گنجور

حاشیه‌ها

نِیِستان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳۶:

من زخم ترا به هیچ مرهم ندهم
“یک“ موی ترا بهر دو عالم ندهم
گفتم جان را بیار محرم “بدهم“
از گفتهٔ خود بیش دهم کم ندهم
❋ بدیع‌الزمان فروزانفر ❋

با سپاس فراوان از دست اندرکاران گرامی
سایت ارزشمند گنجور

نِیِستان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳۵:

با دهر فراق “پیشه“ می‌آشفتم

❋ بدیع‌الزمان فروزانفر ❋

با سپاس فراوان از دست اندرکاران گرامی
سایت ارزشمند گنجور

نِیِستان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳۲:

بگذر تو ز “خورشید“ که آن بر فلک است
خورشید نگر که در زمین می‌بینم
❋ بدیع‌الزمان فروزانفر ❋

با سپاس فراوان از دست اندرکاران گرامی
سایت ارزشمند گنجور

نِیِستان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲۵:

مردم “زغم“ عشق دمی در من دم
تا زندهٔ جاوید شوم زان یکدم
گفتی که به وصل با تو همدم باشم
گو “تا“ که کجا “شوم“ نداری همدم

❋ بدیع‌الزمان فروزانفر ❋
با سپاس فراوان از دست اندرکاران گرامی
سایت ارزشمند گنجور

علی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:

در هوس خیال او همچو هلال گشته ام
یعنی مثل هلال ماه لاغر شدم
در مصرع بعد هم چون نام قمر آورده شده محتمل تر همان هلال است

مهدی مهاجر در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

بیت اول مرا یاد این بیت از سعدی انداخت:
از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم
همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم

منوچهر در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۸۷:

مصرع دوم بیت اول را اینگونه شنیده بودم ای رازق رزق در گشایی بفرست

علیرضا جلیلوند در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مراثی » در زوال خلافت بنی‌عباس:

با سلام دوستان عزیزمن احتمالا درست این است که بیشتر مترجمان نهضت ترجمه از حوضه دانشگاه جندی شاپور بودند ودر زمان مامون وهارون این کارها انجام شد ان دانشمندان از حوضه خراسان بودند به سبب دوری از مرکز خلافت اندیشه ازادتری داشتند نباید فراموش کنیم که عرق ملی وناسیونالست ایرانی با ظهور وبروز شاه اسماعیل بزرگ شروع شده بعداز حمله مغول تنها جند خانواده بزرک مثل نوبختیان لیثیان اسپبدان مازندران وفردوسی بزرگ بود که حدود ایران ساسانی را میدانستند درنتیجه نه به سعدی بزرگ ونه خواجه نصیر نمیتوان گفت عرق ملی نداشتند وباز هم نمیتوان گفت علوم از زمان سامانیان شروع شد وبا مرگ عباسیان تمام شد باید بدانیم چهار خلیفه اول عباسی تعصب مذهبی نداشتند به خصوص مامون که اجازه ترجمه کتب یونانی راداد اگر تاریخ طبری بزرگ را بخوانیم میگوید بیشتر از پنج هزار دانشمند در زمان عباسیان بعد از مامون به جرم زندقه سر بریده شدند سوختند به چاه افتاند مثل عبداله ابن مقفع بزرگ که تکه تکه شد ودر نهایت سوزانده شد یعنی مدرسه های دینی باز شد ومدارس علم بسته شد با ظهور کتاب تهافته الفلاسفه امام محمد غزالی وچون دستورات اسلام خیلی به شرایط زندگی بیابان نشینان اسیای مرکزی مثل غزنویان میخورد سیر تخریب علوم فلسفی شدت گرفت وعلوم خشک دینی جایگزین مدارس شد اما در کل زوال عباسیان باعث شد ایران از طرف غرب نفس بکشد وشرایط سیصد سال بعد برای انقلاب بزرگ صفویان اماده شود تا ایران بعد از هزار سال دوباره شاهنشاهی با شکوهی شود فراموش نکنیم دستگاه خلافت ازیکسو وترکان اسیای مرکزی از یکسو ایران را جون دولبه قیچی در بر گرفته بودند نتیجه میگیریم کار خواجه نصیر بزرگ وبا شکوه بوده وبه درستی لقب استاد بشر برازنده اوست همانگونه که استاد سخن برازنده حضرت سعدی بزرگ است بعد از جنگ نهاوند که اخرین جنگ ملی ما بود تا جنگ چالدران هزار سال چنگ ملی نداشتیم اگر جنگ چالدران را بخوانیم میبینیم شاه اسماعیل موفق شد همه اقوام ایران را با سرعت در جنگ چالدران وارد کندواین اغاز ناسیونالیست ایرانی بوده تا امروزممنون

ساسان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ فردوسی » هجونامه (منتسب):

با سپاس از آقای پرهیزکاری
گمان کنم سروده ، این گونه درست تر باشد
درختی که تلخ‌است وی را سرشت
گرش بر نشانی به باغ بهشت
وراز جوی خلدش به هنگام آب
به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب
سرانجام تلخی به کار آورد
همان میوۀ تلخ بار آورد

احسان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰۹:

بانگ جوشاجوش آمد بامدادان مر مرا
بوی خوش می‌آیدم از قلیه و بورانیی
این بیت نشان میده همسر مولانا دست پخت خوبی داشته :))

رامین در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۱۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱:

اینکه ابوسعید گبر را با بت پرست و کافر همراه اورده دوست نداشتم

سید علی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۵:

اقا کمال اگه اشتباه نکنم .چرا جمع اشعارو مینویسید ؟

.. در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۹:

هست سودای تو بر بالای تو..

