گنجور

حاشیه‌ها

غالب در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:

منظور فردوسی از
زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش
چه کسانیه؟ ممنون

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۵:

..........آن دل که نه بی خود است زیر لگد است.
انسان با مصاحبت و دیدن اغیار یا انسانهای نیک و بد و متفاوت باهم رشد میکند و قوی میشود پس جهت اتحاد یا یکی شدن بدنیا آمده. و دلی که بی خود(نه غیر خود)باشد و همه انسانها(نیک و بد)را یکی نداند و بااغیار متحد نگردد تنها و در رنج است..

نویب در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۹ - بازگشتن به حکایت علی کرم الله وجهه و مسامحت کردن او با خونی خویش:

نوال = بهره - عطا - نصیب

مرتضی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۱:

سراینده این شعر واقعا حضرت سعدی است؟ در جایی خواندم از شیخ ابولحسن خرقانی است!
لطفا برای آگاهی بنده ؛ اگر کسی اطلاعی دارد اعلام بفرماید... سپاسگزام

مامیترا در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

با سلام
در بیت های 11 آمده:
نی حریف هرکه از یاری برید
پرده‌هااش پرده‌های ما درید
باید "پرده‌هایش" باشه
دربیت 12 هم آمده:
همچو نی زهری و تریاقی کی دید
همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید
باید اینطور باشه:
همچو نی زهری و تریاقی که دید؟
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟

احمد لماس در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱:

در مصرع آخر زنجی به احتمال قوی رنجی بوده است که سهوا اینگونه درج شده است.

کورش در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:

درود بر عزیزان
بداهه تقدیمتان
حال من حال نجیبی است که در کوچه تنگ
نظری بر تن اش از بوالهوسی افتاده است

غلامحسین مراقبی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۳۷ - مدح و قدح:

سال‌ها ره است ای بی‌علم لات
این پاره کاستی دارد. درست آن این است:
سال‌ها راه است، ای بی‌علم لات

خسروساسان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲:

بَدی (= باشی):
بدو گفت جندل که خرّم بدی همیشه زتو دور دستِ بدی
«بَدی»: در لت ِ اول کوتاه شده ی بادی = باشی است. خرّم بدی: شاد باشی./ بدی در لت دوم: بلا؛ پیشامد بد./
بُوی:
بدان ای سرِ مایه تازیان کز اختر بوی جاودان بی زیان
«بُوی»: باشی./ سرِ مایه: مهتر، بزرگتر./ لت ِ دوم یعنی تا ابد ستاره بخت تو برایت بی‌گزند باشد.کنایه از این که روزگار به کام ِ تو باد.

خسروساسان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲:

درود.
تا مشک بوید بر گاه بوییدن:
مرا گفت شاه یمن را بگوی که بر گاه تا مشک بوید ببوی
« تا مشک بوید بر گاه بوییدن»: جمله دعایی است یعنی تا زمانی که مشک بوی خوش می‌دهد (یعنی تا ابد چون مشک همیشه بوی خوب می‌دهد) تو در مسند پادشاهی جاودانه بمانی./ «ببوی»: فعل امر است از بودن به معنی بباش.

دیگر مپرس از من نشان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸:

ذکر رخ و زلف تو دلم را
وردیست که صبح و شام دارد
ماه رمضان1440ق

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۳:

در مهر دلت مهر گسل پیدا نیست یعنی مهر وعلامت و نشانه ای از گسل در عشق تو نیست و همیشه وپیوسته مهر حق به دل حق جو بوده و میباشد.

سعید در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

در بیتِ ششم به نظر میاد بایست به جای «مژده‌ای» واژه‌ی «مژده‌ی» قرار بگیره تا معنا درست باشه.
البته از اونچه در نسخ اومده خبر ندارم.

محمد عسگری - وفا - در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:

با سلام و احترام به همه حاشیه نویسان گرامی و عاشقان شعر و ادب. به عرض میرساند که قصاب بعد از سر بریدن گوسفند در نقطه ای از قسمت داخلی پوست پای جلو و به بیان مشهور و عرفی، «دست» حیوان، سوراخی ایجاد و سپس در پوست کشته می دمد تا با متورم کردن آن، جداکردن پوست امکان پذیر باشد. بعد از دمیدن و باد کردن باید چنین کشته ای را تا ارتفاع مناسبی بالا بکشد و آنگاه شروع به کندن پوست کند. مولانا این دو نکته را در مثل خود مد نظر داشته است. دمیدن و بالا کشیدن.

محسن ، ۲ در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲۴:

کفاره شراب خوری های بی حساب
مخمور در میانه زندان نشستن است.
صائب
کفاره ی خطا و گناهان بی شمار
شرمنده پشت دست به دندان گزیدن است
” نیا “

شقایق عسگری در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳۲:

''نعره رعد را نگر چه اثر است در شجر
چند شکوفه و ثمر سرزند اندر آن فغان''
واقعا جالب بود که مولانا چندین قرن قبل تاثیر رعد و برق روی گیاهان و درختان میدونسته! نیتروژنی که در اثر صاعقه تولید میشه و توسط مولکولهای آب و خاک جذب گیاه و درخت میشه.

ایمان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲۴:

کفاره شراب خوری های بی حساب
مخمور در میانه زندان نشستن است

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷:

ازکر بودن یا....طاقت آن پیل کر است،بیشتر اشاره به سکوت وآرامش دارد ومیگوید درشب وسکوت دل به خدانزدیکترست وپس از آن شب ماچو روز به نور خدا روشن میگردد.

افشین در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۴:

درود دوستان
کسی میدونه مصرع 2 بیت 14 منظور از پا زد و برگشت سرم چیه؟
ممنون

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷:

آن شب که ترا به خواب بینم پیداست/چون روز شود چو روز دل پرغوغاست + آن پیل که دوش خواب هندستان دید/از بند بجست طاقت آن پیل کراست.
مولانا میگوید: در سکوت وآرامش شب که دل پر غوغا نیست یا در آرامشست خداوند را خواهد دید و شب ما چون روز روشن میشود.
فیلی که دیشب خواب رسیدن به هند یا نیاز دل خود را میبیند و رها میشود کر است و تحت تاثیر غیر از ندای درون نیست.

۱
۲۶۵۱
۲۶۵۲
۲۶۵۳
۲۶۵۴
۲۶۵۵
۵۷۲۳