هوت سلطان در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱:
ببینید من زمان فردوسی نبودم که بخوام نظر بدم ولی صد در صد مطمئنم که یک شاعر بزرگ بی دلیل و بی هدف شعر نمیگه مثلا خودم من گه گداری شعر میگم شاعر بزرگی همچو فردوسی یا حافظ یا مولانا نیستم ولی بی هدف شعر نمیگم و اون سست درسته نه مست
محمدحسن خانی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:
در مورد عرق چین بالا نوشتند که جسم هندسی است یا نوشتند دستگاه گلاب گیری و یا بالاتر نوشتند منظور بیا عرق مرا برچین
اینها هیچکدام نیست و اینقدر هم پیچیده نیست عرق چین نوعی کلاه بسیار نازک از جنس نخ یا ابریشم است که قدیم از زیر کلاه اصلی یا زیر دستار استفاده می شده است و کلاه اصلی را که بر می داشتند ضمن خشک شدن عرق خنکی نسیم را احساس می کردند
هانیه سلیمی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۴:
ماکو به همان طرف که انداخت
ای در کف صنع ما چو ماکو
دوستان کسی معنا یا تفسیری از این بیت به ذهنش میاد؟
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۲:
گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدم . مولوی
می گذاری با نخِ نگاه یک کبوتر هوا کنم ؟
به من آب می دهی که بخورم ؟ از همان آبی که در لیوانِ توست ...
من می خواهم بِدَوَم به من راه می دهی که بِدَوَم ؟ یک جاده اگر پیدا کنم که رویش غروب پاشیده شده باشد تا طلوعِ یک دِه یکریز خواهم دوید ...
تو که هستی ؟ رنگین کمانی بالای آب های خیالی که در آبی و سبز بودنشان شک هست . تو شبیه یک وضویی ، وضویی که من در روزهای سرد با آب سرد می گیرم ...
احمد آذرکمان ـ حسن آباد فشافویه ـ مربوط به رمضان 1384
پیوند به وبگاه بیرونی
مجتبی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳ - اشک ندامت:
وزن شعر {فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)} صحیح است، لطفاً تصحیح بفرمایید.
محسن ، ۲ در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:
احسان جان
گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
خیلی ساده می گوید : خبر نداری که کلاه از سرت افتاده، از بس که مستی
احسان در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:
سلام معنی این مصرع جی میشه؟
گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
امیر صدرالدینی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۹ - قاعده در شناخت عوالم پنهان و شرایط عروج بدان عوالم:
سلام
دوست عزیز اول، من هم علی رغم ایمانی که به شیخ محمود پیدا کردم، اونم بواسطه این که طبیعتا این همه جزئیات رو با این دقت بیان کرده، کما این که در اکثر موارد، علم قرنها بعد بهشون دست پیدا کرده، با جواب ها و جزئیاتی که با بالاترین های علم نجوم، فلسفه و فیزیک امروزه بهشون دست پیدا کردم از محمود شبستری، باز هم اینجا که شما سوال دارید گیر کردم، پس از جستجوی فراوان اولا که با نظر دوست دوممون موافقم و ثانیا خوندن این Article رو هم بهتون پیشنهاد میکنم :
پیوند به وبگاه بیرونی
مسعود شماعی زاده در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۲:
در پاسخ نادر عزیز:
غزلی که فرمودید (و با صدای دلنشین فاتح علیخان و همایون شجریان بسیار شنیدنی شده) از مولانا نیست. احتمالا یکی از دوستداران مولانا سروده و به نام او تخلص کرده است.
تهی دست در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:
با درود فراوان به همه رندان و جویندگان حقیقت
کریم جان شما اگر استفاده میکنی از مطلب های جناب رضا پس گفتن اینکه از دین زدگی چرا سخن میگه چیه !!!
سخن حافظ نقد کردن دین و برهم زدن چرخ واعظان و ساختن آدم نو هست و قلم رضا حقیقت سخن حافظ رو بیان میکنه شما اگر اهل دینداری هستی بشین پای منبر واعظ اینجا در این خراب آباد چکار میکنی ؟؟
سر تسلیم منو خشت در میکده هاست
مدعی گر نکند فهم سخن گو سروخشت
احمد در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۲:
چو از شاه شد گاه و میدان تهی
مه خورشید بادا مه سرو سهی
مه در اینجا همان نه است و باید به همان صورت هم ادا شود تا وزن شعر به هم نخورد. تهی هم باید به فتح اول خوانده شود.
نادر یزدان راد در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در گله از حاج اکبر نواب و مدح فخرالعلماء و ذخرالفضلاء ابولحسن الفسوی الشهیر به خان داماد فرماید:
بیت پنجاه و پنج تل و دمن غلط هست درستش:
نل و دمن می باشد.
