدوح


پنج بیت مانده با آخر:
تو همچون گوهری و من چو خاشاک

نباشم لایق وصل تو خوش گردد روانم
به نظر می‌رسد با مصراع دوم بیت قبلی مشوّش شده. چرا که قافیه‌ی آن مشکل دارد !

طغرل طهماسبی در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ نامهٔ نهم از زبان عاشق به معشوق


بیت «زان نداری میوه‌ای مانند بید
کب رو بردی پی نان سپید» به صورت زیر اصلاح می گردد:
زان نداری میوه‌ای مانند بید
کابرو بردی پی نان سپید
(کابرو = مخفف “که آبرو”)

بلال بحرانی در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۹:۴۶ دربارهٔ بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیر المومنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم


گر عشق بودی سرلوحه کارم
گرم بودی خانه و بازارم
نبودی هیچ ستم در عالم
غم عشق بود شعف دلدارم
عباس ناظمی۱۳۸۹/۱۲/۱۴

عباس ناظمی در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۱ دربارهٔ گوهر عشق


سلام به همه دوستدارن عرفان
بیت دوم در بعضى نسخ با واو واقع شده یعنى این بیت معطوف شده به بیت اول
وانکه یک جرعه مى از دست تواند دادن
دست با شاهد مقصود در آغوشش باد

مجید باهر در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۵


با سلام

منظور چیست از؟ ” آخر کم از آنکه من بدانم که کیم؟ “

جهانگیر در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۲۹


سلام به همه مشتاقان مثنوى معنوى مولوى
یک بیت در اخیر حذف گردیده
و چون همه داستان هاى مثنوى مرتبط است این بیت در ربط به سابق و لاحق خود خیلى مهم بشمار میرود بیت چنین است
ور تو دعوى میکنى معنى بیار
گه مخور ورنه ز پس گردن مخار
داستان بعدى چنین آغاز میگردد
همچو فرعون مرصع کرده ریش
بر تر از موسى پریده از خریش

مجید باهر در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ بخش ۲۲ - دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود


احساس می شه در بیت آخر در مصرع دوم کلمه ی “چنانم” به اشتباه “چنانچم” نوشته شده. با تشکر.

میثاق در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۰ - گله عاشق


با سللام
کار بسیار بالا و والائی امجام یافته است که جا دارد همت عالی شما را ستود.

بیت سوم طبق متن دکتر محمد پیمان چاپ سنائی ص.۲۰۱
خوشا آنکس که دامن چید از اغیار

با تشکر
خدا نگه دارتان
همتتان فزاینده باد

محسن حائری فرد در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۶۲


قالب و وزن این شعر چیست ؟

شخصی در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۸۵


بادرود وسپاس با توجه به گزیده غزلیات استاد کدکنی شما غزل رادرست نوشته بودید ونیازی به تغییر ان نبود غزل ۱۷۷ ص ۲۱۱ نبدست مرغ جان را جز او مطار دیگر و در مورد جز او در پانوشت توضیح داده شده بدرود

مولوی در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۸۵


..
بنظر میرسد دوستانیکه به رباعیات خیام علاقه دارند چنانکه علایق دینی داشته باشند به نفع دین چیزهائی ازاو دریافت میکنند واگربرعکس خلاف دین میاندیشند درتائید اندیشه خود ازاو برداشت هائی مینمایند
واقعیت ایتست که خیام در اندیشه ودرک عالی خود بجائی رسیده که از اندیشه همه گروهها وفرقه های مخالف وموافق عبور کرده وبه ساحت آزادگی دست یافته است ، ولی اهل هر فرقه وگروهی( چه موافق یا مخالف دین) میتوانند از آثاراو بهره ببرند و عملا هم اینطور شده و وهیچگاه در مصادره جمع خاصی قرار نگرفته است
مشهوراست که میگویند فرد درصورتی برجمع اثر گذار است که عضو آنها نباشد وبیطرف وازکنار سخن بگوید واین نکته ایست که صحتش به تجربه معلوم شده است

فضل الله شهیدی در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۲


شعرهای شهریار محشره
یه حال خاصی به آدم دست می ده وقتی شعراش رو میخونی
خدایش رحمت کند و با معصومین محشورش نماید

فقط اگه شرحی از شعرهاش می گذاشتید عالی بودیعنی مناسبت سرودن شعرش مثلا بعضی شعرهاش رو وقتی یه اتفاق خاصی براش رخ می داده می سروده

abozar در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۱ - وا جوانی


لعت نامه ی دهخدا می گوید
خورشید سواران یعنی سخرخیزان
دوبار کلیک روی واژه بکنید شما را می برد به لغت نامه ی دهخدا

رسته در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ بخش ۲۳ - حکایت نوشیروان با وزیر خود


این رباعی بسیار پر مایه و ظریف است
منظور خیام بر وضعیت اجرام فلکی از جمله محوریت خورشید و چرخش زمین به دور آن است این در حالیست که قران صراحتا از حرکت خورشید سخن میگوید. همان حرکتی که مردم هر روز به چشم خود میدیدند ! از مشرق به مغرب.و از نظر خیام این اختلاف مایه تردید و شک خردمندان به قرآن است.در بیت دوم نیز ضمن به تقابل کشیدن خرد که مایه ایرانی دارد با تدبیر که مایه اسلامی قرآنی دارد پیروان مکتب اسلامی را سر گردان دانسته و خواننده را به خرد دعوت میکند.

محمود در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۵۹


@اکبر خدابخش جلفائی:
به نظر من «خیلی» در اینجا یک کلمه نیست و یای آن مجزاست (یک خیل، جمعیتی)، این اتفاقاً با توجه به آن که مبالغۀ بیشتری از «خیلِ» دارد به نظر من، به کلام سعدی نزدیکتر است.

حمیدرضا در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ غزل ۶۳۶


فکر می کنم مصراع اول بیت هفتم این چنین درست باشد : چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که گر روزی

هستی در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ تکه ۱


[صفحهٔ اول] … [۲۶۷۷] [۲۶۷۸] [۲۶۷۹] [۲۶۸۰] [۲۶۸۱] … [صفحهٔ آخر]