میثم رییسیان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش پایانی » (۱۴) حکایت بشر حافی که نام حق تعالی بمشک بیالود:

سلام.حکایت بسیار زیبایی است. به همه دوستان پیشنهاد خوندن میدم.
بِشْر(بُشْر) بن حارث مَروزی مشهور به بِشر حافی (150-227ق) از زهاد و از مشایخ صوفیه در قرن سوم قمری است. بشر را به دلیل اینکه کفش نمی‌پوشید، حافی(پابرهنه) لقب داده‌اند. او روزگاری را در بغداد به لهو و لعب گذرانده بود. برخی از مورخان در باب توبه اوآورده‎اند: بشر کاغذپاره‌ای را که اسم خدا بر آن نوشته شده بود، از سر راه برداشت آن را خوشبو کرد و در شکاف دیواری جای داد؛ شب در عالم خواب به او گفته شد که چون نام خدا را از زمین برداشتی و معطر کردی، خدا نیز تو را در دنیا و آخرت نیک‌نام می‌کند و همین خواب سبب توبه او شد. که عطار به ای داستان اشاره کرده است و این چنین آرزویی برای خود خواستار شد.
بنابر برخی منابع دیگر،بشرحافی تحت تأثیر سخنان امام کاظم (ع) توبه کرده است. هنگامی که امام کاظم (ع) از کنار خانه او می‌گذشت، صدای ساز و آواز از خانه او بلند بود. موسی بن جعفر از کنیزی که از منزل بشر بیرون آمد پرسید: صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟ کنیز در پاسخ گفت: او آزاد است. امام فرمود: راست گفتی! اگر او بنده بود از مولای خود می‌ترسید. وقتی که کنیز وارد خانه شد، بشر را از برخورد امام کاظم (ع) با خود آگاه کرد (بدون آن که موسی بن جعفر را شناخته باشد). بشر با پای برهنه از خانه بیرون آمد و به دنبال امام کاظم (ع) راه افتاد و در نتیجه گفتگویی با وی، توبه کرد. درباره اینکه چرا کفش نمی‌پوشید، گفته‌اند: چون در دیداری که با امام کاظم (ع) داشت، پابرهنه بود، به احترام این ملاقات، کفش نمی‌پوشید. گفته شده است هنگامی که از او پرسیدند که چرا کفش نمی‌پوشی؟ در پاسخ گفت: آن روز که با خدا آشتی کردم، پای برهنه بودم و اکنون شرم دارم که کفش در پای کنم همچنین زمین بساط حق است و روا نیست که بر بساط او با کفش گام بردارم.

علی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در ستایش حضرت علی «ع»:

که نسر چرخ چو مرغایی است بر سر آب
مرغابی صحیح تر به نظر می رسد.

الرحمن در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۰:

در خانه دل جستی در را ز درون بستی
مشکات و زجاجم من یا نور علی نورم
اشاره به آیه 35 سوره نور، این بیت و بویژه مصرع دوم با ترکیب بی نظیری بخشی از عظمت این آیه رو نشون میده.
پروردگارا ، با همه سربه هوایی ، دنیا طلبی و روزمرگی هایی که کم کم می‌رفت که دل و جانم را تسخیر کنند ، در وجود من رخنه کردی، آنطور که توجه من را به خودت جلب کردی و هیچ راهی به جز توجه به خودت برایم باقی نگذاشتی و مرا با عشق به سوی خود کشاندی، و اکنون نسبت به تو به مرحله ای از ادراک رسیدم ، منتهی نمیدانم که من مانند همان چراغدان و شیشه ای هستم که نوری (اشاره به خدا) درون من قرار گرفته و وجودم را به هدایتش روشنایی بخشیده یا اینکه من خود نوری هستم و نور دیگری در وجودم قرار گرفته و آگاهی و ادراک مرا صدچندان کرده.( تعابیر و تفاسیر زیادی از آیه نور وجود دارد ، از جمله تفسیر مشکات و زجاج به حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) و نور علی نور به امامان که یکی پس از دیگری آمده آمد)

شروین در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۴:

روز و شب از آتش قهر تو سوزانم چو شمع
از غم هجر رُخت نالان و گریانم چو شمع

بیش از این از آتش خشمت مسوزان قلب من
بر سر آتش دارم و آتش به دامانم چو شمع

zohresadr در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱ - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد:

آقای دنیل شریفی ' با این نظر شما بسیار موافقم که گفتید : اهالی فرنگستان پاره اوازها را خوش می دانند و سامعه ایشان متلذذ می شود که آن آوازها و نغمات به گوش اهل مشرق زمین صدای زوزه و خوار می اید.
خدایی موسیقی کلاسیک عربی مخصوصا شاهکارهای غیر قابل تکرار ام کلثوم کجا و این سبک های اخیر و نوظهور کجا

برگ بی برگی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:

این غزل زیبا به تازگی در برنامه شماره 757 گنج حضور آقای پرویز شهبازی به زیبایی و بطور مبسوط شرح داده شده است .
با آرزوی توفیق همه دوستان گنجوری و خودم برای درک و عمل به رهنمود های زندگی ساز مولانا

محمد در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۶ - کبک انجیری، خرگوش و گربهٔ روزه‌دار:

در پاسخ آخرین کامنت باید عرض شود که واژه الف با کسر حرف اول، صحیح است و معنای آن هم معادل الفت است.

۱
۲۶۷۶
۲۶۷۷
۲۶۷۸
۲۶۷۹
۲۶۸۰
۵۷۲۳