دمن . [ دَ م َ ] (اِخ ) نام معشوقه ٔ نل بوده ، و قصه ٔ نل و دمن مشهور است .
بهرام مشهور در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
این یک یادآوری است به گردانندگان محترم گنجور : شما این رباعی را با شماره 61 در بخش ذرات گردنده از مجموعه کارهای زنده یاد صادق هدایت درست نوشته اید :
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ نمی شاید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
پس چرا در اینجا آنرا غلط نوشته اید و بجای زار ، باز و بجای نمی شاید ، نمی باید نوشته اید ؟ اگر غرض خدمت به ادب پارسی است خواهشمندم همت کرده و آنرا درست کنید . با سپاس
بهرام مشهور در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۵:
با سپاس از همه هموطنانی که صورت های دیگری از این رباعی را آورده اند . اما این رباعی با این عبارت که می نویسم برگرفته از کتاب عمرخیامی است که ادوارد فیتز جرالد از روی آن اشعار خیام را به انگلیسی برگردانده است :
گاوی است در آسمان قرین پروین
گاوی است دگر بر زِبَرَش جمله زمین
گر بینایی چشم حقیقت بگشا
زیر و زِبَرِ دو گاو مشتی خر بین
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
" خار بردارم اگر دست به خُرما نرسد - سعدی
در راه ِ هر خواسته ای یک بُریدگی ، چُمباتمه زده . یک بُریدگیِ مشکوک ، یک چُمباتمگی معنا دار . میان راه و بُریدگی ، یک نَوَسان مشغول بازیست . یک نوسان که گاهی فلسفه می بافد و گاهی شعر می چَراند ...
راهرو به درازی ِریسمانش ، به اندازه ی کِش آمدن چشم هایش از راه ، ارث می برد .
اگر مقصد ، از سرِ جایش تکان نخورد ، اگر راه با انحنایش بازی اش نگیرد ، آینه ی من خُرما را باردار خواهد شد و اگر نه که آتشم خار را سقط نخواهد کرد ...
هر چند که سکوت ، همیشه پابرهنه با من مسابقه می دهد ولی عرق من همیشه قبل از عرقِ سکوت ، از جالباسی مشترکمان می چکد ...
احمد آذرکمان ـ حسن آباد فشافویه ـ مربوط به تابستان 1394
این مطلب قبلا در یکی از گروه های تلگرامی منتشر شده بود
پیوند به وبگاه بیرونی
همایون شیخ رباط در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:
درود بر جناب برمکی ارادتمندم ایرادات وارده بنده بر شعر قبول دارم چون بنده اوزان شعر را بلد نیستم در واقع هیچ آموزشی در مورد شعر ندیدم و این شعر را هم حالت مثنوی دارد خودم قبول دارم غزل نیست بنده جوان هستم و علاقمند به شعر کهن انشالله عمری بود قصد دارم وزن ها را یاد بگیرم که بتوانم بهتر شعر بگم ممنونم از راهنماییتون
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۲۹:
... من مانده ام و چشمی که هرگز شخم نخورد . من مانده ام و سکوت هایی که مُشت مُشت ، بذر داشتند و دریغ از یکی که به چشم من برسد . بی صبحانه نماندم . کمی تنهایی بود که شیرین کنم . کمی کلمه لای سفره ام بود که تنهایی را خالی ننوشم . نه بی صبحانه نماندم . از تو فقط لباس هایت یادم می آید . تو یک سره زیر کلمه ها چُرت می زدی . لباس هایت کم نبود کلمه ها را هم از رو پوشیده بودی ! من مانده بودم چرا گرمت نمی شود ؟ شاید برای این بود که من جُز تابستان ، فصل دیگری را نمی شناختم . من تو را در باغی می چرخاندم که نمی شناختمش . کی شروع شد ؟ انگار سال هاست که قدم هایم به خودم ، به تو نمی رسد . هر شب در باغ را می زنند . می روم در را باز می کنم . بیتی از رابعه ی بلخی است : عشق او باز اندر آوردم به بند / کوشش بیهوده نامد سودمند ...
احمد آذرکمان ـ حسن آباد فشافویه . تابستان 1394
این مطلب قبلا در یکی از گروه های تلگرامی منتشر شده بود .
۸ در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
جناب سامانی،
جایی دیگر می فرماید:
زگریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است
یک نکته ازین (مانا) گفتیم و همین.......
صابر در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۰:
درود خداوند بر حضرت مولانا. این شعر توسط یک هنرمند تاجیکستانی به قالب یک آهنگ بسیار زیبا درآمده
پیوند به وبگاه بیرونی
هوت سلطان در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱: